Jingle Jangle: A Christmas Journey

Jingle Jangle: A Christmas Journey

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Jingle Jangle A Christmas Journey 2020 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-CMRG-HI
Jingle Jangle A Christmas Journey 2020 WEBRip x264-ION10-HI
Jingle Jangle A Christmas Journey 2020 WEBRip XviD MP3-XVID-HI
Jingle Jangle A Christmas Journey 2020 HDRip XviD AC3-EVO-HI
A Commentary by Amir.Aghajani
⚜️Mahshad.Mazzz . امیر آقاجانی ⚜️ FoxMovie.Co

Tags

webrip
web
x264
BRip
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
1080
Published on: 2020-11-14
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Mahshad.Mazzz زیرنویس از امیر آقاجانی و

‫واوو!

‫دوباره نه.

‫نه، من ایندفعه واقعا یه چیزی دیدم. ‫باید باورم کنی.

‫هیچی اونجا نیست.

‫فقط آتیشه.

‫دوباره نگاه کن.

‫-هیچی اونجا نیست. ‫-همم.

‫شاید حق با توِئه.

‫خیلی خب، عزیزانم.

‫-عصر بخیر، مامان بزرگ. ‫-عصر بخیر، مامان بزرگ.

‫برای قصه آماده هستین؟

‫میشه لطفا داستان "شب قبل از کریسمس" رو بخونیم؟

‫من فکر می کنم وقتشه که یه داستان جدید بخونیم.

‫باشه، همونجوری اونجا واینستین. بیاین.

‫«اختراع جرونیکوس جنگِل»

‫نگاش کن!

‫تا حالا این داستان رو برامون نخوندی.

‫تا حالا این داستان رو برای هیچکی نخوندم.

‫"یکی بود یکی نبود،...

‫خیلی، خیلی سال پیش...

‫بزرگترین مخترع دنیا...

‫«"جرونیکوس جنگِل" زندگی می کرد.»

‫بچه ها، بیاین تو!

‫«از همون اول که شروع کرد، ‫ذهنش دائم کار می کرد.»

‫«وسیله های بیشتر، اسباب بازی های بیشتر!»

‫«کل شهر پر از جنب و جوش بود.»

‫«اوه! به سمت کجا داری می دویی؟»

‫هیجان زده از دیدن...

‫باشکوه ترین مغازه ای که تا حالا وجود داشته...

‫ببخشید.

‫جرینگ ها و چیزها. (اسم مغازه)

‫«همه چیز زنده بود.»

‫«حتی چیزایی که نباید زنده می بودن.»

‫«جرونیکوس به همه الهام بخشیده بود،

‫بیشتر از همه به مورد اعتماد ترین شاگردش،

‫گوستافسون»

‫خودتون رو برای اجرای باشکوه...

‫...حیرت آور، اِه...

‫خارق العاده گوستافسون آماده کنید.

‫ورلی...

‫...چرخنده.

‫هی.

‫اون کار کرد! اون واقعا کار کرد.

‫فقط چند تا تغییر لازم داره، همین.

‫اون فقط یه شاگرده، نه بیشتر.

‫گوستافسون... ‫خودش رو یه مخترع بزرگ تصور می کرد.

‫حالا می بینید.

‫«ولی اون جایگاه... ‫قبلا توسط کس دیگه ای گرفته شده بود.»

‫آقای جنگل، ‫شما خیلی اختراع دارید!

‫اوه.

‫«برای خارق العاده ترین اختراعش،

‫برای رسیدن آخرین جزء سازنده... ‫صبر کرده بود.

‫و بعد یه روز...»

‫بسته برای جرونیکس جنگِل!

‫اوه! خودشه!

‫«کلیدی که... ‫اونو به ناممکن ترین رویاهاش برسونه...

‫و برای همیشه زندگی اش رو تغییر بده!»

‫همه، توجه کنید. من یه چیزی می خوام بگم.

‫می خوام همش رو ببخشم!

‫بیا! نمیتونی دست خالی از این جا بری.

‫باید یه چیزی داشته باشی!

‫قراره که... ‫کریسمس واقعا مبارکی باشه!

‫بعدا.

‫بابا، چه خبره؟

‫جسیکا، عزیزم، امروز، روز فوق العاده ایه.

‫هی، یادته بابا گفته بود چی برات می گیره؟

‫-چه چیزی؟ ‫-اهمیتی نداره.

‫من ازشون برات ده تا می گیرم.

‫جسیکا، منتظر بابات بمون.

‫مامان، باید روپوشم رو بردارم! ‫قراره که اختراع کنیم!

‫پروفسور جنگِل، شما قول داده بودین به اختراعم نگاه کنین.

‫- داره به نتیجه می رسه. ‫- نه، نه، نه، پروفسور، فقط دو دقیقه؟

‫اوه، سیستم تثبیت اثر گشتاوری... ‫رو همون طور که با هم صحبت کرده بودیم تنظیم کردی؟

‫- نه هنوز، ولی... ‫- پایه تراز نگهدارنده رو اصلاح کردی؟

‫-نه، ولی... ‫- انجامش بده. فردا نگاهش می کنم.

‫- هی، ولی، پروفسور... ‫- و حواست به مغازه باشه، پسرم!

‫درخشش فرا می خواند. نبوغ منتظر است!

‫آره!

‫بالاخره.

‫بعد از این همه سال.

‫بهت گفته بودم اون بالاخره میاد این جا.

‫کجاست؟

‫اوه، ایناهاشش.

‫«پایه و اساسِ ِ...

‫به اضافه ی، ‫هر کدوم افزایش پیدا می کنند به نیروی دوم...

