The first 164 lines.
پ.م: مشت ستارهی شمالی اسم یه انیمه است
از دست این شیا، یجور رفتار میکنه انگار .توی صحراهای پشت ستارهی شمالی زندگی میکنه
!باسنا بال! وقت خرگوشیه
!وقت له کردنه
!پاپا! میو هم میخواد اون کار رو بکنه
.امکان نداره بذارم اون کار رو بکنی
!چــی
.مزاحمش نشو
.بعدا کمکت میکنم روش بشینی، پس فعلا سر جات بشین
.پاپا نگرانته، میو
.زیادی نگرانه
!چه پدر خانوادهدوستی هستی تو
...این رفتار غیرمنتظره خیلی هیجانانگیزه
.یوئه اونه چان، تیو اونه چان بازم داره اون جوری نفسنفس میزنه
.مریضه، درمانی هم براش نیست .بهش توجه نکن
شهر مرزی دوراو
پاپا؟ چی شده؟
.هیچی، فقط من قبلا اینجا بودم
.فقط چهار ماه گذشته، ولی انگار چند سال شده
رئیس انجمن اینجاست
همم؟ ماجراجویین؟
.من لوا باوابیس هستم
.از طرف رئیس انجمن فیورن برات نامه داریم
.ممنونم
...که اینطور، طبق این نامه
.ظاهرا حسابی گرد و خاک کردی...
.پیش اومد
باورش سخته تازهکاری مثل تو تونسته باشه یک روزه یک ارتش ۶۰۰۰۰ نفری رو نابود کنه
،و یک سازمان شرور رو توی یه بعد از ظهر از هستی ساقط کنه
.ولی دلیلی نمیبینم ایلور دروغ بگه
!پیام اضطراری !یه اهریمن توی هزارتوئه
و تو کی باشی؟
ناگومو هاجیمه، میشناسیش؟
تو... ناگومو هستی؟
.مثل همیشه حضورت مثل ارواح میمونه، اندو
.ایشون ناگومو هاجیمه هستن، یک ماجراجوی طلایی
تو عضوی از گروه قهرمانی، درسته؟
.من اندو هستم
!هی
تو واقعا ناگومو هستی؟
،آخه، انگار کلی عوض شدی
...از ظاهرت گرفته تا بقیهی چیزا
،آره خب، از ته جهنم خودمو کشیدم بیرون
.تعجبی نداره یکم تغییر کنم
!یکم؟ کلا یه آدم دیگه شدی
...ولی خوبه. خوشحالم که زندهای
وایسا، پس یعنی انقدر قوی هستی که اون پایین زنده بمونی، درسته؟
.آره، درسته
!خواهش میکنم، ناگومو
!با من به هزارتو بیا
!باید عجله کنیم، وگرنه میمیرن
!همهشون میمیرن
قضیه چیه؟
هزارتوی بزرگ اورکیوس
کل این طبقه رو زیر و رو کردیم ولی چرا هنوز با هیولایی برخورد نداشتیم؟
شاید هیچ هیولایی توی طبقهی نودم نیست؟
کوکی، چطوره فعلا برگردیم؟
شیزوکو؟
.نمیدونم چرا حس بدی به اینجا دارم
.شاید کاپیتان ملد چیزی در موردش بدونه
...ولی بازم
این خون هیولاست، درسته؟
...رنگش تقریبا با رنگ کف یکیه، پس تشخیصش سخته
...ولی خیلیه
.و تازه است
.این یعنی یه هیولای خیلی قویتر اینجاست
و اون هیولا به هیولاهای دیگه حمله کرده؟
.فقط این نیست، رد پاش رو هم مخفی کرده
...اگه فقط ردش توی این محدوده است، یعنی وقت نداشته مخفیش کنه
...یا این یا
.یه تله است
یه اهریمن؟
اونی که مثل احمقها لباس درخشان پوشیده، تو قهرمانی، درست میگم؟
میخوای به ما بپیوندی؟
چی؟ در مورد چی حرف میزنی؟
.دارم ازت میخوام بیای طرف ما
!رد میکنم
