The first 200 lines.
!دیابلو
!دیابلــــــو
...ا... امکان نداره
!د... دیابلو ساما
...دیابلو
فکرشم نمیکردم مهارت .شنای زیرآبی اینجا به کارم بیاد
ولی هنوزم نمیتونم .آزادانه حرکت کنم
!هورن
قسمت 5
برخورد با اژدهای سیاه
این تجهیزات رتبۀ فوقالعاده هم !خوب می سوزن، ها
.خیلی ازش خوشم میومد
!ولی واقعاً نزدیک بود، ها
.به خاطرش عصای "تنما" رو هم از دست دادم
این لباسهای خیس تنش بمونن .برای بدنش ضرر داره
چیز دیگهای هم ...برای سوزوندن نداریم
.بذار درشون بیارم
...اینم از این
.چه بدن نحیفی داره
بهتره کمی بیشتر .روی ماهیچههاش کار کنه
...خیلی خب، حالا نوبت شلوارشه
...مهم نیست
.هر دوتامون مرد هستیم
...چون خیسه، در آوردنش سخت شده
!ها؟
.چیزی اینجا نیست
نیست؟
!چیزی نیست! هیچی
!چیزی که باید اینجا باشه، نیستش
!نیست
ها؟ ارباب؟
چی شده؟ چرا لختی؟
!ا... ا... ا... ارباب؟
...بد شد! اینجوری
...میخواستی با من چی... چی... چی
بالاخره بیدار شدی، لاغر مردنی؟
این من، ارباب شیاطین بودم !که جونت رو نجات داد
!ها؟
شنیده بودم اگه لباسای خیس !تن نژاد فانی بمونن، زودی تلف میشن
!برای همین، درشون آوردم
!میتونی قدردانم باشی
!حسابی ترسوندیم
!منم همینطور
...ارباب، ممنون که نجاتم
!اگه سردته، زودتر بیا کنار آتیش
به نظرتون دیابلو حالش خوبه؟
این دیابلویی که من میشناسم، خیلی زود .هورن رو نجات میده و برمیگرده پیش ما
تنها کاری که از ما بر میاد .ادامه دادن مسیرمونه
!منم از دیابلو ساما مطمئنم
.حق با شماست
!اون دیابلوئه دیگه
...حالا گفتم بیا کنار آتیش
!ولی چرا اینجوری شد؟
چرا خودت رو شبیه پسرها کرده بودی؟
من وقتی کوچیک بودم .از پدر و مادرم جدا شدم
.ممکنم هست منو ول کرده باشن
،وقتی تنها زندگی میکنی .ظاهر پسرها رو داشته باشی خیلی راحتتره
حتماً تنها زندگی کردن .خیلی بهش سخت گذشته
.چه بچۀ شجاعی
،یادمه قدیما وقتی سردمون میشد .خانوادگی اینجوری خودمون رو گرم میکردیم
اینجوری بوده، ها؟
...بابا
!بابا" رو از کجا در آوردی دیگه؟"
...آه... خب
...ارباب، چیزی که اونجا گفتم... خب
!از روی احترام بود !یعنی به عنوان یه ماجراجو برات احترام قائلم
.که اینطور
راستی الان کجاییم؟
...ولی ارباب
به نظرت بقیه حالشون خوبه؟
...هیولاهای این طبقه رو
،با کمان شِرا .به راحتی میشه شکست داد
...طبقۀ دهم یه مکانیسم متحرک داره
،ولی با احتیاطی که رم داره .مشکلی براشون پیش نمیاد
...طبقۀ یازدهمـم یه مقبره است
که یه سری مردۀ متحرک حمله میکنن .با قدرت دعای لوماکینا از پسش برمیان
!پس یعنی مشکلی براشون پیش نمیاد
...ولی درسته اون سه نفر قوی هستن
...اگه با محافظ طبقۀ دوازدهم روبهرو بشن
ها؟ محافظ؟
!باید سریعتر بهشون برسیم
!ا... ارباب
...خوشحال باش، به لطف اینا
!بالاخره فهمیدم الان کجاییم
.خیلی خب، رسیدیم به طبقۀ دوازدهم
...آره، بریم
!رم یکی دیگه هم اینجاست
.آره
هیولاهایی که شکست خوردن !رقصندههای مرگ با لول 80 بودن
...اِوا اینجا رو
عجله کردم که بهتون برسم ولی انگار جلوترتون رسیدم، ها؟
!گیوالت
زنده موندی، ها؟
چی شد؟
.اون شیطان رو همراهتون نمیبینم
