Law & Order: Special Victims Unit

Law & Order: Special Victims Unit

Download Farsi Persian Subtitle

Season 27

Release info

Law And Order SVU S27E08 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 27 قسمت 8 Law & Order: Special Victims Unit 1999 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در نظام عدالت کیفری

جرایم جنسی

بسیار فجیع محسوب می‌شوند.

در شهر نیویورک، کارآگاهان فداکار

که این جنایات وحشیانه رو بررسی می‌کنن،

اعضای یک یگان ویژه و نخبه هستن

که به "واحد قربانیان ویژه" معروفه.

این‌ها داستان‌های اونهاست.

ویلن کارآگاه خوبیه ولی آدمیه که کنار اومدن باهاش سخته.

یعنی چی؟ خودت می‌بینی.

هی، تری برونو.

آه، می‌بینم هنوز مثل خلافکارا لباس می‌پوشی.

هی، جان.

کلاه فدورا قشنگیه. می‌دونی سال ۲۰۲۵ه دیگه، آره؟

هی، تری، لباس به آدم شخصیت می‌ده.

اوه، این رفیقمون کیه؟

جیک گریفین.

اوه، بتمن!

آره، آره، آره، درباره‌ت شنیدم.

خب، آره. امیدوارم همه‌ش بد نبوده باشه.

اوه، بیشترش قاطی پاتی بود.

به سیرک خوش اومدین، بچه‌ها.

یه نفر داخل داریم که می‌گه دوست‌دخترشو

نصف شب دزدیدن، می‌گه بهش تجاوز شده.

خب، شمایید. چطور می‌خواید رسیدگی کنید؟

خب، ما یه هشدار BOLO برای دختره، نیکی سوارز، صادر کردیم.

پس ما مسئولیت جست‌وجو در سطح شهر رو به عهده می‌گیریم

ولی پرونده تجاوز مال شماست.

تری، بین خودمون باشه، رسانه‌ها از قبل

دارن یه سری نظریه‌های عجیب و غریب پخش می‌کنن، پس باید

داستان این یارو رو دقیق بررسی کنی.

مثل اینکه زیاد ازش خوشت نیومده.

هی، رفیق، هر کسی یه داستانی داره.

ولی این یکی یه جورایی مشکوکه.

باشه، مفهوم شد. خبرت می‌کنیم.

باشه.

و وقتی بیدار شدم، اون یارو داشت

کل سرم رو با چسب نواری می‌بست.

و بعدش... بعدش منو زمین‌گیرم کرد

و اونجا بود که فهمیدم مچ دستام رو هم بسته.

پس نتونستی خوب ببینیش؟

نه.

صداش چی؟

صداش مثل ربات بود.

مثل چی؟

ببین، می‌دونم.

تنها چیزی که تونستم بفهمم این بود که اون داشت از یه جور

تکنولوژی تغییر صدا استفاده می‌کرد.

خب، بعدش چی شد؟

و بعدش به نظر می‌رسید داره بهش تجاوز می‌کنه.

و من هیچ کاری نکردم.

چون نمی‌خواستم اونو بکشه.

و، آره... و هی می‌گفت دوربین و لیزر داره

که منو تحت نظر دارن و اگه من

حداقل سه ساعت تکون نمی‌خوردم، می‌کشتش.

چی کار کردی؟

کاری که بهم گفت رو انجام دادم.

همونجا موندم و برای چیزی که مثل سه ساعت به نظر می‌رسید، صبر کردم.

و بعدش... بعدش وقتی بالاخره تونستم خودم رو آزاد کنم

نیکی رفته بود.

ببین، ما پیداش می‌کنیم.

ولی باید بیای اداره پلیس تا بهمون کمک کنی.

آره، هرچی لازم باشه.

فقط باید پیداش کنید.

چیزی از این حرفا رو باور می‌کنی؟

قطعاً یه چیزی رو پنهان می‌کنه.

خب، قضیه پیچیده‌تر شد، بچه‌ها.

موریسون رو بررسی کردیم.

دو سال حبس فدرال رو به خاطر پرونده کلاهبرداری اوراق بهادار کشیده.

سه سال پیش آزاد شده.

عالیه، یه مجرم سابق که سخنران انگیزشیه!

آره، و یه داستانی داره که از BQE هم پر از سوراخه.

جیمی بهش می‌گه که پلیس نیویورک یه تکنیک جدید پزشکی قانونی داره

که می‌شه چشم قربانی قتل رو درآورد

تا آخرین تصویری که قبل از مرگ دیدن رو مشخص کرد.

این نبوغ‌آمیزه، ولی واقعاً جواب داد؟

مثل آب خوردن.

یارو همه چیزو لو داد، حتی چیزایی که

خودمون هم نمی‌دونستیم.

باشه، خوشم اومد و ازش استفاده می‌کنم.

ممنون.

آه، یه پنل درباره هوش مصنوعی مولد و اجرای قانون.

شاید جیمی یه چیزی می‌دونست.

چه دنیایی! آره.

شما دو نفر چند سال شریک بودین؟

پنج سال با لباس فرم، چهار سال دیگه هم به عنوان کارآگاه.

آه.

اون یه پلیس عالی بود، یه شریک عالی.

می‌دونی وقتی همه چیز جور درمیاد چه حسی داره؟

آره، می‌دونم.

منم همینطور.

و چی کارش کرد؟

اون آدمی بود که سه بار تیر خورده بود،

از جمله یه بار برای محافظت از یه شاهد، و آخرش

سرطان بود. آه.

جیک فقط ۱۲ سالش بود.

تنها آرزوی جیمی این بود که ببینه جیک سوگند یاد می‌کنه.

