The first 200 lines.
یه لیوان شیر بنوش. کمک میکنه کمی بخوابی
در مورد اتفاقی که امروز عصر افتاد ، من
دکتر هوآنگ گفت ، شانس همیشه با اون یار خواهد بود
درآینده حتی از من هم موفق تر میشه میتونی از این لیست اسمش رو انتخاب کنی
لی رو شِنگ چطوره؟
تلفظش سخـته یکم
این چطوره؟ لی یو یائو؟
خیلی قدیمیه
لی جیان پی
خیلی سخته نوشتـنش ! اگه معلمش بگه به عنوان تنبیه چندبار از روش بنویسه چی؟
معلمها زیاد تنبیهت میکردن؟
من از بچگی بچه معروفه ی کلاس بودم
این چطوره؟ لی اندی؟
شبیه اسم دختراست؟
اسم انتخاب کردن خیلی سخته ! خودت انجامش بده. هر اسمی دلت خواست بذار
تمام زندگیش قراره به این اسم صداش بزنن
معلومه که باید در موردش دقیق باشیم
یه سری خبر در موردِ انتقال یک سری سرمایه ی هنگفت هست
از هتل لِجیـا به ژیانگ هائو دیدو
با توجه به منابعِ موثق
کمپانیِ لی سرمایه گذار واقعی پشت این قضیه است
این یعنی که رئیس اصلیِ ژیانگ هائـو دیدیو کمپانیِ لی هست
تو پشتِ کمپانیِ ژیانگ هائو هستی؟
کمپانی لی ژیانگ یو چطور؟
تو میترسی که لیانگ جون تو رو به عنوان سرمایه گذار اصلی قبول نکنه
پس از هتلِ لیجـیا استفاده میکنی که اعتمادش رو جلب کنی؟
میشه توی خونه در مورد کمپانی حرف نزنیم؟
خوشم نمیاد اینطوری سوال پیچم کنی
خوب به این مورد رسیدگی کردی؟
میخوام بدونم خبـرهای دیروز درسته یا نه
درسته که گروهِ لی ، پُشتِ کمپانیِ لیجیـاست؟
من از بخش مالی کمپانی ژیانگ هستم
بی زحمت این پیام رو به رئیسـتون برسونید
الو؟
کارِ لی ژونگ مو هست
اون همیشه مخالف ماست
دقیقا میخواد چیکار کنه؟
اونها از تماس با ما امتناع میکنند
به نظر تو چطور میشه؟
اگه خبری که دیروز منتشر شد درست باشه ، موندم قدم بعدیِ لی ژونگ مو چی میتونه باشه
رئیس ژانگ، نظری در این مورد ندارید؟
رئیس وانگ ، لطفا در مورد برنامه ی آینده ی کمپانیـتون به ما اطلاع بدید
برنامه ی سال بعد چطور خواهد بود؟
سال بعد کمپانی رو تا وال استریت گسترش خواهیم داد
فکر میکنید سخنرانی اخیر آقای اوباما در تجارت جهانی تاثیر داشته؟
در واقع اگر بخوام خلاصه اش کنم - گروهِ کمپانی لی همیشه دیدگاه مثبتی داشته
نسبت به تغییرات در اقتصاد جهانی
و ما وضعیت جاری در چین و کشورهای خارجی رو به دقت بررسی میکنیم
کمپانی لی داره بزرگ و بزرگ تر میشه. امیدوارم بتونیم با شما کار کنیم
البته امیدواریم از شما چیزهای زیادی یاد بگیریم سلام آقای ژیانگ
اولین بار هست که توی مراسم مربوط به کمپانی لی ژیانگ شرکت میکنید
نظری در مورد اتفاقات اخیر دارید؟
خبرات دیروز در مورد کمپانی ژیانگ رو تایید میکنید؟
آقای ژیانگ اسمِ مادر پسرتـون رو در افتتاحیه ژانگ ماندی بردن
میتونم بپرسم انگیزه ی این کار چی بوده؟ مسئله ی شخصی درمیانه؟
قراره چیکار کنید؟ شایعات میگن اختلاف زیادی بین شما و آقای لـی وجود داره
رئیس ژیانگ اینجاست