چه بلایی سرش اومده؟
!اتفاقاً خیلی خوب شد، لوماکینا
!دیگه تسلیم شو و بمیر
!ظاهر بشید، زنبورهای آتشین
!اینجوری دیگه کمان شِرا فایدهای نداره
!شِرا
!باشه
!ظاهر بشید، آسولائو! راکپاپ! دراگونفلای
!شِرا، حالا
!باشه
!زندان رُز
خیلی بد شد، من تمام .تکنیکهای شما رو دیدم
باورم نمیشه که میتونه از هیولاهای !احضار شده اینجوری استفاده کنه
...این نگاه ناامیدانۀ دخترهای ضعیف
!حسابی منو به وجد میاره
خیلی خب، حالا باید چطور بکشمتون؟
این دیگه چیه؟
!اینجا چه خبره؟
!این یه جادوی باده
!...دیابلو
ای موجودات کوچک ...که وارد قلمروی من شدید
!بر شما مرگ را ارزانی میدارم
!امکان نداره
چرا توی همیچن مکانی...؟
،ای موجودات کوچک ...اجازه دارید مقاومت کنید
!پس آزادانه از قدرتتان استفاده کنید
!ا... اژدهای بزرگ سیاه
!صـ... صبر کن
!من برای فتح هزارتو به اینجا نیومدم
...اگه نمیخواهی مقاومت کنی
!پس با یک ضربه تو را هلاک خواهم کرد
...اینقدر الکی دور برندار
!ای مارمولک لعنتی
!ظاهر شو، ایفریت
!قویترین احضار شوندۀ عنصر آتش
!درسته، این بهترین کارت برندۀ منه
!ترتیبش رو بده، ایفریت
!آفرین، ایفریت
!درب و داغونش کن
.نیروی جادویی زیادی داره ازم میگیره
!سریعتر شکستش بده
...ای ول! مارمولک لعنتی
کارت تموم شد، موجود کوچک؟
در ناامیدی خود غرق شدی؟
...پس
!میتوانی هلاک شوی
!ایفریت
...نه... امکان نداره
!اون برگ برندۀ من بود
!اون قویترین موجود احضار شونده بود
.خب این حد توان موجودات فانی رو نشون میده
!بیـ... بیاید فرار کنیم
!باشه
ها؟
!لوماکینا؟
!لوماکینا چان؟
!لطفاً طاقت بیار، الان درمانت میکنم
...ای خدای بزرگ
.لطفاً این مرد را نجات بده
لطفاً به این بندۀ بی نوا .رحمت خود را نشان بده
زده به سرت؟
اصلاً میدونی تا حالا چه کارایی کردم؟
.نگران نباش
،انسان تا وقتی که جان در بدن داره .خدای بزرگ به اون فرصت توبه رو میده
...خدای بزرگ
...لطفاً زخمهای دردناک این فرد را شفا بده
.و جانش را به او ببخش
اوه؟
.خدا... معلومه که موجود خیلی خوبیه
میشه لطف کنی و به حرفای ما گوش کنی؟
...هوم
...انسانی که مورد رحمت خدا قرار گرفته
...یه اِلف با کمانی از ارباب شیاطین
...و تو هم ظرفی برای
.چه گروه جالبی
...ولی
زندگی شما موجودات کوچک .همچون لحظهای زودگذر است
...حتی اگر اکنون به پایان برسد
.تفاوتی چندانی ایجاد نمیکند
چـ... چطور ممکنه؟
!میتوانید محو شوید
!انگار به موقع رسیدم
!ببخشید منظرتون گذاشتم
.من کمی عجله دارم
الان وقتی ندارم که به تو ....اجازۀ خودنمایی بدم
!ای اژدهای ضعیف
!اوه
به من اهانت میکنی؟
پس همان گونه که میخواهی !تو را به کام مرگ میسپارم
!ای نور، پیش بیا
و در برابر موجوداتی که از تاریکی خزیدند !و مقابل تقدیر ایستادند قرار بگیر
!حد خودت را بدان
!میتوانی بمیری
،حالا که عصای تنما رو ندارم .اجرای جادو کمی زمان میگیره
...امیدوارم به موقع بتونم
...به موقع بتونم
!باید به موقع بتونم انجامش بدم
!خیلی خب
!نیزۀ هرکول
...ای مردک
!تبر آذرخش
!هورا
!ای ول، ارباب
!امکان نداره
...توسط یک موجود کوچک
No comments yet. Be the first to leave one.