The first 63 lines.
KWAVESUN PRESENT
B1KWAVESUN.CF
سايه تاريکي دوباره از دور
آروم و پرپيچ و تاب نزديک ميشه
روي پشت بام
در امتداد آسمان سرخ
تو به يادم ميــــــــــــــــــــــاي
تاريکي
فرا ميــــــــــــرسه
در هاي شب باز ميشه
و من اولين نفريم که وارد شب ميشم
تو رو ميخوام که ملاقات کنم
همين حالا مــــــــــــــن
ooooh
نـــــــــــــــــــــور مــــــــــــــــــــاه
ميتابـــــــــــــه
قبل از اين که خيلي دير بشه
براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام
سورپرايزي
ناگهــــــــــــــــــاني
در حالي که به تو فکر ميکنم
همين الان براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام براي رسوندنت ميام
بدون هيچ دليل ديگه اي
براي رسوندنت ميام
قبل اينکه شب فرابرسه
براي رسوندنت ميام
براي رسوندنت ميام
شايد تو ترديد داري روي
شايد تو ترديد داري روي من
شايد تو ترديد داري روي من من
شايد تو ترديد داري روي من من من
از فکر تو من پر ميشمو
من
من من
من من به سمت تو
من من به سمت تو ميام
شبي پر از تنهايي و دلتنگي
شب
شب شب
شب شب شب
چون نميخوام تحملش کنم
همين حالا براي رسوندنت ميام
کم کم
کم ميشند
تعداد نفس هام
فاصله بينمون رو کم ميـــــــــــکنم
کلمه "دلم تنگ شده"
تنها کلمه در قلب منه
و اين بي قرارم ميـــــــــــــکنه
يکم بايد عجله کنم
مثل بارون
پشت پنجره
خيلي واضح
داري تو
ميدرخشي
تمام اين داســــــــــــــــتان
نفس گيـــــره
No comments yet. Be the first to leave one.