The first 200 lines.
برنامه آخر شب
...یک روح سالم
...در یک فکر سالم...
و یک بدن سالم است...
...همینطوری خوب بخواب
اونجا...کیه؟
یه کسی از من خواسته که بیام تو رو آزاد کنم
الان فراریت میدم
فکر کردی من کیم؟
فکر میکنی به کمک بقیه نیاز دارم؟
!!مــــمنــــون
!خواهش میکنم
فرار کردن از دست جادوگرا برام آسون بود
ولی من به خواست خودم دستگیر شدم...
میدونی چرا؟
!اینو بیخیال شو و بدو! نگهبانا میرسنا
...تو فیلما خیلی دیده بودم
اینکه یه زندانی که هر روز با یه قاشق دیوارو کم کم میکنه و آخرش فرار میکنه
!واقعا این روش خیلی باحال بود
!آره، منم میخواستم اینو امتحان کنم
!ولی اونجا همه غذاهاشونو با چوب باید میخوردم
واقعا که یه شکست بزرگ بود
...به روش های دیگه هم فکر کردم ولی
...ولی متوجه شدم
!من آدم ایده ها نیستم...
...احتمالا الان گفتنش فرقی نمیکنه ولی
!میتونستی روی میله ها شاش کنی تا آخرش آب بشن
!ای لعنتی
!همچین روشی هم بود؟
عجله کن
نگهبانا میرسنا
...اگه وقتی هنوز دست و پات بسته بهمون برسن
مراقب باش، این اطراف یکی هست
!خودم میدونم
...زندانی شماره 13، مرد چشم شیطانی
اگه مقاومت کنی، بهت رحم نمیکنیم
مگه شماها برای 100 سال از من مراقبت نکردید؟
فکر میکنید میذارم اینطوری منو دستگیر کنید؟
معلومه که مقاومت میکنم
!ی-ی-یه لحظه
اگه تو رو با خودم نبرم، منم کشته میشم
چیه؟
من با همچین چیزی نمیمیرم
...چون من
احمق
...اینطور نیست که مابا وقتی دستگیرم کرد، از قصد زنده منو زنده نگه داشت
اون نتونست منو بکشه...
...چون من
نامیرام...
برنامه این هفته خیلی عالیه ... البته برنامه همه هفته ها عالیه ولی این هفته دیگه
خوش اومدید
راحت نشستید؟
چرا یکشنبه که لازم نیست بریم مدرسه اومدیم اینجا؟
من بودم که درخواست یه تمرین مخصوص کردم
!پس ساکت باش
یه جورایی این اتاق بوی عجیبی میده
برای شمعای معطره
پس دیگه شروع کنیم
...ولی از قبل بهتون میگم
تمرین امروز خیلی خطرناکه
...درصورتی که شکست بخورید، در بدترین وضعیت
دوباره نمیتونید طول موج روحتونو با هم جفت کنید
بازم این تمرینو شروع میکنیم؟
!بله، لطفا
!هوی
این چیزیه که متخصص تصمیم میگیره
همراهیم کن
چه قصدی داری؟
پس شروع کنیم
روبروی هم بشینید
لطفا نقطه ضعفای همدیگه رو بگید
ها؟
ها؟
تمرینمون اینه؟
آره، همینطوره
...لجوج، بی پروا، چون علاقش کتاب و حل معماست آدمو پکر میکنه، پاشنه هاش کلفتن
...درد اومد
سریع خشن میشه
اینم نقطه ضعفه نه؟
دکتر، باید اینطوری پیش بره؟
بهتره دست رو هم بلند نکنید، باشه؟
...ولی از اولش تو
...این به نظر یه تمرین بیفایده میاد ولی
بویی که از این شمعا توی اتاق پخش میشه... باعث میشه که آدما سریع عصبانی بشن
حتی یه نقد کوچیک باعث میشه بینشون دعوا راه بیفته
...ولی، اگه بتونن این تمرین رو بگذرونن
قدرت طنین طول موج روح هاشون حتی از قبل هم بیشتر میشه
!تو این اواخر رفتارت عجیبه
...دلیل اینکه یه دفعه سرخود تصمیم میگیری این تمرینو بگذرونیم
هرچی بهش فکر میکنم متوجه نمیشم
من فقط میخوام قوی تر بشم تا تو دوباره اونطوری آسیب نبینی
این متخصصه که از سلاح استفاده می کنه تا قوی تر بشه
...ولی اینکه یه متخصص بخواد قوی تر بشه تا از سلاح مراقبت کنه
به نظرت عجیب نیست؟
چرا؟
چرا من نمیتونم قوی تر بشم؟
من نمیخوام تو ازم مراقبت کنی
بلند حرف نزن
آزار دهنده ست
!تو خودتم عجیبی
چرا تو انقدر از قویتر شدن بدت میاد؟
قدرت خرد کننده ای که بهت اجازه میده ترس رو فراموش کنی
این چیزیه که تو بهش نیاز داری
قانونا رو زیر پات بذار
قوی تر میشیا
...اینطور نیست که من از
اینکه قوی تر بشم ترسی دارم ...
