The first 200 lines.
صانع مرگ
شما که از قبل مطلع هستید!
آیا در شش سالگی تحصیل را آغاز کردید؟
دقیقاً نمیتوانم بگویم. احتمالاً بله.
آیا عملکرد خوبی داشتید؟ بد نبود.
آیا نمرات بالایی کسب میکردید؟
همه مرا خیلی دوست داشتند.
کدام دروس برایتان آسان بود؟ در تمام آنها وضعیت نسبتاً خوبی داشتم.
آیا در نویسندگی عالی نیستید؟ چرا! حتی سریعتر هم مینوشتم.
آیا درس جغرافیا داشتید؟ بله. ما یک نقشه بزرگ داشتیم.
پایتخت آلمان کجاست؟
برلین است.
من آنجا بودهام.
برلین در کنار کدام رودخانه واقع شده است؟
نمیتوانم بگویم.
رودخانه لاین از اینجا عبور میکند.
چه زمانی از برلین دیدن کردید؟
در سال ۱۹۱۸، زمانی که من...
...از زندان آزاد شدم. شما زندانی بودید؟
مگر مطلع نبودید؟ پس ضرورتی برای گفتن نبود.
چه مدت در برلین اقامت داشتید؟ چند روز یا چند هفته؟
خیر، نه به مدت یک هفته. در حال عبور بودم، پیاده شدم و گشتی زدم.
در برلین چه چیزی مشاهده کردید؟
نمیتوانم بگویم.
اوه، چرا! سوسیسهای چاق بزرگی دیدیم، به این شکل!
هیچ چیز دیگری؟
او همه چیز را به من نشان داد، اما به خاطر نمیآورم.
آیا بناهای یادبودی دیدید؟
آیا به محلههای بدنام رفتید؟ نمیدانم کجاست.
آیا مرتکب عمل لواط با هیچ پسری شدید؟ هرگز!
پسری که در ایستگاه بود برلین را به من نشان داد!... من هنوز ریش نزدهام.
با او نزدیکی نداشتید؟ خیر! من شهر را ترک کردم!
با او مقاربت جنسی انجام ندادید؟
بسه دیگر! نظر او در این باره چیست؟
آیا به او پول دادید؟
نانی در کار نبود! فقط کوپن بود.
و ما مقداری سوسیس داشتیم.
او خوشحال شد که چیزی برای خوردن گیرش آمده است.
پس چه کسانی در برلین زندگی میکنند؟
نمیتوانم بگویم. هر کودکی این را میداند!
برلین بسیار بزرگ است!
چه تعداد جمعیت در برلین زندگی میکند؟
بیشتر از هانوفر! و در هانوفر چطور؟
بیش از یک میلیون.
باور نمیکنم! حقیقت دارد!
یک میلیون چقدر است؟
یک میلیون؟
امروزه از آن اسکناسها داریم، اینطور نیست؟ من حسابش از دستم رفته.
آیا میدانید هزار چقدر است؟
یکی از آن را داشتم.
صد معادل... چقدر است؟
ده ضرب در ده.
هزار معادل... چند برابر صد است؟
هزار مارک معادل...
...خب، هزار مارک است!
هزار چند برابر صد است؟
آیا او اغلب اینجا حضور دارد؟
چند برگ اسکناس صد مارکی...
...باید روی هم بگذارید...
...تا به هزار مارک برسید؟
ده تا، درست است. بس است دیگر حساب و کتاب! از من سؤال دیگری بپرسید.
منظور از درصد چیست؟
درصد؟
درصدها؟ هرگز با آن کاری نداشتم.
منظور از درصد چیست؟
نمیدانید؟ چرا، چرا، قبلاً بلد بودم.
باید در موردش فکر کنم.
همین الان نمیتوانم بگویم. در موردش فکر خواهم کرد.
شما که دیروز به دنیا نیامدهاید؟
خیر. آیا شما یک فروشنده نیستید؟
و شرط میبندم فروشنده زیرکی هم هستید. بله، حتماً، اما حساب و کتاب...
