The first 179 lines.
دیوی اوبراین.
چه تخمی به سرت زد این مرده رو گروگان گرفتی؟
هی، دیوی، آقای سوئینی بهمون گفت
دیگه به ایتالیاییا دست نزنیم.
زاکارو بهم گفت چیکار کردی.
و باید بگم خوشحالم کار درست رو انجام دادی.
جیمی، میفهمم ناراحتی،
ولی الان نمیتونیم
ایتالیاییها رو کیری کنیم.
باید چشممون به تصویر بزرگ باشه.
و اون اینجاست. مرکز جاویتز.
بزرگترین پروژه تاریخ نیویورک سیتی.
اگه درست بازی کنیم،
حرف دهها میلیون دلاره.
میخوان بذارنم تو گروه گامبینو.
این چه کوفتیه؟
یه واحد ویژهست از FBI.
میخوان کاستلانو رو بندازن زمین.
این ساختار خانواده گامبینوئه.
پل کاستلانو در رأس،
و جان گوتی داره به سرعت میاد بالا.
این همه پول دولتی از جاویتز،
کلی چشم دولتی میاره.
پس تو هم باید حیوونایی که
زیردستت داری مهار کنی.
خوبه دیدنت سارا.
الان بریجتم.
برندان کیهیل امروز اومد به دیدنم.
برندان کیهیل؟
چی میخواست؟
چیز مهمی نبود.
خواهرم انی تو بلویو کار میکنه.
میگه رفیقت میکی
به درمان خوب جواب میده.
میکی فلهنگن لعنتی.
شنیدم آزاد شدی. هنوز صداها رو میشنوی؟
اوه نه. با شوک همشونو ازم بیرون کشیدن قربان.
الان تقریباً عادیم.
رفیق تخمیت فلنگن وینسنت زاکارو رو گروگان گرفت.
دیوی اوبراین! کجاست؟
کار سوئینی بود!
میخوام یه تیر بزاری تو سر فلنگن.
متأسفم ایمون.
هممونو گاییدی، میدونی؟
تو یه عضو رسمی خانواده گامبینو رو کشتی.
با هرچی دارن میان دنبالمون.
جیمی، بهت گفتم چیکار کنی و تو گوه خوردی گوش ندادی.
اون دوستمه، ایمون.
و اون یکی از ماست.
میتونم درستش کنم.
چطوری؟
جسد رو محو میکنیم.
اونا هیچوقت نمیفهمن
یا نمیتونن ثابت کنن چی سرش اومده.
جسد رو محو کنیم؟
همم. هودینی قدیمی.
و یه کم کمک میخوام.
از برین.
اوه، آره؟
چرا الان هردوتونو کیری نکشم؟
اینو میخوای آقای سوئینی؟
چی، یه تیراندازی بین خودیها؟
درست بازی میکردی تو دست گامبینوها.
بیارینشون پایین.
میکی، امیدوارم بفهمی چقدر خوششانس کیریای.
فقط اینکه زندهای نه.
اینکه دوستی مث جیمی رورک داری.
خیلی خب...
بچه باهوش.
جسد رو محو کن.
باشه، بیا.
«وِستیها»
زيرنويس از مهدي shine021
اولین کاری که میکنیم
گلوله رو از اون کله کلفتش درمیاریم.
چون گلوله با اسلحه جور درمیاد،
و اسلحه با تو جور درمیاد، خنگای کیری.
حالا میتونیم از انبردست استفاده کنیم،
چاقوی استخوانگیری،
حتی ساتور اگه عمیق باشه.
فقط موهاشو بگیر،
میدونی، اینجوری بکش عقب. آره؟
باشه. گرفتم.
آه، اینقدرام بد نیست.
یه انبردست این کار رو خوب انجام میده.
حالا، نگهش دار عقب.
بیا، کسلیس.
گرفتمش.
حالا، اینو ببین.
-داری نگاه میکنی؟ -همم.
اینو نمیندازی دور.
باید آسیابش کنی، بعد ذوبش کنی.
فرضم بر اینه اسلحهای که استفاده کردی،
شماره سریالشو سابیدی، آره؟
البته که کیری سابیدیم.
