The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
،اسمم رو نمیگم
ولی 33 سالمه
سال به سال زندگی مشترکم بدتر میشه
ولی یه ختر 4 سالهی دوستداشتنی داریم
یک سال و نیم پیش فیلیپ رو دیدم
فیلیپ یه رماننویس آمریکاییـه که توی لندن زندگی میکنه
کسایی که خودشون رو تبعید میکنن درک نمیکنم
وانمود میکنم شهرت ...معشوقهـم برام مهم نیست
ولی همهی کتابهاش رو میخونم
و عمیقا برام باعث افتخاره ...که یه هنرمند مورد احترام
من رو انقدر جذاب دیده ...که یه بعد از ظهر
باهام مخفیانه قرار بذاره
لطفا
چشمات رو ببند
!چشام رو با پارچه نمیبندم
...دوست عزیز، کی اینجا ازت خواست
انقد زود بازی رو شروع کنیم؟
در بارهـش مطالعه کردم
خب؟
نویسندهها اون کتابا رو مینویسن
چشمات رو ببند
باشه
بذار ببینیم حواست جمع هست یا نه
حالا اتاق رو توصیف کن
برای شروع، دوتا پنجره فرانسوی زیبا داره
که به سمت چمنزار باز میشن
،مثل اتاقهای اضافی خونه
،پنجرهها پرده ندارن
واسه همین از بیرون میشه داخل رو دید
چیزی که بیشتر از همه دیده میشه اینه که یه نفر تایپ میکنه
یا من رو در حال مطالعه میبینن
حقـشونه چیزای جذاب ببینن
یه صندلی راحتی هست
که روش زنی نشسته که باید سرکار باشه
و اون مرد داره به گلایههای ،از زندگی مشترکش گوش میده
،یه مرد هست
که روی صندلی چرم نشسته
،میز کارش حدودا سه در پنجه
یه تخته که روی پایه فلزیه
یه کوه کاغذ روی میزه
،یه نوشته ناتمام، یه عالمه نامه
و بریدههایی از روزنامهها ...که دربارهی اسرائیله
...تا به زنـش ثابت کنه که انگلیسها
یهودی ستیزن
سمت راست میز ماشین تحریره
.میز مخصوص خودش رو داره ماشین تحریر پیکا 72
عالیه
...پشت سرت توی قفسهی کتابها
،کتاب "کمدی یهودی" از هاینه
،یهود طرد شده" از هانا آرنت"
و "شبهای سفید" از مناخم بگین هست
،کتابهایی که فقط دربارهی یهودیاست
،از یهودیاست
و برای یهودیاست
،به سقف یه کرهی ژاپنی آویزنه
که گرد و خاک گرفته
،یه رادیو
با دوتا چراغ مطالعه هست
یه تشک پلاستیکی برای ورزش کردن و رابطه نامشروع
توی سطل زباله، ظروف یه بار مصرف
:یه چیز مجلل
گچبری به شکل گل که روی سقف کار شده
فوقالعادهست
همین؟
آره
حالا تو چشمهات رو ببند
باشه
ببینم چقدر حواس تو جَمعه
شروع کن
...یالا
من رو توصیف کن
دوست دختر شوهرم یه هدیه بهش داده بود
خیلی افادهایه
از اون آدمهای حسود و جاهطلبه
یه آلبوم موسیقی بهش داده
یه قطعه معروف و زیبا از شوبرت
...آهنگی که
،از معشوقهی زندگیش یک زن بسیار زیبا الهام گرفته شده بود
همه چیز توی توضیحات مربوط به آهنگ نوشته شده بود
میتونست بگه خودش خریده
ولی گفت دوستدخترش بهش داده
،یه روز غروب مست بودم و یه ماژیک صورتی داشتم
زیر چند عبارت بامزه خط کشیدم
"بزرگترین شور و اشتیاق"
"ازدواج ذهنها"
"خلسه"
،بعد با آرامش و وقار
اون آلبوم رو بهش دادم
افتضاح بودم؟
چرا مست بودی؟