‫تقسیم میشن بر عدد " N " دفعه 2...»

‫خودشه.

‫یه اتفاقی باید بیفته...

‫...الان.

‫الان.

‫الان!

‫اوه، داره کار می کنه! داره کار می کنه!

‫نگران نشید. ‫همین جوری قراره اتفاق بیفته.

‫آره!

‫باید بیای این رو ببینی. بیا.

‫همم.

‫هوو-هوو!

‫ها-ها!

‫مرحبا! (اسپانیایی)

‫این منم،

‫ماسترو دون خوان دیگو.

‫وقتی گاو نر من رو میبینه،

‫خودش، خودش رو سر می بره.

‫این یه افتخاره برای شما که بالاخره تونستین با من ملاقات کنین.

‫و من...

‫- تو؟ ‫- من جرونیکوس هستم.

‫- ممم. ‫- و این...

‫- اُه. ‫- این خانواده ی فوق العاده ی منه.

‫آه!

‫چقدر زیبا، ملکه ی من! (اسپانیایی)

‫مواظب باش! مواظب باش!(اسپانیایی)

‫- من شکننده ام. ‫- مراقبتم.

‫بهتر.(اسپانیایی)

‫می تونی بعدا گل های رز به پام بریزی.

‫آه.

‫دوست دارم وقتی آدما بهم خیره می شن.

‫من بهشون چیزی می دم... ‫تا بهش خیره بشن در قالب یه رقص.

‫همه چیزی که آرزوش رو داشتیم.

‫هر چیزی که بهت قولش رو داده بودم... ‫- و تعظیم!

‫قراره مال ما باشه.

‫باورت دارم، جرونیکوس.

‫سلام، سلام؟ ‫اسباب بازی جادویی همین الان زنده شد!

‫تمرکز کن!

‫تمرکز.

‫- من به تو بیشتر از همه باور دارم. ‫- آوو.

‫جقدر شیرین!(اسپانیایی)

‫و منم به تو باور دارم.

‫برای همینه...

‫که برات... یه هدیه کریسمس زودهنگام گرفتم.

‫عینک اختراع خودم.

‫این عالیه!

‫حالا تو یه مخترعی.

‫هستم، بابا، درست مثل تو.

‫آوو.

‫اوکی، حالا برگردیم به من.

‫اوه، پروفسور! شما انجامش دادین.

‫اووه! اَیی!

‫اوه، خدای من!(اسپانیایی)

‫- ولی چجوری؟ ‫- تو خیلی بوگندویی.

‫فوق العاده است.

‫خواهش می کنم.

‫من رو با فاصله تحسین کن.

‫به زودی، قراره یک میلیون از اون ها باشه.

‫هاه؟

‫یک میلیون از من؟

‫یدونه برای هر کدوم از بچه های دنیا.

‫یک، دو، سه...(اسپانیایی)

‫اوه...ولی، ولی...

‫من منحصر به فردم!

‫ما باید جشن بگیریم. ‫بزار شام رو آماده کنم.

‫- چی رو جشن بگیرین؟ ‫- بله، البته.

‫صبر کن، صبر کن. ببخشید!

‫خانواده ی فوق العاده!

‫- گوستافسون، همه چیز رو مرتب کن... ‫- آه-هاه.

‫... و خوب...

‫از دوست جدیدمون مراقبت کن...

‫بله، آقا.(اسپانیایی)

‫...کسی که وجودش همه چیز رو تغییر داده.

‫-بیا در مورد این "میلیون" صحبت کنیم. ‫- جرونیکوس!

‫الان میام اون جا، عشقم!

‫- اِه...پروفسور؟ یوو-هوو! ‫پروفسور جی، میشه...

‫- کریسمس مبارکی خواهد بود ‫- شما قول دادین...

‫صبر کن... ‫تا بچه ها این رو همه جا ببینن

‫منم یه مخترعم.

‫مشخصا نه یه خوبش.

‫بوگندو؟ بله.

‫خوب؟ نه.

‫یک میلیون از من؟

‫تنظیم کردن سیستم ثبات گشتاوری. اصلاح کردن پایه تراز نگهدارنده.

‫کی همچین فکری می کنه؟

‫مزخرفه.

‫من منحصر بفردم. من چشمگیرم!

‫برای انجام دادن همچین شاهکاری، اون نیاز داره که...

‫"نقشه ی عروسک دون خوان. "

‫آه!

‫نه، نه، نه! نمی تونم! (اسپانیایی)

‫همم.

‫ممم.

‫باید احساس خوبی باشه که جزئی جدانشدنی...

‫از آوردن چیز هیجان انگیزی به زندگی باشی.

‫اون، آم...

‫خب، کار پروفسور بود در واقع.

‫من فقط شاگردشم.

‫بله، اما...

‫من مطمئنم تو هم... ‫خودت یه چیزی اختراع کردی...

‫تقریبا به هیجان انگیزیه من.

‫به هر حال...

‫تو هم یه مخترعی.

‫من هم به همه می گفتم تنها چیزی که نیاز داره چند تا تغییره.

‫پروفسور قول داد... ‫که فردا بهش نگاه بندازه.

‫گاوه که برای فردا صبر می کنه!

‫ولی تا اون موقع، مرده.

‫ما برای هیچ فردایی صبر نمی کنیم.

‫آه!

‫چیزی برای نگاه کردن!

‫همم! آه-ها!

‫اون کتاب اختراعات می تونه به ما تعلق داشته باشه.

‫اونا اختراعات پروفسورهستن.

‫اونا اختراعات توئن.

More Farsi Persian subtitles for Jingle Jangle: A Christmas Journey

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left