The first 200 lines.
گل های پلیدی
دنیای انیمه تقدیم می کند
( قسمت اول ( در مجموع ، سیزده تا
هی ، امتحان تا کجا میاد ؟
مگه دیروز بهمون نگفت ؟
! آره ، ولی می دونی که
! صبح بخیر
! هی ، صبح بخیر
. صبح بخیر
هی ، بعد از مدرسه وقت داری ؟
. آره
. می خوام برم یه جایی
آه ، کجا ؟
. همون جای همیشگی
جای همیشگی ؟
! آه ، پس منم میام
. واقعا ؟ چه عالی
. آره ، فهمیدم
. ممنون
. بله
! کاسوگا
. هی
. و بعدش ، این یارو که اینجاست ، یه دفعه ای اعصابش خط خطی شد
! رفیق ، اونقدر ها هم عصبانی نشده بودم مگه نه ، کوجیما ؟
. من چه بدونم
کاسوگا ، چطوریه که تو اصلا بازی نمی کنی ؟
. خب ، اینطور نیست که بازی نمی کنم
! فقط نمی تونم بهشون علاقه پیدا بکنم
. بی خیال بابا ، اینقدر ادای آدم با حال ها رو در نیار
! تمومش کن دیگه
! خیلی خب ، همه بشینن سر صندلی هاشون
! یامادا ، بسه
! یالا ، یالا ، یالا
. من یک دانش آموز دبیرستانی سال سومی در با .. با .. با .. بانکوک هستم
. بیشتر تمرین کن ، آقای کوجیما
. بعدی ، خانم سائکی
. بله
. ما جشن سال نوی خودمان را در روز های 13 ام ، 14 ام و 15 ام برگذار می کنیم
! بهش می گوییم سونگکران
... در حین این جشن ، مردم
... آماده
! سعیت رو بکن
! حالا اینجا
! اگه رون ها حداقلش یکمی کلفت نباشن ، نمیشه بهشون واقعا گفت رون
پس اونا چیَن ؟ نازکن ؟
. ناناکو ، عالی بود
! خیلی فوق العاده بود ، ناناکو
میشه شونه ـت رو قرض بکنم ؟
. باشه
. بازم وزنم زیاد شده
. چی ؟ تو که خیلی لاغری
کجای من لاغره ؟
! کلا همه جات
. به شکمم نگاه کن
تو جلد هشتمش رو خریدی ، مگه نه کوجیما ؟
! بدون اینکه یه لحظه مکث بکنم
فوق العاده نیست ؟
. آره ، از فوق العاده هم بیشتر
. فوق العاده خفن
. بذار منم بعداً بخونمش
. ولی بازم روش خوراکی هات رو می ریزی و کثیفش می کنی ... مثل همیشه
. پسر ، وقتی بقیه از این کارا می کنن ، حالم به هم می خوره
! من اصلا هم همچین نمی کنم
. ترجیح میدم که توی کتابم تیکه های چیپس نباشه ، رفیق
. آره ، تیکه های بیسکوئیت هم نباشه
اوه ، جدی میگی ؟
گرمکن شیمویاما رو دیدین ؟
! آره ، پسر . موندم از کجا خریدش
! اون رنگش الان حسابی پر طرفداره
! لعنتی
! هی ... صـ .. صبر کنید
... 5, 6, 7, 8
... 5, 6, 7, 8
... ابوالهولی بر تخت پادشاهی آسمان ، که تاکنون ناشناخته مانده است
. سفیدی بچه قو یی را با قلبی برفی در هم می آمیزم
... از تمام حرکاتی که خط را حرکت می دهند ، بیزارم
. و نه اشک و نه خنده برایم معنا دارند
! خب ، تموم شد
. پسر ، بالاخره تموم شد
. زود باشید
! نه ، بهش میگن عاشقانه ، رفیق
. چی ؟ باید ژانر وحشت باشه
وحشت ؟ جدی میگی ؟
! اصلا نمی تونم با ژانر وحشت کنار بیام ، عمرا
. منم نمی تونم
! ولی می دونید که ، وحشت و خنده ، درست مثل دو طرف یه سکه می مونن
چی ؟
چی میگی پسر ؟ چیزی مصرف کردی ؟
. وحشت و خنده ، هر دوشون از حس تعجب ریشه می گیرن
. فهمیدیم بابا ، تو هم کتاب می خونی
. این یه حقیقت ـه
. این چیز ها رو همه دیگه می دونن
. حالا فهمیدم
. بعضی هاشون کمدی هم دارن
. " مثل " ارتش تاریکی
دیدی ؟
! عجب
. هی ، بیاین بریم خونه ی کوجیما
