The English Patient

The English Patient

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The English Patient 1996 1080p BluRay AC3 x264 D-Z0N3
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The English Patient 1996 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-05
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حالت چطوره؟

پات خوب می‌شه.

تکه ترکش زیادی ازش دراومد.

تو خوشگل‌ترین دختری هستی که تا حالا دیدم.

فکر نکنم. بیا.

منو می‌بوسی؟

خیلی برام فرق می‌کنه.

ممنون.

پرستار، نمی‌تونم بخوابم.

خیلی خوشگلی.

خیلی شوخی جالبیه. حالا بگیر بخواب.

دکتر کجاست؟

خدایا، از خون دادن متنفرم. از سوزن متنفرم.

کسی از پیکتون هست؟

پیکتون؟ نمی‌دونم.

دوست دارم قبل از رفتن، یکی از هم‌شهریامو ببینم.

کسی از پیکتون داریم؟

اون از اونجاست. لبه دریاچه انتاریو، درسته سرباز؟

عزیزت هم اهل اونجاست، نه؟ همون اطراف؟

ازش بپرس تو کدوم گروهانه.

پیاده‌نظام سوم کانادا.

کاپیتان مَگَن رو می‌شناسه؟

دیروز مرد. تکه‌تکه شد.

چی گفت؟

هانا، خم شو!

مرده. مرده.

مرده.

مرده.

اسم، درجه، شماره پرسنلی؟

نه. متأسفم.

فکر کنم خلبان بودم.

اوایل جنگ، تو لاشه یه هواپیما پیدام کردن.

یادت میاد کجا به دنیا اومدی؟

باید سعی کنید فریبم بدید، وادارم کنید آلمانی حرف بزنم.

که البته می‌تونم.

آلمانی هستید؟

اگه چیزی یادت نمیاد، از کجا می‌دونی آلمانی نیستی؟

میشه یه جرعه آب بهم بدید؟

ممنون.

خیلی چیزها یادمه.

باغش یادمه، که تا لب دریا می‌رفت.

چیزی بین شما و فرانسه نبود.

یا مال همسرم.

فکر کنم.

البته من معتقدم این در مورد خیلی از آلمانی‌ها صادقه.

ببینید.

همین‌قدر ریه دارم.

بقیه اعضای بدنم دارن از کار می‌افتن.

اصلاً چه فرقی می‌کنه اگه من توت‌عنخ‌آمون باشم؟

کارم تمومه، دوست من.

متأسفم که نمی‌تونم کمکتون کنم.

حالت خوبه؟

می‌دونم از جابه‌جا شدن متنفری. متأسفم.

هانا!

یان؟

قرار شده روستای بغلی تور داشته باشه. بچه‌ها می‌خوان منو ببرن.

هیچ پولی نداری، نه؟

فقط اگه حراج بود.

هانا، می‌دونم که داری. بیا دیگه.

نه!

به خدا قسم، این آخرین باره. قسم می‌خورم.

اون دل‌نازکه. دوستم داره.

بهت برمی‌گردونم! قول می‌دم!

دیگه هیچی برات نمی‌دوزم.

دوستت دارم!

پینتزا، بچه‌ها!

یه کم آب اینجا بیارید!

یان! نه!

هانا، کجا می‌ری؟

عقب وایستا!

وایسـ

نه!

نه!

هی! هی!

تکون نخور! تکون نخور! کاملاً بی‌حرکت وایستا!

داری تو میدون مین راه می‌ری!

خوبه.

این خوبه.

فقط همین‌جوری بی‌حرکت بمون...

و همه چی خوب می‌شه.

داری چیکار می‌کنی؟

فکر می‌کنی داری چه غلطی می‌کنی؟

مال یانه.

درد داری؟ چیزی لازم داری؟

آره.

حالت خوبه؟

تو و یان بودید-

چرا؟ داره می‌میره. چه فایده‌ای داره؟

نمی‌تونیم همین‌جوری تنهاش بذاریم. منظورت اینه که ولش کنیم؟

نه، نه، منظورم این نیست که ولش کنیم.

این بهت کمک می‌کنه.

من حتماً نفرین شده‌ام.

هر کسی که دوستم داره-

هر کسی که بهم نزدیک می‌شه-

من حتماً نفرین شده‌ام.

کدومه؟

وقتی اون بمیره، من هم بهش می‌رسم.

کل کشور پر از راهزن و آلمانی و خدا می‌دونه چیه.

این دیوانگیه! نمی‌تونم اجازه بدم.

همه جا تموم نشده. منظورم دقیقاً تموم شدن نبود.

این عادیه، یه شوکه، برای همه‌مون، هانا.

مورفین می‌خوام، خیلی زیاد. و یه کلت.

اگه بلایی سرت بیاد، هیچ‌وقت خودمو نمی‌بخشم.

داریم می‌ریم لگورن.

ایتالیایی‌ها بهش میگن «لیورنو».

منتظرتونیم.

باشه.

ممنونم.

هانا.

خودمو می‌رسونم. خوبه.

این همه سر و صدا چی بود؟

داری با موش‌ها می‌جنگی یا با کل ارتش آلمان؟

نه.