- رئیس ژیانگ اینجاست - هُل ندید
!!! هُل ندید
!!! هُل ندید
لی ژونگ مو. تو نمیتونی تحمل کنی که کمپانیِ ژیانگ وجود داشته باشه
میخوایی کمپانی ژیانگ رو لِه کنی
نمیترسی یه روز تصمیم بگیرم این لطفـت رو جبران کنم؟
رابطه ی من با گروهِ ژیانگ به خودم مربوطه ولی تو واسه هدفت باید خیلی بیشتر از اینا تلاش کنی
لی ژونگ مو ، انقدر از خود راضی نباش
توی جنگِ کاری ، برنده و بازنده فقط توی یه ثانیه معلوم میشه
لازم نیست تحریکم کنی
اگه این اتفاق بیفته ، مرگ دردناکی در انتظارته
به چشم من تو فقط یه هویت داری
هویت تو بازنده است
هیچوقت دست از سرت بر نمیدارم
منتظر اون روز هستم
لی ژونگ مو
چی شده؟ برگرد
مضطرب نباش
روی کمک شما حساب میکنم
اشکالی نداره
رئیس
باید خودت رو کنترل کنی
وقتی برگشتیم ، به یه راه حل فکر میکنیم
اینجا پُر از خبرنگاره ! اگه این خبر پخش بشه
روی وجهه ی کمپانی ژیانگ تاثیر میذاره
باید آروم باشیم
.- خبرای بد ، رئیس - چی شده؟
وقتی رئیس ژیانگ خبرهای مربوط به تصاحب شدن هتل توسط کمپانی لی رو شنیدن
حالشون بد شد و غش کردن
الان کجاست؟
بیمارستان
یه خبر دست اول دارم
رئیس کمپانی ژیانگ بخاطر خبر غش کرده
واقعا لازمه؟ اون روز بهم گفتی
گفتی که یه راه فرار برای کمپانی ژیانگ میذاری
بذار یه سوال بپرسم ، این اون راهِ فراریه که قراره بهشون بدی؟
پس هر چی بهم گفتی همه غلط بود
واقعا میخوایی ژیانگ ایی رو به کشتن بدی
باشه ، الان ژیانگ ایی که بستری شده
الان خوشحالی؟ - این در مورد من نیست
به مشکلات مالی کمپانی لی هم مربوط میشه
بخاطر منافع کمپانی لی هم که شده باید اینکار رو میکردم بهت قول میدم
هر کاری میکنم که از اسمِ ژیانگ هائو دیدو محافظت کنم
جلوی من انکارش نکن
میدونم چقدر از اون و من متنفری
از همون بچگی متنفر بودی که بخاطر بچه ی نامشروع بودن مورد تمسخر قرار بگیری
بخاطر همین میخوایی ازش انتقام بگیری و به کشتنش بدی
میخوایی بهش ثابت کنی همه ی چیزایی که براشون زحمت کشیده
الان توی دستای توئه
بله ، من از بچگی متنفر بودم وقتی کسی برای نامشروع بودن مسخره ام میکرد
متنفرم از کاربی رحمانه ای که اون با من و تو کرد
اما الان دیگه برام مهم نیست اون من رو بخواد یا نه
چون اون هرگز پدرِ من نخواهد بود
بالاخره گفتی چقدر ازش متنفری
اون هیچوقت تو رو به عنوان پسرش قبول نداشت برای همین تو سخت کار کردی
میخواستی خودت رو بهش ثابت کنی
میخواستی بدونه که
لیاقت داری که پسرش باشی
اما تو به موفقیت رسیدی
حتما باید با دستهای خودت اون رو به کشتن بدی؟
هیچ جوره نمیتونم متقاعدت کنم ، بیا بعدا که آروم شدی حرف بزنیم
ژونگ مو
هر چی هم باشه تو نمیتونی اینکارو بکنی
اون بازم پدرته ، میدونم ازش متنفری ولی
اینکارو باهاش نکن
اینطوری باهاش نجنگ ، باشه؟
ژونگ مو
دوباره دارم میگم ! من نمیخواستم بهش آسیب بزنم. سعی داشتم نجاتش بدم
