The first 200 lines.
....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
الو؟
اگه اونُ وارد این ماجرا کنی،
مجبورت میکنم بهاشُ بدی
! ولم کن
کی اونجاست؟
(قسمت 45)
(گوانگ ته)
!- بگیرش - کجا میری!
چیکار میکنی؟
چیه؟ چی شده؟
اوه ، چیزی نیست
گربه افتاده بود دنبالم
خیابون پـُر شده از گربه
کجا بودی؟ گفتی زود میای خونه
چی شده؟
فقط دلـواپستم
حالا چرا دلواپس؟
این روزها از اکثر مردم شادترم.
کسی چیزی بهت گفته؟
نه ، فقط ...
در کل ، دلواپس بشرم
شنیدم وقتی بالغ بشی یه همچین حسی بهت دست میده
چرا انقدر عرق کردی؟
پیرهنت خیس شده
تا اینجا دوئیدم
مامانِ هانبانگ،
میگم احیاناً ...
تماس تلفنی عجیبی بهت نشده؟
چجور تماسی؟
هر چی
هرچند وقت یه بار این اتفاق میوفته نمونه ـش همین دیشب
شماره ناشناسُ جواب نده
این روزها کلاهبردارایِ * فیشینگ زیاد شدن ≡کلاهبردارایی که به اطلاعات محرمانه افراد مثل : حساب بانکی دسترسی دارن≡
مردم به نون شبشون محتاجن برای همین اکثراً کلاهبرداری میکنن
یه جوری میگه انگار خوشم میاد
من حتی یه بار یه هنرمند کلاهبردارُ انداختم گوشه ی هلفدونی
جلوی چشم خودم دستگیرش کردن
دیگه یه همچین کاری نکن
باید هانبانگم در نظر بگیری
.فهمیدم
گوانگ ته آ ...
هوم؟
تو این دنیا به هیچکس اعتماد نکن....
جـز خـودم
من فقط به خودم اعتماد دارم
حتی اگه پدر ، خواهرات و خاله هات ناراحتت کردن ،
نگران نباش چون منُ داری
من طرف تو رو میگیرم ..
حتی اگه پایِ جونم وسط باشه
شوهرای مردم طرفِ بقیه رو میگیرن
حالا چرا یهو حرفشُ پیش کشیدی؟
خواستم بدونی
میرم یه دوش بگیرم
چش شده؟
خیلی خوشحالم هان یه سول کلی بهت تبریک میگم
بالاخره وارد یه برنامه تلویزیونی شدی
همه اینا رو مدیون توام ممنونم
ببین تعداد بازدیدها چند برابر شده
تعداد اعضا هم بیشتر شده
همچین چیزی کم پیش میاد
هرچند هنوز باورم نمیشه
یعنی این مردی که کنارمه همون مرد توی تلویزیونه؟
یعنی انقدر شبیه هان یه سولم؟
بس کن.
از فردا کارِتُ میبوسیُ میذاری کنار
فعلاً به این پول احتیاج داریم هنوز زوده
مسئله پول نیست کارت خسته کننده ـس
خودت یه غذاخوری داری
نمیتونم بهت اجازه بدم که برایِ یکی دیگه آشپزی کنی
منم واسه سرگرمی نمیخونم
این شغل منه.
به اندازه ی هردومون پول در میارم
فهمیدم. میذارم کنار
هیچوقت فراموش نمیکنم که چطور بی سر و صدا ازم حمایت کردی تا بتونم رویامُ عملی کنم
واقعاً ممنونم
دفعه دیگه ، من کسیـَم که ازت حمایت میکنه.
دیگه خیالم راحت شد
مضطرب بودم،
فکر کردم شاید این ماییم که با هم سازگار نیستیم.
گفتم شاید بخاطر منه که نتونستی موفق شی
چرا همیشه از خودت مایه میذاری؟
زیادی گنده ـش کردی
اونوقت اگه باهم ناسازگار بودیم ؟
خُب ولت میکردمُ میرفتم
خدایی؟
احمق جون.
مـا برای هم ساخته شدیم ...
به همه موانع سر راهمون غلبه کردیم تا بالاخره بهم رسیدیم
اینا مشکلاتی بودن که باهاشون دستُ پنجه نرم کردیم
موفقیت یه شبه زود گذره
الاناس که قلبم بترکه همه چی غیر قابل باوره
تمام تلاشمُ میکنم که بهترینِ خودم باشم
برای جایزه ی ویژه انتخاب شدی، درسته؟
جایزه 37.5 گرم طلا ـس. مالِ منه دیگه ، نه؟
هووم
ممنونم لطفاً هوامُ داشته باشید
خوشبختم
ممنونم
ممنونم
چی شد؟ تمام شبُ بیدار بودی؟
خواب به چشمام نمیاد
از تک تکشون تشکر کردم
همه ـشون اسممُ سرچ کردن و عضو کلوپ شدن
واقعاً ازشون ممنونم
انگار خیلی ذوق زده ای
میرم حاضر شم برم غذاخوری
توام باید حاضر شی
باشه
تو فکر یه امضای جالب باش
حق باتوئه اوکی، ممنونم!
