ONE PIECE

ONE PIECE

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

One Piece S02E03 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-20
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫مثل همیشه ضعیفی.

‫فاصله‌ بین ما همچنان عمیقه.

‫اگه همینطوری ادامه بدی، ‫هیچ‌ وقت بهم نمیرسی.

‫آب‌ های گرند لاین واقعاً برای ‫یه قورباغه‌ کوچولو خیلی خطرناکه.

‫ماهی، ماهی.

‫یه ماهی بزرگ!

‫اوه! اون خیلی غول‌ پیکره!

‫بیا بالا!

‫هو!

‫داره نوک میزنه! ‫پسر، این یه هیولاست!

‫شاید یه نهنگ باشه!

‫یالا. یالا.

‫ووو!

‫اوه. ووو!

‫وو-هو!

‫هیچ جونوری حریف کاپیتان اوسوپ نمیشه!

‫اوه! ببین، منظورم دقیقاً همینه.

‫ماهی‌ های گرند لاین اصلاً شبیه چیزهایی نیستن ‫که توی ایست بلو می‌بینی.

‫من رو از این حقارت معاف کن.

‫من به دست خدمه‌ ای اسیر شدم که اونقدر ‫ندید بدید هستن که با یه ماهی ذوق‌ زده میشن.

‫باید دهنش رو ببندیم.

‫این هوا دیوونه‌ کننده‌ست!

‫یه دقیقه پیش هوا گرم و آفتابی بود، ‫و حالا داره سیل میاد.

‫بی‌ خود نیست که کشتی‌ رانی ‫توی گرند لاین انقدر سخته.

‫حتی آب‌ و هوا هم شماها رو شگفت‌ زده میکنه.

‫آه.

‫یه رابطه‌ خاص بین یه آشپز ‫و چاقوهاش وجود داره.

‫استفاده از اونا نیاز به مهارت داره...

‫استعداد...

‫و سبک خاص.

‫تفاوت ما در همینه. ‫تو چیزهایی رو می‌بُری که از قبل مُردن.

‫قبلاً تفاوت بینمون رو گفتم. ‫مهارت، استعداد و سبک.

‫این آب‌ و هوا با هیچ منطقی جور در نمیاد.

‫بارون بند اومد و حالا کولاک شده.

‫یه کولاک!

‫گرند لاین دیوونه‌ کننده‌ست.

‫کی میخواد آدم‌ برفی درست کنه؟

‫آدم‌ برفی؟

‫من دارم شربت درست میکنم!

‫چی انقدر خنده‌ داره؟

‫پس عاقبت رورونوا زوروی بزرگ به اینجا کشیده.

‫باورم نمیشه که "باروک ورکز" ‫سعی کرده جذبت کنه.

‫پس لازمه یادآوری کنم ‫با "آقای هفت" چیکار کردم، ها؟

‫اوه.

‫فکر میکنی میتونی شکستم بدی؟

‫اون آشپزه شکستت داد.

‫پس آره، اصلاً جای بحث نداره.

‫وقتی حریفت نمیتونه از خودش دفاع کنه، ‫خوب زبون میریزی.

‫طناب‌ هام رو باز کن تا ببینیم ‫واقعاً چقدر مهارت داری.

‫تلاش خوبی بود.

‫اسمت چیه؟

‫دوشیزه ونزدی.

‫- اسم خنده‌ داریه. ‫- این یه اسم رمزه.

‫اوه.

‫خب...

‫از آدمکش بودن خوشت میاد؟

‫عاشقشم.

‫همم.

‫چرا همکارت تاج سرش میذاره؟

‫به خاطر آسیب‌ های دوران کودکی.

‫باشه. همم.

‫چیزی برای خوردن میخوای؟

‫اِ...

‫- چی داری؟ ‫- ماهی مرکب خشک‌ شده.

‫البته مال من نیست.

‫برات یکم میارم.

‫نه.

‫حالا اگه این مسخره‌ بازی‌ ای که ‫اسمش رو بازجویی گذاشتی تموم شده...

‫دلم میخواد سر نقشه‌ کشیدن ‫برای فرارم برگردم.

‫من ازت بازجویی نمیکنم.

‫دارم سعی میکنم بشناسمت.

‫من یکی از مأمورهای مرزی "باروک ورکز" هستم. ‫همین برات کافیه.

‫باشه.

‫میفهمید چی میگم؟

‫یه لحظه هوا یخبندونه و لحظه‌ بعد، ‫انگار اولین روز بهاره.