.میتونی با تمام دوستات بیای ها
!جوابم عوض نمیشه
...میدونی
.یکی از دوستات قبلا پیشنهاد ما رو قبول کرده
!نمیتونی گولمون بزنی !هیچ کدوممون همچین کاری نمیکنه
کاملا مطمئنی؟
.باشه پس. اگه قبول نمیکنی پس استفادهای برات ندارم
.میذارم غذای هیولاها بشی
!شیزوکو! سوزو
!غرق در نور حفاظت شد
!آسمان و زمین رو به هم بدوز، شفاعت الهی
!از شیزوکو دور شو
!نمیذارم
.دشمنانم را ببلع، اوه ای مادر سرخ
!شعلهی بیپروا
!اینا دیگه چین؟
!شعلهی بیپروا
!از کجا پیداشون شد؟
!بچهها، مراقب باشین
...امکان نداره
!بد شد
!بگذار نور حفاظت ده برابر گردد، با ارادهی من بازگرد
!فکر میکنی من ضعیفم؟
!شفاعت الهی
!چرا این هیولاهای لعنتی انقدر زورشون زیاده؟
!هیاما کون
!من از وسطشون رد میشم !تو از بقیه محافظت کن
!متوجه شدم، یائگاشی
!چی؟
!میتونه درمانشون کنه؟
!کاملا سطحشون با هیولاهایی که تا الان باهاشون جنگیدیم فرق داره
چیکار کنیم، یائگاشی سان؟
...اندو کون
.باید از تو و مهارت خاصت یه درخواستی بکنم
.یه پیام برای کاپیتان ملد ببر
،چون تو یه قاتلی
.باید بتونی بدون ایمکه اونا متوجهت بشن به کاپیتان ملد برسی
!من؟
.فقط تو از پسش برمیای
!حتما خودم رو بهش میرسونم
!قسم میخورم
...قسم میخورم
!و این دختره چه مرگشه؟
!پاپا
چرا سر دختر من داد میکشی، مرتیکهی مفنگی؟
!خونتو میریزم
.هاجیمه دیگه باباش شد رفت
!حتی برای «دخترم» صداش کردن مکثم نکرد
ولی میتونه از دختر عزیزش جدا بشه؟
ترسناک بود، ها؟
قهرمان، چیکار میکنی؟ .اینجوری پیش بره کارتون تمومه
!من تسلیم نمیشم، و اینو بهت ثابت میکنم
!حد شکن
ای نور، ارادهام را پر کن، به تیزی لبهی شمشیر !و دشمنانم را ببر
!تیغهی کورکننده
!هر آنکه در چشمان من دشمن دیده میشود، خاموش خواهد شد
.هر آنکه در نیستتی ماند، یک قبر تاریک و سرد
!بگذار دشمنانم نابود شوند و به خاک بازگردند
!گائول درهمشکننده
!تانیگوچی، جلوش رو بگیر
!باشه
!دشمنان خدا روی زمین او پای نخواهند گذاشت
!گنبد
!سوزو
!از سوزو محافظت کنین
!تانیگوچی
!ای باد، صدایم را بشنو
!باد غرّان
!ممکن نیست
!سوزو چان
!کوکی
!لعنتی
!بیا عقبنشینی کنیم
!اونا یکی از ما رو کشتن، اونوقت میخوای فرار کنیم؟
!خونسرد باش
.با عجله رفتم پیش کاپیتان ملد تا جریان اهریمن رو بهش بگم
!کاپیتان ملد داره توی طبقهی هفتادم از یه دایرهی تلپورت محافظت میکنه
!کاپیتان! منم
!اوه، کوسوکه
!بقیه کجان؟
!...بقیه... اونا
.گریه نکن، کوسوکه .فقط کاری که از دستت بر میومد رو انجام دادی
.ممنون که بهمون خبر دادی
...یائگاشی گفت خودشون برمیگردن، ولی
!ولی من برمیگردم پیششون
!نه، متوجه من شد؟
!تا کی میخوای خودتو شرمنده کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.