خب، وقتی اینجا کارت تموم شد، میخوام
سوار کشتی بشی، بندازیش تو عمیقترین نقطه
هادسن، فهمیدی؟
آره، باشه، حالا چی؟
خب، حالا...
مادرجندهها.
شروع میکنیم به تیکه تیکه کردن. بیا.
دستها و پاها اولین چیزاییه که میره.
از مفصل شروع کن، بُبُر بین استخونها،
دقیقاً مث اینکه یه تیکه جوجه کباب خوب رو تیکه میکنی.
خدا، فکر کنم بالا بیارم.
تو یه کونی خوشگلی، میدونی میکی؟
-نه، خوبم. -آره؟ مطمئنی؟
آره.
کی نرم شد این یارو، ها؟
اره برقی واسه تیکههای بزرگه
تنه، ستون فقرات، این کسشرا.
اعضای بدن، انگشتها، گوشتای اضافی،
آسیاب میکنیم میسوزونیم.
استخونای بلند و کله، اول خردشون میکنیم به تیکههای ریز.
واضحه؟
چیزایی که بشه رو دور میندازیم، چیزایی که نشه رو میپزیم.
با من شوخی میکنی کیری؟
تو خودت تو ویتنام لعنتی بودی،
تا حالا جنازه ندیده بودی؟
-کلی دیده. -اوه آره؟
فقط معده کیریم ناراحته.
خب، میدونی چیه؟
میتونی این گه رو تمیز کنی، میکی.
اوهوم.
عیسی مسیح لعنتی.
خیلی خب رورک، اگه فکر میکنی
از پسش برمیای، دست دیگشو قطع کن
بعدش پاهاشو میبریم،
بعد میسوزونیمشون.
گوه نخور بالا نیاری.
من یه فکر بهتر دارم.
اوه، آره، مث چی؟
رو مرکز جاویتز تمرکز کن.
اطلاعات مالی میخوام،
تقلب مناقصه، کارای بیزحمت،
گرونفروشی، همه زیرمیزیها.
یه نگاه به تأمینکنندهها و پیمانکارایی بنداز
که زیر شستشون دارن.
من چه کیریای باید این کارو بکنم؟
تو اونا رو میشناسی، اونا هم تو رو.
یه حضور صمیمی و مورد اعتماد شو.
باشه، خیلی خب.
ببین، ببخشید فرانسوی حرف میزنم، ولی این یاروها
کیری پارانوئیدن.
آدما رو میکشن اگه زیادی سوال کنن.
پس فقط به اندازه کافی بپرس.
باشه.
ببین، من درمورد این قضیه نمیدونم.
فکر نکنم مناسبش باشم.
تو یه مورد عجیبی، میدونی؟
پروندهتو درآوردم، قابل توجهه.
نیروی شناسایی ویژه تفنگداران دریایی، دو دوره ویتنام،
داوطلب دوره دوم.
بعدش پلیس نیویورک، تقدیرنامه، حتی مدال شجاعت.
چه کیری سرت اومد؟
هیچی.
هیچی سرم نیومده.
همونم که همیشه بودم.
پس ثابت کن.
برو بیرون و یه چیزی که بدردم بخوره برام بیار.
هی، چه خبرا؟
محموله رسید.
این طرف حدود ۷۵ تا خالص کردیم.
بهاضافه اینکه مشتری حدود ۲۵ هزار آورد.
بدون مشکل.
پس صد هزار؟ یه پول خوبه.
بچهها میدونن با محصول گه نخورن.
کیفیت خوبه، هرچی بگیم پولشو میدن.
گوه نخور. خوبه.
کار خوبیه، کواک کواک.
مرسی. هی، حتماً
سلام منو به بیگپل برسون.
اوه، آره؟ میخوای اینو بگم؟
-آره. -میخوای حرفشو قطع کنم
تو روز شلوغش که بگم تو،
آنتونیو، سلام کیری میرسونی؟
شاید بگم تو فکر میکنی باید گوه بخوره.
شاید اینو بگم؟ چطوره میخوای اینو بگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.