Christmas with the Darlings

Christmas with the Darlings

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

christmas with the darlings 2020 1080p web h264-ginnungagap
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Christmas with the Darlings 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مامور تحویل: اینجا خونه دارلینگتونه؟

بله، همین‌جا است.

خانم دارلینگتون؟

دستیار آقای دارلینگتونم.

خب، یکی از دارلینگتون‌ها. و من این خوشگل رو انتخاب کردم.

جسیکا لو.

مامور تحویل: ممنونم. فقط یک دقیقه طول می‌کشه.

امسال سنگ تموم گذاشتی، جس.

ممنون، خانم بروکس.

فکر کنم این آخرین کریسمسیه که این کار رو می‌کنم،

واسه همین باید با بزرگترین درخت ممکن، کار رو تموم کنم.

و موفق شدی. اینجا دلشون برات تنگ می‌شه.

اوه، من هنوزم عضوی

از خانواده شرکت دارلینگتون خواهم بود.

فقط یکی از اون همه وکیل.

تو هیچ وقت فقط "یکی از" نیستی.

سلام، رئیس.

نه دیگه زیاد.

شما که رئیس هیئت مدیره هستید،

پس هنوزم رئیس منی.

حرف خوبیه.

و به علاوه، من باید آخرین جزئیات

مهمونی کریسمس رو تموم کنم.

کاری که چشم بسته هم می‌تونی انجام بدی.

و بعد شما رو بفرستم اروپا.

بعدش می‌تونم بقیه دسامبر رو استراحت کنم،

تا کار جدیدم رو شروع کنم.

این برنامه رو برات دوست دارم.

ممنون. خودمم یه جورایی دوستش دارم.

آخرین باری که بیشتر از یه آخر هفته رو

هیچ کاری نکردم، برمی‌گرده به...

بیخیال. یادم نمیاد.

جس، راستش یه لطف آخری هست

که باید ازت بخوام.

جسیکا، ایشون لنا توماس، وکیل حقوق خانواده ما هستن.

لنا، ایشون جسیکا لو هستن،

دستیار فوق‌العاده من که به زودی دستیار سابقم می‌شه.

لنا: بالاخره از دیدنتون خوشبختم.

منم همینطور. چند بار تلفنی صحبت کردیم؟

اوه، تعدادش کم نبود.

و چارلز بهم گفت که باید تبریک

بگم. شما آزمون وکالت رو قبول شدین.

اوه، ممنونم. خیلی خوشحالم که بالاخره درسم تموم شد.

مخصوصاً وقتی همزمان برای یک دیکتاتور کار می‌کردم.

بله، اینم هست.

خب، حدس می‌زنم چون شما اینجا هستین، اون یه لطف دیگه...

درباره خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هام هست، بله.

دارن از استرالیا برمی‌گردن آمریکا.

اوه، وای. راستش من هیچ‌وقت ندیدمشون.

من فقط کارای اداری‌شون رو انجام دادم.

خب، مدتیه که رفتن.

چارلز: سه سال.

چقدر اینجا می‌مونن؟

برای همیشه.

لنا: چارلز و برادرش مکس، حضانت کامل

بچه‌های برادر مرحومشون رو به عهده می‌گیرن،

وقتی سه روز دیگه برگردن.

متاسفم، شما و مکس؟

سرپرست‌های جدیدشون خواهید بود، بله.

مکس؟

خاله ماتیلدا، عمه مادر مرحومشون، سرپرستشون شد

بعد از تصادف.

چارلز: زن فوق‌العاده‌ای بود.

او در سیدنیه، جایی که بچه‌ها سه سال زندگی کردن.

ما همگی در ابتدا توافق کردیم

که بهتره همونجا بمونن که هستن

و با آوردنشون به آمریکا، بیشتر آشفته نشن.

پس چی عوض شد؟

ماتیلدا یکم مشکلات سلامتی پیدا کرده

و دیگه نمی‌تونه ازشون مراقبت کنه.

و بقیه خانواده نیکول در استرالیا

نمی‌تونن این مسئولیت رو به عهده بگیرن.

یعنی

من و مکس ازشون مراقبت خواهیم کرد.

اوم... مکس.

ده ثانیه بهتر از بهترین زمانم.

به رسانه‌ها خبر می‌دم.

اما اول، بریم سراغ "بعد از اسکی".

ببین، واسه همینه که ما دوستیم.

آها، حتماً ونسا ی دوست‌داشتنیه.

دلش برام تنگ شده.

فقط دو روز گذشته.

اسمش ازدواجه.

می‌دونی، وقتی دو نفر همدیگه رو خیلی دوست دارن،

و وقتی از هم دورن دلشون تنگ می‌شه،

حتی برای دو روز؟

همچین چیزایی به گوشم خورده.

یه روزی، مکس. یه روزی.

آره، آره.

اِما ۱۳ سالشه، جِی هنری ده سال و اَبی هشت سال.

این یه عکس جدیده.

می‌خوام برم لس آنجلس و ببینمشون و بعد باهاشون

جمعه برگردم اینجا، کانکتیکات.

اوه، خب تو موقعی که اونا برسن اروپا هستی.

و منم سرم گرم مهمونی کریسمس میشه.

واسه همینم به کمک تو نیاز دارم.

جسیکا: باشه.

من همه کارهاشونو انجام دادم.

مکس قراره کریسمس ازشون مراقبت کنه؟

اوه، نه. (می‌خندد)

اونا می‌رن آکادمی پِیدِن توی ورمانت.

