The first 200 lines.
جشن مدرسه ابتدایی اگرستیک سال ۲۰۰۶
جشن مدرسه ابتدایی اگرستیک سال ۲۰۰۶
سلام معلمها
دوستان
والدین
ناپدری و مادریها
حیوانها
حیوان نه
خیلی خب... جشن مدرسه ابتدایی اگرستیک سال ۲۰۰۶
درباره این چیزی میدونستی؟
البته که نه
چون دیگه خونه رو تمیز نمیکنی
فکر کنم اینکارو به خاطر تو کرده
ولم کن
اون دوربین ها رو دزدیده نه ضبط ماشین و دستگیره درب
اخه برای چی یه نفر میخواد دستگیره درب رو بدزده؟
بعضی دستگیره ها خیلی قشنگ اند
لوبیتا
گوش کن
بله؟
اگه اتفاقی برای من افتاد...
چه اتفاقی میخواد برات بیوفته؟
هیچی اما اگه اتفاقی...
بله؟
بچه ها رو ببر پیش خواهرم جیل
نه پیش اندی... باشه؟
جیل... شماره تلفنش تو دفتر تلفن هست
جیل پرایس گری
باشه
تو قسمت جی دنبالش بگرد
میدونی چیه؟
نمیخواد نگران چیزی باشی
اتفاقی نمیوفته
من چیزیم نمیشه
باشه
من باهات نمیام چیلی
باشه... پس بیا بولیویا
یه جا دیگه میریم
خودت یه جا انتخاب کن
چرا؟ اصلا برای چی باید بریم؟
چون...
چون ۱.۳ میلیون ژتون از یه کازینو تو کانادا دزدیدم
و بامپ چاک هم به خاطر همین الان دنبالمه
اما نگران نباش من یه نقشه دارم
میریم جنوب امریکا و دوستم به نام هومت رو پیدا میکنیم
اون قمارباز حرفه ایه همه ژتون ها رو ازمون میخره
یه خونه میخریم و بچه دار میشیم
میدونم چیکار باید بکنیم
خدای من
بعد از مراسم میریم برای تو راه هم سالاد درست میکنم
سالاد الویه خوب بلدم درست کنم
کولر دارید؟
میدونی...
من یادم نرفته
برای چی با چاقو منو زدی
تو دلم رو شکسته بودی
تو دختر بدی هستی کت
و به خاطر همین ازت خوشم میاد
اما نمیخواستم دوباره منو پیدا کنی
و نمیتونم باهات جایی بیام
خودت میدونی من چقدر بدم میاد تنهایی مسافرت کنم
خیلی دلم میخواد جای انگشتات که قطع شده رو لیس بزنم
میدونم... میدونم
خدای من... همینه... همینه
کثافت
کثافت حرومزاده
سایلس
دوباره منم
اگه تا یه ساعت دیگه بیای خونه میبخشمت
برای مراسم شین بیا
خواهش میکنم خبرم کن که حالت خوبه
خیلی خوش تیپ شدی
با هم میریم؟
چرا اینقدر این سوالو ازم میپرسی؟
سایلس برای برنامه میاد؟
مطمئن نیستم
مامان؟
بله؟
اگه کسی ازم بپرسه تو چیکار میکنی چی بهش بگم؟
بهش بگو من مامانتم
من تو اینترنت تحقیق کردم
و فکر کنم پیتزبورگ شهر خیلی خوبیه
دربارش فکر میکنم
پیتزبورگ
دوباره ریخت
میرم دستمال بیارم
عزیزم اشکالی نداره فقط شیره
اما مامان...
