Man of Iron

Man of Iron (Człowiek z żelaza)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Man of Iron 1981 1080p BluRay DDP 5 1 x264-JKP
Czlowiek z elaza 1981 BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-m3th
Man of Iron 1981 1080p Blu-Ray AVC DTS-HD MA 5 1-PTer
Czlowiek z zelaza 1981 1080p BluRay DD5 1 x264-EA
Czlowiek Z Elaza 1981 1080p BluRay x264-HANDJOB
Czlowiek z zelaza 1981 720p BluRay DD5 1 x264-EA
Man Of Iron 1981 1080p BluRay H264 AAC-VXT
Man Of Iron 1981 720p BluRay H264 AAC-VXT
Man Of Iron 1981 1080p BluRay x265-VXT
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
🟣 t.me/SubAvaliHa | مترجم: حمزه دکستر | تبدیل و ویرایش: ساب‌اولی‌ها 🟣

Tags

BluRay
x264
1080
TS
HD
REMUX
Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
720p
720
x265
Published on: 2023-09-30
Downloads: 89
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«مرد آهنین»

‫امید وجود دارد، اگر کسی معتقد باشد که زمین یک رؤیا نیست

‫ بلکه یک جسم زنده است

‫و آن بینش، حس لامسه و شنوایی دروغ نمی‌گویند

‫و هر آنچه که من اینجا پیدا کرده‌ام

‫مانند یک باغ است ‫از بیرون از دروازه‌ی باغ می‌توان آن را دید

‫نمی‌توان واردش شد، ‫اما با این حال وجود دارد

‫اگر با دانایی و اهمیت بیشتری نگاه میکردیم

‫گل‌ها و یا ستاره‌های زیادی در

‫بوستان دنیا می‌دیدیم

‫عده‌ای می‌گویند که چشم انسان را فریب می‌دهد که آنجا چیزی نیست

‫و این فقط جزء تصورات انسان است

‫اما این آن‌ها هستند که تمام امیدشان را از دست داده‌اند

‫گمان می‌کنند که وقتی یک انسان برمی‌گردد

‫دنیای پشت سرش نابود می‌شود

‫انگار که دنیایش توسط یک دزد دزدیده می‌شود

‫خوبه؟

‫دوباره انجام می‌دم

‫سنسورها قطعش می‌کنن

‫- شاید متوجه نشن میلوسز؟

‫اونا الان فقط توی فکر کره و اعتصاب هستن

‫- هزینه‌ها خیلی رفتن بالا همین بلا سر برنامه‌ات هم میاد

‫- به زودی نوبت شما می‌شه درستش می‌کنم

‫چهار تا زن دارید باید آماده بشید

‫درش میارن؟

‫آره

‫نمی فهمم

‫وقتمون داره تموم میشه

‫فکر کنم عالی بود

‫چند دقیقه ی دیگه نوبت ماست بیاید یه بار دیگه تمرین کنیم

‫نماینده ی گروه زنها

‫نگرانی بزرگش رو در مورد

‫تعلیق كار بی دلیلشون بروز میده

‫در مورد اتوبوسها بهش بگو

‫که هزینه ی بیشتر از حد معمول از مسافرها میگیرن

‫من 20 کیلومتر قدم زدم

‫نمیدونم این کارگرهای حمل و نقل شهری چشونه

‫باید بهتون یادآوری کنم که

‫اعتصاب کردن اینطوری نیست

‫ببخشید ‫باید به راننده ها یادآوری کنیم

‫با این نگه داشتن‌های دل‌بخواهی کار مشکل داریم

‫دارنده های ماشین پول گزافی رو از مسافرها می گیرن

‫حالا در مورد موزها

‫ممنون

‫ که در حالیکه موزها دارن خراب میشن کشتی ها در بندرگاه لنگر انداختن

‫ما داریم در مورد ویتامین برای بچه ها صحبت میکنیم

‫تلفن

‫زن و مادرهای لهستانی میخوان که

‫سر کارشون برگردن

‫فوریه

‫چی شده؟ ‫- اونا یه چیزی می خوان

‫- بهش بگو ‫- رئیس میخواد ببینتت

کدوم یکی؟ ‫رئیس بزرگ

‫حتماً صورت حساب کافه تریات رو بده

‫- یعنی انقدر بَده؟ نمی دونم

‫"موندک"، جای منو بگیر خواهش میكنم

‫- کی تماس گرفت؟ ‫دارن یه ماشین میفرستن

‫- کی تماس گرفت؟ معاون اول رئیس

‫- ای خدا ‫باید موهات رو شونه کنی

‫132 یه ماشین "فیات" آبی تیره

‫موفق باشی

آقای وینکل؟ - بله. یه تماس داشتم -

سوار شو - مجبور شدم از استودیو بیام بیرون -

‫نمیدونی چرا اونا می خوان منو ببینن؟

نه

شرمنده

‫گلوهام ناخوشن

‫کارگردان: «آندری وایدا»