من اصلاً از انجام محاسبات خوشم نمیآید!
آیا هانوفر در کنار رودخانه لاین است؟
بله.
رودخانه لاین به کجا میریزد؟
به دریا. کدام دریا؟
پایین به سمت هامبورگ. به دریای شمال.
آیا رودخانه لاین به دریای شمال میریزد؟
آن رودخانه البه است. جایی که کشتیهای بزرگ قرار دارند.
کدام شهر در کنار رودخانه البه واقع شده است؟ هامبورگ. هانس آنجا بود.
چه شهر دیگری در کنار دریای شمال است؟ لوبک.
خانم کراوزه اهل آنجاست! شهر دیگری هم در کنار رودخانه لاین است.
برمن! آقای هارتکف آنجا زندگی میکرد.
او قبلاً تنباکو میآورد. برای کارخانه پدرتان؟
خیر. اینطور نگویید.
کارخانه مادرم بود!
شهرهای هامبورگ، لوبک و برمن در مجموع چه نامیده میشوند؟
بگویید دیگر!
هامبورگ، هامبورگ است، برمن، برمن است و لوبک، لوبک است.
آیا آنها «ها...» نیستند... هانوفر؟ خیر.
هانسه...؟ هرگز نشنیدهام.
سه شهر هانسه.
بله، درست است. این را شنیدهام!
آیا رودخانه بزرگی در آلمان میشناسید؟
بله، رودخانه راین.
من در دانشکده درجهداران آنجا بودم.
کدام شهر در کنار رود راین واقع شده است؟ نویبرایشاخ.
یکی دیگر.
استراسبورگ! از آنجا عبور کردم. یکی دیگر!
ما جلوتر نرفتیم.
رود راین از کجا سرچشمه میگیرد؟ در خور در سوئیس.
خانم تاپه گفت: «از آنجا عبور کن. آیا میدانی از چه چیزی عبور کردی؟»
گفتم: «خیر.» او پاسخ داد:
«رود راین!»
گمان میکردم فقط یک جویبار کوچک بود.
رود راین به کجا جریان مییابد؟ به... دریای شمال.
و آخرین کشوری که از آن میگذرد؟ باید تا هامبورگ جریان یابد.
از هلند عبور نمیکند؟
خیر، گمان نمیکنم. رود راین... یک رود آلمانی است.
راین، راین، راین آلمانی...
وطن را دوست بدار، و همه چیز خوب خواهد بود!
فریتز!
اکنون در آنجا چه اتفاقی در حال وقوع است؟
چه جریانی حاکم است؟
هیچ چیز.
آیا تمام آن متعلق به ماست؟
رود راین!
آیا اکنون فرانسویها در آنجا نیستند؟ فرانسویها؟ برای چه؟
جنگ بزرگ چه زمانی رخ داد؟
آن را میدانم. سال ۱۹۱۸.
انقلابی رخ داد. چه زمانی آغاز شد؟
من اینجا حضور نداشتم.
آیا شما آلمانی نیستید؟ هستم! من در پیادهنظام خدمت میکردم.
باید بدانید جنگ چه زمانی آغاز شد.
باید...
...اوایل سال ۱۹۱۴ بوده باشد، گمان میکنم.
این موسیقی... آن را دوست دارم.
یک نبرد از آن جنگ را نام ببرید.
بَتِر؟
یک نبرد از آن جنگ را نام ببرید.
متوجه نشدم. دوباره تکرار کنید. آیا مفهوم نبرد را درک میکنید؟
منظورتان در میدان (جنگ) است؟
من یک سرباز بودم. یک نبرد از آن جنگ را نام ببرید.
کونیگگراتز؟
در جنگ بزرگ!
در سدان.
آن واقعه مربوط به چه زمانی است؟
آنها ناپلئون را در آنجا اسیر کردند!
آیا ناپلئون همچنان امپراتور فرانسه است؟
مطمئناً! آنها یک امپراتور دارند. آیا ما هنوز کایزر داریم؟
ما حتماً باید کایزر داشته باشیم!
