The first 200 lines.
می خوام استعفا بدم- قبول نمیکنم-
به کی هستی؟
فکر کردی چی هستی؟
تو بدون من کوفت هم نیستی
چنگ کوان الان داره لحظات بحرانیُ تو زندگیش می گذرونه
زندگیش نمیتونه به خاطر پیدا شدن تو متوقف بشه
تو نباید اینهمه چیزُ تحمل کنی
تنها کاری که الان باید انجام بدی اینه که...به من اعتماد کنی
بعنوان شخص مسئول این پروژه، من باید سرزنش بشم
من استعفا نامه ی رسمی ـمُ به مدیراجرایی تحویل دادم
تو این دنیا،کدوم زنی میتونه به این موضوع اهمیت نده؟
اما معتقدم"چنگ کوان"هرگز عاشق زنهای بی شرمی که
دوست پسر یکی دیگه رو می دزدن، نمیشه
از امروز به بعد
آقای"گائو" فقط میتونه معاونِ تو باشه
و تو فقط منشیِ اون هستی.شیرفهم شد؟
مامان
متاسفم
تقصیرِ منه که گذاشتم شما اذیت بشینُ
حرفهای تند و زننده بشنوین
خبری نیس
اراجیفهاش منو نمیکشه
اما اخلاق باباته دیگه
نمیتونه تحمل کنه یکی در مورد دخترش اینطوری بگه
برا همین عصبانی میشه
مشکلی نیس.بذار خودشو خالی کنه بعد ازینکه صبح پاشد حالش خوب میشه
لو سی یی
میخوام ازت بپرسم که
چه احساسی به "چنگ کوان"داری؟
مامان من نمیتونم احساسی بهش داشته باشم
میشه احساسی نداشته باشی
اینجوریم نیست که هیچ حسی نداشته باشی
شاید جرات دوست داشتنو نداری؟
بعد ازاینهمه سال.بالاخره یکی پیدا شده که بتونی قلبتو به روش باز کنی
لو سی یی
میدونم حتما خیلی مُردد هستی
لابد نگرانم هستی و می ترسی که باز صدمه ببینی.مگه نه؟
میترسم که صدمه ببینم و به دیگرانم صدمه بزنم
پس تو ازین و اون ترسیدی
و خودتُ محدود کردی
ولی اگه بترسی،هیچوقت نمیتونی کاری انجام بدی
میدونی، وقتی من بچه بودم تو گنج پیدا کردن خیلی خوب بودم
وقتی ما میرفتیم گنج پیدا کنیم،ممکن بود یکی تعقیبت کنه
ما تو خونه ی امن پنهون می شدیم که نتونه ما رو بگیره
خوب بود که اونجا قایم می شدیم.درامان بودیم
اما اگه شجاعت خروج ازونجا رو نداشتیم
اونوقت هرگز شانسِ پیدا کردن گنج رو نداشتیم.خب؟
میفهمی چی میخوام بگم؟
آره
اخم نکن
بد شانسی میاره
برم یه سر به بابات بزنم
بسلامتی
بسلامتی
پسرم واقعا داره خودسری میکنه
کوتاهی از منه.متاسفم
"مهم نیس "یوئه ژیانگ
چنگ کوان" خیلی باهوشه"
اما بعضی وقتا واقعا لجباز میشه
اگه تو راهنمایی و نصیحتش کنی اون میفهمه باید چیکار کنه
برا همین میخوام بهت زحمت بدم که یکم برا این موضوع تلاش کنی
اومدی
پسرم
امروز مهمون مدیر اجرایی هستیم.فراموش کردم بگم بشین
سلام،مدیراجرایی
پسرم
لیوانتو بده به من
مدیر رستوران این شرابُ معرفی کرد، گفت که سابقه ی تاریخی زیادی داره
شونزده سال داره
...درست همون مدتی که مدیراجرایی
مثل پسرش از تو مراقبت کرده
بخاطر تو این روزها خیلی از موهاش سفید شده
چرا با این شراب از مدیراجرایی عذرخواهی نمی کنی؟
مادر
مطمئنم که تو بیوفا نیستی
که مدیراجرایی ُ ناامید کنی.درسته؟
مدیر اجرایی.متاسفم
که این اواخر نگرانتون کردم
معذرت میخوام
این چه کاریه."یوئه ژیانگ"؟
چیزی نیست.من به دل نگرفتم
تو هم به دل نگیر
بهترین چیز داشتن فرزندانِ با محبت و سربراهه
مگه نه؟
چنگ کوان" خیلی با محبته"
ویویان" هم خیلی خوبه
بله.درست میگی
ما والدین وقتی این دوتا بچه های خوبمون با هم هستن خیالمون راحته
مدیر اجرایی ، راجه به این موضوع، منم یه فکرایی دارم
البته.لطفا بگو ببینم
بچه های ما دیگه بزرگ شدن
من و شما دیگه نمیتونیم تو خیلی از کاراشون دخالت کنیم
