The first 200 lines.
* شمشیر وودانگ *
من یو جین رو به تو میسپرم
بهم قول بده
بهم قول بده
یو یان
یو یان، بهت قول میدم
یو یان
چیکار میکنی؟
چرا دوباره اومدی اینجا؟
چی فکر میکنی؟
مردم دنبال کسی هستن که قرص قرمز تقلبی رو پخش کرده
میدونی که من نیستم
پس چرا اینجایی؟
نمیتونیم لان یو جینگ رو ببخشیم
اون یه مشکل بزرگه
بذار تحت پوشش عوارضِ
قرص قرمز بکشیمش
نه
میدونم که
جرات نداری انجامش بدی
!انجام میدم، انجام میدم
اجازه نمیدم کسی بهش آسیب بزنه
اون پسر منه
تو پسر داری؟
وانمود نکن
وو نیانگ، التماس میکنم
مزاحمم نشو، باشه؟
منظورت چیه؟ من مزاحمم؟
بیا باهم از کوهستان وودانگ بریم
بعد
من تمام تلاشمو میکنم
تا بتونی قلعه تانگ ار رو بگیری
تانگ ار؟
اره
بخوام صادق باشم
اون ازم خواست که قرصهای قرمز رو بهش بدم
...تو و تانگ ار
من هیچ کاری باهاش ندارم
فقط هر وقت که ازم میخواست براش کار انجام میدادم
بریم
بریم
عجله کن
چه خبرته
چرا انقدر مضطربی؟
ولم کن
نه
به نظر میاد غیر دوستانه باهام رفتار کردی
در واقع
تو بهم اهمیت میدی. من باور دارم
درسته؟
الان باید بری
حالا که بهم اهمیت میدی
من توی قلبم برات یه جا در نظر میگیرم
من فقط با تانگ ار بازی میکنم
حسودی نکن
یه نفر داره میاد. عجله کن
برو
من دارم میرم
استاد
!قدرت ووجی
همه چیز در دنیا
قانون خودش رو داره
کاشت در بهار، رشد در تابستان
برداشت در بهار و ذخیره در زمستان
هیچکس نمیتونه تغییرش بده
درست رو از غلط تشخیص میدیم اما باید وانمود کنیم که بیخبریم
اگر تمام مردم اونطور رفتار کنن
آدمهای با اخلاقی میشن
که زیادهروی نمیکنن
اگر ما خیلی مقاوم باشیم
میتونیم استعدادمون رو به دست بیاریم
اگر بخوایم چیزی فراتر از توانمون به دست بیاریم
خسته میشیم و
چیزی دستمون رو نمیگیره
ژانگ سان فنگ، شمشیرِ
تاییی شوانمن رو ساخت
سبک خاص خودش رو داره
شامل صد و هشت حرکته
هرچند، هرچقدر بیشتر توی شمشیر زنی مهارت داشته باشی
برات سادهتر میشه
ارباب نور طلایی که با مهارتترینه
تا شش حرکت کاهشش داد
اما با اینکه من مدت زیادی از زندگیم رو صرف این کردم
به طور کامل روش تسلط ندارم
و فقط 4 حرکت ازش کم کردم
میگن ژانگ سان فنگ، زمانی که پنجاه ساله بود
تا حرکت دوم پیش رفته بود
و تا زمانی که 100 سالش بود فقط به یه حرکت کاهشش داد
همه چیز در این دنیا، از قانون طبیعت پیروی میکنه
اژدهای سبز زمانی که از دریا بیرون میاد، غیر قابل توقفه
هنگامی که ابرها رو برای دیدن خورشید کنار بزنی، دنیا رو آرامش فرا میگیره
یه کرگدن وقتی هوشش رو نشون میده که به ماه نگاه میکنه
یه میمون سفید از درخت بالا میره تا اسرار رو پنهان کنه
باید اصل کلی رو به خاطر بسپری
استاد
چطور میتونم شمشیر نهایی رو یاد بگیرم؟
پیچیدگی به سادگی تبدیل میشه
همه چیز از این قانون پیروی میکنه
افسانه میگه که در نهایت، دو حرکت باقی میمونه
یکی یین و دیگری یانگ
من فهمیدم که
حرکت نهاییِ شمشیر وودانگ
ادغام یین و یانگه
استاد فکر میکنید
من میتونم به اون حد برسم؟