داشتم پله‌ها رو تعمیر می‌کردم.

یه کتابخونه پیدا کردم، و کتاب‌ها خیلی به درد بخور بودن.

قبل از اینکه خیلی از اون کتابا استفاده کنی...

شاید یه خورده‌شو برام بخونی.

فکر کنم همه‌شون ایتالیایی‌ان، ولی نگاه می‌کنم، آره.

پس کتاب خودت چی؟

آره، همون هرودوتس.

آره، می‌تونی بشناسیش.

آلو پیدا کردم.

ما تو باغ آلو داریم. اونجا.

ما یه باغ داریم.

هرودوت پدر تاریخه.

اینو می‌دونی؟

این یه...

یه آلوی حسابی آلوئه.

کوهی به شکل پشت یه زن. خوبه، خوبه.

سلام، جفری!

به این سفر اکتشافی خوش اومدین.

خیلی خوشحالم که بالاخره همه‌تون رو می‌بینم.

ایشون دانته داگوستینو و زیگی برمن، باستان‌شناس ما هستند.

چه هواپیمای قشنگی.

و ایشون همسر من کاترین هستند.

از آشناییتون خوشبختم.

ما کارآموزهای جدید شما هستیم.

به افتخار باشگاه بین‌المللی شن.

چه هواپیمای محشری. نگاه کردی؟

مگه نه؟

خرس روپرت صدایش می‌کنیم.

سلام. جفری کلیفتون.

بالاخره می‌تونیم این پرنده‌ی پیر رو بفرستیم اوراقچی.

خانم کلیفتون، مایلم کنت آلماسی رو بهتون معرفی کنم.

سلام.

جفری تک‌نگاری شما رو به من داد و من توی کویر داشتم می‌خوندمش.

خیلی تاثیرگذار بود.

می‌خواستم مردی رو ببینم که تونسته یه همچین مقاله‌ی طولانی‌ای رو با این تعداد کم صفت بنویسه.

خب، یه چیز هر چی که باشه، بازم همون چیزه، فرقی نمی‌کنه چی جلوش بذاری.

ماشین بزرگ، ماشین کُند، ماشین راننده‌دار.

ماشین خراب.

البته که زیاد به درد نمی‌خوره.

عشق رمانتیک، عشق افلاطونی، عشق خانوادگی.

خب، مطمئناً چیزهای کاملاً متفاوتی هستن.

اون نوع مورد علاقه‌ی من از عشقه. عشق بیش از حد به همسر.

اینجا دیگه حرف حساب زدی.

اونا توریستن.

اونا رو انجمن سلطنتی جغرافیایی خیلی توصیه کرده.

اون دلرباست و همه چیز رو خونده.

اون ظاهراً خلبان خیلی خوبیه.

اون می‌تونه نقشه‌های هوایی کل مسیر رو تهیه کنه.

از هوا نمیشه اکتشاف کرد، مدوکس.

اگه می‌شد از هوا اکتشاف کرد، زندگی خیلی ساده می‌شد.

تماس.

تماس.

باید سعی کنم تخت رو جابجا کنم.

می‌خوام بتونی منظره رو ببینی.

خوبه. منظره یه صومعه‌ست.

من که از قبل می‌بینم. - چطور؟

چطور می‌تونی چیزی ببینی؟ - نه، نه، پنجره نیست.

من که به هر حال نمی‌تونم نور رو تحمل کنم.

می‌تونم تا صحرا رو ببینم.

دارم می‌چرخونمت.

اکتشاف قبل از جنگ، نقشه‌کشی.

تو چشمام شن هست؟ داری شن رو از گوشام تمیز می‌کنی؟

نه، شن نیست. اثر مورفینته.

زنم رو تو اون منظره می‌بینم.

چیزای بیشتری یادت میاد؟

میشه یه سیگار بگیرم؟ - دیوونه شدی؟

چرا اینقدر مصممی که منو زنده نگه داری؟

چون من پرستارم.

آفرین.

ما یه گوجه‌فرنگی قدیمی داریم

یه سیب‌زمینی لانگ‌آیلند

بله، ولی ما که موز نداریم.

امروز که موز نداریم.

بعدی!

«پادشاه اصرار داشت که راهی پیدا کند تا بی چون و چرا ثابت کند...»

که همسرش زیباترینِ تمام زن‌ها بود.

«تو رو توی اتاقی که می‌خوابیم قایم می‌کنم،» کاندائولس گفت-

کاندائولس گفت.»

«کاندائولس.»

کاندولس.

کاندولس به گیگس می‌گوید که ملکه هر شب همین کار را می‌کند.

او لباس‌هایش را درمی‌آورد...

و آن‌ها را روی صندلی کنار در اتاقش می‌گذارد.

و از جایی که ایستاده‌ای...

می‌تونی با آرامش خاطر بهش خیره شی.

و اون شب، دقیقا همون‌طور شد که پادشاه بهش گفته بود.

میره سراغ صندلی، لباساشو یکی یکی درمیاره...

More Farsi Persian subtitles for The English Patient

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left