The first 200 lines.
Sub by: Maral4_4bbh - Bahar_smv - Mrs Zhang - Marzieh_m.n_04 - Fae_ze
"The Founding Of An Army"
در حدود هزاران سال چین حرف اول قدرت رو در جهان میزد
و چرا چین
به این درجه نزول پیدا کرد؟
چون ما، مردمانِ چین، در خواب بودیم
!مرگ بر ارتشِ دولت
!نه خلعِ سلاح نه تسلیم میشیم
از جنبش کارگرانِ شانگهای حمایت می کنیم
! مرگ بر دولت مردان
! مرگ بر ارتشِ دولت
!نه خلعِ سلاح ! نه تسلیم میشیم
! از جنبش کارگرانِ شانگهای حمایت می کنیم
! مرگ بر دولت مردان
! مرگ بر ارتشِ دولت
!نه خلعِ سلاح! نه تسلیم میشیم
! از جنبش کارگرانِ شانگهای حمایت می کنیم
! مرگ بر دولت مردان
! مرگ بر ارتشِ دولت
!نه خلعِ سلاح! نه تسلیم میشیم
!حرکت کنید! این یه تظاهرات صلح آمیزه
داری چیکار میکنی؟
چرا بهمون شلیک میکنید؟
!این یه تظاهرات صلح آمیزه
آماده،
!آتش
!رئیس جو
!سی لی
من، "جو اِنلای"، هدفم؟
هرگز
موقعیت امن نیست
برادرم گفت امنیت شما باید تضمین بشه
از این ظرف
آقای "دو" کجاست؟
ایشون مدت زیادیه که داخل منتظر شما هستن
من سه دقیقه هم زود اومدم،
گزارش کارگران شبه نظامی توسط یک شرکت تجاری فرستاده شده
کارگرا امروز اسلحه دارن
فردا روستایی ها هم اسلحه میخوان
پس دیگه ارتش به چه درد میخوره؟
...شورش کارگرا دولت "بیانگ" توی شانگهای باید سرنگون بشه
!و باید برای انقلاب آماده بشه
من یه سربازم
و وظیفم اینه که از فرمان ها اطاعت کنم
این فرمان از "جینگ وِی" بود؟
نه
پس از طرف کی بود؟
دوباره تکرار میکنم
از ما معذرت خواهی کنید
و اسلحه های کارگران شبه نظامی رو بهشون برگردونید
این دوتا شرط های اساسی ماست
این صحبت،
میترسم، نباید از طرف من گفته بشه
پس از طرف کی دیگه باید گفته بشه؟
!بعضی چیزها باید کاملا مشخص بشن
شما دیگه نمیتونین رئیس کل اتحادیه ی کارگرانِ شانگهای بشین
بیا و با من کار کن
و من هر ماه چند تا شمش طلا بهت میدم
تا بتونی خانواده ات رو سیر کنی،
شما باید خوب بدونید
که من چجور آدمی هستم
میدونم،البته که میدونم
تو تونستی فقط با چندتا تفنگ خراب شده از شرِّ دولت بیانگ خلاص بشی
تمام زندگیت پیش روته و پتانسلیت بی نهایته
لطفا صبر کن
این جزای کسیه که به کارگر های شبه نظامی پناه بده
"وانگ شوها"،
من بیشترین احترام رو برات قائلم
پس لطفا، تو باید یه فنجون شراب بخوری
اول،به سلامتی خودت
و دوم به سلامتی عقیده ات
سوم، به سلامتی پشتکارت
! همه رو بکشید
!تو کمونیستی! همین حالا یه چیزی بنویس
!بهت گفتم یه چیزی بنویس
...من، جو انلای، هیچوقت به دوستانم بی اعتماد نبودم
...سی لی
همین الان هم میتونی تمومش کنی،هنوز دیر نشده
اینجا من هیچ نفوذی و اختیاری ندارم
قبلا که برادرت رو فرستادی به آکادمی نظامی هوآنگ پو
راهنمایی دکتر سان یاتسِن رو با همدیگه خوندیم
یادت میاد؟
سه قاعده ی کلی برای مردم وجود داره،
"هدف ما
پیدا کردن یک زمین آزاد،
صلح جهانی، خواسته ی ما
در تکیه بر دوستان
پیشرو هستیم
هدفت رو محکم نگه دار
در کنار خورشید و ستارگان باش
تو فریاد زدی
اما کمتر از سه سال بعد،
دوباره برگشتی به عقاید خودت
قدرت های خارجیِ چین رو سرنگون کنی،
که همه ی کشور رو برای خودت بدست بیاری،
و یه جمهوری جدید بسازی
این ها هدف های مادام العمر دکتر سان بود
اما تو تفنگت رو به سمت برادرت گرفتی
قبل از اینکه حتی سفر شمالی ها به پایان برسه
من هیچ وقت همچین قصدی رو نداشتم
بهت گفتم، من یک سربازم
و از دستورها پیروی میکنم
دستور های کی؟
