The first 200 lines.
Sub By Fatima.sjn & Tiana & Viana
قسمت 8
شنیدم که شانگ جی شان و ژانگ دافویه اولین های نه دروازن
اگر شیه جویه بتونه کمک کنه تا نه دروازه رو دور هم جمع کنیم
اونو به عنوان یک کمک به کشور حساب میکنیم
بعد
شما، شیه جو ، یک قهرمان بزرگ میشین
من نمیدونم شیه جو یه
افتخار قبول کردن خواستم رو میده یا نه؟
من صرفا نهمین دروازه ام و حتی حق گفتنشو هم ندارم
به خاطر نگاه مرحمت امیز فرمانده لو بهتون مدیونم
اما
نه دروازه صرفا بخشی از جامعه غیرنظامیه
که باعث میشه خیلی اسون ارتباط برقرار کنیم و ملاقات داشته باشیم
در حقیقت هر کدوم از ما شغل خودشو داره
فرمانده لو واقعا من ، شیه و نه دروازه رو خیلی دست بالا گرفتن
...جی یه
ما مردهای راستگویی هستیم، پس بیا غیر مستقیم با هم حرف نزنیم
کارهای پشت پرده ای که نه دروازه انجام میده
امکان نداره که ندونی ، درسته؟
حرف های احمقانه ای که توی خیابونا زده میشه
مردم توی خیابون یک چیزی میگن و یه چیزی هم میشنون
امکان نداره فرمانده لو همه ی اون حرفا رو باور کنه مگه نه؟
شه جو یه
...تو واقعا
لبهات خیلی محکم مهر و موم شده
اونطور نیست من ، شیه ، خودم لب هامو قرص و محکم کرده باشم
حرفایی که پیدا نشدن و تحقیقی در موردشون نشده
ببخشید که من ، شیه ، شهامت دروغ گفتن رو ندارم
...جیه تو
فرمانده لو
اخیرا سرم مشغول کارامه
نمیتونم به خاطر این حرف های کوچک شما رو همراهی کنم
دفعه ی دیگه ، قطعا وقتی شما رو دیدم بابت این معذرت خواهی میکنم
نه نیازی نیست
شیه جو یه در رو بهم نشون داده
من هنوزم معنی این کلماتو میفهمم
معلومه اینطور نیست
...چون
پس دیگه خداحافظی میکنیم
فرمانده لو لطفا صبر کنین
حین این سفر مشکلات زیادی براتون پیش اومده
و من ، شیه ، نتونستم زیاد کاری بکنم
این هدیه ، طبیعتا من جرات نمیکنم این رو بپذیرم
فرمانده لو ، لطفا این رو قبول کنید
درواقع پیشگویی فو یه درست بود
لو جیان شان خیلی فرز عمل میکنه
درسته
مثل اینه که
میخواد به نوبت هر 9 دروازه رو ببینه
نسل نه دروازه همیشه متحد بوده
چطوری یکی خارج از گروه ما مثل اون میتونه مارو واژگون کنه؟
بیا بریم
نباید فو یه رو زیاد منتظر بزاریم
« عمارت وو »
لو ، فرمانده لو
(توی خونه ی وو لوگائو ( پنجمین نفر از نه دروازه
اونجا ، اونجا پر از سگ های شروره
من ، من نزدیک بود جو ... جونمو از دست بدم
ای احمق
(اشغال (مثل یک تیکه اشفال میمونی
همین الان گمشو
بیشتر از این منو خجالت زده نکن
« چای خونه ی دی شینگ »
فرمانده
همه کسایی که فرستادین تا نه دروازه رو ببینن
همشون با درهای بسته روبه رو شدن
مخصوصا اونهایی که به خونه ی بان جی لی رفته بودن
خیلی راحت ، دیگه برنگشتن
!چه گروه های خطرناکی
نمیدونن که زمین و بهشت بی نهایتن
خوبه
پس بیا صبر کنیم و ببینیم
اقای کلس هندردی
من فکر میکنم از این شخص نمیتونیم استفاده کنیم
چرا؟
براساس اطلاعاتی که من اوردم
این فرد تلاش میکنه تا راه خودشو توی 9 دروازه جا بندازه
و درا بسته بوده ب روش
و برای یک موفقیت سریع نگرانه اما بی پرواست
اینطور نیست
من فکر میکنم دقیقا همچین کسی باید انتخاب بشه
اقا ، من واقعا متوجه نمیشم
اینجور ادم هارو باید با رخ توی شطرنج مقایسه کنی
وقتی میرن روی صفحه
بیشتر از همه ریسک میکنن
تا وقتی ک خوب حمایتش کنیم
این یک حرکت خیلی خوب توی شطرنج میشه
اگر درست حمایتش نکنیم چی؟
فو یه