مدرسه شبانه‌روزی؟

آره. یکی از بهترین‌های کشوره.

مکس، جَرِت و من هممون رفتیم اونجا.

فوق‌العاده‌ست.

جسیکا: ولی من نمی‌فهمم.

اونا کریسمس کجا هستن؟

آکادمی پِیدِن. مشکلی نیست.

من و برادرهام چند بار اونجا موندیم

وقتی پدر و مادرمون تو تعطیلات مختلف بودن.

می‌دونم زمان‌بندی ایده‌آلی نیست. دوست داشتم

بچه‌ها کریسمس توی خونه باشن،

ولی خودت می‌دونی سفر اروپا چقدر مهمه.

پِیدِن واقعاً کادر آموزشی فوق‌العاده‌ای داره.

بچه‌ها می‌تونن اونجا جا بیفتن و واسه سال جدید آماده بشن.

خب، پس دقیقاً از من چی می‌خوای؟

ساده‌ست. ببرشون پِیدِن.

همین؟

چارلز: همینه.

خودم این کارو می‌کردم ولی به محض رسیدن اونا، من باید

شهر رو واسه مهمونی سالگرد ازدواج پدر و مادرم ترک کنم.

و خانم بروکس هم می‌تونه یه مدت ازشون مراقبت کنه،

ولی نمی‌خوام بهش فشار بیارم، مخصوصاً با آرتروزش.

نه، البته که نه.

و مکس هم که، خب...

خب، من نمی‌دونم مکس کجاست.

داره توی ورمانت اسکی می‌کنه.

درسته.

اون هنوز در مورد همه‌ اینا خبر داره؟

نتونستم باهاش تماس بگیرم.

جسیکا، احتمال نمی‌دی بتونی...

بله، من بهش اطلاع می‌دم.

چارلز: ممنونم.

خب، پس همه‌چی واسه ویستلر سر کریسمس روبه‌راهه.

رزرو از دوشنبه شروع میشه.

خوبه.

هَل؟

آره. من... (می‌خندد) ...از رفتن به ویستلر حذف شدم.

اوه، بس کن!

ما تمام سال داشتیم واسه این برنامه می‌ریختیم.

دیدی؟ واسه همینه که شما دو تا هنوز مجردین.

باشه، من می‌خوام پیش همسرم باشم.

توی اولین کریسمس‌مون با هم.

بیارش. کلبه خیلی بزرگه.

ما داریم می‌ریم خونه‌ی خانواده‌ی اون.

خب اونا رو هم بیار. کلبه خیلی بزرگه.

باشه، اینجا که روز درختکاری نیست، کریسمَسه. بعضی از ماها

دوست داریم کریسمس رو با خانواده‌هامون بگذرونیم.

تو هم باید یه بار امتحان کنی.

باید اینو جواب بدم. الان برمی‌گردم.

اونا قراره برن پِیدِن؟

جسیکا: برادرت قسم می‌خوره که فوق‌العاده‌ست.

آره، چارلز که حتماً اینو میگه.

اون تقریباً توی کت و کراوات به دنیا اومده.

احتمالاً تو در مورد پِیدِن باهاش هم‌عقیده نیستی؟

اونجا جای من نبود.

جسیکا: اونا انتظار داشتن درس بخونی، مگه نه؟

بی‌ادبی، نه؟

و یه اتفاق کوچیکی هم افتاد...

با استخر خصوصی مدیر مدرسه

و یه کم رنگ صورتی.

اوه، مکس. (می‌خندد)

اگه به ازای هر "اوه، مکس" که تو زندگیم شنیدم یه سکه داشتم،

به اندازه پولی که الان داری پول داشتی.

نزدیکش.

خب، من فقط می‌خواستم مطمئن بشم که تو از وضعیت خبر داری

قبل از اینکه خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هات برسن.

که کِی هست، دوباره بگو؟

جسیکا: جمعه.

و تو قراره ببریشون اونجا؟

آره، من می‌برمشون.

و بعدش جسیکای شگفت‌انگیز آزاده.

حداقل تا وقتی که شغل جدیدم رو شروع کنم.

خب، بدون تو مثل قبل نخواهد بود.

خب، من فقط دو سال و نیم

دستیار اجرایی چارلز بودم.

حس می‌کنم بیشتر بوده.

جسیکا: تو چقدر بانمکی!

نه، نه، من... (می‌خندد)

این قرار بود تعریف باشه.

"قرار بود." خداحافظ، مکس.

خداحافظ، جسیکا.

خیلی خب، بچه‌ها، پس... یه تغییر کوچیک تو برنامه‌ها داریم.

نظرت چیه؟

عالی به نظر میاد.

فکر کنم بچه‌ها واقعاً از این خوششون بیاد.

بچه‌ها؟ (می‌خندد) چه بچه‌هایی؟

خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌ی دارلینگتون.

آهان، درسته.

و کِی قراره این خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌ها رو با رانندگی

به مدرسه شبانه‌روزی برسونی؟

برای روشن شدن قضیه، یه راننده واقعی خواهد بود.

البته که هست، عزیزم.

اونا جمعه می‌رسن و قراره...

آخر هفته بمونن تا بعد از پرواز طولانی عادت کنن.

و بعدش دوشنبه من باهاشون میرم...

به مدرسه شبانه‌روزی.

اوه. اگه می‌تونن آخر هفته بدون عموهاشون بمونن،

چرا نمی‌تونن بیشتر بمونن؟

تا کریسمس فقط یه کم بیشتر از دو هفته مونده.

Christmas with the Darlings subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left