‫"گرند لاین" واقعاً مطابق شهرتشه.

‫ملکه‌ برفی من!

‫شاهکار من.

‫لوفی، پشت سرت رو بپا!

‫اون چطور آزاد شد؟

‫رهبرِ نترسِ بی‌ عرضه‌تون.

‫لوفی، تو که میدونی آدمکش چیه، مگه نه؟

‫میدونم.

‫فقط فکر نمیکنم بخواد بهمون صدمه بزنه.

‫آره جون خودت. اون موقع که بهم حمله کرد چی بود؟ ‫حسادت به قیافه‌م؟

‫توی خواب ببینی.

‫حسم بهم میگه میتونیم بهش اعتماد کنیم.

‫و من همیشه به حسم اعتماد میکنم.

‫چیزی هست که بخوای بگی؟

‫برخلاف خدمه‌ گستاخت، ‫من به قضاوتت احترام میذارم.

‫پس، میتونی من رو هم آزاد کنی؟

‫جدی که به این پیشنهاد فکر نمیکنی؟

‫لوفی، اشکالی نداره که به حست اعتماد کنی، ‫ولی شاید بهتر باشه آدمکش‌ ها رو بسته نگه داریم...

‫تا وقتی که بفهمیم حست ‫دقیقاً داره چی بهت میگه؟

‫- یا میتونیم اصلاً وانمود کنیم همدیگه رو ندیدیم. ‫- آره، آره. آره.

‫و شما هم فقط میتونید ‫بذارید ما پیاده بشیم...

‫توی اون جزیره‌ اونجا.

‫چی؟!

‫این اولین جزیره‌ ما توی «گرند لاین»ـه.

‫اونا کاکتوسن؟ ‫خیلی بزرگن.

‫نمیدونم، ولی قطعاً اون پایین یه شهره.

‫ممنون بابت سواری، احمق‌ ها.

‫خداحافظ، عزیزم.

‫اوه! اوه!

‫اوه نه.

‫خب، این هم یه راه برای حل کردن مشکله.

‫به نظر دوستانه میاد.

‫سلام به شما.

‫فقط من اینطوری ام، ‫یا واقعاً همه از دیدن ما خوشحالن؟

‫این قطعاً متفاوته.

‫سلام.

‫خب، میگن توی «گرند لاین» ‫اوضاع فرق میکنه.

‫شاید اینجا عاشق دزدان دریایی‌ هستن.

‫گفتم متفاوت، نه برعکس.

‫درست شنیدم که گفتید دزد دریایی هستید؟

‫لوفی، خونسرد باش.

‫آره.

‫اسم من مانکی دی. لوفیه، ‫و من قراره پادشاه دزدان دریایی بشم.

‫ممم...

‫اوه!

‫خبر فوق‌ العاده‌ ای بود!

‫ما اینجا توی «ویسکی پیک»، ‫واقعاً عاشق دزدان دریایی هستیم.

‫آه! دیدید گفتم!

‫ما، ما، ما...

‫اسم من ایگارامه، ‫و شهردار این شهر فروتن هستم.

‫میخوام صمیمانه‌ ترین خوش‌ آمدگویی‌مون رو ‫به همتون تقدیم کنم.

‫ببخشید، گفتید عاشق دزدان دریایی هستید؟

‫معلومه که هستیم.

‫همه میدونن که هیچکس ‫به اندازه مردم «ویسکی پیک»...

‫عاشق داستان‌ های ماجراجویی نیست.

‫علاوه بر اون، اینجا یکی از اولین ‫ایستگاه‌ های «گرند لاین» هست...

‫برای همین متوجه شدیم که استقبال از دزدان دریایی، ‫خیلی راحت‌ تر از جنگیدن باهاشونه.

‫راستش، منطقیه.

‫خواهر، چقدر خوش‌ شانسیم که یه گروه ‫دزد دریایی دیگه برای سرگرم کردن داریم.

‫خب، امیدوارم به اندازه «دزدان دریایی لاله» ‫که دیشب اینجا بودن، خوش‌ گذرون باشن.

‫بهت قول میدم، ‫ما خیلی باحال‌ تریم.

‫اوه. هوم.

‫اِم، ببخشید. ‫دزدان دریایی «لاله» هنوز اینجان؟

‫اوه نه. نه، نه، نه.

‫اونا اومدن، جشن گرفتن، ‫و به راهشون ادامه دادن...

‫مثل اکثر خدمه‌ های دزدان دریایی.

