Marlene

Marlene

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Marlene [1984] by Maximilian Schell
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

other
Published on: 2022-12-29
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫فکر میکنی میرم بشینم تو یه سینمای

‫قدیمی، کسل کننده و یه فیلم قدیمی تماشا کنم

‫میشینم کتاب میخونم وقتی که داری کتاب میخونی

‫هیچوقت احساس تنهایی نمیکنی

‫نه من که هیچ وقت احساس تنهایی نمیکنم

‫تو منتظری که من ادامه بدم ولی فعلا حرفی برای زدن ندارم

‫خودتم حتما نمیدونی چی بهم بگی

‫یه آهنگ زیبا، فرانتز واشمن بقیش مسخره ست

‫فکر نکنم اون ها رو فقط به این دلیل که

‫چقدر برای خوندن فوق العاده بودم

‫اصلا اهمیتی به خودم نمیدم

‫باید از حضورتون خدافظی کنم چون دیگه برنامه تموم شد

‫این آخرین کنسرت من بود

‫باید بهتون بگم که داره گریه ام میگیره

‫چون خیلی شما رو دوست دارم

‫واقعا از شجاعتتون در طول جنگ قدردانی میکنم

‫دوستتون دارم خدانگهدار

‫ولی بعدش باید

‫برم یه فیلمی رو تدوین کنم

‫برات آرزوی موفقیت میکنم ولی امکان نداره

چی؟ ‫مازل توفوف، مشخصه...

‫مازل توفوف

‫وقتی میرسی ازت فیلم میگیرن ولی وقتی میخوای بری کسی حضور نداره

‫فیلم "دستری دوباره میتازد" دوباره آماده شد یه لحظه

‫ماکسیمیلیان، تو اتاق مارلنه منتظرت هستیم

‫نمیتونم که دو تا کار رو همزمان انجام بدم

‫این همون فیلمیه که جیمی استیوارت هم حضور داره اسم آلمانیش چیه؟

‫"Der Grosse Bluff"

‫فرنچی صبر کن...

