The first 200 lines.
شـــهـــر خـــدا
هي ماشين
دو تا بليط براي ناگرکويل بدين آقا
پول داري؟
ولو...ولو بيا
پيداشون ميکنم و گلوشون رو پاره ميکنم
بيا، بيا بريم بريم-
هي لعنتي، داري کجا رو نگاه ميکني؟ برو بابا-
هي، ماشين
ماناتاکام
ماناتاکام
ماناتاکام
حالت خوبه؟
بيا بريم بريم-
اين يارو کيه؟
بوق بزن برن کنار
لعنتي
هي لعنتي، حواست کجاست؟ برو بابا-
آلاپوزا رو رد کرديم
ماشيني که گفتين رو نديديم
کدوم؟...بفرماييد قربان
چي؟ وَنِ قرمز؟
اينه...خودشه دور بزن
دور بزن...يالا
سريع برو...يالا، يالا، يالا
زدن به اينها
زدن داغونشون کردن
حرکت کن سوني-
...نه، نکن
من اهل ناگرکويل هستم چهار ساله که اومدم اينجا
حالا اينجا هم ديگه مثل شهر خودم شده نه، اينجا ديگه شهر من شده
مردم براي شغل به آمريکا ميرن
توي شهر خودم اگر آدم از صبح تا شب کار کنه 40-50 روپيه گيرش مياد
اما براي همون شغل توي اين شهر 400-500 روپيه ميدن
کرالا براي من مثل آمريکاست
و کوچي هم مثل کرالاست
اين کوچي به من همه چي داده يه شغل، يه جايي براي خوابيدن
علاوه بر اين اگر در مصرف ...مشروب زياده روي کنم
آبجي لاکشمي و داداش آندي هستن که سرزنشم کنن
اما يه دليل ديگه هم وجود داره که چرا من اينجا رو دوست دارم
ماراتاکام...براي اولين بار اينجا ديدمش
...براي اولين بار من...من
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
ماناتاکام
داغ و تازهست، ميخواي؟
نميخوام
هي، بدش من تو هي حرف ميزني، پس مشکل من چي ميشه؟-
به اين زودي که همچين اتفاقي نمياُفته بايد منتظر فرصت مناسب باشي
خيلي وقته فقط همين حرف رو ميزني
صبور باش
شکلات بادوم زميني ميخوري؟ اين يارو ناچيموتو هستش-
اون ميگه که اين يارو عاليه
اما من اصلا ازش خوشم نمياد چون اون خيلي از ماراتاکام خوشش مياد
عشق در قلبم جوونه ميزنه" "و به سمت تو ميدوم
عشق در قلبم جوونه ميزنه" "و به سمت تو ميدوم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
قدم زدن همراه يه الاغ" "و شنيدن صداي کلاغ
...اون گفت؟ حتي اگه اون هم بگه، تو اينطوري-
ماشين اومد بيايد، اومد-
يالا، سوار شيد اومد، سوار شيد-
بريد بالا داداش، صبر کن من بيام-
هي، چيکار ميکني؟ ميذاري برم بالا يا نه؟
چه خبره بابا؟ بيايد بالا يالا-
اگه نميري بالا بذار ما بريم برو بابا، برو-
ميشه منم باهات بيام؟...برو بابا تو برو بالا-
برو، يالا
فقط براي امروز
ماناتاکام
ها؟
ديروز رفتي سينما؟ آره، فيلم موهان لال- *بازيگر*
عالي بود
ما هم رفتيم فيلم آقاي ماموتي رو ديديم معرکه بود
نه؟ بايد هم خوب باشه-
اون کيه ديگه؟ ببين کيه؟-
بذار ببينيم
هي، داري کجا رو نگاه ميکني؟
اول صبحي مگه کوري؟ نميبيني؟-
هي، بيا بيرون ببينم ...اول صبحي-
بذار بره، ولش کن اول صبحي کرِختمون کرد-
يالا بريد بالا
دختره 17 سالشه" "اين دنيا وارونهست
"حتي کلاغ هم روزي خودش رو داره"
"هي دوشيزه، تو يه فريبکاري"
"بيا تا با هم خوش بگذرونيم"
"من پادشاهم"
"من پادشاهم"
"من پادشاهم"
"اينجا من پادشاهم"
"اي خوشتيپ، من ديوونهي تو هستم"
"تو باهوش و زيرکي"
خوب بود کات، کات، کات
استاد بله آقا؟-
استاد، بيا اينجا بله قربان؟-
بايد از اينجا اينطور بياي بالا چطور آقا؟-
بايد اينطور بري پايين و بياي بالا
خودتون انجام بدين تا ببينم باشه-
نه، نه، همين خوبه دخترا آماده بشيد-
بريد سراغ سکانس بعدي
خيلي خب
قربان، آقاي سوني اومده اومد؟-
1-2
صدا رو زياد کنيد زياد کنيد
خوش اومدين
دارين چيکار ميکنيد؟ موزيک ويديو رو فيلمبرداري ميکنيم-
