The first 200 lines.
بگذارید تا برای آنچه که در شرف دریافت آن هستیم خداوند مارا مورد رحمت خود قرار دهد
آمین
مامان؟ این بوی چیه که میدی؟ بوی زباله میدی؟
اوه، لوسی
احتمالاً آقای ساراسن کیسه زباله رو کنار آسانسور گذاشته
بعد از شام میرم نگاه میکنم باشه؟
متاسفم. من نمیتونم کمکت کنم
باید بری
لطفا
دختر کوچیکم تو خونس
...چـ
...چطـ
با مامان من چیکار کردی؟
کارل، نظرت در مورد فیلم چیه؟ به نظرت الین(بیگانه) یه شاهکار نیست؟
یه وحشت کامل و بدون نقص
اصلا یه لحظه خودت فک کن ببین تو توی دنیای خودت تنها هستی و
تنها موجود زنده دیگه این دنیا یه بیگانس
و خون اسیدی داره و میخواد تورو بکشه
نمیدونم سابرینا فک میکنم یکم خسته کننده بود
میخوای خیارشورتو بخوری؟
نه بیا مال تو
خب اون واقعا جالب بودش کارل
خوشحالم که اینکارو کردیم
آره منم
من فیلمو خیلی دوست داشتم
و سابرینا من تورو خیلی دوست دارم اه
منم همینطور. تورو تو مدرسه میبینم
فعلا
وای خدایا! کلا فراموشش کرده بودم
- ملوین - سلام، سابرینا
آماده رفتنی؟
آره کاملا
خب، ملوین، حالت چطوره؟
خوب، از وقتی که السپت و دورکاس
مردن، من نخوابیدم غذا نخوردم و ورزش نکردم
...و
راستش میدونم که عمه هیلدای تو میخواد ازدواج کنه
و داشتم فک میکردم که هنوز انتخاب کردی کی تورو توی عروسی همراهی کنه؟
اگه نه که
من خوشحال میشم که تورو همراهی کنم
خب، جالبه، ملوین
خوشحالم که اینکارو کردیم
منم میتونی در مورد عروسی بهم اطلاع بدی؟
آره معلومه
خب، شب بخیر، سابرینا
ممم
شب بخیر، ملوین
تو آکادمی میبینمت، فعلا
دوست پیدا کردن دیوونه کنندس، سالِم
نمیتونم صبر کنم تا همه چیزو به سابرینا بگم
بیا دیگه من اونو تو اتاق کاغذ دیواری زرد میبینمش
اون چیه؟
نمیدونم
...اه
...چه خبر
گوش کن احتمالا نباید اینجا بیای
لطفا بفرمائید تو
بشین. فک کن خونه خودته
رز اینجا چیکار میکنی؟
یه حس عجیب غریبی از توانایی هام بهم دست داد که باید کمکش کنیم
که اگه اونو برشگردونی یه اتفاق خیلی بدی میفته
خب حالا باید چیکار کنیم؟
به نظرت چه اتفاقی میفته؟
...نمیدونم
اما شاید بتونم ...با تواناییم بفهمم
میتونم
چیز دیگه ای برات بیارم؟
یکم سوپ بیشتر؟
پتو بیارم برات؟
!رز! رز
خوبم. خوبم
چی دیدی رز؟
وقتی که بازوت رو گرفت؟
...ذهنم پر شده بود
از کلی تصویر
کلی تصویر
...فقط میـ
میخوام فراموشش کنم
...اون هرکسی یا هر چیزی که باشه
...تو فقط اینجا بمون
و منم با توام
خوبی الان؟
البته روزالیند
کاملا
پس کیو بیشتر دوست داری؟ کارل یا ملوین؟
هم، هردو پسر خوبین
ولی من جذب هیچکدومشون نشدم هیچ جرقه احساسی درکار نبود
البته اگه همچین چیزی باشه ولی من چیزی احساس نکردم
گوش کن وقتی من با هاروی بود حس خوبی داشت
آره اون موقع ها یا وقتی با نیک بودم
سر اونم همچین حسی داشتم اوهوم
خب این یعنی تو دوبار عاشق شدی
کسی چمیدونه؟ شاید یکیرو پیدا کردی که مخلوطی از بهترین خصوصیات این دو نفر باشه
شیرین و ملایم مثل هاروی گرم و وحشی مثل نیک
احتمال وجود همچین کسی چقدره؟
درواقع احتمال بالایی داره
درواقع فک کنم یکیشو پیدا کردم
نخند ولی فک کنم اون
کالیبانه
سابرینا مطمئنا جدی نیستی دیگه نه؟ من کاملا جدیم
نترسیا میدونم یکم زوده ولی
من و کالیبان اواخر این هفته ازدواج می کنیم
چی؟