باشه، فهمیدم.
بهش رحم نکن میخوام راهش بندازی
قبلاً یه چیزایی یادش دادم اونقدرام مبتدی نیست
اوکی
با * هوبه درمیون گذاشتم قرار شد باهات تمرین کنه ≡برعکس سونبه به زیردست یا کسیکه کم تجربه تره≡
حالا چرا یهو به هنرهای رزمی علاقمند شدی؟
باید بتونم تو شرایط سخت از خودمُ خانواده ـم محافظت کنم
دنیای خطرناکیه
دیشبم که کابوس دیدی
باید بریم دکتر
من خوبم بانـو
به زودی بهتر میشم.
هانبانگ هوس چیزی نکرده؟
گندم سیاه
مخصوصاً اونی که گوانگ شیک درست میکنه
میخوای بگم برات درست کنه؟
بعد از ازدواج از هم فاصله گرفتیم
قبلاً بهش نزدیکتر بودم
گوانگ شیکه
کی جین ، بیا غذاخوری.
ازم خواسته برم پیشش
- چرا؟ - منکه کار اشتباهی نکردم.
ازش میترسم
چرا ازش خواستی بیاد پیشت؟
- تو چرا اومدی؟ - ازت میترسه
کار اشتباهی کرده؟
- یعنی انقدر ترسناکم؟ - آره.
قبل از رفتن ژله ی گندم سیاهتُ بخور و برو
واقعا؟
ازش خواستم بیاد اینجا ژله گندمُ به دستت برسونه
اتفاقاً بهش گفتم هوس ژله های تو رو کرده بودم
حالا هرچی
گفتم چرا گوشم زنگ میزنه. بشین.
- خوشمزه ـس؟ - اوهوم.
تو که هوس کردی باید زودتر بهم میگفتی
اگه ویار چیزیُ داشته باشیُ نخوری یه بچه ی بیریخت به دنیا میاری
راستش ، من فکر میکنم بعد از ازدواج از هم فاصله گرفتیم
البته تقصیر خودمه
بعد از ازدواج جو گیر شدم ...
خودمُ گم کردم
منم خیلی فکر کردم.
گوانگ ته آ...
ببخشید که بهت سیلی زدم. من اشتباه کردم
با اینکه میدونستم صورتت حساسه و متورم میشه
قلبتُ شکستم
خوشبختانه اون روز صورتم متورم نشد.
میتونستم با چند حرکت تلافی کنم
حالا که یه سول معروف شده بهتر به نظر میای
تازه اولِ راهه
کاش معروف شه
اونوقت زودتر صاحبخونه میشی
کو تا خونه بخریم
البته یه چند تایی زیر نظر دارم
بخور
آقای بیون اینجا
آقای بیون! از آشنایی با شما خوشبختم .
بشینین. شوهر خواهرمه
سرپرست خانواده ـمونه
خودت کم بودی،
رفتی شوهر خواهرتم آوردی؟
جالبه حالا چرا میخواستی منُ ببینی؟
آیگو، متاسفم
میخواستم باهاتون صحبت کنم برای همین مزاحمتون شدم
من با شما حرفی ندارم
من فقط اومدم برای این آجوما شفاف سازی کنم
آجوما، مگه نگفتم حواست باشه خواهرت دست از پا خطا نکنه؟
من دستُ پاشم بستم اما شبونه فرار کرد
چرا اینجوری میکنه
موندم از دستش چیکار کنم
میگم ، ما که کاری از دستمون برنمیاد
گفتیم شما رو خبر کنیم بلکه بتونیم فکرامونُ بریزیم رو هم
آجوما، ترجمه ـش کن
هرچقدرم سعی کنیم کاری از پیش نمیبریم
باید به فکر راه چاره باشیم
درسته.
بهتره به فکر توگی هم باشیم....
توگی فقط برادر زاده ی منه
جنابِ شوهر خواهر ، خودتُ بذار جایِ من
این منطقیه؟
خودت حاضری با یه پیر زن 100 ساله زندگی کنی؟
100 ساله؟
آیگو، به هیچ وجه
100 سال دیگه زیادیه
تنگ جا که سنی نداره
مگه مشکلش چیه؟
همینُ بگو
چطوره بوتاکس کنه؟
قبلاً اینکارُ کرده،
باید یه راه دیگه رو امتحان کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.