The first 200 lines.
ما هممون مردیم
اما گاهی اوقات داستانهای زود گذر ما
آنچنان تکان دهندست که
باید برای همیشه تو حافظه ی بلند مدت ما حک بشه
یه جایی وجود داره که این وحشتها
بوسیله ی مردگان نوشته میشه
و اونها میخوان که داستانشون گفته بشه
ارائه شده توسط پیج اینستاگرامی Scream.2020 کاملترین و اختصاصی ترین پیج ژانر وحشت
بنت, ببین, بهت گفته بودم میتونم پولت رو بدم
فقط زمان میخوام
وقتت تموم شده
اونا الان خونت رو میخوان
من یه چیزی دارم
یه چیز خیلی ارزشمند
یه کتابه
کتاب نادری هستش که میلیون ها می ارزه
ادامه بده
میتونم بهت بگم کجا گیرش بیاری
مرسی
اون سعی داشت خودش رو آزاد کنه
یه سرنخ از چیزی به من داد که
میتونه هدف ما باشه
اوه, آره؟
یه کتاب
یجورایی, ظاهراً خاصه
کجاست؟
راونمور
تو اون مکان سلطنتی رویایی رو میشناسی,درسته؟
یه اتفاقاتی اونجا افتاده
میگن مثل چرنوبیل میمونه
شهری غرق در تباهی و زوال
این اتفاقیه که افتاده
از مسیر راونمور حرکت میکنین 47مایلی میدان تولینگتون
تو میخوای بقیه عمرت رو با اون موشهای لعنتی
در حال فرار باشی؟
اسم کتاب چیه؟
" کتاب خون "
واسه همین اینجا رو خریدم
واسه منظره ش
خیلی قشنگه
خیلی دور افتادست
مثل این میمونه که انگار داریم به دوتا مکان متفاوت نگاه میکنیم
ده دقیقه تو اون آب جهنمی بمونی
تا حد مرگ یخ میزنی
چرا اینکارو میکنی
و چرا نمیتونی فقط از هر چیزی لذت ببری؟
تو مدرسه بلا سر اون اومده
نه سر تو
نمیدونی چه اتفاقی افتاده
بهم بگو
به یه نفر بگو
چطور از ما انتظار داري که کمکت کنيم
اگه مايل نیستی در موردش حرف بزني ؟
شاید دکتر لورنر باید داروهات رو عوض کنه
من دیگه نمیخورمشون
چی؟
آره, یه هفته ست که نمیخورمشون
تو نمیتونی یهویی داروهات رو متوقف کنی,جنی
دکتر خیلی واضح بهت گفته اینو
اونا کمکی نمیکنن
اونا فقط باعث ميشدن هميشه احساس خستگي و بي حس کنم.
‐خستگی و بي حس بهتر از اينه که يه مغز داغون داشته باشي
آره, خب
نیاز نیست مصرفشن کنی
اگه گشنته, شام حاظره
سلام, پرنسس
زن ها ترجیح میدن ملکه باشن, دن
یکم احترام از خودت نشون بده
واسه چی؟
وقتی هم سن تو بودم کشته مرده ی این نبودم تو خونه زندگی کنم
منظورت چیه؟
‐ چی؟ ‐ کشته مرده؟
میدونی, مشکلت همینه, جن
تو اونچنان لابه لای درختها گم شدی
که حتی برگ شون رو نمیتونی ببینی
جنگل
فکر کنم این چیزیه که تو نمیتونی از درختها ببینی
‐ اوه,بفرما جنا داروهاش رو قطع کرده
میخوای تو دهنم غذا رو هضم کنم؟
چجوری میتونم بدون جویدن غذا بخورم, جنا؟
تو باید برگردی سمت همون داروها
چون دیگه این وضع نباید تکرار بشه
اون وقتی 10 سالش بود سه تا روانشناس داشته
وحتی معلم خصوصی تا بتونه بره دانشگاه
و بعدش از آشغالدونی سر در آورده
تو خودت گفتي که اون يه قرباني بوده
پس قرباني رو سرزنش نکن
من نمیخوام یه قربانی رو سرزنش کنم
من میخوام هوای قربانی رو داشته باشم
من اونو به مزرعه برميگردونم
و میدونی چیه؟ اگه اون گند بزنه, من دیگه نیستم
اونا دارن میان تا فردا ببرنش
بیا اینجا
...اوه
Instagram : Scream.2020
ببخشید
اتوبوس لس آنجلس هنوز حرکت نکرده؟
تا 5 دقیقه دیگه حرکت میکنه
عالیه من یه بلیط میخوام
لطفا
آخرین اعلام لطفا سوار شین
خیله خب
خیلی خوشحالم که دیدمت ,جنی
تو فقط يه دقيقه اينجا استراحت کن
تا ما بريم اتاقت رو آماده کنيم
باشه؟
من میشناسمش
‐ چی؟ ‐ من الان تو رو تو وب دیدم
تو وب کافه اسپایدر
اوه
‐...این آه خدا, چه کلمه اییه؟
مثل...مثل یجور تصادفه
ولی بیشتر کیهانی یا همچین چیزیه؟
همگام سازی؟
‐ درسته, همگام سازی همینه
...مثل یه
یه تصادف معنا دار
‐ قوم و خويشاتون خيلي مهربون به نظر ميان.