‫لطفا اینجا صبر کنید

سلام - ‫- ایشون آقای "وینكل" هستن

‫- اینجا بمونید یه مشروب بخوریم نه ممنون. مشکل کبدی دارم

به هر حال منتظر بمونید

‫تمامی شخصیت‌های این فیلم ساختگی هستند

‫اما در رویدادهایی نقش ایفا می کنند که واقعاً رخ داده اند

‫همچنین از چند نقل قول بخصوص هم استفاده شده

‫همه چیز آماده ست؟ خوشحالم

‫اینا مدارک برای تو هستن

‫تجهیزات

‫پول، مقدار قابل توجه

‫اینجا رو امضا کنید

‫تمام اینا بین ما میمونن، درسته آقای وینكل؟

‫آقای وینكل؟

‫من راننده تون هستم لطفاً با من بیاید

‫ببخشید، شما؟

‫نه، مهم نیست

‫ما در کارخانه ی کشتی سازی "گدانسک" هستیم 1981 تاریخ 20 آگوست

‫ماچیک تومزیک اولین کسی بود ‫که برای اعتصاب با اون تماس گرفته شد

‫لطفاً بهمون بگید که چطور شروع شد

‫ما صبح روز چهاردهم ‫مثل همیشه اومدیم سر کار

‫سه نفر بودیم من و 2 تا از رفیقام

‫قبلش توافق کرده بودیم ‫که روز چهاردهم شروع میشه

‫هفتا پوستر و 1500 تا رساله

‫آماده کرده بودیم

‫من 800 تاش رو برداشتم

‫به بخش رفتم

‫و یه پوستر روی پنجره گذاشتم

‫و رساله ها رو توی رختکن گذاشتم

‫دوباره از بچه ها پرسیدم ‫که میخوان به ما ملحق بشن یا نه

‫چون میخواستم مطمئن بشم

‫گفتن ملحق میشن

‫چون باید درخواست تثبیت مقام "آنا" رو می کردیم

‫اونا اخراجش کرده بودن

‫پوستر منو پاره کردن ‫من اینجا گذاشته بودمش

‫"آنا والنتینویس" رو دوباره استخدام کنید

‫بعلاوه ی یک افزایش حقوق بخاطر میزان تورم

‫بعد به بچه ها گفتم

‫ما به بخش ک-3 میریم ‫و اونا هم کارشون رو شروع کردن

‫حقیقت اینه که ‫هیچکس نمی دونست آخرش چی میشه

‫اما همونطور که گفتم اونا شروع کردن

‫بیست، سی نفرمون بیرون رفتن، 170 نفر موندن

‫ما به طرف ک-3 رفتیم

‫من پوسترمون رو از روی پنجره برداشتم

‫همه اونجا حاضر و آماده منتظر ما بودن

‫یه سری شعار به چوب چسبونده بودن

‫من پوستر رو چسبوندم به چوب و به دفاتر مدیرها رفتم

‫یه گروهی اونجا جمع شدن، ‫آدمای توی کشتی داشتن بهمون نگاه میکردن

‫بقیه ی بخشها هم همینطور ‫چون ک-3 حرکت خودشون رو انجام داده بودن

‫کارکنان اومدن طرفمون و پرسیدن که چی شده

‫بهشون گفتیم که بعداً صحبت میکنیم

‫توی ساختمون مدیران ‫یه گروه کوچیکی منتظر "والسا" بودن

‫ما كمیته ی اعتصابمون رو انتخاب کردیم که تا ساعت 10 تا 11 قبل از ظهر طول کشید

‫گروه همینطور بزرگ تر میشد ‫و بعد ما به طرف محل ساخت کشتی ها رفتیم

‫آدمای زیادی بودن که بهمون ملحق شدن

‫وقتی به دفاتر برگشتیم ‫والسا پرید اون طرف حصارها

‫به ما ملحق شد ‫این نشون میداد که همه چیز مرتبه

‫والسا اومدش چند کلمه باهامون حرف زد چون ما درست نمیدونستیم چیکار کنیم

‫گفت که بعد از 10 سال کار کردن در اونجا ‫اخراجش کردن

‫اون گفت، "شما همه تون منو میشناسید" و به بقیه گفت که موضوع از این قراره

‫اون کسیه که اعتصاب رو ‫در محل کشتی سازی شروع کرده