فو یه ، من برگشتم
لاو با ، تو خیلی سخت کار کردی
اون اصلا سخت نبود
فقط موقعیت معدن
واقعا کار اسونی نیست
اسون هم نبود
چطور مگ؟
همونطور که گفتن
اصلا معدن معمولی نیست
ممکنه یه ارامگاه بزرگ قدیمی توش باشه
این دقیقا چیزیه که حدس میزدم
قبلا یک نفر به طور اتفاقی واردش شده
وقتی ازش بیرون امده
از دانسته های خودشون ترسیده بودن
به نظر میرسه من از بین انها خوش شانس ترین بودم
واقعا همینطور به نظر میرسه
من معدنو نگاه کردم
و فهمیدم که قبرستون به طور عجیبی شکل گرفته بود،مثل یک انسان
یک قبرستون ب شکل انسان ؟
اون قبرستون مثل یک انسان خط اوج داشت
و میتونه قبرستونی مثل یک ادم زنده و یا یک ادم مرده باشه
اگر اون قبرستون مثل یک انسان زنده ساخته شده باشه
پس مکانیزم تله ی داخلش
مثل یه ترتیب مشخصی پیکر بندی میشه
اگه بتونی رشته اصلی رو پیدا کنی
وارد شدن بهش اسونتر میشه
...من فقط میترسم که
ساختار اونجا مثل یک ادم مرده باشه
اگر ساختار اونجا مثل یک ادم مرده باشه
مکانیزم تله تغییر موقعیت نمیده
ولی مکانیزم داخل ارامگاه هیچ ترتیبی نخواهد داشت
پس حدس زدن اینکه مشکل از کجاست برامون خیلی سخت میشه
از بیرون ک نگاهش کنیم
نمیتونم قضاوت کنم که این چه جور قبرستونیه
اوه ، راستی
اخیرا ، ژاپنی ها تلاش کردن تا در مورد معدن اطلاعاتی به دست بیارن
نمیشه
...قبل اینکه وارد عمل بشن ما باید
دوباره بریم توش و یک نگاهی بندازیم
این کار خیلی خطرناکه ، خیلی
فکر میکنم باید از ار یه کمک بخواهیم
اونطوری مطمئن تره
افسوس ک
همسرش مریضه
چطور ار یه میتونه ترکش کنه
اریه عشقشو خیلی گرامی میداره
من گذشتشو یادمه ک چطوری
اون همسرشو دقیقا وسط خیابون نجات داد
برو کنار ، برو کنار
پول داری؟
اگر پول نداری پس چطور جرئت میکنی حتی بهش نگاه کنی؟
!کاری رو بکن که باید بکنی
!همین الان از اینجا برو ، سریع
همونطور که اینقدر فقیر و کثیف به نظر میرسی
هنوزم میخوای که این دختر رو بخری؟
بهش دست نزن! خیلی زود از اینجا برو
خوشمزست؟
گندت بزنن
تو پول داری؟
!اون خیلی خوشگله
تو از عهدش برنمیای
پوستشو نگاه کن
یا تو ؟
!برادر
این کار کدوم حروم زاده ای بود؟
این ار یه نیست؟
ار یه ؟
خوشمزست
ار یه
یا تو
ار یه
من این شخصو میبرم
ار یه
با این اب گل الود خودتو کثیف نکن
خفه شو اشغال ، بگو چقدر پول میخوای؟
ار یه
!قیمت ثابته 15 کیلو طلا
پانزده کیلو؟
چاره ی دیگ ای ندارم
این چیزیه که رئیسمون دستور داده
اول اونو با خودم میبرم
شب بیا تا پولو بگیری
صبر کن
اول پولو بده بعد من اون دخترو بهت میدم
!هر کلمه ای که من ، ار یه هونگ ، میگم نه تن وزنشه
تسویه شد
بزارین بره ، بره ، بره
امشب به امارتت میایم و پولو میگیریم
فکر نمیکنم جراتشو داشته باشی که از دادن پول طفره بری
ژانگ یه ، رئیس
بعد از اینکه پول به دستتون رسید
شما طبیعتا سود خودتونو میگیرید
هی تو ، پست فطرت فسقلی ، برو کنار
به اون ار یه بگو بیاد بیرون
برین تو
صبر کنین
ار یه
پولی که قرارداد کرده بودیم کجاست؟
من انقدر طلا ندارم
پول نداری؟
اگه پول نداری پس ما هم باید اون دخترو پس بگیریم
خودت شخصا میفرستیش بیرون؟
یا ما باید از عمارت بیاریمش بیرون ؟
ار یه ، قبلا هم اسمتو شنیدم
امکان نداره قوانین تجارتو ندونی
و شما؟
این ژنگ یه ی ماست
ژنگ یه
یک چیزی باید بهت بگم ، از این طرف لطفا
یا تو ، نگران نباش
No comments yet. Be the first to leave one.