ژونگ مو ، برگرد
بچه ! دو ساعته که منتظر موندی. رئیس ما خیلی کار داره
الان برو و یه روز دیگه بیا ، باشه؟ برو دیگه
مراقب باشید رئیس
بابا چرا نمیخوایی من رو ببینی؟ من ژونگ مو هستم
بابا چرا نمیخوایی من رو ببینی؟ من ژونگ مو هستم
با توجه به این
دارو اونطور که ما انتظار داشتیم جواب نداد
باید براش یه اهدا کننده ی کلیه پیدا کنید
و بعد بلافاصله عملش کنیم
وگرنه ، اگر وضعیت بدتر بشه ممکنه به کبد و قلب هم راه پیدا کنه
در اون صورت وضعیت غیر قابل کنترل میشه
ژیانگ لی
ژی نینگ ، چرا اینجایی؟
میترسیدم که اگه من نیام
مجبور بشیم همدیگه رو اون دنیا ببینیم
زمان خیلی زود میگذره
ما همدیگه رو بیشتر از سی ساله که ندیدیم
داریم توی یه شهر زندگی میکنیم
... اما تو اینطور خواستی که هرگز همدیگه رو نبینیم
گفتی تا زمان مرگـمون دیگه همدیگه رو نخواهیم دید
دقیقا همون کاری که گفتی کردی ! اگه امروز نمی اومدم
بازم میخواستی تا ابد همدیگه رو نبینیم؟
بیا اینجا
پیر شدی ! موهات هم سفید شدن
چطور میشه پیر نشم؟
تو هم خیلی پیر شدی - درسته ، زمان قابل توقف نیست
اما تنها چیزی که در طی زمان ماندگاره
فقط احساساتِ آدمهاست
ژی نینگ
من تمام این سالها به تو و پسرت بد کردم ! به جفتتـون مدیونم
فکر نکنم فرصتِ جبرانش رو توی این دنیا داشته باشم باید تا رفتن اون دنیا صبر کنم
برای سالهای زیادی
هم دوستت داشتم و هم ازت متنفر بودم
تا آخرش ، حتی خودم هم نمیدونم
که چه احساسی بهت دارم
ما دیگه خیلی پیر شدیم
حرف زدن در این مورد چه فایده ای داره؟ دیگه گذشته
امروز اومدم فقط ببینمت و در موردِ ژیانگ هائو دیدو
بهت یه عذرخواهی بدهکارم
هیچوقت وظایف پدریم رو به جا نیاوردم
میفهمم
که اون از من متنفره
یه راهی پیدا میکنم که راضیش کنم دست از جنگیدن با تو برداره تا حالت بدتر از این نشه
فکرش رو نکن ! من دیگه پیر شدم
دیگه اونقدرها طمع ندارم. ژیانگ هائو دیدو چیزیه که در گذشته به دست آوردم
وقتی که اخبار رو شنیدم
تحملش برام خیلی سخت بود. نه در موردِ خودم
فقط نمیخوام ژیانگ جون آسیب ببینه
نمیخوام مشکلات خودم پاگیرِ اون بشه
ژی نینگ
با فکر من موافقی؟
متاسفم ، تقصیر منه
همه چیز بخاطر من بود
اگه بخاطر من نبود، اون نمیمُرد
من باعث مرگ مادرِ ژیانگ جون شدم
قاتل اون منم
سلام ، میتونم بپرسم اتاق آقای ژیانگ ایی کجاست؟
مستقیم برید ، دست چپ ، اتاق آخره
مرسی
ژیانگ جون
خوبی؟
شنیدم پدرت بدجور مریضه و بستری شده
میخواستم ببینمش و همینطور
از طرف ژونگ مو ازش معذرت بخوام
گفتی از طرف کی اومدی؟
ژونگ مو
! حتی اسمِ اون هم جلوی من نیار
ولم کن
چرا من باید اونی باشم که ولت میکنم ؟ من اونی باشم که پا پس میکشم؟
چرا من تنها کسی هستم که داره عشقش رو از دست میده؟
چرا من؟ چرا؟
ژیانگ جون ! اینکارو نکن
ژیانگ جون ، باشه
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.