‫ماچیک تومزیک یه حرومزاده

‫اما اصل و نسب خاصی داره

‫- می خوای دوباره ببینیش؟ نه، لازم نیست

‫پدرش هم یک سال پیش یه اعتصاب کننده بود

‫بنابراین با یه رسم و رسوم ‫از فعالیتهای ضد انقلابی طرفیم

‫چرا اینا رو پس می دی؟ ‫این اطلاعات برای تو هستن

‫برای کاری که میخوای انجام بدی

‫درست متوجه نشدم

‫وینكل

‫وقتی شروع بشه ‫میخوام پوز ماچیک تومزیک رو به خاک بمالیم

‫افسانه ای متولد میشه که ما مجبوریم

‫نابودش کنیم

‫گزارشات تو کمک مون میکنه که این کار رو بکنیم

‫من گزارشگر نیستم

‫نمیدونم چرا تو رو انتخاب کردن

‫ایده ی بدی نیست ‫هیچوقت به فکرم نمی رسید

‫میدونی کی سال 71 بیرونت آورد؟

‫نه

‫- من ‫- نمیدونستم

‫اون موقع منو نمی شناختی، اما من می شناختمت

‫لطفاً بخاطر ماشین امضا کن

‫کمیته‌ی اعتصاب برای فروش الکل ممنوع شده

‫تحریم شده

‫اما ما یه جوری از پسش بر اومدیم

‫بیا، لازمت میشه

‫اونا ممنوع می کنن اما لهستانی ها ‫هیچوقت سر این موضوع به توافق نمیرسن

‫در "وارسا"، اونا نمیدونن که چقدر اوضاع جدیه

‫فقط بلدن گند بزنن

‫دیگه هیچ آدم عاقلی توی گدانسک نمونده؛ ‫یه مشت بزدل

‫به زودی همه شون با کمیته‌ی اعتصاب همدست میشن

‫حقیقت آشکار اینجاست که ما بهشون قدرت نمیدیم

‫میدونی چیه؟

‫این انقلاب متقابله

‫ما باید یه راهی به داخل کارخونه کشتی سازی پیدا کنیم

‫من چیکار میتونم بکنم؟ ‫یه آدم کوچیک با یه ضبط صوت کوچیک؟

‫خیلی كارا می تونی بكنی

‫ما اونا رو از هم جدا میکنیم می فرستیمشون توی خیابون

‫من میدونم چی دارم میگم این موضوع هنوز تموم نشده

‫وارسا باید بفهمه ‫که ما مجبوریم الان اقدام کنیم

‫اگه الان درستش نکنیم ‫اون یارو این کار رو برامون میکنه

‫و چه بلایی سر ما میاد؟

‫بیا وارسا رو متقاعد کنیم ‫که این در مورد یه تهدید فانیه

‫ایده ای داری؟

‫آره

‫باید بهشون بفهمونیم ‫که این موضوع خیلی جدیه

‫آشغالا رو میریزیم توی خیابون

‫- مثل 10 سال پیش ممکنه نیان

‫خیلی خوب هم میان ‫اگه شر تومزیک رو کم کنید چی؟

‫بعد انفجاری رخ میده، یه مقابله و...

‫آمبولانس خبر کنید!

‫آروم باش

‫مدیر بعد از اینکه شغلش رو از دست داد اغلب از این حمله ها بهش دست میده

‫می ترسیدم یه وقت

‫فکر میکنم تو خیلی شجاعی که الان اینجا اومدی

‫نمی فهمم

‫خطر واقعیش اینجاست که ممکنه ‫توی لیست سیاه هر دو طرف دعوا قرار بگیری

‫منظورت چیه؟

‫تو انقدر از کارگرها بدت میاد؟

‫من؟

‫ببین

‫من به زودی شروع میکنم

‫اوه خب

‫بهت هشدار دادم

‫ما یه اتاق برای آقای وینكل میخوایم

‫بسیار خب کارت شناسایی لطفاً

‫اتاق 1303

‫مخزن پره

‫یعنی چی؟

‫امشب ساکته اما فردا ممکنه نباشه

‫- ببخشید ‫- بفرمایید

‫اینجا اتاق 1303، آقای وینكل

More Farsi Persian subtitles for Man of Iron

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left