مامان چی؟
مامان دیگه اینجا نیست
اون برمیگرده
نه عزیزم
این دفعه دیگه نه
بیا
پدر اون کتاب هری پاتر که خوندیم رو یادته؟
من عاشق هری پاترم
مامان مثل ولدمورت میمونه موافقی؟
تو الان دیگه تبدیل به بخارش کردی
اما اون بیرون هست
و داره نیرو جمع میکنه
و به زودی برمیگرده
موافق نیستی؟
بهتره برای مراسم اخر سال اماده بشی
امروز روز بزرگیه
روز بزرگیه
سایلس؟
ما داریم میریم سر برنامه
امیدوارم بیای اونجا
این برای شین خیلی مهمه
خیلی
اینکارو باهاش نکن
خدای من.. ترسوندیم
خوبه
امیدوارم ریده باشی به خودت
اون کجاست؟
کی؟
فکر میکردم همچین سوالی بکنی
کی سیلیا؟
همونی که علائم تو شهر رو دزدیده
همونی که اموال شهرداری رو دزدیده
نمیدونم چی داری میگی
من فیلم سایلس رو دارم
در حال دزدی
نمیدونم چی داری میگی
امروز نه
مامان... دیرمون میشه
اون اسلحه رو از کجا آوردی؟
از پم قرضش گرفتم
خدای من
فقط یه گلوله توش گذاشته بودم
میخواستم به داگ شلیک کنم
تو جشن میبینمت
حالت خوبه؟
تو پیتزبورگ همچین اتفاقاتی نمیوفته
من اصلا برای چی اینجام؟
گفتیم چطوره ببینیمت
برای همین تصمیم گرفتیم
به اقا پسرمون یه صبحونه درجه یک بدیم بخوره
چی میدونی؟
چی میدونیم؟
وانیتا... ما چی میدونیم؟
زغال اخته برای بچه زود نیست؟
نه... اما اگه میخوای بهش بدی ریزش کن
و نذار قورت بده. ممکنه تو گلوش گیر کنه
هیلیا دوست دخترت رو دیده
بهش گفتم نیاد سراغتون
هیچکس به حرفت گوش نمیکنه کانراد
اون اومد سراغت؟
اره
میخواد تمومش کنی؟
شاید
بذار اینطوری ازت بپرسم
تو میخوای امروز بمیری؟
نه
پس کیکت رو بخور
جشن مدرسه ابتدایی اگرستیک سال ۲۰۰۶
سلام معلم ها... والدین
نا پدری و مادری ها دوست دختر و دوست پسرها
تموم خانواده ها
مامان و بابا هایی که دوست دختر دارید
و ناظم داج
من امروز اومدم اینجا
روی این سکو
تا اینو بهتون بگم
شما ما رو از بین بردید
هیچیز درست نیست
ما منحرف شدیم
بی ادب شدیم
عصبانی هستیم
و میترسیم
اگه فرض کنیم اگر ستیک به هواپیما باشه
درواقع یه هواپیمای بی موتور داره ما رو تو اسمون میبره
فکر کنم شما باید همتون درک کنید
که مادرجنده های زیادی تو این هواپیما هستند
خیلی خب... دیگه کافیه باتوین
دیگه کافیه
تو حرمت رو نگه نداشتی
اینم از مدرکت برای خودت دردسر درست کردی
خانم ها و آقایون دیگه وقت دادن مدارکه
بذارید حرف بزنه بذارید حرف بزنه
مادرجنده بذارید حرف بزنه
اگه مجبورم کنید مراسم رو کنسل میکنم
بذارید حرف بزنه
همه ساکت باشید
ما امنیت نداریم
شما فکر میکنید زندگی امنی دارید
اما بچه هاتون در امنیت نیستند
من باید برم
شین رو ببر جشن من بعدا میبینمتون
به شین بگو متاسفم باید برم
کجا میری؟
به خاطر کاره
کجا داری میری؟
تبریک میگم همتون قبول شدید خداحافظ
میخواست مطمئن بشم میای ما هردومون خوب بلدیم دروغ بگیم
یا خودت خانمت رو کنترل کن وگرنه من اینکارو میکنم
باشه... میرم سراغش
تو دوست پسر من هستی یا نه؟
برای ماشین یه کولر گرفتم
من باهات نمیام
No comments yet. Be the first to leave one.