The first 200 lines.
«مرد آهنین»
امید وجود دارد، اگر کسی معتقد باشد که زمین یک رؤیا نیست
بلکه یک جسم زنده است
و آن بینش، حس لامسه و شنوایی دروغ نمیگویند
و هر آنچه که من اینجا پیدا کردهام
مانند یک باغ است از بیرون از دروازهی باغ میتوان آن را دید
نمیتوان واردش شد، اما با این حال وجود دارد
اگر با دانایی و اهمیت بیشتری نگاه میکردیم
گلها و یا ستارههای زیادی در
بوستان دنیا میدیدیم
عدهای میگویند که چشم انسان را فریب میدهد که آنجا چیزی نیست
و این فقط جزء تصورات انسان است
اما این آنها هستند که تمام امیدشان را از دست دادهاند
گمان میکنند که وقتی یک انسان برمیگردد
دنیای پشت سرش نابود میشود
انگار که دنیایش توسط یک دزد دزدیده میشود
خوبه؟
دوباره انجام میدم
سنسورها قطعش میکنن
- شاید متوجه نشن میلوسز؟
اونا الان فقط توی فکر کره و اعتصاب هستن
- هزینهها خیلی رفتن بالا همین بلا سر برنامهات هم میاد
- به زودی نوبت شما میشه درستش میکنم
چهار تا زن دارید باید آماده بشید
درش میارن؟
آره
نمی فهمم
وقتمون داره تموم میشه
فکر کنم عالی بود
چند دقیقه ی دیگه نوبت ماست بیاید یه بار دیگه تمرین کنیم
نماینده ی گروه زنها
نگرانی بزرگش رو در مورد
تعلیق كار بی دلیلشون بروز میده
در مورد اتوبوسها بهش بگو
که هزینه ی بیشتر از حد معمول از مسافرها میگیرن
من 20 کیلومتر قدم زدم
نمیدونم این کارگرهای حمل و نقل شهری چشونه
باید بهتون یادآوری کنم که
اعتصاب کردن اینطوری نیست
ببخشید باید به راننده ها یادآوری کنیم
با این نگه داشتنهای دلبخواهی کار مشکل داریم
دارنده های ماشین پول گزافی رو از مسافرها می گیرن
حالا در مورد موزها
ممنون
که در حالیکه موزها دارن خراب میشن کشتی ها در بندرگاه لنگر انداختن
ما داریم در مورد ویتامین برای بچه ها صحبت میکنیم
تلفن
زن و مادرهای لهستانی میخوان که
سر کارشون برگردن
فوریه
چی شده؟ - اونا یه چیزی می خوان
- بهش بگو - رئیس میخواد ببینتت
کدوم یکی؟ رئیس بزرگ
حتماً صورت حساب کافه تریات رو بده
- یعنی انقدر بَده؟ نمی دونم
"موندک"، جای منو بگیر خواهش میكنم
- کی تماس گرفت؟ دارن یه ماشین میفرستن
- کی تماس گرفت؟ معاون اول رئیس
- ای خدا باید موهات رو شونه کنی
132 یه ماشین "فیات" آبی تیره
موفق باشی
آقای وینکل؟ - بله. یه تماس داشتم -
سوار شو - مجبور شدم از استودیو بیام بیرون -
نمیدونی چرا اونا می خوان منو ببینن؟
نه
شرمنده
گلوهام ناخوشن
کارگردان: «آندری وایدا»
لطفا اینجا صبر کنید
سلام - - ایشون آقای "وینكل" هستن
- اینجا بمونید یه مشروب بخوریم نه ممنون. مشکل کبدی دارم
به هر حال منتظر بمونید
تمامی شخصیتهای این فیلم ساختگی هستند
اما در رویدادهایی نقش ایفا می کنند که واقعاً رخ داده اند
همچنین از چند نقل قول بخصوص هم استفاده شده
همه چیز آماده ست؟ خوشحالم
اینا مدارک برای تو هستن
تجهیزات
پول، مقدار قابل توجه
اینجا رو امضا کنید
تمام اینا بین ما میمونن، درسته آقای وینكل؟
آقای وینكل؟
من راننده تون هستم لطفاً با من بیاید
ببخشید، شما؟
نه، مهم نیست
ما در کارخانه ی کشتی سازی "گدانسک" هستیم 1981 تاریخ 20 آگوست
ماچیک تومزیک اولین کسی بود که برای اعتصاب با اون تماس گرفته شد
لطفاً بهمون بگید که چطور شروع شد
ما صبح روز چهاردهم مثل همیشه اومدیم سر کار
سه نفر بودیم من و 2 تا از رفیقام
قبلش توافق کرده بودیم که روز چهاردهم شروع میشه
هفتا پوستر و 1500 تا رساله
آماده کرده بودیم
من 800 تاش رو برداشتم
به بخش رفتم
و یه پوستر روی پنجره گذاشتم
و رساله ها رو توی رختکن گذاشتم
دوباره از بچه ها پرسیدم که میخوان به ما ملحق بشن یا نه
چون میخواستم مطمئن بشم
گفتن ملحق میشن
چون باید درخواست تثبیت مقام "آنا" رو می کردیم
اونا اخراجش کرده بودن
پوستر منو پاره کردن من اینجا گذاشته بودمش
"آنا والنتینویس" رو دوباره استخدام کنید
بعلاوه ی یک افزایش حقوق بخاطر میزان تورم
بعد به بچه ها گفتم
