The first 200 lines.
>
همه کاری که باید امروز انجام بدم
اینه که به یاد نیارم
شاید
فقط این بار
بزار یه ذره راجبش فکر کنم، باشه؟
"سلام "تینا
اتفاقی افتاده؟
نه، فقط امسال نمیخوام بیام
چون تولد سیزده سالگیشه
گمون کنم
بهفهمم
از تنها زندگی کردن تو این خونه متنفرم
دلم برای "متیو" تنگ شده
دلم برای "کاساندرا" تنگ شده
دلم برای زندگی کردن تنگ شده
میری به شهر؟
آره
بسیار خوب
اونجا سرده؟ آره؟ البته که هست
"مت" هستم "پیج"
اسمت چیه؟ - Page.
"خوشبختم، "پیج
مرسی آره
سلام
چه خبر؟
خبر خاصی نیست
برنامه ای واسه رفتن داری؟
آره، تو چی؟
گفتش که میخواد جفتمون رو ببینه
خوبه...اینجا کمپرس شده اون پایین چجوریه؟
خوبه، مشکلی نداره
هیچ راهی نیست که من برم اون پایین
مشکلی نیست، تو همیشه "یه عذر و بهانه ای داری "متیو
آره
اون مسواک رو یادته که دوست داشت ازش استفاده کنه؟
همونی که مامانم بهش داد؟ آره
خوب، من یه دونه ازش پیدا کردم
شبیه همونه
کجا؟
تو یکی از اتاق ها
یه نفر باید جا گذاشته باشه
عجیبه
آره، عجیبه
باید برگردم سر کار
باشه، دوست دارم
منم دوست دارم
احساسی دارم شبیه
شلاق خوردن،اوکی
اما اگه شانسی برای به موقع تموم کردنش باشه
تو این کار رو میکنی، چون این کارته که به موقع تمومش کنی
منظورم اینه که
چند سالت بود وقتی کار جوشکاری رو برای من شروع کردی
چند سالت بودش؟
تو همه اون سال ها مثل یه دوست باهات رفتار کردم؟
هرگز
شاید الان باهات مثل پسرم رفتار کنم اما هیچ وقت مثل یه دوست نه
"مشکلت اینجاست "میکا تو با این بچه ها
مثل یه دوست رفتار میکنی اما اونا اینطور باهات رفتار نمیکنن
اونا کاسِبن
برات کار میکنن، دوستت نیستن
هی تو
این یه...این یه پیشرفت زیباست
ما...ما اولین فاز رو تو دو روز فروختیم
الان پریدی داخل و میتونی جایگاهتو تو حفره نهم داشته باشی
"وینش گری"
"کاراگاه "کورندوال
می خوام ازت چند تا سوال راجع به خیریه تو بپرسم یه موسسه خیریه ورزشی در زمینه فوتباله:Charity Ball که کارش فراهم کردن توپ فوتبال با کیفیت برای بچه های کشورهای فقیر جهانه
حرفی نداری؟
من یه اظهاریه به یکی از همکارات دادم
گوش کن، میتونیم این کار رو اینجا انجام بدیم یا بریم توی ایستگاه پلیس
هرجور تو بخوای
هی، اوکی، بشین
خانمی که به کاراگاه دانلوپ پیشنهاد سواری داده بود رو تا حالا دیدیش؟
نه تا حالا ندیدیش؟
نه
ندیدم، از کجا میدونی؟
"ناپدید شدن کاراگاه "دانلوپ ربطی به این خانم داره؟
گفتم داره؟
ببین، من یه اظهاریه دارم
با یه کاراگاهم صحبت کردم خوب
منظورم اینه که من واقعا نمیدونم دیگه چطور بهت کمک کنم؟
همسر شما تو هیئت مدیره این خیریست، درسته؟
آره اگه بشه میخوام باهاش صحبت کنم
باشه، در خدمتت هستیم
اون به هیچ کدوم از تماس هام جواب نداده خیلی بهش تلفن زدم
مطمئن میشم که جواب بده خوبه، مچکرم
یه چیز دیگه
یه نفر گزارش کرده که شما دوتا رو در حال صحبت کردن دیده
درباره چی بودش؟ من یه نظری دارم
راجبه اینکه چهرش تغییر کرده بوده
تو عکسی که اونشب ازش گرفته شده بود
این دلیلیه که نگه داشتیش؟
شما جلوی این وقتی داشتین صحبت میکردین دیده شدین؟
قبل اینکه گم بشه
چرا اینو نمیگیریش؟
جفتشو بگیر
امیدی هست که شما دوتا برگردین پیش هم؟
میدونی، ما همیشه حرف میزنیم، اونم زنگ میزنه
مثل یه مکالمه طولانی
بعضی وقتا حرف میزنه تا بخوابم
اما میترسه خودشو نشون بده