. جلد هشتم رو داره
. آره ، بیاین توی راه بستنی هم بگیریم
از اونا که با طعم کولا هستن ، آره ؟
! اینجور چیز ها فوق العادن
! آره واقعا ، منم الان دیگه بدجوری بهش معتاد شدم
. من باید برم کتاب فروشی
بازم ؟
در کنار این چرت و پرت ها که فقط به درد خود ارضایی می خوره ، واسه تنوع یه چیز دیگه هم بخون ، باشه ؟
! تا بعد
! باشه
. من اومدم
. خوش اومدی
... حالا که فرصت هست بیاین درباره ی
... چهره هامون ، اسم هامون ، شهر هامون
... اطلاعاتمون ، گروه خونیمون ، جزئیات کاریمون
... شوگان مورد علاقمون از بین شوگان های توکوگاوا ، قائم مقام مورد علاقمون در بین شوگان های آشیکاگا
. و نايب السلطنه ی مورد علاقمون در بین شوگان های کاماکورا ، حرف بزنیم
کتاب " کلید دشت ها " ی بروتون رو داری ؟
. آره ، فکر کنم داشته باشم
. فکر می کردم داشته باشی
. خوب شد که نخریدمش
. میرم برات پیداش می کنم
تاکائو ، بازم می خوای ؟
. نه ممنون
ولی مگه امروز ورزش نداشتی ؟
. وقتی بقیه داشتن والیبال بازی می کردن ، فقط یه جا وایساده بودم
! عزیزم ، یکمی ماهی مرکب مونده ، اگه می خوای بگو
آه ، واقعا ؟
. بیار ، ممنون
... درود بر دوست داشتنی ترین و عزیز ترینم
... درود بر فرشته ، و جام مقدس ابدی ای
... که قلبم را با درخششی زلال و خالص ، آکنده می کند
! همه برای جاودانگی اش ، درود بفرستید
... آن فرشته ، مفهوم شده به درون زندگی ام جاری می شود
... مانند نسیم های نمکینی که آسمان را پر می کنند
... و طعم چیزی که هرگز از بین نمی رود را
. به درون روحم می ریزد بدون آنکه ارضایش کند
... کیسه ای عطر ، همیشه تازه ، خوشبو می کند
گوشه ای ساکت از شادمانی پنهان شده را ؛
... مَجمری
... تنها و فراموش شده دودی تراوش می کند
! پنهایی در طول شب
. تاکائو ، زود باش برو حموم
! تاکائو ، حموم
! باشه
برو شیر توی یخچال رو بخور ، باشه ؟
. وگر نه خراب میشه
. می دونی که اینجا فقط تو شیر می خوری
. باشه
. صبح بخیر
. صبح بخیر
تو هم حس بدی واسه ریاضیات داری ؟
تو هم دیدیش ؟
. آره ، داشت گریه می کرد
. خب ، اینم از تست ریاضیات چند وقت پیش
. آئوکی
. بله
! آئوبه
. بله
. اوئنو
. بله
. اورابه
. بله
. اوکودا
. بله
. کاسوگا
. بله
. دفعه ی بعد یکمی بیشتر تلاش کن
. کیگاواشیسا
. بله
. هی ، کاسوگا
چند گرفتی ؟
. گودا
. بهت نمیگم
. بله
پس حالا داری چی می خونی ؟
! هی ، یامادا
این دیگه چیه ؟
پلیدی ؟
هی ، این کلمه اشتباه نیست ؟
. شکل قدیمیش ـه
! پسش بده
. تو هیچوقت نمی تونی خوبیش رو درک بکنی
ها ؟ داری من رو مسخره می کنی ؟
. پس دیگه بهت نمیدمش
. خفه شو
پس بگو ببینم ، تو بودلر رو میشناسی ؟
چی ؟
. هیچ کسی به جز تو ، این مزخرفات رو نمی دونه
. سائکی
. بله
. سائکی ، نود و هشت
. بالاترین توی کلاس
. کارت عالی بود
. فوق العادست ، ناناکو
. اونقدر ها هم چیز خاصی نیست
دفعه ی قبل هم مگه بالاترین نمره رو نگرفته بودی ؟
کارت خیلی خوبه ، توی آموزشگاه هم همینطوری هستی ، مگه نه ؟
. ناکامورا
. هی ، وقتی صدات می کنن ، جواب بده
. آه ، بله
! خب ، ناکامورا آخرین نفر شده
No comments yet. Be the first to leave one.