The first 200 lines.
بر اساس واقعیت
ادم ها به طور متوسط 75 سال زندگی میکنن
البته اگه خوش شانس باشیم این قسمتمون میشه
27،375 روز
ابتدا به نظرم زیاد نمی رسید
اما دوباره که فکر کردم واقعا چند روزش به یاد داریم
بیشتر روزها معمولی بی نشون میگذره
چون فقط روزهایی را به یاد میاریم که احساس می کنیم اتفاقی افتاده
زیبا یا غم انگیز
بیشتر روز های همین جور میگذره
بدون هیچ کاری
بین زندگی عادی تکراری و مدرسه گم شدیم
زندگی منم همین طور داره رو فراموش میره
همه چیز زمان حال گذاشته بودیم برای بعدا
برنامه ریزی برای بعدا
بعدا سفر کن
بعدا عشق رو پیدا کن
ببخشید ، ببخشید
اما میتونه تو یک روز همه چیز تغییر کنه
با مرگ
دلتنگ شدیم چی
ایا میتونه همه چیز پاک بشه
تمام زندگی من
اینجای که اوردمتون سه ستاره ست
اوه ، واقعا
فقط یک نوشیدنی و بعدش غذا میخوریم
قسم میخورم من میرم دستشویی
یه میز می گیرم
ابجو بگیر
چی شد امروز تو این بار ورزشی قرار گذاشتیم
ببخشید نمیدونستم مشروب اینجا برای سلامتی تون مضره
بسه
من بهترین متصدی بارم و همه میدونن
همیشه رو صدری
میدونم نمیخواد توضیح بدی
این بخاطر خودمون
بخاطر زیبایی و هوش مون
و روحیه مبارزه طلبی اماندا
به سلامتی ممنون
و گرفتن مدرکت
برو دیگه
حال شما خانومها چطوره؟
شما تنها به نظر می ایید میتونم بمونم همراهیون کنم
اوه ما سه نفریم
من دیو هستم این کایل و سول
متاسفم
من اولین بار با دوستام تنها امدم بیرون و کمی خجالت میکشم
خودت خجالتی هستی یا بخاطر اونهاست
بخاطر انها راستش
و من خیلی ساکتم
بسیار خب از اول شروع می کنیم
ما فقط می خواستیم بیاییم و سلام کنیم پس سلام
سلام سلام
میخوام براتون یک داستان تعریف کنم که ممکن زندگی تون تغییر بده
نه نه ما می خواهیم بریم
مجبور نیستید مجبور نیستید
می خواهید داستان رو بدونید پس گوش کنید
نه نه نه میخوایم داستان بشنویم حالا چه داستانی هست
این داستان که براتون تعریف میکنم
در مورد زمانی که من تقریبا انگشت شست پامو از دست دادم
صبر کن باشه من میرم بیرون
من می خواهم برم نوشیدنی بگیرم تا کمی خجالتم بریزه
منم با تو میام نه تو جای نمیری
تو اینجا میمونی چون میخوام این داستان باهم تعریف کنیم
آره خب باشه
من اینجوری پشت موتور بودم اونم داشت میروند
که یک سنجاب از ناکجا اباد یک دفعه بیرون امد
و باعث شد تصادف کنیم
و الان انگشت کوچیکه پای راستم پیوند زدن
میدونی چیه؟ من میخوام به دوستت تو نوشیدن کمک کنم
ام و داستانت عالیه
هی نظرت چیه
بزاریش برای بعدا وقتی که یک تکه ازش حذف شد
بنظرت کدوم میبره پا مرغی یا گردن کلفت
بنطرم اون کچل میبره
یک مارگاریتا دیو دیگه بله
دوتاش کن
پس تو دوست داستانی هستی
آره هستم
از این بابت عذرخواهی می کنم اون فکر میکنه که خیلی شوخ
حالا که دارم دربارش فکر میکنم ایده بدی نیست
ولی داره تنها شانس خودشو به فنا میده
چطور؟
از هر 100 دختر 99 تاش از این داستان متنفر خواهند بود
درسته
اما اگر اون بتونه یکی پیدا کنه
یکی که مست نباشه از این داستانش خوشش بیاد بتونه تحملش کنه
مطمنن جفت رو حیشه
تو به شانس سرنوشت در جا و مکان درست باور داری
ارزش و ریسکش میپذیری
ایده ی خوبیه
بنظر من ایده غلطی شاید
باشه میخوای بهم خیره بشی
اون دوثانیه نگاه کردنت شبیه خزنده هاست
