The first 200 lines.
"بلند صحبت کنيد"
"بلند صحبت کنيد"
"بلند صحبت کنيد"
"بلند صحبت کنيد"
" نظرتو صريح بگو "
"حرف دلتو بگو"
"اعتراض کن"
"دنيا رو غافل گير کن"
"بلند صحبت کن"
"بلند صحبت کن"
"بلند صحبت کن"
"بلند صحبت کن"
به خاطر خداهم که شده موافقت کن
مقاومت بسه
صداهايي که تو جامعه ما هستند تمومي ندارند چرا که اين ماييم که باعثشيم
ماييم که سکوت ميکنيم
...بعضي موقعه ها براي افتخار خودمونه
و بعضي وقت ها هم به خاطر کساني ديگه
...و حتي اگه يه خانواده پس از شنيدن داستان تو زندگيشو عوض کنه
در نهايت بسياري از دخترا زندگيشون عوض ميشه
و تصور ميکني ...چه کاراي بزرگي قراره
انجام بشه اگه 1000 تا 2000 خانواده تغيير کنند..
..آقا ، سفير روسيه يه درخواست فرستاده
براي يه جلسه خصوصي
...با اجازه شما ، من بايد به اونا روز دوشنبه
رو براي قرار وقت بدم؟ البته
ممنون جناب
آقا ، اين يه درخواست براي عفو يه زن ست
درخواست براي عفو عمومي
اين چيه؟
آخرين درخواست اون رد شده
چرا اين اومده اينجا ، براي من؟
آقا ، اين يه درخواست عجيبه
فقط شماييد که ميتونيد اجازشو بديد
آقا ، اين خانم ميخواد رو ميز سخنراني حظور پيدا کنه
و داستانش رو از طريق رسانه ها به دنيا بگه
سخنراني کنه؟ آخه چرا؟
نميدونم ، آقا
...شايد فکر کرده چيزي رو خواهد گفت که
راهي براي يه برخورد بهتر باشه
ممکنه انگيزه سياسي پشت اين قضيه باشه؟
فکر نميکنم ، آقا
اون خانم يه دختر معصوم از خانواده اي مذهبيه
بسيارخب
يه نسخه کپي حتما تهيه بشه چشم آقا
يالا
خواهر ، فرزندم
خواهر ، فرزندم
بچم
فرزندم ، عزيزم
گريه کافيه
تو کل زندگيت به اندازه کافي گريه کردي
"اينو بنداز دور " چادر
و يه زندگي براي خودت دست و پا کن
اينو آخرين خواسته من در نظر بگير ، مادر
نه ، نه ، فرزندم ، نه
اينو بنداز اونور
فرزندم ، نه ، نه ،نه
يالا ، ...وقتشه نه ، نه ،نه
مادر ، فرزندم
مامان ، نه
! مادر
! مامان
نه ، نه .. دخرتم رو ول کن مامان
نه ! نه !نه
الله مادر
خدا ، دخترم ، مامان
نه
خواهر ، خواهر
خواهر ، خواهر
خواهر ، خواهر
نه ، خواهر ، خواهر خواهر ، خواهر
خواهر ، خواهر
...خانم
خانم ، چه چيزي رو ميخوايد بيان کنيد؟
خانم ، صحبت کنيد
چي ميخوايد بگيد؟
خانم ، صحبت کنيد
اسم من سوليم دوگار است
و من زندان بان هستم
و اين زندان محدوده منه
ساعت 4 وقتشه
مهم نيست که داستان درچه مرحله ايه
ولي من متوقفش ميکنم
و همتون مجبوريد اينجارو خالي کنيد
طي يه اخطاز چند لحظه اي
به هر قيمتي
به هر حال ، دوربين ها شما خيلي ظريف اند
و باتون هايي که توي دستاي گارد منه خيلي محکمه
چه فکري ميکنيد
چرا احظارتون کردم؟
...من فکر ميکنم ميخواي جنايات رو اعتراف کني
پس به اين منظوره که مردم بايد از اين درس بگيرن...
بسيار خب ، دلايل ديگه؟
خانم ، ممکنه که شما بخوايد به ما بگيد بي گناه هستيد
من بي گناه نيستم
من قطعا يه قاتلم
ولي من فقط و فقط يه قاتلم نه يک جنايتکار
يعني يه قاتل ، جنايتکارنيست؟
لازم نيست
...دادگاه من رو يه تبهکار در نظر گرفت
براي اينکه نتونستم توجيه کنم
توي دادگاه صحبت نکردي حالا چرا داري اينکارو ميکني؟
...براي اينکه اگه توي دادگاه ميگفتم
...مورد توجه ميبود...
که من دروغ گفتم که زندگيم حفظ بشه...