‫به قانون فکر کن

‫بالا فرنچی! !يالا کابوی حرکت کن

‫نه من تا حالا با کسی دعوا نکردم

‫منظورتون تو کار هنرپیشگیه؟ بله تو کار هنرپیشگی

‫فرق میکنه ولى تو زندگی شخصیم تا به حال با کسی دعوا نکردم

‫صبر کن خانم منو خانم صدا نزن

‫تا خودتو به کشتن ندادی برو بیرون

‫باشه من میرم باشه

‫پس میریم سراغ همین فیلم "دستری دوباره میتازد" از قبل آماده شده

‫چرا باید انقدر بریم عقب؟

‫چون نمیخوام وارد مرحله کودکی بشم

‫این سه تا دختر رو برات انتخاب کردم

‫میخوام شبیه یه جور ...دفتر خاطرات به نظر بیاد

‫تا بتونم اطلاعات بیشتری رو بیرون بکشم

‫اون کیه اونجا؟ تهیه کننده ست، کارل دریکا

در حقیقت یه جاسوسه جاسوس؟

‫خودت جاسوسی

‫اون دخترا چی؟ بَدلن

‫بدل چی؟

‫فکر کردم که واقعی تر به نظر برسه

‫میشه لطفا اون عکس رو ببینم؟ کدوم عکس؟

‫از آپارتمانی تو پاریس

‫برنارد! این گلدون رو میخوایم

‫و روی پیانو بود ...بهم گفت که ببرمش بیرون

‫ولی نزدیک به ده ساله که اونجاست باید برش گردونیم سر جاش

‫خیلی عجیبه داری شوخی میکنی؟

‫چند وقته کنار مارلنه هستی؟ سی سالی میشه

‫اینم از عکس

‫آدمایی که نمیدونن چطوری کارشون رو بکنن نگرانم میکنن

ولی فکر میکنم ‫کسی که میخواد کاری رو انجام بده باید بلد باشه چطور انجامش بده

‫اگه بلد نیست بره خونه یه کار دیگه بکنه

‫تمام آینه ها رو ببرید بیرون

‫ولی اونا رو دیوار وصلن

‫آره میدونم باید همشون رو ببرید بیرون

‫همه چیز رو توش بازتاب میده

‫اینم از آینه ت ببرش بیرون

‫داری نگاتیوها رو میبری؟ نه تدوینش میکنم، من تدوینگرم

‫به یه شکل دیگه این کار رو میکنم

‫چیز واقعی ای هم اینجا هست؟ از نویسنده بپرس

‫نمیدونم

‫چی اینجا واقعيه؟ اتاق تدوین

‫میزی که روش کار میکنیم اون آپارتمان واقعی نیست

‫فقط از روی خاطراتی که بوده بازسازیش کردیم

‫مارلنه نمیخواست ازش فیلم بگیریم چی واقعيه؟

‫دستگاه ضبط صوت میتونیم اون رو به عنوان یه ابزار حقیقی در نظر بگیریم

‫صحنه هایی از فیلم ها عکس ها... کلی عکسه

‫ما فقط میخوایم در حین صحبتمون

‫سعی کنیم اتفاقی که در پاریس رخ داده رو بازسازی کنیم

‫صحبت های ما نهایت چند روزی طول میکشه

‫خب من خیلی صبورم...

...منظمم

‫و خوبم فکر میکنم خوبم

‫الان مارلنه چه شکلیه؟

‫نمیدونم از ماکسیمیلیان بپرس من تو پاریس نبودم

‫این آخرین عکس های آخرین فیلمیه که بازی کرده به اسم "ژیگولو" که 78 سال سن داشته

‫الان چند سالشه؟

‫بهتون اطمینان میدم همه چیز مثل یه سیرک میمونه

‫یاداشتی برداشتی که میخوای در مورد چی حرف بزنی؟

‫آره کلی یادداشت برداشتم

‫ولی اول میخوام در مورد...

‫اینکه ترجیح میدی آلمانی حرف بزنی یا انگلیسی صحبت کنم

‫تو قراردادم نوشته شده که باید...