علاوه بر اون، این زندگیِ خودشونه
من فکر میکنم بهتره اجازه بدیم خودشون در مورد رابطه شون تصمیم بگیرن
مطمئنم که"چنگ کوان"و"ویویان"بهترین تصمیمُ برا خودشون میگیرن
چنگ کوان
درست میگم؟
مدیر اجرایی،پس بیاید فقط دعای خیرمونُ بدرقه شون کنیم
اجازه بدین بچه ها خودشون مشکلشونُ حل کنن
اونا هر دو باهوشن
مطمئنم که"چنگ کوان"بهترین تصمیمُ برا خودش میگیره
خیلی خب.حالا که تو اینو میگی منم بهت احترام میذارم
به حرفت احترام میذارم
برید استراحت کنید
تا اینجا یه کلمه هم نگفتی
واقعا میخوام بدونم چی تو سرت میگذره
مامان
بخاطر نامزدی متاسفم
لازم نیس از من معذرت بخوای
ما باید از مدیراجرایی معذرت بخوایم
اون همیشه از تو مثل پسر خودش مراقبت کرده
اما تو به دختر عزیزش صدمه زدی
میدونی بعنوان یه پدر چقدر اذیت میشه؟
میدونم که مدیر اجراییُ ناامید کردم
اما در مورد احساسات، واقعا نمیتونی خودتو مجبور کنی
...خب
برا همین من طرف تو رو گرفتم
اما به اون معنا نیست که فکر میکنم حق با توئه
تو قلب "ویویان" رو شکستی
من خیلی شرمنده ش شدم
رابطه بین ما دو تا شدنی نیس
ترجیح میدم زودتر تموم شه
بهتره که اون برا مدتی از من عصبانی باشه
تا اینکه تموم عمرش ازم متنفر باشه
تو واقعا از "ویویان"خوشت نمیاد؟
مامان
من عاشق"لو سی یی" شدم
منظورت منشی"لو" هس؟
میتونم بگم که اون دختر خوبیه
اما مگه "ویویان" هم خوب نیس؟
ما واقعا با هم جور نیستیم
برا همین مهم نیس اون چقدر خوبه
پسرم
قطعا اونی که باید بقیه ی زندگی تو رو همراهی کنه من نیستم
فقط امیدوارم بدونی داری چیکار میکنی
من همه ی جوانبشُ در نظر گرفتم
...اما
من نمیتونم رنج کشیدن تو رو تحمل کنم
تو می تونی بفهمی یه مادر چه احساسی داره؟
اگه تو با "ویویان"ازج کنی مسیر زندگیت خیلی هموارتر میشه
مامان
مسیر زندگیِ هموار به معنی خوشحالی نیس
میخوای من زندگیِ موفقی داشته باشم؟
یا میخوای با خوشحالی زندگی کنم؟
فکر نمیکنم این دو تا متضاد هم باشن
تو میتونی عشقُ بوجود بیاری
اگه سعی کنی عاشق"ویویان" بشی میتونی هم زندگی موفقی داشته باشی همم خوشحال باشی
اگه میشد عاشقش بشم که تا حالا شده بودم
تا الان صبر نمی کردم
بسیارخب.نمیخوام مجبورت کنم
اما ای کاش بتونی تجدید نظر کنی
شاید بعدا جور دیگه ای بهش فکر کنی
مراقب باش
عزیزم
مهم نیس چه تصمیمی میگیری
من از تصمیمت حمایت میکنم
بادقت در موردش فکر کن
میدونم
بای
هنوز نیومدی بیرون؟
بیدار شدی؟
بخاطر دیروز ممنون
نمیدونستم توی آپارتمانم آب نیست
ممنون که منو اوردی اینجا
این چه بوییه؟
کرم اصلاح
کرم اصلاح؟
بله
با کرم اصلاح،پاهامو صفا دادم
اونوقت.. تو حوله ی منو به پاهات کشیدی؟
آره
خب.میدونی که
با نهایت ادب ،بعضی وقتا.لازمه پسرا یه سر و صفایی به پاهاشون بدن
بعدشم که این حوله رو کشیدم به پام
و گذاشتمش اونجا
ادب؟
ادب
...ادب
تو
ادبت کجا بود؟
حوله ی منو کشیدی به اون پاهات
بعدم حرف از ادب میزنی؟- من تسلیم-
همین حالا دوش گرفتم.باز عرق می کنما
برو یه لباسی بپوش
باشه
بجنب
...این بلوز
مال توئه
مارکه ها
خب من دیروز هیچی با خودم نیاوردم خودت که دیدی
من هیچی نیاوردم
اینه که لباسهای تو رو پوشیدم
لباس زیرت چی؟
لباسِ زیر؟
اونم مال توئه
یکمی هم تنگه
خب نپوش .درش بیار
باشه
اگه برات مهم نیس که با یه پسر لخت صبونه بخوری،درش میارم
صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.