اما ما کایزر نداریم. چرا، داریم!
چه کسی جایگزین کایزر شد؟
آیا او درگذشت؟ من اطلاع نداشتم.
امروز، ما یک...
جمـ... هو...
...ری؟ خیر. فرانسه جمهوری است!
رئیس جمهوری ما کیست؟
فریتزه...؟ فریتزه نام من است!
اِبِرت! فریتزه اِبِرت! خیر، خیر، هرگز نام هیچ اِبِرتی به گوشم نخورده است، خیر.
آیا تاکنون نام هیندنبورگ را شنیدهاید؟
او در هانوفر، در آیلِنریدِه زندگی میکند. مردم میگفتند: «هیندنبورگ دارد میآید!»
تعداد کثیری از مردم حضور داشتند. اما من هرگز او را ندیدم.
برگرد، فریتز.
خوب است. اکنون راه بروید.
به راه رفتن ادامه دهید!
آیا از غذا راضی هستید، فریتز؟
بله، بسیار راضیام.
چه چیزی به شما میدهند؟
یکشنبه گذشته، من مقداری آبگوشت (بویون) لذیذ و گوشت بریان...
...و مقداری سیبزمینی خوردم. همگی بسیار خوب بودند.
چه چیز دیگری میل کردید؟
آه، بله، و بهتر از همه: سالاد خیار!
آبگوشت (بویون) چگونه تهیه میشود؟
بویون؟ از گوشت و استخوان.
اما نه گوشت خوک!
از چه چیز دیگری، فریتز؟
بازپرس، میدانم منظورتان چیست. منظورتان استخوانهای انسان است!
چنین چیزی وجود ندارد.
وجود ندارد؟
تعداد فرمانهای دهگانه الهی چند مورد است؟
ده مورد. یکی را نام ببرید.
پدر و مادرت را احترام بگذار. توقف کنید!
آیا شما به پدر و مادرتان احترام گذاشتید؟
مادرم، بله، همیشه.
اما پدرم را خیر. چرا خیر؟
او همیشه میخواست مرا به هیلدسهایم بفرستد!
شغل پدرتان چه بود؟
او سابقاً راننده کامیون بود. سپس کار را ترک کرد و با مادرم ازدواج نمود.
او یک کارخانه سیگار کوچک داشت. ده نفر را استخدام کرده بود!
حتی در کودکی نیز مجبور به کار بودم. به همین دلیل نمیتوانستم او را تحمل کنم!
و او همیشه بر سر من فریاد میزد: «ای ترسو و بزدل!»
اجتنابناپذیر بود که شلوارم را کثیف میکردم. من نمیخواستم!
یکی از فرمانها میگوید: «دزدی مکن.»
«دزدی کردن» به چه معناست؟ ربودن اشیاء.
من هرگز مرتکب آن نشدم. آیا شما به دفعات مجازات نشدید؟
خیر. دیگران اشیاء را سرقت میکردند و برای من میآوردند. سپس من آنها را خریداری میکردم.
آیا این عمل مجاز است؟ بله.
اگر بخواهید زنده بمانید.
«خریداری کالای مسروقه» را چه مینامید؟
آیا به آن «پذیرش مال مسروقه» میگویند؟ آیا این عمل مجازات دارد؟
همین را گفتم! صاحبخانه... آیا پذیرش مال مسروقه طبق قانون قابل مجازات است؟
نباید آن کار را انجام دهید. و چرا نباید آن را انجام دهید؟
خب، آنها اشیاء را ربودند. چرا ربودن اشیاء مجاز نیست؟
اغلب مردم این کار را انجام میدهند. من نمیکنم.
خیر. اما اکثر افرادی که من از ایستگاه میشناسم، انجام میدهند.
برادرم ویلی... او دزدی نمیکند. او به شدت صادق است!
شما مکرراً به تکدیگری مشغول بودهاید، درست است؟ بله.
آیا تکدیگری مجاز است؟
آنها به من سه ماه حبس دادند.
No comments yet. Be the first to leave one.