The first 200 lines.
جادوگر دوباره مغازه اش را باز میکند
چون
من دوستت دارم
چی؟
شنیدی که
دوست دارم
یادت رفته من کی ام؟
چطور میتونم
تو جادوگری
ولی بازم دوسم داری؟
راستش
تا حالا رو هیچکس کراش نداشتم
برای همینم نمیدونم واقعیه حسم یا نه
ولی
همیشه در موردت فکر میکنم
نگرانت میشم
میخوام باهات باشم
این یعنی دوست دارم نه؟
برای چی میخندی؟
خیلی کیوتی
تو منو دوسم نداری
فقط کنجکاوی
چون جادوگرم
چون کنجکاوی بهم فکر میکنی
نگرانی نکنه بازم دردسر درست کنم
چون زندگیم متفاوته و خوش میگذره میخوای باهام باشی
اینو با دوست داشتنم اشتباه گرفتی
تو که نمیدونی من چه حسی دارم
چرا بابا میدونم
آدمای زیادی مثل تو دیدم
من اخر عاقبت ادما رو هم دیدم
که عاشق جادوگرا شدن
خیلی وقت تو رو کنارم داشتم
حالا وقتشه
وقت چی؟
تا بخیال بشی
داری میگی
میخوای بیخیال مغازه بشی؟
دیوونه؟
مغازه نه تو
دیگه نگران مغازه نباش
قراردادت امروز تمومه
چی؟
داری چی میگی؟
به بیان دیگه
تو اخراجی
داری منو اخراج میکنی
چون بهت گفتم دوست دارم؟
آره
و دیگه کارمند نمیخوام
به هر حال
به خاطر کارت ممنونم
خداحافظ
دوسش داشتم
ناراحتم ولی کاریش نمیشه کرد
اگه بخوای سفت تر بگیری
برای همیشه میره
نمیتونه نابودش کنم
پس باید همینجا تموم شه
دوباره تنهام
صبح بخیر
صبح بخیر
خب امروز
اخبار بدی دارم
یه اتفاقی افتاده
هانا دیگه
به این مدرسه نمیاد
چی؟ منتقل شده؟
مدرسه رو ول کرده؟
واو
بدون اینکه بهم بگه؟
چرا باید بهت بگه؟
فقط به خاطر اون میومدم مدرسه
هی
چخبره؟
جی هو
چه خبره؟ میدونستی؟
نمیدونستی؟
خیلی خشنه
شما دوتا همیشه باهم بودین
هانا سردتر از اونیه که فکر میکردم
خیلی خب
متاسفانه نتونستیم ازش خداحافظی کنیم
ولی همه روابط تموم میشن
بیاین براش بهترینا رو ارزو کنیم
خب
کلاس اول چیه؟
لی هانا
حتی بهم فرصت نداد عصبانی باشم
هیچ وفاداری نداره
احساساتم رو دسته بندی کرد
تنها بودنت باعث شده کارت خوب باشه
حرکت مچ دستش عالی بود
بوی خوب یهم داره میتونم امتحان کنم؟
حتما
خوبه؟
میتونی باهاش کلی برنج بخوری
برنج داری؟ خیلی شوره
شوره؟
دستورالعمل رو دنبال کردم
نه خیلی شوره
نه فقط یه قاشق پر استفاده کردم
نه نه
انگار 10 قاشق ریختی
من که 1 قاشق رو با 10 تا اشتباه نمیکنم
باشه
حتما فکرت جا دیگه بود
من که احمق نیستم
فکرت جا دیگه بود
نه خیرم
فکرم جا دیگه نبود تو چی میدونی مگه؟
بهتر از هرکسی خودمو میشناسم
خیلی استرس داری؟
نگران چیزی هستی؟
اگه دلیلش وو یونگ نیست
که تو کلاس عصبانی شدی
به خاطر اون دوستته که قبلا در موردش بهم گفتی؟
از کجا میدونستین؟
برای این کار بهم پول میدنا
وقتی یکی برات مهم باشه
اخرش دوتا راه داره
یا ازش متنفر میشی
یا خوشت میاد
کدومه؟
دومی
عاشقش شدم و بهش اعتراف کردم
تو رو رد کرد؟
خیلی بدتر
نادیده ام گرفت
نادیده گرفتت
گفت دوسش ندارم
و اشتباه گرفتم
تو هم باهاش موافقی؟
نه
همه شب در موردش فکر کردم
دوسش دارم
پس
میخوای چیکار کنی؟
چیکار میتونم بکنم؟
تمومه دیگه نه؟
نمیدونم
اون ردت نکرده بلکه نادیده ات گرفته
شاید اونم دوستت داره
ولی به دلایلی نمیتونه قبولت کنه
یه دلیلی هست نه
یه دلیل بزرگ
اگه احساساتت اونقدر بزرگ هست که میتونی بهش غلبه کنی
یه کاری بکن
مثل چی؟
هرکاری براش
شاید اونم گفت که
به خاطر تو این کار رو کرده
درست سر وقت
قول داده بودم
سرم شلوغه
نمیتونم زیاد حرف بزنم
نگران نباش
زود میرم
راضی شدی؟
باید راضی باشی
همه جعبه هام رو باز کردی تا پیداش کنی
دوباره همه رو بسته بندی کردم
تمومش کن
خیلی وحشتناک بود برای همینم دوباره خودم بسته بندی کردم
به هر حال
چی شده؟
خب
دیدمش
نظرت راجع به اینجا چیه؟
خوبه نه؟
خب که چی؟
میخواستی چی بهم بگی؟
مغازه ام
رو بهش دست نزن
دوباره این؟
اومدی اینجا بهم توصیه کنی
مثل کارمندت؟
توصیه نیست
هشداره
هشدار؟
چرا؟
چون اینجا تنهاییم میخوای منو بکشی؟
فکر کردی بالاتر از قانونی؟
!هی
حتی اگه منو بکشی هم مشکل قرارداد حل نمیشه
میدونم
ولی
مشکلش خود به خود حل میشه
اگه تو گم و گور بشی
داری چی میگی؟
درسته
راحل ساده رو بلدی
پس چرا ازش استفاده نکردی؟
همینطوری
مزخرف نگو
تو خیلی حریص و خودخواهی
همه چی رو از قصد انجام میدی
چطوره اصلا بهم فحش بدی؟
به هرحال
چرا هیچکاری نکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.