از اینکه زیر بال و پرش گرفتی ممنونم.

البته، می‌دونم که در واقع انتخابی نداشتی.

با این حال، ممنونم.

مردد بودم ولی گریفین پتانسیل داره.

آره.

بنسون.

باشه.

من سه ساعت فاصله دارم و تو یه کنفرانسم.

بهش بگو داریم برمی‌گردیم.

باشه، دارم برمی‌گردم، باشه؟

ببخشید، رئیس. نباشید.

آدم‌ربایی فعاله، بهانه خوبیه برای پیچوندن و رفتن از اینجا.

مگه نه؟

ممنون.

نیکی سوارز، ۲۴ ساله.

دوست‌دختر گرگ موریسون، ۵۰ ساله.

که در حال حاضر مهمون ما تو اتاق بازجویی شماره یکه.

چرا آوردیش اینجا؟ چون مشکوکه.

دوست داری اون بصیرت تیزبینانه‌تو بیشتر توضیح بدی؟

داره راجع به آدم‌ربا هذیون میگه،

که لیزر و دوربین و تغییردهنده صدا نصب کرده.

به علاوه، یه خلافکار سابقه‌داره که چرت و پرت میگه

به عنوان یه به اصطلاح سخنران انگیزشی.

دو سال رو تو کلاب فد بخاطر کلاهبرداری اوراق بهادار گذروند.

و اون زن گمشده چی؟

اطلاعات مشخصاتش برای دستگیری همه جا پخش شده.

واحد ۲-۱ مسئول جستجوه.

ولی این یارو درست نیست.

آره، کل داستانش عجیبه.

ولی اگه واقعی باشه، هنوز باید پیداش کنیم.

سروان از آلبانی در راه برگشته.

پس چرا شما دو تا یه شانسی رو موریسون امتحان نمی‌کنید؟

و ما با ویلن، سی‌اس‌یو هماهنگ می‌کنیم و منطقه رو می‌گردیم؟

وقتی مجبورش کنیم لب به اعتراف باز کنه، بهتون خبر می‌دیم.

باشه.

اگه میشه کمکم کنید، من نمی‌فهمم

قضیه دوربین و لیزر رو.

من فقط... نمیگم راست می‌گفت

فقط بهتون میگم چی گفت.

کلا قضیه تکنولوژی تغییر صدا.

آره، معلومه که از چیزی استفاده می‌کرد تا

تشخیص صدا غیرممکن بشه.

خب، شاید فکر می‌کرد شما می‌شناسیدش، می‌دونید؟

کی دیگه به اون ساختمون دسترسی داشت؟

من ماه پیش بازسازی کردم.

کلیدها رو به معمارم، شان دیوی، دادم.

شان دیوی.

فکر نمی‌کنید اون...

بررسی می‌کنیم.

کس دیگه‌ای هست که باهاش مشکل داشته باشی؟

می‌دونید، کس دیگه‌ای که بخواد، اِمم...

که دلیلی برای تنبیه کردنت داشته باشه؟

بچه‌ها، تروخدا التماس می‌کنم.

باید نیکی رو پیدا کنید.

کل شهر دنبالشن.

ولی الان فرصتیه که اعتراف کنی.

بذارید از اول شروع کنیم.

آخرین باری که نیکی رو زنده دیدی کی بود؟

خوش برگشتید، سروان.

هی. با کوری حرف زدم.

گفت از داستان این یارو خوشت نمیاد.

بیشتر شبیه یه داستان خیالیه.

یارو زندگیش رو از کلاهبرداری مردم می‌گذرونه.

فکر می‌کنه می‌تونه سرمون کلاه بذاره.

یه چیزی رو داره قایم می‌کنه.

فقط هنوز نمی‌دونیم چی.

باشه، کوری گفت که یکی از همسایه‌هاش

گفت که دو سه شب پیش صدای دعواشون رو شنیده؟

برام توضیح بده.

سروان.

اوه، صبر کن.

بله؟

یه خانمی اینجاست که میگه دوست‌پسرش رو پیش خودمون داریم،

گرگ موریسون رو بازداشت کردیم.

نیکی؟

نیکی؟ نه، نه، من کلسی هستم.

اِمم، گرگ اینجاست؟

اِمم، بیا، بیا.

چه خبره؟ چرا گرگ اینجاست؟

کاری کرده؟ خب گرگ اینجاست

اون فقط داره به چند تا سوال ما جواب میده.

پس چرا نمیری اونجا بشینی؟

پس گفتی دوست‌دختر گرگ هستی؟

چند وقته... چند وقته همدیگه‌رو می‌بینید؟

حدود یک سال.

من تو استنفورد زندگی می‌کنم.

بعد از یکی از سخنرانی‌هاش همدیگه‌رو دیدیم.

امروز صبح، تماس‌هام رو جواب نمی‌داد

وقتی سعی کردم باهاش تماس بگیرم، برای همین تا اینجا رانندگی کردم.

و... و بعد، یه افسر پلیس اونجا بود

و منو فرستاد اینجا.

ببینید، میشه فقط بگید چه خبره، تروخدا؟

باید به شماها می‌گفتم

که من با کلسی هم قرار می‌ذاشتم؟ آره.

ولی... ولی اینم ربطی نداره

به اینکه نیکی ربوده شده.

اگه اصلا واقعی باشه.

ای بابا بچه‌ها، تروخدا.

منو آدم پست صدا کنید.

منو یه خیانتکار صدا کنید.

ولی شما دارید تمرکزتون رو از دست می‌دید.

می‌رید پیداش کنید یا نه؟

کل دپارتمان دنبالشه.

More Farsi Persian subtitles for Law & Order: Special Victims Unit

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left