The first 200 lines.
میدونی که نباید صبحونۀ تولدت .رو خودت بخری دیگه
.این بر خلاف قوانینه
.حالم از هر چی تولده بهم میخوره. ولی تو رو خیلی دوست دارم - .آره -
پس میخوری بدم؟
.آره، وقتی که از حموم اومدم، عزیزم - .منظورم اون نبود -
نه؟ - .نه -
منظورت اون نبود؟ .عه، تولدم مبارک
.چه لباس جذابی
.باید حرفهای بهنظر بیام
.آروم باش، خب؟ اونجا همه عاشقتن
.فقط اینکه... نمیدونم از پس اینکار بر میام یا نه
تمام مدیرهای شرکتمون .مدرک دانشگاهی دارن
...آره، خب، سرش باهات بحث میکردما
ولی ده سال تجربۀ کاری چندتا مدرک میارزه، ده تا؟
.از نظر این آدما نه - .عه -
.ولی ممنون
.امروز بهت نیاز دارم، مامانبزرگ
فقط اینُ یادت باشه بیشتر از اونی که تو به اونا احتیاج داشته باشی، اونا به تو نیاز دارن، خب؟
.ببین، فقط میخوام حواسم پرت نشه - .باشه -
.نگاهم رو از رو توپ برنمیدارم
ببینم الان مثال اصطلاح فوتبالی زدی واسهم؟ - .خدایا -
میگم، میدونی، فقط .یکی یکی بازیها رو پیش ببر
اگه "وایسکاف" ازم خوشش نیاد، چی؟
خب، تو این بازی اختلافات میلیمتری برنده رو .مشخص میکنه. باید 110% زورت رو براشون بزنی
.حرفتُ ندید میگیرم
...آشنایی باهاتون باعث افتخاره، آقای وایسکاف" خوبه؟ یا که"
.زیادی پاچهخارانهست - .آره، باشه -
.باید این کار رو بهدست بیارم، تری
...ببین منو
تنها کسی که شانس ...شکستدادنِ تو رو داره
.خودتی
.دیرم میشه
.باشه
.برو بترکون - .باشه -
راستی چه کونی ساختی .با این شلوار جینه
دوباره؟ ببین، میدونی که .پسر حرمت داره نه لذت
.باشه، ولی باید سریع تمومش کنیم
!خدافظ
!خب. خدافظ
،باعث افتخارمه، آقای وایسکاف
که نشونتون بدم ما توی .فروشگاه ولیو 151 مشغول چه کارهایی بودیم
.افتخارش از آنِ ماست .دقت کن، آرتور
فروشگاه ولیوی "پارک اوزون" با .نزدیکترین رقیبش اختلاف فروشِ دوبرابر داره
بذارید نشونتون بدم که دلیلش چیه
.به فروشگاه اینترنتیمون خوش آمدید
"،بهتریندوست و همکارم، "جون ولپینتستا
پسرش دیلی رو با گوشیش میفرسته داخل فروشگاه
که تکتک تکه گوشتهای راسته .رو برای "براژولا"ش بخره
.اون موقع بود که به ذهنم رسید
.تصویر زندهست. چه جالب
بله. از خونهشون، اعضای ما ،میتونن یه تکه سالمون بهخصوص
.و یا سومین لیمو از پشت رو بخرن
.هر چی که دلشون بخواد
قبل از ظهر خریدشون رو میکنن، ما هم تا 6 عصر .خریدها رو به شعاع 20 مایلی فروشگاه میرسونیم
.هم اجتماع خریدارانمون رو افزایش میده .هم ظرفیتمون رو
.و افزایش سود خوبی هم برامون داره
.و همهچی از اینجا شروع شده
مادرهای دوشنبهای؟ - .بله -
.همۀ اینا فکر "مایا" بوده
این همون "جون"ی هست .که تعریفشون رو براتون کردم
.سلام - .سلام علیکم -
سلام. من مادر دو تا بچهم
و شوهر سابقمم یه .بیمصرف به تمام معنیست
و داشتم پیش یهسری دیگه از مامانها درد و دل میکردم
که مایا یه پیشنهاد هوشمندانه داد ...که یه مراسم بزن و بپاش هفتگی راه بندازیم
.کلوپ اجتماعی - .بله، کلوپ اجتماعی -
میدونی دیگه، به مامانهای دوشنبهای ...یا به باباها برسیم
.و ایدهش از اونجا رشد کرد
وایسا ببینم، منظورتون خریدارهاست یا کارمندا؟
.جفتش
.سوزی داوینچی هستم ."من بهش میگم "جلسۀ روانکاوی فروشگاه ولیو
.ما مثل رفقای خرید میمونیم
داستان برای هم تعریف میکنیم ...و به هم کوپن میدیم
.یا شوهرهامون رو - .نه خیر، شوهر من که نه -
،واقعاً زبانم قاصره
فقط میتونم بگم آرتور خیلی خوششانسه که شما رو
.بهعنوان معاون اولش استخدام میکنه
پس تنهاتون میذارم تا .بهتر با هم آشنا شید
آقای وایسکاف، یه دقیقه وقت دارید؟
.اصلاً دو دقیقه وقت داری
.ممنون
من چندین هفتهست که دارم .برای این جلسه آماده میشم
.و عالی هم بودی
...من
پونزده سال از زندگیم رو ،وقف این فروشگاه کردم
و بعد از اینکه شش سال پیش ،معاون مدیر شدم
.فروشمون بهطرز معجزهآسایی افزایش داشته
...ببینید، من قصد بیاحترامی ندارم، ولی
