The first 200 lines.
منو ببین
یونیفورم های جدید تازه در اومده
آلن دعوتم کرده به تیم ملحق شم و تمرین کنم
ولی من دارم روش کار میکنم
هنوز باورم نمیشه تو داخل یه تیم سافتبال داری بازی میکنی
تو با توپ های سفید نرم تو خونه به اندازه کافی بازی نکردی؟
اولن هرگز
دومن ما این بعدازظهر اصن بازی نکردیم
یکی کم داشتیم. یکی باس جانشین جاش میشد
ولی گبی احمق جاش و باباشو برد بیرون
واسه تفریح برا عذرخواهی بخاطر زیر گرفتن پای باباش.
درک میکنی چقده خودخواه بنظر میای؟
این اولین باری که جاش داره با باباش تفریح میکنه
من خودخواهم؟ پس جاش چی؟
جاش قول داد که تو مسابقه بازی میکنه
من ول کرد تا با باباش بره تفریح
مثه پدر و پسر
صب کن صب کن صب کن. علی ایحال جاش چطور میخواست بازی کنه؟
مگه لیگ گی ها نیستش؟
آره، ولی حتمن نباس گی باشی تا بتونی بازی کنی
ما یه نپرس، قوانین رو نگو داریم
هی تو مثه یه سینه خمره ای هستی.
ورزشکار سالخورده. میتونی بازی کنی؟
اولن ممنون
دومن نمی تونم
من دارم کیک های رنجری سنجابی با گروه ام از کلیسا میفروشم
اما اگه 20 تا جعبه بخری انوقت میتونیم مذاکره کنیم
باشه. من بهت یه یونیفورم میدم
چند تا "x" جلو "L" تو هست؟(سایزت چنده)
باورم نمیشه. باورم نمیشه که تو از من عصبانی هستی
من حرفی ندارم خب، اولشه
من یه شانس داشتم تا با پدرم رابطه برقرار کنم و تو نابودش کردی
تو دست از صحبت کردن تو تموم تفریح برنداشتی
من یه ریس داشتم صحبت می کردم تا از تو محافظت کنم
از اینکه خیلی خودنما بنظر بیای
خودنما
چطور من خودنما بودم؟
چطور؟ وای، باشه بتا ببینیم.
این و این و این و هلیکوپترم
این و این و این و تاکستانم
این و این و هلیکوپترم تا تاکستانم
متوجه شدیم. تو پولداری
خب ببخشید که میخواستم مایه مباهات پدرم بشم
بس کن. حالا شما لازمه که رو چیزای مهم تر تمرکز کنین
الان فصل کیک رنجری سنجابیه
باشه، کی میخواد وارد بشه؟ من نارگیلی و یه کم دیدلزی گرفتم
بیرون اینجا چه خبره من بهت میگم چه خبره
بدلیل گریه زاری بی پایانش
پدرم یه اوقات مزخرفی تو تفریح داشت
اون به راحتی یادش اومد که یه قرار تجاری داشته
و مجبور بوده خیلی زود شهر رو ترک کنه
آره
حاا میتونی تو مسابقه من بازی کنی
خودخواهی بود، برام اهمیتی نداره.
آره
ترجمه توسط mbk
میدونی تو سعی کن یه آدم خوب باشی
توام سعی کن یه پدر و پسر رو بهم برسونی
و بعد همه چی تو صورتت منفجر میشه
و تو بخاطر اون شرمنده میشی
خب شوخی کردنت تموم شد؟
آره
بلافاصله بعد ازینکه من پدر جاش رو واسه موندن تو شهر گول زدم
و بعد آوردیمش به مسابقه سافتبال جاش
ما میخواستیم مسابقه رو نگاه کنیم. رفتیم بیرون واسه نوشیدن بعدش
و بعدش رفتم صندلی عقب و
اجازه دادم بهشون تا لحظه پدر پسری خودشون رو داشته باشن
مثه یه ایده خوب بنظر میومد
چی؟
خب واضح بود که تفریح خوب پیش نرفته بود
تو میخواستی به جاش و پدر پیرش
یه شانس دوباره بدی. فک کنم یه حرکت خوب بود.
یه لحظه صب کن
تو هیچوقت با نقشه های من پیش نرفتی
که این احساس بهم دست میده که اصن انجامش ندادم
پس نمیخوام انجامش بدم. تو خونه میمونم.
باشه، هر چی تو فک میکنی خوبه.
هر چی فک میکنی...
حواسم بهت هست سوفیا. فقط داری از روانشناسی معکوس رو من استفاده میکنی.
پس میخوام از روانشناسی معکوس معکوس روت استفاده کنم.
که به این معنایه که قصد دارم برم پدر جاش رو بردارم
یا باید بگم من نمی خوام "نمی خوام" رو که برم برش دارم؟
گفتم که این تاوانشه... خدای من خفه شو
من مریض منفی بافیتم
می تونم من علاقمند به بعضی از اون کیک های رنجری سنجابیت باشم؟
نه، من خوبم.
ولی اگه از سوفیا بپرسی، اون هیچی نمیخواد
که به این معنیه که میخواد
واای، اسنیکردودلز گرفتین؟
پوزخند، لطفن، میدونی که میتونم
واای، باشه
از کی تا حالا تو یه سرگروه واسه رنجرهای سنجابی هستی؟
از موقعی که فهمیدم سرگروهی
که بیشترین کیک ها رو بفروشه برنده یه سفر تفریحی به بورا بورا میشه
عجبا، دخترا چی میگیرن؟
وایه کی اهمیت داره؟
من که تو سفر تفریحی ام
ولی نه اگه 800 تا جعبه تا آخر هفته نفروشم
خیلی بد میشه که من تو گروهتون نیستم.