‫شما هم از آدمکش‌ ها خوشتون میاد؟

‫چرا همچین سؤالی می‌پرسی؟

‫چون دو تا آدمکش از کشتی ما فرار کردن، ‫و ممکنه به ساحل این جزیره بیان.

‫- یه مرد با تاج، یه زن با موهای آبی. ‫- و مطمئنی که اونا به اینجا اومدن؟

‫ممنون. ممنون که بهمون هشدار دادی، ‫ولی نگران نباش.

‫فقط چون از جنگیدن با آدم‌ های ‫بی‌ سر و پا خوشمون نمیاد...

‫به این معنی نیست ‫که از پسش بر نمیایم.

‫هوم.

‫بـ... بـ... ببخشید.

‫اِم، چقدر طول میکشه تا یه «لاگ‌ پوز» ‫توی این جزیره دوباره تنظیم بشه؟

‫اوه، میدان مغناطیسی باید ثبت بشه...

‫و تا صبح، شما رو به سمتِ ‫نزدیک‌ ترین جزیره هدایت میکنه.

‫پس باید کل شب رو بمونیم؟

‫اوه، بهتون قول میدم، ‫شبی نمیشه که به این زودی ها فراموشش کنید.

‫- خیلی خب، بیاید یکم خوش بگذرونیم. ‫- عالیه!

‫چه زمان‌ بندیِ بی‌ نقصی. ‫اون زنگِ شامه.

‫بیاید. دعوت‌تون میکنم که بیاید و از بهترین چیزهایی ‫که «ویسکی پیک» برای ارائه داره لذت ببرید.

‫ولی... ولی یه شرطی داره.

‫اصرار دارم که برامون از ‫داستان‌ های ماجراجویی‌تون بگید.

‫اوه.

‫این مشکلی نمیشه.

‫ناگهان، اون هیولا دهنش رو باز میکنه.

‫منظورم اینه، دهنی اونقدر بزرگ که ‫میتونست کل این جزیره رو ببلعه.

‫و بعد، تالاپ! ‫ما توی شکمش غیب‌مون زد.

‫آه.

‫و بعدش، مجبور شدم برای نجات ‫جون سانجی با یه زامبی بجنگم.

‫- قضیه اینطوری پیش نرفت. ‫- دقیقاً همینطوری شد.

‫ولی بعد، کاپیتانمون یه ایده ‫نبوغ‌ آمیز به سرش زد.

‫من یه آواز خوندم، ‫و وال متوجه شد...

‫برای همین دهنش رو باز کرد، ‫و خدمه‌م رو بهم برگردوند.

‫ما، ما، ما...

‫ممم. می‌بینم که تو هم مثل من ‫اهل موسیقی هستی.

‫معلومه که هستم.

‫میدونی، من هنوز دارم دنبال ‫یه نوازنده برای خدمه‌مون میگردم.

‫آره، پیشنهاد خیلی وسوسه‌ کننده‌ ایه.

‫ولی متأسفانه مسئولیت‌ های من جای دیگه‌ ایه.

‫- نظرت چیه یه دور دیگه بنوشیم؟ ‫- آره، فکر خوبیه. یه دور دیگه.

‫همگی...

‫ما راه درازی رو از ایست‌ بلو اومدیم.

‫حالا، شاید ندونیم بقیه مسیر ‫گرند لاین چه خوابی برامون دیده...

‫ولی ما زنده‌ ایم.

‫و کنار همیم.

‫پس بیاید جشن بگیریم!

‫آره!

‫ایول!

‫آره! بنوشید! ‫بنوشید! بنوشید!

‫از جوراب خیس متنفرم.

‫این آب شور هم قراره ‫لباسم رو حسابی داغون کنه.

‫اگه دیر برسیم، ‫آقای هشت خون‌مون رو میریزه.

‫خودت که میدونی چقدر ‫از معطل شدن بیزاره.

‫و شک دارم بلعیده شدن توسط یه وال رو ‫به عنوان یه بهونه قابل قبول بپذیره.

‫بهتره بلافاصله پیداش کنم.

‫منم باهات میام.

‫نمیتونم بذارم کل اعتبار ‫مأموریت رو به اسم خودت بزنی.

‫یا همه‌ تقصیرها رو گردن من بندازی.

‫نگران نباش.

‫تقصیر ما نبود.

‫بهش میگم که هوام رو داشتی.

More Farsi Persian subtitles for ONE PIECE

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left