The first 200 lines.
شروع سريال فصل اول قسمت اول شهر بلفاست 2 آپريل سال 1912 .کشتي آر ام اس تايتانيک سفر خود را آغاز کرد
،خُب،آقايون
.نصف ماجراجويي بزرگ ما به پايان رسيده
!ما تلاش کرديم و به يک بچه قدرتمند جان داديم
ولي وقتي که اونو کنار بارانداز ميبينم،ميفهمم که
...اين فقط يک کشتي اي نيست که از فولاد درست شده
.بلکه مردمين که اونو درست کردن...
.بخت با همه ما يار باشه
.و خداوند محافظ ما باشد
Translated By $hervinix
Titanic: Blood And Steel S01E01 A City Divided
نيويورک سال 1909
،جناب رئيس جمهور،خانوم ها و آقايون .لطفا به آقاي "جي پي مورگان" خوشآمد بگيد
،جناب رئيس جمهور
...خانوم ها و آقايان
ما در زمانِ روش هاي غريب،قدرت هاي زياد ...
.و ترکيبات نو زندگي ميکنيم
!يک دنياي تايتانيکي دور ما شکوفه زده
.و براي سرپا و قدرتمند ايستادن نياز به يک شکست است
.و براي شکست نياز به مردن آدم ها هست
،و در روح اين زمان امشب اينجا جمع شديم
.تا براي يک ريسک قدرتمند جشن بگيريم
،يک کشتي ساخته شد تا بر موج ها حکومت کند
..."يک هنري از شرکت هاي"آنپرلارد سايز" و "لوکسوري
.که بايد باعث شه تا دنياي قديم به دنياي جديد تغيير بکنه
و حالا،خانوم ها و آقايون،اين باعث افتخار بزرگمه
تنها خطوط کشتي راني که لياقت اسم اون کشتي و .اين زمان رو داره رو معرفي کنم
"آر ام اس تايتانيک"
."خانوم "يگر
.آقاي "مرگان".دوست دارم که شما رو به کسي معرفي کنم
.ايشون دکتر "مارک ميور" هستن .اون روي کشتي "اچ ام اس دريدنات" کار کرده
.رئيس ساخت و سازش بودم قربان - .کشتي جنگي بزرگ-
.آه،ولي کشتي شما بزرگتر خواهد شد .بله،همينطوره
،دوست دارم که خدمت کردنم رو به تايتانيک رو به شما پينهاد بدم ."آقاي "مورگان
.باورد دارم که براي ساختن اين کشتي به من نياز داريد
نياز؟چرا بايد بهت احتياج داشته باشم؟
آدماي کمي هستن که بيشتر از من درمورد
.ساخت در قسمت فولاد کشتي بلدن
."مخصوصا براي يک کشتي اي به بزرگي "تايتانيک
.شما دارين يک ريسکي که نميدونيد چيه رو انجام ميديد،قربان
!يک نظريه گستاخانه
.اگر راست باشه گستاخانه نيست،قربان
.هوم
.فکر کنم رئيس جمهور ميخوان شما رو ببينن
"دکتر"ميور - "آقاي "مورگان -
.بلفاست،ايرلند
.تو.تو
.تو.تو
.آره تو !من قربان
!تو.آره خودت
قربان امروز هيچ فرصتي هست که منم بيام؟
.گمشو،پسر
!هي
!تو
چيکار ميکني؟
.داريم از تجارت امروزي مراقبت ميکنيم .از شرش خلاص شو
!!!هي!هي
.ولش کن
.اين فقط يک بچه لوس "کاتوليک" ديگست،قربان
.اونا دارن همينجوري مثل موش اينجا زياد ميشن
اهميت نميدم که اون چه مدهبي و کاري داره،درسته؟ .ولش کن
.تو هم ميخواي که پاتو از اين قضيه بيرون بکشي
!اوووه !!برو،جوانک
اسمايتي"؟"- بله؟-
.ادامه بده
!يالا!يالا!يالا
!چه خبره؟
!...ببخشيد،سرورم.اين مردي که اينجاست - .ساکت شو -
اينجا کارت چيه،آقا؟ - شما جناب "پيري" هستي؟ -
بله،من "پيريم" تو کي هستي؟
.من "مارک ميورم" قربان
.فکر کنم يک قرار ملاقاتي داريم
.آه،با من بيا