ازدواج؟
تو بسختی اونو میشناسی
نه تو اونو بسختی میشناسی من و اون خیلی وقته باهم هستیم
خب ولی اون سعی کرد مارو بکشه
راستش اون سعی کرد مارو به دام بندازه
به هر حال الان عوض شده
تو خیلی جوون هستی و حق باتوئه خیلی زوده الان
نظر لیلیث و پدرمون در این مورد چیه؟
اونا حمایت میکنن
باید اعتراف کنم اینکه چقدر از این عروسی راضی هستی منو به تعجب میندازه
داره با تنها دخترت ازدواج میکنه
خب میدونی اینکارو باعث میشه که فک کنه
یه منتخبه
این یه اتحادیه مفیدیه
کالیبان خانواده ای نداره و ممکن نیست بخواد سلطنت رو بگیره
اون از گل ساخته شده پس خون مورنینگ استار هارو آلوده نمیکنه
ولی مهمتر از همه بدون لباس دیدیش؟
اهههه و در ضمن سابرینا نوه های خیلی خوشگلی برام میاره
نوه؟
این برای بچه ها چه معنی داره؟
احتمالا یه رقابته
اتفاقا همسایه های ماهم دارن ازدواج میکنن
کدوم همسایه؟ مری؟
مغازه دار اون طرف خیابون
تو هفته گذشته که دیدیش
وقتی که کلیسای زائران شب رو منتقل کردیم
از چادر
اسمش دکتر سربروسه
و اون با عمه یکی از دانشجو های من به اسم سابرینا اسپلمن ازدواج میکنه
این به نظرت قشنگ نیست؟
اون مثل یه گدای وحشتناکه
ساکت بچه
برو در رو باز کن
پدر بلک وود؟
مهمونمون رو نمیشناسید خواهر؟
یه آدم تنها
یه ولگرد بی اعتبار
یه موجود ناخونده
یکی از وحشت های شوم ما
بفرمایید تو، بیا تو
بیا برادر مقدس
اینجا با ما احساس راحتی میکنین
غذا و آب گرم براش بیارین و بهش بگین که
کسایی که از غریبه ها استقبال نمی کنن در عوض باید با مرگشون روبرو بشن
خوهران شاد باشین
امشب ما میزبانِ یه پیام رسون مرده آخرالزمانی هستیم
هاروی
هوم؟
هاروی؟
اینا چیه؟
...این
اینا همون چیزین که اون وقتی بازوی منو گرفت من دیدم
چطوری اینارو کشیدی؟
....اه
...شاید
...شاید تو اونارو به من منتقل کردی وقتی که ما
...اه آروم باش رومئو
پس چی تو فقظ
موقع خواب کشیدی؟
اه وقتی بچه بودم و میخواستم بخوابم
...بیشتر شبیه این بود که
موقع خواب نقاشی میکشیدم
اه ما قبلا در مورد این بحث کردیم
تمام چیزی که من میخوام یه عروسی ساکت و آرومه
یه مراسم کوچیک تو سالنمون
همراه با شمع و آتیش
و همه لباس هیولاهای مورد علاقشون رو بپوشن
لطفا جلوی جوش خوردنتو بگیر
اههه باعث سردردم میشی
هی سلام همه چی خوبه؟
همه چی خوبه آره درواقع
عمع زی تو میخواد عروسی رو خودش ترتیب بده
- هیلدا؟ - آره؟
به عنوان کاهن اعظم جامعه هکات این وظیفه منه
که مراسم عروسی و تشییع جنازه رو ترتیب بدم
تو هم علی رغم چیزیکه فکر می کنی از این قاعده مستثنی نیستی
درسته
خوبه
سابرینا داشتم فک میکردم تو ضیافتی که قراره
توی دوریان برگذار شه میتونی کاری کنی که
هاری و گروه کوچیکش
برای ما ساز بزنن البته تو سرگروهشون نباشیا
آره میتونم ازشون بپرسم
و عزیزترین و شیرین ترین خواهرزاده من
فک میکردم تو بتونی حامی گل باشی
و سخنرانی کنی؟
آره عمه هیلدا من بهش افتخار میکنم
مرســی
اه خواهر قبل از اینکه یادم بره
باید اون شیطان سکسی داماد رو از بین ببریم
فولاد داماسکوس توی شب عروسیتون جواب نمیده
و مطمئن باش آخرین چیزی که میخوای
توسط یه انکوبوس تیکه تیکه بشی
اه
مرده شور خانه اسپلمن چطور میتونم کمکتون کنم
سلام؟
اوه
No comments yet. Be the first to leave one.