تو یه رنجر سنجابی هستی؟
وای، من یه رنجر سنجابی نیستم
من بهترین رنجر سنجابی تو میامی هستم.
و اگه دختری سعی کنه کیک هایی تو منطقه من بفروشه
کوچولو احتمالن اسکارفیس میتونه سر کونش بشینه
من سرشناس ترین کیک پز شیکاگو بودم
واقعن وای آره
وقتی تو نه ساله و بازمزه و من رو داری
تو میتونی هر چی به هر کی بفروشی
دوست داری بری بورا بورا؟
آره، دوست دارم برم
باشه، ما اینجاییم
هیچی بهتر از مسابقه سافتبال رابطه پدر پسری
از یه شراب سرد یخی
به دقت مخفی شده تو فنجون
بیس ها تنها چیزی نیست که نزدیک به انجام توسط بازیکنانه
من متوجه نمیشم چرا جاش منو به سافتبالش دعوت کرده؟
همه چیزی که اون تو تفریح راجع بهش صحبت کرد
که بدون من تو زندگیش چقد عالی انجام داده
بوضوح میخواد یه پیامی به من بده
بخاطر این زود رفتم
میدونستم دلیلش من نبودم
ببین گبی، فقط اونو دارم میگم
من این احساسات رو بروز ندادم، جاش چیزی ازشون نفهمه
و آوردن من به اینجا ایده ی تو بود. چی؟
فک میکنی من رابطمو با جاش به خطر میندازم
با فضولی کردن تو این رابطه نازک پدر پسری؟
تو قبلن این کار رو انجام دادی با سوار کردن من تو فرودگاه
دقیقن، خب که چی، فک می کنی دوباره ام اینکار رو میکنم؟ مگه من چی ام؟ یه احمق؟
مت، جاش حس خوبی راجع به اونچه اتفاق افتاده نداره
و یه شانس مجدد برا رابطه با تو میخواد
بخاطر همینه که اینجا آوردتت. اون...
می خواد که خود واقعی اش رو ببینی
خیلی خوب، شاید این ایده خوبی باشه
ممنون
منظورم اینه که میدونی که ممنون از جاش
بخاطر اینکه اون کسیه که باهاش اومده
جاش نکبت توئه
وای، وایستا، سریع، بچرخ چرا؟
فقط به این دلیل
خوب بنظر میای
چرا، متشکرم
من یه پیراهن کشی داشتم که روش بصورت برجسته "v" من بود
هیچکی نمیخواد "v" تو رو ببینه
موفق باشی مرد جدید
من نیازی به شانس ندارم
اینو میخوام خیلی دور پرتاب کنم
از لبات
خیلی خب، توپو بازی کن
خیلی شگفت انگیزه
میدونم
الان همه چی برام روشن شد و فهمیدم چرا جاش میخواست من به اینجا بیام.
مثه اینک تو میگفتی اون میخواد من ببینم
خوده واقعیشو آره
من بهش خیلی افتخار میکنم آره
می ترسید که بهم بگع گی هستش آره! آره
صب کن، چی؟
باشه، بسه این کون لگدی ها
متاسفم رییس
جاش جاش جاش جاش
جاش جاش جاش جاش
جاش جاش جاش جاش
جاش جاش جاش
هی، لازمه که باهات صحبت کنم
خب، قبل اینکه جوابت رو بدم
لازمه که تو بدونی من این کار رو فقط بخاطر اینکه بهت اهمیت میدم انجام دادم
چکار کردی؟
خب، من واقعن احساس بدی راجع به تفریح دارم
خب من جلو رفتن بابات رو گرفتم... چی؟
و بعد آوردمش اینجا چی؟
میشه انقد حرفمو قطع نکنی
وقتی اون هوم ران رو زدی، پدرت
جاش لعنت بهش
من خیلی بهت افتخار میکنم
واقعن؟
جاش جاش جاش ...
الان نه گبی، پدرم بهم افتخار میکنه
تو چیزی میگفتی مت؟
دیدن تو بیرون اینجا امروز، رفیق، من...
من چی میتونن بگن؟ من دچار احساسات شدید شدم
واای، اینکه واقعن چیزی نیس
ضربه زدن به زنگها از کلاس هفتم
میخوام بدونی پال
تو خیلی بد شجاعی
بیارش داخل، وای
ما چیزای زیادی واسه صحبت کردن داریم من میخوام به دفترم زنگ میزنم
و همه ملاقات هام رو کنسل کنم
چون میخوام با پسرم وقت بگذرونم
و همه داستانشو بشنوم
بابام بهم افتخار میکنه
همه اونچه که گرفت یه هوم ران بود، گبی کی میدونه؟
ممنون بابت آوردنش
آره
بالات فک میکنه تو گی هستی.
چی؟
واسه چی بابام فک کنه که من گی ام
خب همه غوغا اینجایه که
تیم ها خرس های سن فرانسیسکو ورسس رزمگاه ملکه هستند
پس...
طبیعتن اون یجورایی فک کرده تو بودی
و بعدشم من باهاش موافقت کردم و نگفتم تو گی نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.