The first 200 lines.
مایکل دربارۀ چی میخواستی حرف بزنی؟
.دربارۀ بیسبال
!بیسبال؟
.نگران زمان نباش
مایکل واقعا چرا هنوز اینجا نشستیم؟
«راهپـلـه»
.حرف دیگهای ندارم
ژان، ما دوستیم دیگه، نه؟
.اوهوم
.لطفا چیزی به سوفی نگو
.فقط بذار خودش ببینتش
.حتما
!همینه
.یالا بیا. من هوات رو دارم
.هوات رو دارم
اِ، سردته؟ خوش گذشت؟
میشه تیوب بادیم رو در بیارم؟
آره. میتونیم درش بیاریم
!خیلی خب
«خب رفقا، من از موسسه «هَپی اند هلثی
به صورت زنده از دورهام، کارولینای شمالی .در خدمتتون هستم
...همینطور که میبینید
.امروز رژیم کابو رو رعایت نمیکنم
ساندویچ گوشت گاو توی رژیم ممنوعه
ولی من برای یه سفر خانوادگی مهم .برگشتم خونه پیش برادرم
!نکن - .کلی -
کلی، سلام کن - !گم شو بابا -
.خب اون همیشه برادر خجالتیه بوده
بگذریم، ممنون که این ویدئو رو تماشا کردین
.و امیدوارم به زودی با خبرهای خوبی برگردم
چند نفر اون ویدئو رو میبینن؟
خب، هر پستم رو تقریبا صد نفری میبینن
.ولی مرتب ویدئو گذاشتن و تعدادشه که مهمه
.یعنی اینجوری دنبالکننده جمع میکنی
به نظرت مردم به خاطر بابا دنبالت میکنن؟
آره، قطعا
یه سریا که طرفدار اون مستنده .یا جنابتهای واقعی هستن
یعنی حتی آدمایی که از بابا خوششون نمیاد هم
خوشحال میشن که میبینن .اوضاع و احوالم خوبه
.خب داری عالی پیش میری رفیق
.مرسی کلی
داری کتاب بابا رو میخونی؟
.آره
روانشناسم سالها پیش توصیه کرده بود .بخونمش ولی تازه شروع کردم
.خیلی چیزا برای تجزیه و تحلیل هست مارجی
.مطمئنم همینطوره
.یه نفر برات پیدا شده
میخوای ببینیش؟
میشه نگاهش کنی؟
.آره
.دختره بامزهایه
واقعا؟
.بذار ببینم
چرا نیشت بازه؟
...چی بگم؟ آخه تو
.هیچوقت چیزی بهم نگفته بودی
.خب خودت هیچوقت نپرسیدی
.یعنی هیچکس نپرسیده
.میپرسیدی، بهت میگفتم
...فقط... فقط
فکر کردم نمیخوای دربارهش حرف بزنی
مارجی مشکل اصلی خانوادۀ ما همینه
یعنی هیچکس اصلا دربارۀ چیزی حرف نمیزنه
مثلا ما درباره سفر به آلمان حرف نزدیم
چرا بابا، زدیم. گفتی سفرت آگاهیبخش بوده
خیلی خب همینطوره ولی مثلا نمیخوای دلیلش رو بدونی؟
وای از دست تو مارتا. چرا همه چیز رو اینقدر جدی میکنی؟
.فردا تولدمه
میشه یه مشت آبنبات بخوریم و مثل نوجوونهای 15 سالهای رفتار کنیم
که تا حالا توی هتل اتاق مخصوص خودشون .نداشتن؟ لطفا
میدونم. میدونم. فقط میخوام .این لحظه رو جشن بگیرم
چطوری جشن بگیری؟
.تو روحش
الو؟ - .سلام کَندی -
.اِ، سلام
میدونم از روز شکرگزاری به بعد دیگه حرف نزدیم
.همه چیز خیلی عجیب و غریب بوده
آره. واسه منم همینطور
...درسته. آم
...بگذریم. میخواستم بگم
.ممنون که دعوتمون کردی
خواهش میکنم. خوشحال شدم .بیشتر با مایک وقت گذروندم
.امیدوارم غذا به همه رسیده بوده باشه
کار و بار چطوره؟ این هفته راحتتر نشده؟
خب نه، دارن میفرستنم یه سفر یکهویی به تورنتو
تو اوضاعت خوبه؟ - .خوبه -
.با تمام توان و انرژی به سمت کریسمس میرم
...الان توی مطب دکترم. فقط
حالت خوبه؟ - آره، خوبم -
فقط میدونی که. برای چکاپ عادیه
.هر چی احتیاط و مراقبت کنی بازم کمه
اوضاع خوبه؟
بعد از اینکه رفتی خیلی نگرانت شدم
...هی
نظرت چیه سفر تورنتو رو بپیچونم
و تو هم اَش رو بذاری پیش مارک
و یه بلیت بگیریم بریم جزایر تورکس و کایکوس؟
منظورت چیه؟
.آره یا بریم آروبا
یعنی خب لیاقتش رو داریم، نه؟
شوخیت گرفته؟
.آره بابا
باشه. بامزه بود
.آره