شما از این فروشگاه یا آدمایی که از اینجا خرید میکنن چی میدونید؟
.حرفۀ تخصصیِ من تیمسازیه
آرتور مدرک مدیریت ارشد کسبوکارش .رو از دانشگاه "دوک" گرفته
فکر میکنم متوجه خواهید شد .که بهترین آدم واسه این کاره
.نه، قربان
.بهترین آدم منم
شما کجا دانشگاه رفتی، عزیزم؟
.مدرک جی.ای.دی دارم
این قابلاحترامه، جدی میگم، ولی دلیل .داره که پستهای کاریمون حداقلهایی دارن
و اون دلیل چیه؟
میخوام بدونی که چهقدر خودت
.و وفاداریت برامون ارزشمنده
آخه آدم با خودش میگه حتماً مدیریت خودش .میخواد یکی از بخش فروش اون پُست رو بگیره
.باشه، یه دورنگاه بریم
،تو یه دوستپسر بینظیر داری، تری .که همینالان رفته خریدِ حلقه
جانم؟
!دهنتو
آخه چرا این رو بهم گفتی؟
...الان گفتم، "دهنتو، پس معلومه که میدونم
.بگذریم، نباید خیلی غافلگیرکننده باشه .شما پنج ساله که باهمید
...مسئله این
.اون بچه میخواد
و این دقیقاً چرا بده...؟
.میدونی چیه، الان وارد این بحث نمیشم من
خب، چطوری بگم ناراحت نشی؟
.باشه، نمیتونم
این چطوره؟ .امشب، میری خر مست میکنی
.بعد از پارتی هم میری حامله میشی .میتونی از اتاق مهمانم استفاده کنی
کدوم پارتی؟
!ای دهنتو
کدوم پارتی رو میگی؟ - .باشه، یه لطفی بهم بکن -
.غافلگیر نشون بده میتونی این کارو واسهم کنی؟
.خوادخواه نباش
.هیچکس یه دختر خودخواه رو دوست نداره
!سورپرایز
!سلام
!میگم، بچهها .اگه ممکنه همه ساکت شید
.موزیک رو قطع کن
میخوام... میخوام چندتا چیز .درمورد این دختر بگم
!وای
...خب، قبلنا که مربی لیگ "بیب روث" بودم
.وای، نه، نه - .چرا -
یه بازی شبانهای جمعه توی ورزشگاه ...پنساکولا برگزار میشد
.و یه بچهای میره واسه حملۀ سوم
...و یهو از همهجا بیخبر
.یه صدای جیغی از جایگاه تماشاچیها میاد
!آی
یه خانم دیوونهای داره .سر کمک داور داد و بیداد میکنه
پس منم برگشتم که یه نگاهی .به این دیوونه خانم بندازم
!و بوم
.دیدمش
،زیبا
،بیپروا
.و تو یه تب و تاب دیدنی
...و هر کس... هر
...عنترِ شرکتیای که
...قدردانِ شگفتانگیز بودن این زن نیست
...خب، عزیزم
...به قول معروف
!هنوز تا تموم نشده، تموم نشده
.بیا، باهام برقص - .وای خدایا، نه -
.بیا - خدایی؟ -
.آره، آره
آخه الان؟ - .همینالان، جلوی همه -
.واقعاً خیلی زیبایی
.خودت هم بدک نیستی
.باشه
خوبه والا، خودم دارم بعد تولدم .جمع و جور میکنم. عالیه
خب، دوستان واقعی همینکارو میکنن
.هر سال تولدم رو همینجا میگیرم
.خفه شو
خوبی؟
.گور باباشون - .آره، گور باباشون -
گور بابای کی؟
.اونا دیگه
...آدمای تحصیلکرده و
اون خونههای لوکسشون ...که اسم بچههاشون رو از روی میوه انتخاب میکنن
.و از قله کلیمانجارو میرن بالا
.آره، گور باباشون
یعنی میگم، دیوونهت نمیکنه؟
فقط بخاطر اینکه وقتی 18 سالت ،بوده یه مدرکی نگرفتی
موقعی که 40 سالت شد واجد شرایط یه شغلی نمیشی؟
...خدای من. اولاً که کی گفته
که زندگی منصفانهست؟
بد میگم؟
بیخیال، پسر خوندهت داره با ...بورسیۀ گوگل میره استنفورد
این یهجورایی اوضاع رو خنثی میکنه دیگه، نه؟
.بیخیال دیگه، مایا، یه عنوانه دیگه .تعریفکنندۀ تو که نیست
بعد این حرفُ زنی میزنه که نمیتونه اسم پسرش رو بدون اینکه
.به استنفورد رفتنش اشاره کنه، بیاره
.راست میگی. خیلهخب. باشه
!یعنی خب... بایدم بگی
.باید بگی
خیلی عالیه
...ولی
.نمیدونم والا
...فقط فکر میکردم که تا الان
.نمیدونم
مسئله سارائه؟
خب دیگه، کِی میخوای خودت رو بخاطر اون قضیه ببخشی؟
.جدی
خب، شاید فقط دیگه باید این تلاشهای بیهودهم رو بذارم کنار
وقتی دنیا چند باری بهت بگه که تو این آدمی هستی
شاید وقتش باشه که .دیگه آدم بهش باور کنه
.کُلی شغل دیگه برات اون بیرون هست
ای خدایا، میشه فالگوش وای نستی؟
.من که فالگوش واینسادم
و الانم کیک آورده .پس نمیتونم ازش عصبانی شم
.خب
...یه آرزو
.توی روز تولدت
.باشه
No comments yet. Be the first to leave one.