The first 200 lines.
جنگجو
...یه گروه ضربت
تحت هر شرایطی آمادست تا از کشورش محافظت کنه
این گروه شامل بهترین افسرای ارتش ، نیروی دریایی و نیروی هواییه
اولین افسر فرمانده مبارز پدرم بود
سرگرد سوریندر کاتیال
مبارزای گروه ضربت تو خیلی از عملیاتای خطرناک بودن
بابا بیشتر وقتا داستان مأموریتاشو واسمون میگفت
بنازم ( واو )
بهت میاد پسرم
ولی باید بدستش بیاری
و بعد همیشه احترامشو نگه داری
...برای حفاظت از کشور و احترام به این لباس
یودها ( مبارزا ) با جون و دلشون با دشمن میجنگن
حتی جونشونم میدن
من اون روز تصمیم گرفتم
یا لیاقت پوشیدن این لباسو بدست میارم
یا میمیرم
آخرین هشدارمون به پلیس
زرنگ بازی در نیارین
وگرنه یکی یکی گروگانا رو میکشیم
خونشون میوفته گردن دولت هند
تیم مبارزان سرجاشونن؟ آماده حمله شین
نمیتونیم بدون اجازه بالا دستیا حمله کنیم
چرا انقد اسلحه هست تو این صندوق رأی؟
چون این مرزه
هی عجله کن
افسرای جنگلبان چجوری میتونن جلومونو بگیرن؟
اونا جنگلبان نیستن گروه ضربتن
میتونن یه تیر خالی کنن تو مخت پس عجله کن و زر مفت نزن
چشم داش
برشدار
چه خبره؟
چی شد؟
کی شلیک کرد خان؟
آرون صبر کن روستاییا و افسرای پلیس اونجان
دو تا بچه هم هستن این وضعیت غیرنظامیه
تا قبل اینکه دستور بیاد باید سعی کنیم مذاکره کنیم
کسی مذاکره رو یادمون نداد
تا بریم بنگالی یاد بگیریم
از مرز میرن
آرون پنج دقیقه بهم وقت بده
کماندوهامونو میفرستم لطفاً کاری نکن
روهیت وضعیت چطوره؟- غیرنظامیا اون داخلن-
به سمت جنوب شرقی پنجرن- در جریان بزار منو-
نمیتونیم شلیک کنیم- خان-
از پنجره چیزی دیده نمیشه
توف
زود باش
چی شد؟ برو دیگه
عجله داری؟
ببخشید ولی این بچه پاسپورت نداره
تو داری؟
"جنگجو" ارائه ای از وبسایت بهارات مووی
Arkocavali:مترجم
ازت ناراحته
نه سر به سرمون میزاره
فقط ببین ، برمیگرده
برگرد
برگرد
حالا دیگه برگرد
دست رد زد به سینت
جدی رفت؟
سلام خانم کاتیال حالا برگشت
چته؟ بچه ای؟
نه ولی اگه بخوای میتونیم بچه دار شیم
از دست تو
کجا میری؟ گوش کن
باشه حالا سال بعد من که عجله ای ندارم
فکر کردی شوخیه؟
چندمین بارته آرون؟
چرا هر بار کماندو هامونو به یه ورت میگیری؟
اگه میخوای تنهایی بجنگی کشتی گیر شو خب
وقتی دانشجو بودم بوکسور بودم- خفه شو فقط-
میدونی چقد خطری بود؟
من واسه ریسک کردن آموزش دیدم
یه روز لب مرزم ، یه روز محافظ ویژه
بعدش ماموریت ، همش ریسکه خب
اما بزرگترین ریسک عمرم خواستگاری از خانوم کاتیال بود
وقتی این مأموریت موفق شد
فکر نکنم انقدا هم موفق بوده باشی آقای کاتیال
همینجوری ادامه بدی میبازی
باشه وایسا ببخشید خانوم
قول میدم از امروز پریاما کاتیال هر دستوری بهم بده
اطاعت میکنم
بعدشم تو همچین مأموریتای مهمی
همچین اشتباهای کوچیکی عادیه سینیوریتا
از جلو چشام دور نشو
از قلبم دور نشو
تو برام کل دنیایی
تو شب و روز منی
کل زندگیم مال توئه ( زندگیمو به اسم تو زدم)
کل زندگیم مال توئه
کلماتی که نتونستم به زبون بیارمو
امروز به زبون میارم
کل زندگیم مال توئه
کل زندگیم مال توئه