دولت ملی گرای ووهان،
دولت بیانگِ بِیپینگ
یا ارتش دولت نانجینگ که چیانگ کایشِک میخواست پیداش کنه؟
سه دولت توی یک کشور
و میگی کشور از هم نمیپاشه؟
هنوز هم میگی این خیانت به دکتر سان نیست؟
رئیس وانگ جین وِی و دبیر کل چن دوشیو
یه بیانیه ی همکاری برای قدرت،اتحاد و تعاون منتشر کردن
سی لی،
تو سپر بلای دولت مردان شدی
وقتی اوضاع تغییر کنه
به این فکر کردی که بعضی از چیزا برات تموم میشن؟
لطفا تو به من آموزش بده آقای جو
من برای چند سال برای فرمانده ی کل، چیانگ خدمت کردم
یکی دو چیز در موردش میدونم
وقتی ووهان اون مسئولیت هارو به گردن گرفت،
اون بهت کمک کرد تا فرار کنی؟
آقای جو،
هیچ چیزی نبود
که امروز که تو رو اذیت کنه
وقتی تو رو دوباره ببینم
صادقانه ترین عذرخواهیم رو تقدیمت میکنم
خبر دار
ممنونم بخاطر نصیحتت
قربان
"استبداد ارتش رو سرنگون کنید"
"چیانگ کایشک دستور داد تا ادارات سیاسی در ارتش تعطیل شوند"
انقلاب داره به پیروزی میرسه" "همراهان باید همکاریشون رو نشون بدن
فرمانده کل یه تلگراف از پکن دریافت شده
بخونش
جانگ زولین لی داجائو رو در سفارتخانه ی روسیه دستگیر کرده
و پرسیده که باید درموردش چیکار کنیم
خب، اون کاملا میدونه که چطور با پرسیدن از من
مسئولیت های خودش رو عوض کنه
چی گفته؟
لی داجائو"
رهبر حزب شمالی کومین تانگ
اون مخفیانه در پایتخت زندگی میکنه
و با خارجی ها ساخت و پاخت میکنه،
و حالا اون دستگیر شده
"باید باهاش چیکار کنیم؟
برای چیانگ یه تلگراف بفرست و بگو
حزب داره از عناصر نامطلبوب پاک سازی میشه
و مظنون دیگه یکی از اعضای حزب ملی گرا نخواهد بود
چون موردش به خارجی ها مربوط میشه
توصیه میشه که به زودی در تلاش باشید
و اعدامش کنید
تا از گرفتاری های بعدی جلوگیری بشه
اگه ما این رو ادامه بدیم،
انقلاب شکست میخوره
و حزب کمونیست از بین خواهد رفت
ما باید کارت هامون رو رو کنیم
و با سخت ترین اعتراض صدامون رو به گوش بقیه برسونیم
من باید چند مقاله ای بنویسم
و چهره ی واقعی اون چیانگ کایشک حروم زاده رو به همه نشون بدم
... بچه سرباز
جدیدی؟
تو مثل بچه هایی
واضحه من ازت بزرگترم
من سالِ بز به دنیا اومدم
منم
چه ماهی؟
دسامبر
من آگوست
بهم بگو برادر بزرگتر
!آره باشه سه بار میگم
در مورد چی صحبت میکنین؟
این میتونه خود کشی باشه
وانگ جین وِی نمیدونه باید چیکار کنه
ووهان
یه طوفان در افکارش داره
بیاین نظر دوستمون چن دوشیو رو بشنویم
زیاد شدن فشار ها توی کارگران و روستایی ها طی چندین سال
در بیش از نیم روز به یک کشتار جمعی تبدیل شد
به عنوان دبیر کل یک حزب، من بیشترین درد رو حس میکنم
حزب کمونیست و ملی گرا یه اتفاق نظری داشتن
تا در انقلاب
با هم متحد بشن
اما چانگ کایشک الان داره از سلاح هایی که توسط سازمان جهانی کمونیست تهیه شده استفاده میکنه
تا مارو قتل عام بکنه
ما باید خودمون رو مسلح کنیم
و با این خشونت بجنگیم
واقعا باید بجنگیم
خون های ما نباید بیهوده ریخته بشه
رو به رو شدن با دشمن
به ضرر ماست
اما اینکه بهشون سلطنت مجانی بدیم
توی مسئله ی ما مطرح نیست
:ما فقط یک انتخاب داریم
سریعا سلاح هامون رو تحویل بدیم
سلاح هامون رو؟
چرا اسلحه هامون رو بدیم بهشون؟
!ساکت باشین
چرا باید اسلحه هامون رو بهشون بدیم؟
چون ما تفنگ کافی برای اینکه تحویل بدیم نداریم
الان هم به سختی تفنگ داریم،
چه مشکلی داره که همه ی تفنگ هارو بهشون بدیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.