،مست نبودم ولی خیلی مشروب خوردم
شبها زیاد مشروب میخوری؟
آره - چقدر؟ -
خیلی زیاد
شبهایی که تنهام مشروب نمیخورم
وگرنه چند پیک قبل شام میزنم
وسطش هم شراب میخورم
ولی واقعا مست نمیشم
فقط یکم شنگول میشم
زندگی عجیبی داری
عجیبه
اشتباهه ولی خب هست
این زندگی منه
چه وقتهایی ناراحت میشی؟
وقتهایی که پریود میشم
پریودهای سختی دارم
بعد از پریود هم یه دورهی آرامش و عشقه
هنوز با هم میخوابین؟
میدونستم این سوال رو میپرسی
ولی جواب نمیدم
!عصر به خیر
عصر به خیر
روز خوبی داشتی؟
...یه روز بد واسه نوشتن
طفلکی، همسر عزیزم
!اوه، بوسه
آره
ما همدیگه رو میشناسیم - درسته -
داری چیکار میکنی؟
یادداشتهام رو میخونم
زود بیا بخواب
زود میام
!خیلی تاثیرگذاره
چی؟
دوستت دارم - دوستت دارم -
یه ربان توی موهاته
خوشت نمیاد؟
خوشم میاد
چرا از زندگیـت راضی نیستی؟
چرا برات کافی نیست؟
چرا شوهرت برات کافی نیست؟
دربارهـش زیاد بهت گفتم
تو بگو چرا زنت برات کافی نیست
سوال اشتباهی پرسیدی
سوال درست چیه؟
نمیدونم
چرا من اینجام؟
چون راه افتادم دنبال چیزی که وسوسهـم میکرد
حالا که سنم زیاد شده این کار رو میکنم
چرا میخوای بهش صدمه نزنی؟
چرا باید بهش صدمه بزنم؟
انگار واسه انجام هر کاری آزاد نیستی
آزادی چیه؟ تو آزادی؟
تقریبا آزادم
آزادتر از تو
مزخرفه! بیا این بحث رو تموم کنیم
چرا؟
شاید فقط یه شریک عاطفی ...از یه رابطه مخفیانه
باید از زندگیـش ناراضی باشه
نارضایتی رو به خودت حروم کردی
به جز نارضایتیـت از انگلیس و انگلیسی بودن
...ممکنه این نارضایتی داخل خونه
ربطی به عاشق تو شدن نداشته باشه؟
تازه اختلاف فرهنگی هم هست
من این رو مدیون اختلاف فرهنگیـم؟
شاید
پس داستانمون به خاطر فرهنگه؟
ژانری که همیشه به نظرم جالبه
یه زن بیدین
تو عاشق یه مردم شناس شدی
راههای بدتری برای پرداختن به تفاوتهای انسانشناختی وجود داره
معیارهای قدیمی: نفرت، بیگانه هراسی
خشم، کشتار
...آره، عزیزم، تو
تو آلبرت شوایتزر بین فرهنگهایی
مالینوفسکی خوبه
چی شده؟
جواب بده
میدونم یه اتفاقی افتاده
،با پرستار بچه
بچه و نظافتچیهای خونه جر و بحث کردم
و هوای بارونی انگلیس
به نظرم دیگه نمیتونیم رابطهـمون رو ادامه بدیم
روزها کوتاه شدن
واقعا؟
خیلی بده
تو اینطور فکر نمیکنی؟
توی آخرین مکالمهـمون نگفتیم؟
که اینطور
هر چی تو بخوای
به نظرم بهترین کاره
گفتی عصبانیـت میکنه
چی عصبانیم میکنه؟
تموم موضوعات مربوط به سکس
گفتی بیشتر از یه رابطهی عاشقانه میخوای
،اگه ساده میخوای برات سادهـش میکنم
چرا ساکتی؟ از وقتایی که ساکتی متنفرم
اینجام
نامهـم رو گرفتی؟
.آره، به دستم رسید اون نامه... فوقالعادهست
پارهـش کردم
معلومه خب
کار درستی کردم - درسته -
خیلی عجیبه میبینمت
ندیدنم عجیبه، مگه نه؟
این رو نمیدونم
یه مدت غیبت زد
تو هم عوض شده بودی
No comments yet. Be the first to leave one.