Abracadaver

Abracadaver

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Abracadaver 2024
A Commentary by Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tags

webdl
Published on: 2024-11-07
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جادوي حقيقي زماني اتفاق ميفته که اعضاي خانواده باهم باشند

ملي بزرگ ساحر و جادوگر بزرگ

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

دست منو به سکه نقره بمال

بگذار گوي کريستالي من آيندتو نمايان کنه

لطفا سکه رو بنداز

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

نه واقعا خيلي ممنونم

نه نه خيلي ممنونم

خيلي ممنونم

نه، خيلي ممنونم

نه واقعا خيلي ممنونم

....لطفا به حرفهايي که ميزنم، اعتماد کن

ميشه به من ملحق بشي؟

تمام چيزهايي که آينده برات داره رو ميخوام بهت بگم

جدي ميگم به اين کولي، اعتماد کن

تمام حقه‌هاي بزرگ جادويي

تمام حقه‌بازي‌هاي ويژه

و تمام داستان‌هاي نامعمول عاشقانه

هميشه در پيشينه‌اي از رمز و راز و فريب، احاطه ميشند

هميشه يک نفر در هر خانواده‌اي هست

که دير يا زود خودشو قرباني محافظت از ديگران ميکنه

و کساني‌که پيشينه خودشونو نميدونند محکوم به تکرار ابدي اون هستند

مامان؟

تو بارها و بارها به خواب من اومدي

چي ميخواي بهم بگي؟

تو هرکاري لازم باشه

براي دفاع از بچه‌هات در برابر هر خطري که ميتونه آيندشونو تهديد کنه، ميکني

مديا، اومدم بهت يک ماموريت بدم

سالها پيش من سعي کردم خيانتيو رو فاش کنم که روي دوش خانواده سنگيني ميکرد

بخاطر پدربزرگ و مادربزرگت اما نتونستم کارمو تمام کنم

حالا تو تو تنها کسي هستي که ميتونه اين قضيه رو تمومش کنه

حالت خوبه، خواهر؟

وقت نمايشه

اگه مادرت تحت تعقيب‌ترين سارق کشور

و پدرت بهترين ساحر آمريکا باشه

بايد تمام کارماهايي که خواهر و برادرهات

بايد پس بدندو در نظر بگيري

و اگه خودتو وارث ارزشمندي ميدوني بايد هميشه حقه‌اي در آستين داشته باشي

مخصوصا براي اينکه بدون هيچ ردي ناپديد بشي

مخصوصا اگه توي زندگيت کودتا راه انداخته باشي

....يک هفته قبل

سلام؟ رفيق؟

بايد زودتر ميومدم تا شرايطو بسنجم

آره همه‌چيز مرتبه

ژاپني‌ها ساعت هفت ميرسند و خدمات اتاق خصوصي آماده است

بعد شام ميخوريم و به تو ملحق ميشيم

يادت باشه دوشيزه جوان

اينطوري مجبورشون ميکنم اينجا رو امضا کنند

موستانگ، تعمير شده

ژاپني‌ها عاشق روندن اون کروکي قرمز ميشند تو اينطور فکر نميکني؟

اينطور نيست، رفيق؟

خوب؟ رفيق؟

شارژ اين گه داره تمام ميشه

ميتونم گوشيتونو توي بار شارژ کنم؟

حواسم بهش هست که اگه زنگ خورد

بيارم پيشتون تا تماستونو دريافت کنيد

تو چيکار ميکني؟

دوست داري به حرفهاي مردم گوش بدي؟

نه، من فقط ميخوام خدمات بهتري ارائه بدم

قبلا اينجا نديدمت اما آشنا به نظر مياي

من توي هاوس آف گيمز و ناين کوئينز کار کردم

شايد اونجا افتخار سرويس دادن به شما رو داشتم

البته، البته

يادم اومد

بهم کمک کردي اون يارو مسته رو از ناين کوئينز بيرون بندازم، نه؟

البته که خودت بودي

نميدونم از چي داريد حرف ميزنيد آقا

همونطوري که گفتم من خيلي محتاطم

راهش همينه

از تيپت خوشم مياد

ببين، بيا

من چندتا جشن عموميو سازماندهي ميکنم

يک نفر مثل تو که دهنشو بسته نگه داره

براي شرکت در رديف مهمونهام فوق‌العاده است

آخر هفته باهام تماس بگير خيلي خوب؟

و آره بهت اعتماد دارم

رفيق شارژ اين گه داره تمام ميشه

لطفا موستانگو همين الان به کلوپ بفرست

دم ورودي سوئيچشو به خدمتکاري که يکي از دوستان منه ميدي

اون يکي از کارتهاي منو بهت ميده تا بدوني که خودشه

خيلي خوب؟

داداش، من مديا هستم

اميدوارم هرچه زودتر بتوني به اين پيامم، گوش بدي

موقعتيت اضطراريه

بابا گم شده

هیچ جا پيداش نميکنم

حتي به پليس هم گزارش دادم

لطفا دنبالش بگرد

ميدوني هوديني کجاست؟

سلام، عصربخير

بالماسکه ديرتر شروع ميشه

از اين گذشته براي اومدن بايد يک مچ‌بند وي-آي-پي داشته باشي

و حتما يک لباس مخصوص ديگه بپوشي چون ايني که تنته، اصلا باحال نيست