.دنده کشتي و قسمت سوم کشتي .5 تا کپي ميخوام ازش
."ممنونم،آقاي "هتون .همين الان درستش کن
.امشب يک قراري هست که تو هم بايد بياي - چه اتفاقي ميافته؟ -
.نميتونم بهت بگم.فقط بيا اونجا
.بابت اتفاق اونجا متاسفم
!اين شهر خيلي سخته تا درکش کني
!از تبعيض و تقسيم بندي پر شده
،"کاتوليک" و "پروستات" .پولدار و فقير
.ولي همينطور براي تحسين کردن خيلي چيزا داره
مستقيما به درجه دريا سلاري رسيدي
بعد از اين که توي دانشگاه نظامي درسخوندي؟- !درسته-
پس تو هيچ تجربه اي توي کار هاي تجاري و تبليغاتي نداري؟
."درسته،آقاي"اندروز
(هيچ اهميتي نداره.ميتونيم با چند تا روح خالص(شخص بي تجربه خوب .کار کنيم و کارو انجام بديم
،"دکتر "موير
،ميتونيد دقيق توضيح بديد که چه پيشنهادي ميديد
که چرا کمک و سهام داري شما خيلي ضروريه؟
."ما همينجور داريم کتي هاي بزرگتر و بزرگتري ميسازيم،جناب "پيري
و داريم با همون روش ها و وسايل و تکنولوژي اي که
.بيست سال پيش استفاده ميکرديم ميسازيمشون
ما کنار مرز و لبه وايساديم
.جايي که بايد جاه طلبيمون اين فنون قديمي رو پشت سر بذاره
.و من اينجام که نذارم اين اتفاق بيافته
ولي اينجا هنوز اتفاق نيافتاده و شرکت هارلند و ولف" براي"
.پنجاه ساله که کشتي ميسازه
،پس،شما خوشانس بوديد ."آقاي "اندروز
.ادامه بده
،شما دارين بزرگترين کشتي رو ميسازين بزرگترين ماشيني که
.جهان به چشم خودش ديده
.شما توي مکاني کشف نشده هستيد
اون کشتي چيجوري قراره توي دريا هاي بزرگ و سنگين عمل کنه؟
يه بناي فوق العاده اي به اين بزرگي
.زير فشار هاي بيشتري قرار داره به خاطر اندازش
!معلومه
و شما،دکتر"موير"،شما خودتون رو شخص درستي احساس ميکنيد
براي..."امتحان کردن فلزات و کارمون" همون طور که ميگيد؟
!نه
!اوه
.نه باور دارم که من تنها نفريم که اينجوريه
!بياريدش،بياريدش
.مواظب اون تابخوردگي باش اونجا
!يالا،رفقا،شل نباشين - !بياريدش -
!"جنس رو همونجا نگه دار،"آرتور - !بذار رد شيم -
،وقتي سوراخ هايي رو که با ميخ بهم ميچسبونين فولاد داغه يا سرد؟
چيزي ميخواستين،قربان؟
،وقتي سوراخ هايي رو که با ميخ بهم ميچسبونين فولاد داغه يا سرد؟
.سردن،قربان - .مرسي -
!يالا پسرا
!اگر صبح رو از دست بديد کل روز رو از دست داديد .بياين انجامش بديم
خُب،از نظرتون "بلفاست" چه طوره،دکتر "موير"؟
بعد از لندن و نيويورک يکم قسمت بندي و محدوده؟
.نه،واقعا نه
! خُب،ما دوست داريم که فکر کنيم اين شهر ترقيه
شما کجا ميمونيد؟
.پيش سفير - جدي؟ -
.شايد اونجا بتونيم بهتون کمک کنيم
."اينجا اتاق طراحيمونه،دکتر"موير
خُب،همونطور که ميدونيد،شرکت وايت استار لاين" مارو مسوئل کرده که"
!سه تا کشتي با درجه کلاس "المپيک" بسازيم (اسم 3 کشتي که خواهر همن:تايتانيک،جاينتيک و الميپک.که بريتانيک هم بوده که غرق شده ولي مهم نبوده)
،"خود "الميپک تايتانيک" که خودتون ميدونيد"
.و "جاينتيک" که هنوز داره طراحي ميشه
،بايد وقتي که چند تا کپي از نقشه ميخواي .بياي اينجا
."آه،"ادي - .صبح بخير.قربان-
.بذار به دکتر "مارک موير" معرفيت کنم