‫سه روز انگلیسی حرف بزنم سه روز آلمانی

‫خب این که قرارداده هر جور خودت مایلی

‫ولی اگه بخوایم هی از زبان آلمانی بپریم به زبان انگلیسی یه خورده سخت میشه

‫نه نه نه سه روز به یه زبون سه روز هم با اون یکی زبون

‫تمام انگشت های پای من شکسته بود میدونی؟

‫چون شکسته !ممکنه بازم بشکنه، میدونی

‫چرا انقدر سریع راه میری؟

‫درد نداشت اصلا درد نداشت

‫ولی هنوز یه انگشت سالم تو کل بدنم دارم

‫چطوری قراره شروع کنیم؟

‫من ترجیح میدم که آلمانی حرف بزنم، بهتر صبحت میکنم

‫باشه هر جوری دلت میخواد برای من فرقی نداره، آلمانی حرف بزن

‫من هیچوقت حس نکردم که

‫در هیچ مکانی جایی داشته باشم

‫خب هیچکدوم از ما خانه نداریم همه ما مهاجر هستیم، سرزمین پدری ای نداریم

‫البته اینم بگم که آمریکا خانه واقعی من بود

‫همون موقع که رسیدم آمریکا منو پذيرفتن

‫دخترم اونجا زندگی میکنه کل خانوادم اونجان

‫الان برای چی پاریس زندگی میکنین؟

‫چون اینجا کار میکنم

‫که در حال حاضر چون اینجا کار میکنم

‫میدونید من خیلی سفر میکنم

‫تازه از ژاپن برگشتم

‫همه جا رفتم

‫بیشتر عمر خودمو صرف مسافرت کردم همیشه چمدون به دست اینور و اونور میرفتم

‫نمیشه گفت که این یک جور خانه به دوشی میمونه؟

‫نه این چه حرف مزخرفية

‫همه جا رو خونه خودت میدونی؟

‫اون کرت ماهلره که اینجوریه نه واقعا خواهش میکنم

‫اصلا از این احساسات سحطی ندارم

‫هیچوقت نداشتم

‫ما هیچوقت از این احساسات سطحی نداشتیم

‫اصلا از احساسات سانتیمانتال خوشم نمیاد

‫در مورد مردم این حس رو دارم

‫ولی در مورد شهرا و باقی چیزا نه

‫میشه گاهی وقتا بشینید فیلمای خودتون رو ببینید؟ نه هیچوقت

‫هیچوقت؟ اصلا اونا رو تماشا نکردین؟

‫هیچوقت اصلا علاقه ای ندارم

‫دوباره یکی از فیلم هاتون رو تماشا کنید نه هیچوقت

‫فراموششون کردین؟

‫نه ولی خب علاقه ای ندارم بشینم دوباره نگاه کنم

‫بشینم خودمو نگاه کنم؟ "مثلا فيلم "فرشته آبی

‫رو در نظر بگیرید همه حالشون ازش بهم میخوره، نه؟

‫منم دیگه نمیتونم دیدنش رو تحمل کنم

‫مثلا بشینم "دوباره عاشق خواهم شد" رو ببینم... !نه واقعا دوست ندارم

‫اون صحنه ای که من روی بشکه نشستم

‫میتونن از هر جایی بخرن

‫همه دیوونه اونن میدونم

‫تو آلمانی که یه کلمه ای هست یادم نرفت میشه بگید؟ بله تقلید کننده ها

‫ادای منو درمیارن که روی بشکه میشینم

‫و پاهامو میگیرم تو دستم

‫واقعا مسخره ست

‫از نظرم یانینگ خیلی وحشتناک بود

‫در هر نقشی که بازی میکرد رعب آور بود

‫وقتی که یوفا گفت فیلم خوبی نیست

‫و قرار نیست شما رو قبول کنیم کاملا درک کردم

‫خیلی عالی میشد اگه هنوز تست های تصویری باقی مونده بود

‫واقعا تست های تصویری فیلم "فرشته آبی" وجود نداره؟

‫نه همش در طول جنگ ناپدید شد خیلی تحقیق کردیم و گشتیم پیدا نکردیم

‫خودمم اونا رو ندیدم

‫تو بالزبرگ اون استودیوی قدیمی که در شرق برلینه که نیست

‫تو روسیه هم نیست داستان خیلی پیچیده ایه

‫من نشسته بودم رو پیانو

‫شق و رق چی بهش میگن؟

‫یه لباس خیلی تنگ پوشیده بودم

‫داشتن موهامو درست میکردن همه جا هم پر دود سیگار بود

‫یه پیانیست هم اونجا بود

‫تو همه کتابا میگن که اون شخص هالندر بوده ولی دروغ میگن

‫هالندر نبوده؟ نه

‫نه قسم میخورم که هالندر نبوده

‫استرنبرگ بهم گفت که بیام

‫بشینم رو پیانو

‫با خودت آوازی چیزی نیاوردی؟

‫بهم گفتی که قراره برای تست تصویرت یه آهنگ آماده کنی

‫منم گفتم چیزی آماده نکردم چون قرار نبوده که این نقش رو بگیرم

‫چون بالاخره یه برلینی گستاخ معمولی بودم دیگه، نه؟

‫طبیعتا همین موضوع اونو به فکر فرو برد

‫باقی هنرپیشه هایی که اونجا بودن...

‫داشتن خودشون رو میکشتن تا نقش رو مال خودشون کنن

‫اینجا بود که این دختر گستاخ

‫جوون که تازه از مدرسه هنرهای درام بیرون اومده گفت

‫به هر حال که من اون نقش رو به دست نمیارم

‫همین اونو به فکر فرو برد

‫بهم گفت آهنگ برلینی بلدی؟

‫گفتم آهنگ وقتی از هم خدافظی میکنیم گریه نمیکنیم رو بلدم

‫از پیانو اومدم پایین

‫گفتم اینجوریه

‫وقتی از هم خدافظی میکنیم گریه نمیکنیم

‫اون گوشه یه نفر دیگه وایستاده

‫همینجوری ادامه پیدا میکرد

‫تو خداحافظی میکنی

‫با اینحال از درون

‫خوشحالی که بالاخره همه چی تموم میشه

‫بسه خیلی خب باید اینو با دوربین هم ثبتش کنیم

‫حقیقت این بود که من علاقه ای به گرفتن اون نقش نداشتم

‫فکر میکردم حالا این نقش هم از دست بدم

‫باید خودمو بکشم؟

‫میدونم که همیشه میگی حرفه تو با فیلم "فرشته آبی" شروع شده

‫با اینحال فکر میکنم

‫این چه فیلم صامت مزخرفی هم بود

‫من یه فیلمی رو دیدم "به اسم "شب های عاشقانه

‫یه نسخه ازش به دستم رسید با ویلی فورست همبازی بودم

‫بله

‫آره ولی یه دقیقه صبر کنید فیلم مزخرفيه

‫ولی بد نبود منظورم این نیست که فیلم خوب بوده

خوب نبود ‫نه منظورم بازی شماست

‫میگی بد نبود من میگم خوب نبود

‫بد نیست فرقی با خوب نیست نمیکنه

‫فکر میکنم خودتون رو يه خورده دست کم گرفته بودین

Marlene subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left