چرا؟
چون گناهکاره
چون این تقصیر اونه
همه چی تقصیر اونه
میدونی چیه، میخوام احساس گناه کنه
با عقل جور درمیاد
هیچ چیز دیگه اینطور نیست
اون گاوچرون؟
آره
بیا داخل
مرسی
"کاراگاه "جفری دورنوال سلام
سلام، جف
شما کارنامه کاری تاثیرگذاری دارید کاراگاه دورنوال
مرسی
چرا باید از جایگاهت تو بخش جنایی بگذری تا به تیم من ملحق بشی؟
این کارم همون مهارت ها رو میخواد
جز اینکه قربانیامون زنده هستند
برای یه تغییر گذشتت با بچه ها چیه؟
من خودمم بچه بودم
تا حالا جذبشون شدی؟
نه
زندگیه فانتزی ای داری؟
زندگیه فانتزیت شامل چیا میشه؟
زنای بالغ
مو قهوه ای، چشم رنگی
مجرد؟
آره
با کسی قرار میزاری؟
چند وقتی هست با کسی رابطه ندارم
دلیلش چیه؟
یه ذره پیچیدست
بشینید
این چیزیه که باهاش سر و کا داریم
حاضری؟
آره
یا عیسی مسیح
ما هر روز به این جور عکسا و فیلم ها نگاه میکنیم
کودکان مورد آزار قرار میگیرند
و وقتی همه دارن آنلاین میبینن شکنجه میشن
کار ما اینجور که به نظر میاد نیست
کسانی که این کارو با بچه ها انجام میدن
کودک آزاران ( پدوفلیا : یه بیماری روانیه که افراد بالغ یا بزرگسال بهش مبتلا میشن که شامل آزار و اذیت کودکان به خصوص آزار جنسی میشه که کودکان ( از سن 11 سال به پایین رو شامل میشه میخوام جلوشونو بگیرم-
میخوای بهشون شلیک کنی؟ بزنیشون؟ زمین گیرشون کنی؟
میخوام جلوشونو بگیرم
اینترنت داره پیشرفته تر میشه
ما همیشه دنبال گرفتنیم
بعضی وقتا تنها راه
پیدا کردن یه سوزن تو انبار کاهه
سم، آقای عشق کامپیوترمون مایک، از مواد مخدر
ایشون کاراگاه جفری دورنوال هستن
با فرانک که آشنا شدی کهنه کاره
قلبش جوونه اما بقیه جاهاش پیره
"اینم "تدیه یه مهارت ویژه داره
تشخیص الگوهای بصری
تدی چشم ریز بینی داره
میخوای نشونش بدی، تدی؟ نه، نمیخوام
امیدوارم این کارتو بس کنی
یه نفر جدید داره میاد به اداره زود باش
...زود باش، زود باش، زود باش
باشه باشه
اوکی، این یه ساختمون قدیمی سنگیه یه قلعه یا یه کلیسا یا یه همچین چیزی
با یه پل که میره اونور رودخونه
اونجا یه زن با یه کت بژ هستش که روی پل وایساده
یه چتر قرمز رو نگه داشته
تاثیر گزاره
نه واقعا، به واسطه تمرین و حدس زدنه
میتونست یه بادکنک قرمز باشه
نظر تو چیه، جف؟ من؟
کار من دستگیر کردنه مردمه
بسیار خوب، به نظر خوب میرسه
قول قول میدم
قول با انگشت کوچیکه
اوکی، قول با انگشت کوچیکه
کَس" از آلبرت خداحافظی کن" میخوایم بریم
خدافظ خدافظ آلبرت
خدافظ خدافظ، رفیق
راجبه چی حرف میزنید بچه ها؟
بهم قول داده با کس دیگه اسکیت نره
هیچ کس، تا وقتی که زندست هیچ کس
واو...این یه این یه قول گندست
برای تمام زندگیت؟ آره، ما یه تیمیم
دخترم اونجاست، اما باید بریم باشه، خدافظ
بیا اینجا
تو خونه میبینمت، دوست دارم
بای
بای بای، بای
حقیقت این قضیه که شما قول دادید
به هم دیگه قول برای تو یه تیم بودن
به این معنیه که فکر کنید خودتون رو چطوری میخواید نشون بدید
من میگم این زیاد ضروری نیست
بچه ها، شما واقعا خوبید این در حقیقت منحرف کنندست
آلبرت فکر میکنه این باعث برجسته بودنمونه
من اینجور فکر نمیکنم، فکر میکنم اون چیزی که باعث برجسته بودنه استعداده
چه یه پاتون اسکیت سفید باشه یه پاتون اسکیت مشکی
کلمه ای که من بهش فکر میکنم؟
نامربوط؟ آره، نامربوط
نا مربوط
No comments yet. Be the first to leave one.