آره درسته مسقیم خیره میشی بدون اینکه چشمکی بزنی
بلد نیستی از چشمات استفاده کنی متاسفم
این بخاطر این مارگاریتاست نمیتونم باهات شوخی کنم وگرنه من شوخ جذابم
این بهانه نکن
جیمز باند 24 پیک میزنه و. همیشه شوخ و جذابه
پس میتونم شوخی کنم باهات اره
اره شروع کن
باشه خب
وقتی به تو نگاه می کنم وای
الان میخوای شروع کنی یا ادا در میاری من گیج شدم
باشه صبرکن من میخوام یک شات دیگه برم بالا جذاب تر شم
باشه
میخوام کمی ازجذابیتم نشونت بدم که روت تاثیر بزاره
نه بدترش کردی
این خوب نبود نه اصلا دیگه نمیتونم
باشه حق با توه الان تمومش کن
دوباره در بهترین زمان
عجیب اینو میگی چون پانزده دقیقه تاخیر داشتی
نه صبح شنبه حد اقل باید بیست دقیقه مهلت اضافه باشه
از نظر فنی من اماده ترم
آماده ای بیا بریم
خب من دیشب مارگاریتا خوردم ممکن نتونم راحت بدوم
شرم اور متاسفم
شغلت چیه
من بازاریابی دیجیتال هستم دربارش توضیح بده
ما هدف بر اساس موقعیت مکانی پیدا میکنیم
میدونی برای خرید بهشون انگیزه میدیم
تو چطور
من دارم بدهی ها فارغ تصحصیلی مو میدم روانشناسی
میخوای روانشناس بشی
نمیدونم شاید
من عاشق صحبت کردن با مردمم و دوست دارم همیشه بهشون مشاوره بدم
پس آره
عضلاتت گرفت تو خوبی؟
اره گرفتگی عضله دارم
بازوی چپت بالا ببر
چرا کمک میکنه بهتر شی بهم اعتماد کن
باشه هوم
من بهت دروغ گفتم
از دویدن متنفرم
من واقعا تو دوندگی بد هستم
خدایا این یک ایده وحشتناک برای قرار ملاقات اول بود
اوه پس تاریخ تعین کردی
نه
کمی بیشتر نمونده هی داری چیکار میکنی
من یکی از اینها میخوام
نه الان وقتش نیست بیا
من چیز بهتری پیدا میکنم بیا دیگه نه بیا
دیگه اخرش
واقعا
صبر کن اینجا هات داگی هست
تو از قبلی من کشوندی اینجا
این یک خط پایان عالی نیست؟ عاشق اینجام
سلام سل حالت چطوره
چی شده رفیق
مرد چه خبر؟
حالت چطوره من خوبم
این چیه اوردی سرخ کردنی های جدید من کدو سبز
اوه پیتر این جین
سلام سلام
اون برای صبحانه هات داگ می خواست
نه من برای ناهار هات داگ میخورم
صبح ها بیشتر برای نوشیدن نه غذا خوردن
دقیقا
مطمنن اگه اینجا نبودم
من به رستوران جیجی میرفتم
فلفل و نمک
من کوکتل های افسانه ای شعبه مسکو شو دوست دارم
خب چی فکر می کنی؟
واقعا خوبه
چیزی یادم نرفته
اوه آره
باید خامه ترش شوید و کمی عسل بهش اضافه کنی
بهتر میشه اره آره
رفیق من باید برگردم به کامیونم
تو هم اشپزی نه من اشپز نیستم
اون بهترین باید پیشم برگردی من بهت نیاز دارم
تمومش کنید باید برگردی اینجا
من از روی عادت فقط اخر هفته ها بهش کمک میکردم
میخوی ببین چطوره
امتحان کن
این نگاه اصلا متاسفم
من زیاد از سبزی جات خوشم نمیاد
من براتون چیزی میارم که خوش مزه باشه ابدار و هردو بپسندید
ممنون رفیق
خیلی وقت اینجا جای فروشنده های محلی
نمیتونم باور کنم چون هرگز اینجا نیمومده بودم
اینها زیبا هستند
خدا این رنگها شگفت انگیزن
سلام سلام
اینا زیبا هستند ممنون
گل رز
من عاشق اسطوخودوس ام
ممنون
این اهنگ شنیدی
من این اهنگ خیلی دوست دارم
برای من آشپزی کن
من هم دوستش دارم
کی الان
یا هرگز
میخوای بهت کمک کنم
آهان
کاری میکنم عاشق کدو سبز بشی
خواهیم دید
باشه نظرت در مورد این چیه
کدو سبز زنجبیل شوید
No comments yet. Be the first to leave one.