از این حرفا که بگذریم، بشین، گردنم درد گرفت
نمیخوام
...این بده
...طول موج روحاشون
داره از انطباق خارج میشه...
مردی با چشم شیطانی سول و ماکا، یک شکاف بین طول موج روح ها؟
اومدید؟
با خودم آوردمش
خسته نباشی
...خوب، حالا قولت
همه مارای توی بدنمو از بدنم خارج کن
همشونو؟
...شوخی نکن
قرارمون نبود برای هر کار یکیشونو؟
الان چند تا مار مونده؟
لازم نیست تو بدونی
شایدم میخوای همشونو باهم خارج کنم؟
البته با تیکه پاره کردن بدنت
!این دیگه خیلیه
!شیطان! هیولا
تو جادوگری هستی که دستور دادی اون منو آزاد کنه؟
مدوسا هستم
خوشبختم، مرد چشم شیطانی
مرد چشم شیطانی؟
...که اینطور
وقتی من به اون مکان رفتم
همه چیزمو حتی اسممو ازم گرفتن
از امروز به بعد من آزادم
همینطوره
منو لطفا فری صدا کن free(آزاد)
بسیار خوب
فری
فری؟ ها؟
واقعا فکر میکنی آزادی؟
...این چطوره؟ اگه چیزی هست که میخوایی من برات انجام بدم
خواهش میکنم، نیازی نیست، خودتو ناراحت نکن
اینجوری من راحت نیستم
پس میشه یه درخواستی ازت بکنم
یه سلاح و متخصص هستند که ازت میخوام از بین ببریشون
یه سلاح و متخصص؟
از شیبوسن؟
آره
...قانونای دست و پاگیر شینیگامی
واقعا آزار دهندن، نه؟
اه، فهمیدم، کارشونو تموم میکنم
!من اینجام
!بلک استار در لندن
داره برف میباره، سردت نیست؟
برف؟ اون دیگه چیه؟
حتی اگه لخت هم بشم این سرما کاریم نمیکنه
...واقعا که
از وقتی که شمشیر شیطانی به شما حمله کرد، ما مجبور شدیم تو تمام ماموریتا با شما باشیم
!جلوی دست و پای منو نمیگیریدا
شما دوتا اینو ببینید، اونجا
!اون منظره خیلی قشنگه
!های! لندن
!اونا چشون شده؟
!هی ماکا
من نمیتونم طول موجا رو حس کنم پس اون با تو
باشه! بسپارش به من
...خوب
...سیگنال روح این اطراف
درست روبرومون؟
اون یارو؟ چیکار داره میکنه؟
این دیگه چه روحیه ؟
معمولی نیست
به نظر خیلی چیزا مخلوط شدن
...انسان
جادوگر...؟
یه چیز دیگه رو هم میتونم حس کنم
پیداتون کردم
به نظر آماده ای
!ماموریت ایندفعه واقعا عالیه
مراقب باش
اون احتمالا از جادو هم میتونه استفاده کنه
.سوباکی، شکل شمشیر شیطانی
به یه ضرب کارشو تموم میکنم
ولی هنوز نمیتونیم ازش استفاده کنیم
30 ثانیه کافیه
!بزن بریم
!بله
...اون بچه
قویه
!طنین روح
!خارق العاده ست
اون داره طنین روحشو تثبیت میکنه
...اون
روح بلک استاره...
!تو داری وسط پل چه غلطی میکنی؟
...ولف...ولوز...ولف...ولوز
...ولف...ولوز...ولف...ولوز
...ولف...ولوز...ولف...ولوز
ستون یخ...
No comments yet. Be the first to leave one.