کسي که امروز به ما ميپيونده."موير" ايشون .ادي هتون" هستن،مدير شرکتمون"
.اون کسيه که همه اينجا رو رو دستاش ميچرخونه
.خُب من بهترين کاري که بتونمو ميکنم .خيلي خوشحالم که ميبينمتون
اددي" هنوز مامانت اتاقا رو تميز ميکنه؟"- !درواقع بله قربان -
.دکتر "موير" اينجا دنبال جايي خوب براي موندن ميگرده
.قدمشون توي خونه ما روي چشممونه - .عاليه.ممنونم -
.مطمئنم که توي خونه "هاتون" خيلي راحت خواهي بود - !مطمئناً همينطوره -
.قربان
چي ميخوايد،آقا؟
.معذرت ميخوام
.خونه رو اشتباهي اومدم
...بلند و قدرتمنده
همينطور که معلومه
.تنها به خاطر اينه که ما روي پاي خودمون وايساديم
،اگر براي کارکنان خوبه که لباس تميز داشته باشن
،غذاي خوب،کتاب راهنما،عکس و موسيقي داشته باشن
.پس براي مردم هم خوبه که همين چيزا رو داشته باشن
.اين ادعاييه که ما ميکنيم
و اين جنگ بزرگ فقط موضوعش براي
.ساعت کم تر و مزد بيشتر نيست
.اين درمورد آزداي شخصيمونه
.با آزادي اي زندگي کنيم که انسان بايد باهاش زندگي کنه
...ولي به هيچ کدوم اينا نميشه دست يافت
،مگر اين که ما يک اجتماع رو جمع کنيم....
يگانگي و قصدي درست
.توسط يک اجتماع بايد براي مردهاي کارکن آورده شه
.يا زن ها
.يا زن ها
اگر ما مردم ايرلند،به هم بپيونديم
،و تمام تفاوتهامونو کنار بگذاريم
،هر عقيده و مذهبي که داريم هم مهم نباشه ،اگر ما غير قابل تقسيم و متحد ايستادگي کنيم
.هيچ چيزي نيست که نشه بهش دست يافت
.خانوم ها و آقايون،دوست دارم که با دکتر "موير" آشنا شيد
.خُب شنيدم که به گروه خوشحال ما پيوستي
جناب "هنري" مدير شرکت "هارلند و ولف"هستش که
.پشت تختش وايساده بدون هيچ نگراني اي در تجارت
.شايد پدرم 2 تا شصت داشته باشه ولي دل و جرات زيادي داره
.قلبم بايد هميشه به دريانبردي تعلق داشته باشه
.ما،"کالتون ها" براي نسل هاي زيادي توي کار کشتي سازي بوديم
."موير" براي نيروي دريايي سلطنتي کار ميکرده،ميدوني که،"هنري"
!اون به طراحي و ساخت "دردنات" کمک کرده
."ميگن که اين کشتي غرق نشدنيه،"موير
درسته؟
،هيچ کشتي غرق نشدني اي وجود نداره
!ولي تلاش خيلي زيادي ميخواد تا غرقش کني
.خيلي خوشحالم که اينو ميشنوم به شخصه،فکر نکنم
.نيروي دريايي ديگه اي بتونه به پاي توانايي ملواني ما برسه
.آمريکايي ها کمي خوبن
.اوه،من آمريکايي ها رو دست کم نميگيرم،بابا
يک آمريکايي پول همه اينا را نميده؟- !"کمي درسته،"کيتي -
.آقاي "مورگان" ،از همه چيزاي ديگش بگذريم کاملاً يک آمريکاييه
."آقا و خانوم "چارلز استورکس ."آقاي "اشلي استورکس
!چارلز"،بيا تو بيا تو" !"دير کرديم.ميدونم ببخشد خانوم "پي
!موتور ماشين روشن نميشد
من ميرم اون راننده رو اخراج کنم و کسي رو جاش بگيرم که بتونه !اونو تکون بده
کجا بودي؟ .بابا عصباني شده
سوفيا" کجا بودي؟"
.پيش "اميلي" بودم.ببخشيد بابا
آه،بله.چيکار ميکردين؟
.حرف ميزديم
.ببخشيد دير کردم
.خواهرت شام درست کرده - ."فردا من اينکارو ميکنم "وايولتا -
!بله.همينطوره
No comments yet. Be the first to leave one.