تائوییسم طبیعیه
استاد، قهرمان ژنگ برگشتن
برادر کوچکتر
برادر ارشد
خبر جدیدی داری؟
همونطور که انتظار داشتین
حادثهی قرص قرمز اونقدرا هم ساده نیست
نه تنها شامل دنیای هنرهای رزمی میشه
بلکه دشمنی بین احزاب دولتی هم وجود داره
به نظر میاد که
اخیرا فرقهی وودانگ، آلت دست دیگران شده
این روزها، جنگ داخلی در جریانه و باعث ایجاد هرج و مرج در دشت مرکزی شده
میگن که
نورهاچی دائم، سرباز استخدام میکنه، اسب میخره
و با پول دادن به کسایی که استعداد دارن، اونارو جذب میکنه
قدرتش دیگه مثل همیشه نیست
اون به یه تهدید جدی برای کشور تبدیل شده
بنابراین، ارتش جین دیر یا زود
به کشور تجاوز میکنه
شک دارم که
...شخصی که پشت حادثهی قرصهای قرمزه
بهشت عالی
دولت به وودانگ به عنوانِ یه دین رسمی
احترام میذاره
و وودانگ، فرقهی رهبر کشوره
اگر وودانگ دچار اشفتگی بشه
دنیا بهم میریزه
اگر وودانگ از بین بره
...سلطنت مینگ
برادر ارشد، تصمیم دارین چطور با این موضوع برخورد کنین؟
همراهم بیا
موقعیت امروز وودانگ
خیلی پیچیدهست
به عنوان رهبر وودانگ
هیچکاری نمیتونم براش انجام بدم
فقط میتونم فرقه رو
به تو بسپرم
برادر ارشد
تیه گانگ چطور میتونه همچین مسئولیت مهمی رو به گردن بگیره؟
در چند روز گذشته
تغییرات زیادی در وودانگ به وجود اومده
هرچند، با توجه به این تغییرات
من یه نفر رو پیدا کردم
لان یو جینگ
درسته
بچهی با استعداد و باهوشیه
اما یکم نافرمانه
با این وجود باور دارم بعد از
تجربه کردن حادثهی قرص قرمز، بهتر میشه
من مطمئنم که
اون در آینده به موفقیتهای قابل توجهی
دست پیدا میکنه
برادر کوچکتر
همراهم بیا
مردی که بهش میگن هوبوتو
برای گنگ جینگ شی نامه نوشته
باید این رو به موقع به دست جینگ شی برسونی
تا خبردار بشه که
والدینش چطور مردن
بله، برادر ارشد
شمشیر تاییی شوانمن
دقیقا
اجداد وودانگ ما خیلی تلاش کردن
تا این کتاب رو بنویسن
من امروز، اون رو به تو میسپرم. باید در امان نگهش داری
به علاوه، این شمشیر باستانیِ بیتیغهست
از زمانهای قدیم، این شمشیر از استاد به شاگردش دست به دست میشده
هیچکس قبلا اون رو ندیده
در موردش شنیدم
هیچوقت فکر نمیکردم، واقعا وجود داشته باشه
تو که هیچ
من خودم
بار دومیه که میبینمش
طبق افسانهها
این شمشیر هیچ استفادهای نداره و فقط در زمان صلح
به عنوان یک جسم خوش یمن برای فرقه استفاده میشه
با این حال، زمان جنگ به کار میاد
وقتی از غلاف بیرون کشیده میشه
فراخوانی برای تمام مردمِ دنیای هنرهای رزمیه
اونا باهم متحد میشن تا دشمن رو شکست بدن
این شیء مقدس، واقعا نادره
متاسفانه
میترسم نتونم شاهدش باشم
هیچوقت فکر نمیکردم فرقهی وودانگ در همچین موقعیتی قرار بگیره
برادر کوچکتر
برادر کوچکتر
!برادر ارشد! نه
هر دو جسم رو در امان نگه دار
باید ازشون برای موفقتر کردن
فرقهی وودانگ استفاده کنی
برادر ارشد
من ناامیدتون نمیکنم
پدرخونده، این چه صداییه؟
به تمرین ادامه بده، تنبل نباش
زود برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.