نه بابا, اونا یه کابوس کامل هستن
خوشبختانه اونا برگشتن خونه شون توی سیدنی
اوه, خب تو خانواده نداری؟
‐ ما دوست داریم اینجوری فکر کنیم که هر کسی که میاد اینجا مثل خانواده مونه
سرنوشتمون اینه
یا همگام سازی
هووم
اوه
‐اوه ‐ اوه, شرمنده, عزیزم
‐ عیبی نداره ‐ نمیخواستم بترسونمت
تو حالت خوبه, عزیزم؟
آره
آره, فکر کنم که خسته ام
دیدم که عاشق موسیقی هستی
واسه همین یه رادیو گذاشتم کنار تختت
من واقعا از موسیقی خوشم نمیاد
...اینا فقط واسه اینه که من
چیزی غیر این نشنوم
اوه, درک میکنم
آدم حساسی هستی
البته هنرمند هم هستی
...نه, اونا فقط, آه
نقاشی هستن
تو یه شهر بیگانه و یه خونه ی عجیب غریب
بعد یه سفر طولانی شبانه
برای لحظه هایی مثل این
خدای مهربان بهمون کیک و چایی داد
بیا
نمیخواستم بمونم
...من,آم
من از لس آنجلس بدم میومد ...و
نمي تونستم فکر کنم يه روز و نيم تو اتوبوس
حالت تهوع داشته باشم
‐مطمئنم حالت تهوع نداشتی ، عزیزم.
اوه, اما داشتم
حالت تهوع یعنی اینکه شما آدمهای دیگه رو مریض میکنی
بالا آوردن چیزی بود که داشتی
الی در مورد کلمات خیلی خاصه
مخصوصا کلمات پزشکی
...ببین, اگه الی یه پرستار رسمی بود
میدونی, مثل دکترها کار میکنه
اما درآمدش تا سکه هستش نه دلار
سم آستین این حقیقت نداره
دکترها و پرستارها کاملاً با هم فرق دارن
دکترها بیماری رو معالجه می کنن
پرستارها مردم رو درمان میکنن
در مورد من, خودم نمیدونم اگه ساخت و ساز نمیکردم
با این دستهام چیکار میکردم
من میز و صندلی رو درست کردم
و کابینت ها رو
من پای چوبی خودمو خودم حکاکی کردم
نه, شوخی کردم
میتونی تصور کنی؟
پس تو این خونه رو ساختی؟
ما اینجا و اونجا رو اضافه کردیم.
اوه, اون خیلی متواضع هستش
اون اندازه ي اينجا رو دو برابر کرد
وقتی شروع میکنی چیزهایی رو درست کنی
خودت که میدونی چجوریه
همیشه یه کار دیگه ایی هم وجود داره
اوه,نه,
آره, یکمی مشکل سوسکها هست
نگرانشون نباش
من که میگم باید بسوزونیمشون اما الی حرف گوش نمیده
زندگي دادن خيلي راحت تره تا زندگی گرفتن
.و با اون یادداشت کوچولوی شاد
این پیر مرد میخواد بخوابه
شب خوش همگی
تو لس آنجلس چيه ؟
اوه
بهت حقیقت رو میگم مطمئن نیستم که دارم کجا میرم
شايد تنها راهي که بدوني کجا داري ميري اينه که
به راهت ادامه بدي تا پيداش کني
شاید
فقط يه کم وقت مي خوام يه نگاهي به اطراف بندازم.
تو چی؟
میدونی چیه؟ شرمنده به من ربطی نداره
من يه تجربه بد توي مدرسه
با يه پسر داشتم
شکست عشقي بدي داشتي ؟
بیشتر شبیه جدایی بود
زندگی خیلی مضخرفه
No comments yet. Be the first to leave one.