خیلی خب، من باید برگردم سرکار
.باشه
مارک و اَش رو ببوس
.باشه. مرسی که زنگ زدی
.خداحافظ
موفق شدم دوتا بلیت برای] [مراسم رقص کریسمس بگیرم
بلیتها فروخته شده بود ولی] [یه کم پارتی بازی کردم و گرفتم
دیشب خیلی خوشگل شده بودی] [کاش نرفته بودیم پائو لیم
کتلین؟
.کتلین
!وای خدای من
.زود اومدی
.وای خدایا
.بیا. زیپم رو ببند
.ممنون
.واقعا ممنون
!سلام - !خوشحالم میبینمت -
.لپهات گل انداخته - جدی؟ -
.از کجا معلوم؟ شاید دوباره حاملهم
.وای خدایا - .نه، نه -
به نظرت امسال هم گوشتشون شبیه چرم کفشه؟
شبیه چرم کفش؟
.کاملا مطمئنم چرم کفش بود
اون موقع اینقدر مست میشیم که نمیفهمیم
نوش. کریسمس مبارک - کریسمس مبارک -
.از آرایشت خوشم میاد
.مرسی
.از همراهیِ شاهزاده رویاهات لذت ببر
.آهان. باشه
.کریسمس مبارک - !مبارک! مبارک -
.ببخشید
.وقت رفتنه پیترسون
برای جلسه دادرسی منتقلت میکنیم شهرستان
وسایلم رو جمع کنم یا برمیگردم؟
به نظرت چقدر شانس میاری؟
.دوستدخترش اینه
زنِ بیچاره احمق
.همگی قیام کنید
!گوش کنید! گوش کنید! گوش کنید
دادگاه محترم شهرستان دورهام
.برای انجام وظیفۀ خود شروع به کار میکند
ریاست جلسه با قاضی محترم اورلاندو هادسون میباشد
خداوند حافظ این دولت و این دادگاه محترم باشد
.لطفا بفرمایید
.نمیدونم بقیه کجان
گمونم بالاخره سر عقل اومدن
حالت خوبه؟
.آره بابا
دیگه مردد نیستی؟
الان اینجام دیگه، نه؟
.وای خدایا
بسیار خب، قبل از اینکه ادامه بدیم
آیا دادستانی میخواد کسی رو برای اظهار نظر به جایگاه احضار کنه؟
.بله عالیجناب
خانواده کتلین میخوان حرفشون شنیده بشه
.مایلم کندیس زمپرنی رو به جایگاه احضار کنم
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
من کندیس زمپرنی هستم. یکی از خواهران کتلین
چیزی از مرگ خواهرم نگذشته بود که
برای اولین بار به ملاقات .دادستان جیم هاردین رفتم
.مسلما نمیخواستم باور کنم
واضحه که نمیخواستم باور کنم
.خواهرم به قتل رسیده باشه
.مطمئن بودم که این یه اتفاق بوده
و توی اون جلسه، جیم هاردین ازم پرسید میخوام عکسهای کالبدشکافی
.و یه سری از عکسهای صحنه جرم رو ببینم یا نه
.این برای من مثل باز کردن جعبه پاندورا بود
به چشم خودم دیدم که .خواهرم با چه شرارتی کشته شد
وحشت اون ضرب و شتم به تصویر کشیده شده بود
و به خاطر تو
.خواهرم ده ساله که از این دنیا رفته
ده سال پیش در چنین روزی، اون به قتل رسید
اون 35 جای بریدگی، کبودی، زخم و کوفتگی داشت
.بله، خفه شده بود
و بعد هفت ضربه مرگبار به پشت سرش وارد شده بود
که باعث شده بود به آرامی .از شدت خونریزی بمیره
.الان خواهرم 16 ساله که زیر خاکه
ده ساله که
من و لری خواهر نداریم
و ده ساله که دخترش .از نعمت مادر داشتن محرومه
...تو کسی رو کشتی که
...تامینت میکرد
.و فرزندانت رو حمایت میکرد
.بچهها، اون عاشق شماها بود
.عاشق تو هم بود
.کتلین بهترین چیزی بود که نصیبت شده بود
مایکل پیترسون به درستی متهم شد
.و امروز به جرم خودش اعتراف میکنه
درخواست آلفورد اصلا معنایی نداره
.اینا همهش بازی با کلماته .هیچ معنایی نداره. اون گناهکاره
.کسی که بی گناهه، به جرم خودش اعتراف نمیکنه
.کسی که گناهکاره، میکنه
و برای همین امروز از قاضی هادسون میخوام
تا فورا پرونده این جلسه دادرسی .برای محاکمه مجدد رو مختومه اعلام کنند
.لطفا
.لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.