کل زندگیم مال توئه
آهنگی که تو چشاته
میگه نزدیکت شم
تو مرهمی هستی که
قلبمو آروم میکنه
با عشقت قلبمو صدا کن
مثل ضربان قلبت
کل زندگیم مال توئه
کل زندگیم مال توئه
تو برام کل دنیایی
تو شب و روزمی
کل زندگیم مال توئه
بزار بدونم چه حسی تو قلبته
داستان عشقمونو به کل دنیا میگم
بزار بدونم چه حسی تو قلبته
به قلبت بگو همه ستاره ها رو واست جمع کردم
کل زندگیم مال توئه
کل زندگیم مال توئه
کل زندگیم مال توئه
ببخشید
خانوم قضیه هواپیمارباییه
تأییدیه ای چیزی؟
نه قربان
همه پنجره ها بستس
سوباش منتظر دستور بمون
به نظر 4 ، 5 تا از تروریستای گروه لشکرن
خلبان عاقلی کرد و گفت هواپیما سوخت میخواد و تو آمریتسار فرود اومده
کلا چند نفرن؟
176 مسافر و 12 خدمه ولی مهم ترینش
آقای آنوج نایر دانشمند برتر هسته ای کشوره
نخبه هسته ای
با کماندوی امنیتیش از سفر برمیگشت
قربان مطمئنی تروریستا نشناختنش؟
امیدوارم اینجور نباشه
باید همینو بفهمیم
کلنل چاند و آقای وزیر حواسشون هست به عملیات
اگه بفهمیم داخل چه خبره میتونیم نقشمونو عملی کنیم
چشم قربان- بریم بگیریمشون-
پاتاک جزئیات کماندوی دانشمندو میخوام
دارمش خانوم
آقای نایر یه هدف پر خطره که یکی از مبارزای گروه ضربت مراقبشه
گروه ضربت؟- بله خانوم-
کماندوی آقای نایر آرون کاتیاله
چیکار میکنی؟
سریع بیا بیرون
داشتی چیکار میکردی؟
چه غلطی داری میکنی؟
سیگار نکش
احمق ، برو
آروم باش
راه بیوفت
زودتر احمق
راه بیوفت
بجنب
برو بشین
خیلی زود از کوره در میری آروم باش
آقا بیرون منتظرمونن
وقتشه بریم بیرون
همه چی تحت کنترله آقا
قربان این پریموادا کاتیاله
اون از طرف ما با تروریستا مذاکره میکنه
پریاموادا کاتیال؟
قربان کماندوی تو هواپیما آرون
شوهرمه
خانوم کاتیال ما نگران بهترین دانشمند هسته ای کشوریم
مطمئنی از پسش برمیای؟- این وظیفه منه-
آرون بهترین شانسمونه
برای نجات هواپیما و دانشمند
من تموم تلاشمو میکنم قربان
تماس از طرف هواپیماس
اتاق کنترل دهلی نو
چرا تانکر نیومد؟
میاد ولی من باید حرف بزنم باهات
خانوم من حرف میزنم
تو گوش کن
5 میلیون روپیه پول نقد و آزادی سه نفر ازمون
مشتاق اظهر ، عمر فاروقی و مولانا قاضی
به دولت بگو آزادشون کنه
پولم ردیف کن
وگرنه هیچکس اینجا جون سالم بدر نمیبره
تانکر هم بفرستین
شمارش معکوس از الان شروع میشه
خواسته هاتو نمیتونیم انجام بدیم
وقت میبره تا بفهمیم زندونیا کجان
ولی اگه تا اونموقع آزادشون نکنین
کاری نمیشه کرد
خبری از تانکرم نیست
الو
الو
ببینین این مردا کجان باید همه چیو بفهمم
تروریستا نمیدونن دانشمند تو هواپیماس
باید سریع بیاریمش بیرون- باید چیکار کنیم خب؟-
قربان ما حاضریم
منتظر دستوریم- خبری از مبارزتون نیست-
از کجا بفهمیم حاضره؟
هی داری چه غلطی میکنی؟
دستتو نشونم بده
دستتو نشونم بده
آرون یه مبارز آموزش یافتست
میتونه شرایطو کنترل کنه
شاید دیده علامتمونو ولب نتونسته جواب بده
نه نه نه این یه وضعیت غیرنظامی خطرناکه
و مبارز شما باید اول حمله کنه
No comments yet. Be the first to leave one.