اين لباس بالماسکه نيست لباس کارمه

من کليدسازم

ببخشيد منتظرت بودم

بيا داخل بيا داخل

تو چه لباس بالماسکه قشنگي پوشيدي

اين لباس بالماسکه نيست لباس کارمه

خوب، مشکل چيه؟

کليدو پيدا نميکنم

نگران نباش کار خيلي آسونيه

واقعا؟

کليد اين قفلو پيدا نميکنم

برده‌م دوست داره تا ابد توي کمد زنداني بمونه

خفه شو

مگه تو مازوخيسم نداشتي؟

چرا نميري پايين تا به مهمونهات خوش‌آمد بگي؟

اين کار يک کم طول ميکشه چون قفلش خيلي زنگ زده

اما خيلي زود اين پسره رو آزاد ميکنم

به من اعتماد کن

خوب، خوبه

تو چه بچه لوسي هستي

هالووين مبارک

کوکيز اوريا و نينا سولرزنا تو رو معرفي کردند

هيپنوتيزم کردن اونها براشون خيلي خوب جواب داده

اوه، ميتونم کمکت کنم؟

اوه، دارم از شرمندگي ميميرم

از اين گذشته، براي يکي مثل من اين کار مناسب نيست، چون

چون براي يک دختر اجتماعي زشته که عاشق دزدي باشه

از کجا فهميدي؟

اوه، تو بهش گفتي؟

تو واقعا نيمه جادوگري

نه، توي اتاق انتظار ديدمت

بوداي منو برداشتي

اينجا گرمه، نيست؟

کمکم کن

نميتونم کاريش کنم

به عبارت ديگه دارم به‌عنوان دزد معروف ميشم

هيپنوتيزم براي کمک به رفتارهاي خاص اونقدري موثره

که ممکنه نتايجش مثل جادو به نظر برسه

وم

سارا

به من گوش کن

هرکاري که من ميگمو ميکني چون کلماتم، دستوري هستند

بله خانم

بعد از من تکرار کن من دزدي نميکنم

من دزدي نميکنم

برداشتن چيزي که مال من نيست اشتباهه

برداشتن چيزي که مال من نيست اشتباهه

اگه اين کارو بکنم حس ميکنم آتشي ابدي

دستهامو ميسوزونه و جيغ‌هام از من دزدي بدنام ميسازه

اگه اين کارو بکنم حس ميکنم آتشي ابدي

دستهامو ميسوزونه و جيغ‌هام از من دزدي بدنام ميسازه

منو قضاوت نکن کمکم کن

دزدي که به شاه‌دزد بزنه

صدسال طول ميکشه تا بخشوده بشه

بابت گلها ممنونم خوشگلند

خوشحالم که خوشت اومده

لازم نبود به هرحال امشب ميخوام تمام شبو باهات بخوابم

خفه شو رواني صدامونو ميشنوند

ميشنوند؟ هاها! خنده‌داره

خوب، پدرتت ميتونه ما رو ببينه و اون زبون اشاره بلده

يک هديه هم برات دارم

چشمهاتو ببند

زود باش چشمهاتو ببند

فقط من و توييم

مرسي

سالگرد دوستيمون مبارک عزيزم

دان بلموند

دان بلموند

بيا و اينو ببين

دارند در مورد آقاي ملي حرف ميزنند

بيا

مرلين، دارند درباره بابات حرف ميزنند

بهترين جادوگر مکزيک در آستانه مرگه

ملي بزرگ، جادوگر نويني که دهه‌ها، اسطوره بود

توي بيمارستان بستري شده و بين اين دنيا و آخرت، معلقه

اجي مجي

وقتي بچه بود والدينش اونو توي سيرک بلموند گذاشتند و رفتند

و هنرمندهاي سيرک اونو بزرگ کردند و تبديل به خانواده واقعيش شدند

اون به لطف

برنامه اجي مجي خودش که رکورد تماشاچي‌ها رو شکست

و نقش بازي کردن در چند فيلم به عنوان نقش اول، شهرتو تجربه کرد

اين امر منجر شد اون فروشگاهي زنجيره‌اي از

لباسهاي مخصوص و مغازه‌هاي جادو به نام

خانه جادوي اجي مجي بزنه

اما درست همون موقع که برنامه رو باهاش شريک شده بودم

اتفاق غم‌انگيزي براي مديا، مرلين و هوديني افتاد

مرگ عجيب کاساندرا همسر و شريک زندگيش

منجر به این شد که اون درست در اوج کارش کناره‌گيري کنه

اون کم کم به دست فراموشي سپرده شد

اسطوره پير و جوان به مدت ده سال برنگشت

تا به امروز که به دليل مشکلات سلامتيش

در بيمارستان بستري شده

و طبق گزارشات زندگيش در خطره

کائنات ميگند ما مايه ننگيم

ما فقط دور هم جمع شديم که بخاطر يک بدشانسي بابا رو ببينيم

نه، اين تاروت نيست خواهر

اين گفته توئه

تو يک کنترل‌گري

براي ديدن اون بايد درخواست ملاقات کنيم

من به ملاقاتش نميرم چون دوست ندارم اينقدر شکست‌خورده ببينمش

سالهاست که گوشه‌نشين شده و توي خونه‌ پر از آشغالش

زنداني شده و خدا ميدونه داره چيکار ميکنه

متوجه نشدي که اون افسرده است؟

همه ما تحت تاثير مرگ مامان قرار گرفتيم اما ازش گذشتيم، نه؟

اون توي اون زندگي عاشقانه گير افتاده

اون مغازه‌هاشو از دست داده هيچ پس‌اندازي نداره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left