واي خدا، اين چيه؟
عالي به نظر مياد بفرماييد بشينيد-
سلام بله، بله-
اينشون جيموهان هستن سلام-
ايشون کارگردان ما هستن بفرماييد بشينيد
تو خيلي با هوش و زيرکي" "به راحتي دخترها رو فريب ميدي
"هي دختر رقاص، بيا حسابي خوش بگذرونيم"
"آره بيا خوش بگذرونيم"
بريم
الو
پونوسان با خانوادهش اومده توي فرودگاه هستي؟-
پالا گاي مايکل هم باهاشه
يعني دارن کجا ميرن؟
پالا گاي مايکل پس حتما دارن ميرن هتل ساج
خيلي خب، چند ساعت ديگه ميبينمت مراقب خودت باش، باشه؟
مراقب خودت باش
خانم نيومدن پايين؟ نه، ايشون بايد برن-
فردا يه طرح پيشنهادي وجود داره
تيروالا دختر خالهي اونه همه اومدن خونه
بيايد بريم اونجا بشينيم
البته، بيايد
کات
خوبه؟ آره خوبه-
خيلي خب، بابو
خوبه قربان
خيلي خب، جمع کنيد
ديبا
بشينيد من الان بر ميگردم باشه-
بشين، بشين، بشين
سوريا، واقعا کارت محشر بود ممنونم-
ممنونم قربان
تو هم توي اون صحنه خوب بودي بشين
فکر کنم يه کم تو چشم بوديها؟
نه قربان ...توي موقعيت کاراکتر
بالاخره اين داستانه ديگه قربان
چيزي نيست
قربان، اگه خانم سوريا بتونن ساعت هفت صبح بيان
ميتونيم صحنهي اداره رو فيلمبرداري کنيم
مشکلي نيست قربان
اما راجش بايد ساعت 6 بياد
فردا براي يه سريال تلويزيوني فيلمبرداري دارم
سورياي عزيزم، خواهش ميکنم نميتوني توي سريالها بازي نکني؟
نه قربان، بازيگر مهمان هستم
به خاطر اينکه اولين کارگردان سريالي که براش کار کردم بهم زنگ زد
اما وقتي اين فيلم اکران بشه ديگه دست کسي بهت نميرسه
ميدونم قربان ممنونم
نيازي به تشکر نيست
من يه هديه ميخوام بذاريد اين فيلم تموم بشه-
بگيد چي ميخوايد تا براتون بيارم
نه بابا!! اون نه هديهاي که آغشته به عشقه
چي شده؟ شونزده -چي؟-
شونزده، هفده و بيست و سه بايد اينجا باشن
گفتمها
چي شده؟
چيزي نيست، دربارهي تاريخ صحبت ميکرديم...تو بيا
کي اومدي؟ ببين حتي وقتي زنش اينجاست چطور رفتار ميکنه-
اون کارگردان نيست بايد بازيگر ميشد
سينماست ديگه ...کارگردان ديليپان-
کلا يادم رفته بود
خيلي خب شاري
متاسفم، متاسفم، متاسفم باشه، باشه-
فکرش رو نميکردم، فيلمبرداري انقدر تاخير داشته باشه
اشکال نداره
بفرماييد قربان من فردا ميرم به چناي-
اوه، اوکي- اگه قبل از رفتنم داستان رو برات تعريف کنم
با شخصيت داستان بيشتر آشنا ميشي
داستان توي يک محيط روستايي اتفاق مياُفته
روستايي توي يه منطقهي کوهستاني
قهرمان زنِ داستان دختره يه کشاورزه
اسم نقشي که تو بازي ميکني سارا هستش
در يک شب مه آلود بله قربان-
اون فرار ميکنه و ميره که معشوقش رو ببينه
سکانس خيلي احساسياي هست
بله قربان، خيلي خوبه
نقش قهرمان مرد داستان رو کي بازي ميکنه؟ کونجاکو بوبان-
وقتي ميره که عاشقش رو ببينه
توي حياط خونه يه مرد جوون رو ميبينه
کسي که قبلا توي سنگاپور ديدتش
اون شخصيت بده فيلمه اوه، واقعا؟-
سکانش خوبي نميشه؟
عاليه خوبه
اما شخصيت بده داستان وانمود ميکنه که تو رو نميشناسه
اوکي
از اين به عنوان نقطهي اوج فيلم استفاده ميکنيم و ادامه ميديم
بله
تو شخصيت بد رو ناديده ميگيري و وارد خونه ميشي
بعدا کلا موقعيت طنز ميشه
بيا پايين، بايد 1000 روپيه جريمه بدي براي چي قربان؟-
عجبا، يعني نميدوني؟
در حال رانندگي با موبايل حرف ميزني؟
نه قربان، تماس ضروري بود سريع قطع کردم
موبايلت رو بده بذار ببينم چند دقيقه حرف زدي
نه قربان، جريمهم کنيد
داري تهديد ميکني؟ نه قربان، ميدونم کار اشتباهي کردم-
آماده ام که جريمه رو پرداخت کنم
قربان
No comments yet. Be the first to leave one.