The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
چیزی نمیخوای بخوری ؟
خوبی عزیزم؟
اونو خاموش کن، اسباب بازیشو بهش بده
تو چت شده؟
فقط شوخی کردم
مال خودتو بردار
دوست داری کسی مال تورو برداره؟
هی
جنت؟ خودتی؟
اوه خدای من! نمی توانم باور کنم!
جنی، باور نکردنی شدی
ممنونم، تو هم همینطور
اونا بچه هاتن؟
بله
این آدمه، اینم بن
سلام کنین به دوست مامان، جان
چطوری؟
عاشق کاری که با موهات کردی شدم
ممنونم
پس، ازدواج کردی؟
آره، اما خوب پیش نمیره
نه، همین، همون وضعیت قدیمی
بچه ها اسنک میخواین؟
ماهی قرمز گرفتی؟
آره ماهی قرمز گرفتم
آه خوبه، کیسه بزرگ رو گرفتی
اما یکم طول کشید
طول کشید؟
نمی دونم، می دونی که خرید مواد غذایی
چند ساعت، حداقل
تو چیزی رو فراموش نکردی؟
چیزی که ما در مورد شب گذشته صحبت کردیم
شاید امروز به پارک بریم؟
آه نه، متاسفم، فراموش کردم
متاسف
خیلی عرق کردی
آره، روی دوچرخه کار میکردم
چرا موهات بو میده؟
انگار بوی عطر میده
نه، نمیده
آره، میده
دست از سرم بردار!
باشه؟ ولم کن
من فقط میگم
این عطر نیست
میدونی چیه؟ دیگه صحبتی باهات ندارم
یه کلمه از حرفاتو باور ندارم
هی آدم؟
آدم؟
بله
اتفاق هیجان انگیزی نیوفتاد؟ بعد از فروشگاه؟
آه، خدایا یه دوست تازه؟
ما با یک دوست مامان صحبت کردیم
قبلا باهم هماهنگ کردین؟
درست انجامش داد؟ نه، ما فقط صحبت کردیم
دو ثانیه، خفه شو اسمش چیه؟
ولش کن
تو دیوونه ای
کجا میری؟
صحبتم تمام نشده
دنبالم نیا
این کارو نکن، متنفرم وقتی میزاری میری
درست می شه، الان برمیگردم
مامان!
پدر، چه کار میکنی؟
تنهاش بذار!
گه توش، متاسفم
نمی خوام دوباره دیرت بشه اولین روزو
لباس پوشیدی؟
آره
صبحانه رو درست کردم، امروز خیلی سرم شلوغه
سلام
صبح بخیر
صبح بخیر رفیق
آخ، سوختمش
متاسفم، متاسفم، متاسفم، متاسفم
من پیاز می خوام
فقط تخم مرغ رو بخور فقط تخم مرغ رو بخور
اون اسباب بازیه که اونجا داری چیه؟
این نیل آرمسترانگه
من یه فضانورد درست مثل اون میشم وقتی بزرگ شدم
میخوام به سیاره های بیشتری برم اون فقط به ماه رفت
فقط یه سوال ازم میپرسی قبل از تست؟
باشه
باشه
خوب، از هرکدوم که خواستم، آره؟
بله
همه ی بازبینی های سهل انگاری چه زمانی رخ می دهد؟
کارگزار باید این را بداند
زدم تو خال
کارگزار باید بداند که یک بیانیه در مورد مواد
یک واقعیت غلط است
بله
فهمیدی
هیچ وقت کار به فروش خونه نمی رسه
آره از چنگم نمیره، میمونم
خوبه
لطفا
صبحانه رو تمام کنید امروز مدرسه رو نپیچونین باشه؟
سلام خانم هومر
می دونی که لازمش داری، خانم هومرز
نه امروز نه
سلام مرد
فکر میکنی اون یه روزی با ما چنگ بزنه؟
نه
بفرما
یا خدا، اینو کجا گیر آوردی؟
بیخیالش
روز خوبی میشه
آره
اوه رفیق، این سارایه
چیزی بگو
نه رفیق
چیزی بگو مرد
من با سارا صحبت نمی کنم
سلام سارا
خوب نگاه کن سارا
بامزه بود
ببین چکار کردی
گفت با مزه بود
بگیرش
چرا این کارو کردی؟
اون باهامون صحبت کرد
اون با تو صحبت کرد
حالا دیگه با من حرف نمیزنه
باید سره صحبتو باهاش باز کنی
حالا هرچی مرد
میخوای اولین امتحان رو بپیچونی؟
اولین امتحانمون تاریخه
چیزی خوندی؟
نه
آخه، نمیخوام برم تو عصر هجر
بیا بزنیم بیرون از اینجا
تصمیم عالی
دیدی چی پوشیده بود؟
آه اینو نگاه کن
نگا دوستش کن داره لبمو نگاه میکنه
ببین
تیز کرده روم
تورو نگاه نمیکنه
تیز کرده رو لبام
فروشی (CD) خب اینم یه فروشگاه
بووی رو دوست داری؟
گاهی اوقات
گاهی اوقات
خیلی خوب
اینو نمیخوام
به همین دلیل یه آی پد گرفتم
منظورت چیه؟
این زیادیه
نا امید کننده
رفیق، از نظر من
موزیکی که از وینیل شنیده بشه
معرکس
می دونی چی معرکس؟
آی پدم
آی پد تو معرکه نیست
چی میگی تو؟
شما بچه ها میخواین چیزی بخرین یا چی؟
نه ممنون آقا، ما فقط مرور میکنیم
خیلی خوب، از این خبرا تو فروشگاه من نیست
یا چیزی میخرین یا میرین؟
اون گفت مرور نداریم؟
منظورت چیه مرور نداریم؟
ما در فروشگاه هستیم
آره، اینجا کتابخانه نیست
چیزی بخر یا گورتو گم کن
می دونید چه آقا
سرویس دهی به مشتریتون افتظاحه
آره، من دارم یه موزیک پیدا میکنم
بنابر این امروز هیچی ازت نمیخرم
اوه متاسفم شاید لازم باشه یه شکایت برای دفترمون تنظیم کنی
راستش من نظرم عوض شد
میخوام اینو بخرم
آه، من می خوام همه اینا رو بخرم
من می خوام این کارو بکنم
اون یکی هم ببر
و اینو هم میبرم
اوه، دوباره نظرم عوض شد
باهات شوخی کردم
و حدس بزن چیه
ما واقعا پول داشتیم
وای چه زشت
داداش بهت گفتم امروز روز خوبی میشه
آره، فقط امیدوارم آقای زی گند نزنه بهمون
من واقعا اون کلاس رو دوست داشتم
قشنگه مرد
آخه، اون رو خریدم
اما خیلی کیریه
هی کیت
چطور با دخترایی مثل سارا حرف میزنی؟
احتمالا چون جذابم
یه ذره هم ریش دارم
رفیق
من جدیم، یالا
اعتماد به نفسه رفیق، اعتماد به نفس
میدونی چیه
من فردا میسازمت
و تو خبر نداری چی در انتظارته
No comments yet. Be the first to leave one.