ما به بخش ک-3 میریم و اونا هم کارشون رو شروع کردن
حقیقت اینه که هیچکس نمی دونست آخرش چی میشه
اما همونطور که گفتم اونا شروع کردن
بیست، سی نفرمون بیرون رفتن، 170 نفر موندن
ما به طرف ک-3 رفتیم
من پوسترمون رو از روی پنجره برداشتم
همه اونجا حاضر و آماده منتظر ما بودن
یه سری شعار به چوب چسبونده بودن
من پوستر رو چسبوندم به چوب و به دفاتر مدیرها رفتم
یه گروهی اونجا جمع شدن، آدمای توی کشتی داشتن بهمون نگاه میکردن
بقیه ی بخشها هم همینطور چون ک-3 حرکت خودشون رو انجام داده بودن
کارکنان اومدن طرفمون و پرسیدن که چی شده
بهشون گفتیم که بعداً صحبت میکنیم
توی ساختمون مدیران یه گروه کوچیکی منتظر "والسا" بودن
ما كمیته ی اعتصابمون رو انتخاب کردیم که تا ساعت 10 تا 11 قبل از ظهر طول کشید
گروه همینطور بزرگ تر میشد و بعد ما به طرف محل ساخت کشتی ها رفتیم
آدمای زیادی بودن که بهمون ملحق شدن
وقتی به دفاتر برگشتیم والسا پرید اون طرف حصارها
به ما ملحق شد این نشون میداد که همه چیز مرتبه
والسا اومدش چند کلمه باهامون حرف زد چون ما درست نمیدونستیم چیکار کنیم
گفت که بعد از 10 سال کار کردن در اونجا اخراجش کردن
اون گفت، "شما همه تون منو میشناسید" و به بقیه گفت که موضوع از این قراره
اون کسیه که اعتصاب رو در محل کشتی سازی شروع کرده
ماچیک تومزیک یه حرومزاده
اما اصل و نسب خاصی داره
- می خوای دوباره ببینیش؟ نه، لازم نیست
پدرش هم یک سال پیش یه اعتصاب کننده بود
بنابراین با یه رسم و رسوم از فعالیتهای ضد انقلابی طرفیم
چرا اینا رو پس می دی؟ این اطلاعات برای تو هستن
برای کاری که میخوای انجام بدی
درست متوجه نشدم
وینكل
وقتی شروع بشه میخوام پوز ماچیک تومزیک رو به خاک بمالیم
افسانه ای متولد میشه که ما مجبوریم
نابودش کنیم
گزارشات تو کمک مون میکنه که این کار رو بکنیم
من گزارشگر نیستم
نمیدونم چرا تو رو انتخاب کردن
ایده ی بدی نیست هیچوقت به فکرم نمی رسید
میدونی کی سال 71 بیرونت آورد؟
نه
- من - نمیدونستم
اون موقع منو نمی شناختی، اما من می شناختمت
لطفاً بخاطر ماشین امضا کن
کمیتهی اعتصاب برای فروش الکل ممنوع شده
تحریم شده
اما ما یه جوری از پسش بر اومدیم
بیا، لازمت میشه
اونا ممنوع می کنن اما لهستانی ها هیچوقت سر این موضوع به توافق نمیرسن
در "وارسا"، اونا نمیدونن که چقدر اوضاع جدیه
فقط بلدن گند بزنن
دیگه هیچ آدم عاقلی توی گدانسک نمونده؛ یه مشت بزدل
به زودی همه شون با کمیتهی اعتصاب همدست میشن
حقیقت آشکار اینجاست که ما بهشون قدرت نمیدیم
میدونی چیه؟
این انقلاب متقابله
ما باید یه راهی به داخل کارخونه کشتی سازی پیدا کنیم
من چیکار میتونم بکنم؟ یه آدم کوچیک با یه ضبط صوت کوچیک؟
خیلی كارا می تونی بكنی
ما اونا رو از هم جدا میکنیم می فرستیمشون توی خیابون
من میدونم چی دارم میگم این موضوع هنوز تموم نشده
وارسا باید بفهمه که ما مجبوریم الان اقدام کنیم
اگه الان درستش نکنیم اون یارو این کار رو برامون میکنه
و چه بلایی سر ما میاد؟
بیا وارسا رو متقاعد کنیم که این در مورد یه تهدید فانیه
ایده ای داری؟
آره
باید بهشون بفهمونیم که این موضوع خیلی جدیه
آشغالا رو میریزیم توی خیابون
- مثل 10 سال پیش ممکنه نیان
خیلی خوب هم میان اگه شر تومزیک رو کم کنید چی؟
بعد انفجاری رخ میده، یه مقابله و...
آمبولانس خبر کنید!
آروم باش
مدیر بعد از اینکه شغلش رو از دست داد اغلب از این حمله ها بهش دست میده
می ترسیدم یه وقت
فکر میکنم تو خیلی شجاعی که الان اینجا اومدی
نمی فهمم
خطر واقعیش اینجاست که ممکنه توی لیست سیاه هر دو طرف دعوا قرار بگیری
منظورت چیه؟
تو انقدر از کارگرها بدت میاد؟
من؟
ببین
من به زودی شروع میکنم
اوه خب
بهت هشدار دادم
ما یه اتاق برای آقای وینكل میخوایم
بسیار خب کارت شناسایی لطفاً
اتاق 1303
مخزن پره
یعنی چی؟
امشب ساکته اما فردا ممکنه نباشه
- ببخشید - بفرمایید
اینجا اتاق 1303، آقای وینكل
No comments yet. Be the first to leave one.