به هر حال
من زمان کمي دارم ، و داستان هم بسيار طولانيه
از اين رو من بايد الان شروع به تعريف کنم
...وقتيکه
...تعدادي از مردم به پاکستان اومدند...
...و در شهرهاي مختلف از جمله لاهور در حال عبور بودند....
يه خانواده هم از " دهلي : اومده بودند
چند روزي اينجا موندن و به " کاراچي " رفتند
ولي يه مرد ، که پدرم بود
...سيد حکيم خان...
جايي مثل دهلي که " لاهور " بود پيدا کرد
و تصميم به موندن گرفت
'اون يه خونه دست و پا کرد و مغازه سيد حکيم رو خريد '
'و شروع به ارجاء داروي سنتي کرد'
'زمان سپري شد'
'...دکترها " حکيم " رو جايگزين کردند'
'و حکيم ها شروع به نابود کردن اعتبارشون کردند.'
'همچنين در آمد پدرم شروع به تقيلي کرد'
'...اما اين بچه ها در حال'
'حفظ قابله شون هستند.'
'اگه فرشته مرگ کمک نکرده بود '
'..نميدونم چي ميشد.'
'اما عليرغم کمکي که خوب هم نبود اتفاق افتاد'
ما بعد از دعا هاي زياد صاحب يه پسر شديم
و تو داري با غم نگاه ميکني
باهام مياي به فروشگاهم
درمورد يه چيزي ميخوام باهات صحبت کنم
بسيار خب ، شما بريد
من دعاهارو در گوش اون ميگم و ميام
خدا در راه هاي مرموز کار ميکنه
يه مسئله جزئيه
من دعا ميکنم که الله به اون يه سرنوشت نيک ببخشه
چه اتفاقي افتاد؟
...اون بچه به نظر خوب مياد ، ولي
ولي چي؟
ولي اون خوب نيست
اون شبيه يه پسره ولي اون نيست
ميتونيد در نظر بگيري يه دختره
چيزي براي نگراني نيست
شما يه حکيم خيلي مشهوريد.
بچه هارو با گياه تغذيه کنيد ممکنهخدا رحم کنه بهشون
به خاطر خدا از اينجا دور شو
اين چجور آزمايشيه خداي متعال؟
...بعد از اين چندتا دختر تو بهم يه
چطور ميتونستي حتي فکرشو بکني؟
چرا معني اينکه زنده نگهش داري رو متجوه نشدي
نظري داري که اگه بزرگ شه چي ميشه؟
و از چه لباسي استفاده خواهد کرد؟
فقط اگه جامعه درموردش چيزي بفهمه
ما بايد پخش کنيم که اون جن زده شده
ما حتي اجازه نميديم خونه رو ترک کنه
ما اونو دخترمون در نظر ميگيريم
و به مدرسه نميفرستيمش
پس مشکل چيه؟
چقدر ميخواي اين کارارو انجام بدي؟
تمام زندگيت؟ آره ، تمام زندگيم اين کارارو ميکنم
ولي من حتي نميتونم فکر کنم داري چه پيشنهادي ميدي
چطور ميتوني بي احساس باشي
يه دختر ديگه بهم ميدادي بهتر بود برام
...با فکر کردن به اين ، من يه بيمار مضطرب..
که به نظر هنوزم عفو نشده ام
آرزوي پسر دار شدنت هنوزم تو دلت زندست
اوه ، خداوندا
حکيم هنوز اينجا نرسيده؟
اون زود مياد
ببين ، اونجاست
سلام
سلام
شفيق ، براي چند دقيقه بيرون باش لطفا
همه چيز تو خونه رديفه؟
حکيم ، فکر ميکنم خدا از طريق اين بچه به کمکت فرستاده
شيما رو ميشناسي؟ بيرون وايستاده
شيما ، بيا داخل
سلام ، حکيم
...من فهميدم که فرشتگان
اشتباها چيزي رو دادن بهتون که ماله ماست
هيچکس درموردش نميدونه
من بچه رو ميبرم
وقتي پير بشم کمکم ميکنه
چرا آوردينش اينجا؟
اون ازت نميخواد که بچه رو همينطوري بدي بهش
اون بهت کلي پول ميده
اگه يه بار ديگه اين اطراف ببينيمتون جنازتون برميگرده
، اولا اين بچه هيچ سودي برات نداره
، دوما ..امروز ما داريم کلي پول بابتش ميپردازيم
خوبه که بزرگ بشه و تنها بمونه؟
..يا همين الان ميريد
بسيار خب يالا ، بريم
من برهنه اون بيرون مي ايستم
اين يه مصيبت ميشه
خانواده شما ويران شده خواهند شد
پست ه رذل
'پدر بدش از دروغ ميومد '
'...بعد از کلي دعا کردن... '
No comments yet. Be the first to leave one.