The first 200 lines.
آنچه گذشت
- این مونا ست - هانا برد ، پس مونا میبازه
شاید مونا جاش امن باشه ، اما به این عنی نیست که درگیر این ماجرا نباشه
اتحامات علیه شما برداشته شده ، آزاد هستید
فکر کنم اون کت قرمزی که دنبالش بودم الی بود
و این چیزیه که الی میخواست ما ببینیم
اونا امشب جشن دارن
و تخته کوتاه فکر میکنه الی قراره اونجا باشه
من فکر میکنم ای مرد باشه
شما باید ریورزوود رو ترک کنید
- ما جشن رو خراب میکنیم - اصلاً دوست ندارم شما بچه ها تنها باشید
با اتوبوس بعدی میام اسم شما چیه ؟
- کیلب - میراندا
- داری فرار میکنی ؟ - پیچیده ست
- باید مواظب باشی - آره ، هستم
... شما توسط کسی لمس شدید
که الی از همه بیشتر ازش ترس داره
کمک کن عموش رو پیدا کنه
- بعدش اومدی خونه بیا پیشم - عاشقتم هانا مری
- نمیخوای بری ، درسته ؟ - امشب نه
- فامیلیت چی بود ؟ - ریورز
الیسون ؟ اون تو بودی . درسته ؟ توی ریورزوود
میخوام بیام خونه اما باید کمکم کنید
از کی میترسی ؟
- آریا ؟ - هیس
این همه مدت کجا قایم شده بود ؟
- نمیدونم - فکر میکنی اینجا قایم شده بود ؟
دقیقاً توی رزوود ؟
چرا قایم شد ؟ چرا نمیتونه برگرده ؟
- نمیدونم - فقط همینو میگی
- چون نمیدونم - ما چی میدونیم ؟
یه نفر سعی داشته الی رو بکشه . اونو توی حیاط خلوت چالش کردن
و بعدش " گرانوالد " اونو بیرون آورد
! آره ، مثل یه هویچ
چرا به پلیس زنگ نزد ؟
به کدوم پلیس زنگ میزد ؟ ویلدن ؟ گرت ؟
تنها چیزی که فهمیدم ، زنگ نزدنِ الی به پلیس بود
بچه ها ، ما فقط فهمیدیم که الی زنده ست
اون واقعاً زنده ست
من چرا دیوانه وار خوشحال نیستم ؟
فکر میکردم فقط من اینجوریم
میتونیم بعداً احساسمون رو بفهمیم
حقیقت اینه که الی زنده ست *!!!تنهایی به این نتیجه رسیدی؟*
و تمام مدت داشته خودشو مخفی میکرده
شاید توی رزوود شاید توی فیلادلفیا
شایدم توی نوا اسکوتیا
باشه ، اما بهتره هرچه زودتر کاری کنیم
که برگرده ، بنشونیمش روی صندلی
و ازش بپرسیم داستان چیه
و چرا این کارو با ما کرد ؟
الی همیشه از بازی کردن خوشش میومد
چی ؟ داشته باهامون بازی میکرده ؟
روی میز بازی داشته دنبالمون میکرده ؟
یعنی اون ای بوده ؟
- نگو خودت تاحالا راجبش فکر نکردی - نه ، این دیوونگیه ، نیست ؟
خب ما باید هر احتمالی رو در نظر بگیریم . درسته ؟
اما نه اونایی که مجبورت میکنن توی کمد لباس با یه لیتر بستنی قایم میشن *والا من که منظورشو نفهمیدم*
یه نفر هست که الی خیلی ازش میترسه
اون نمیتونه برگرده
کی ؟
... توبی که گفت ، تنها چیزی که شانا بخاطرش گناهکار بود
فروختنِ ماشینِ جنا به مونا بود
سی سی هم که داشته از دست پلیس ها فرار میکرده
چون ویلدن رو کشته
تخته کوتاه چی ؟
ما حتی نمیدونیم یه آدم واقعی باشه
کسی که توی اون خونه دنبالم اومد ، یه آدم واقعی بود
خب ، کیلب چیزی وقتی توی راونزوود بود ، چیزی
توی آپارتمان ای پیدا نکرد ؟
هیچی ، کاملاً تخلیه شده بود
بچه ها ، ممکنه الی غیر از ما به کس دیگه ای هم گفته باشه
مثلاً کی ؟
مثلاً برادرش
شاید باید با جیسون حرف بزنیم
نه ... ما همیشه موافقیم که
گفتنِ این موضوع به دیگران خیلی خطرناکه
کسی که میخواسته الی رو بکشه ، هنوز این اطرافه
باشه ، اما فرض کنیم جیسون از قبل میدونسته که الی هنوز زنده ست
حداقلش ما تنها متهم های رازداری نخواهیم بود
خب ، من داشتم فکر میکردم و الان یه نظریه دارم *... خب ، بگو که انیشتین*
!!!تو چی داری؟
یه نظریه
میخوای بشنوی یا نه ؟
بچه ها ، دعوا نکنید
هی ، ببینید ... الی توی جعبه نیست
اون یه جایی زنده ست
اما یه نفر مُرده
یه نفر باید توی اون حیاط خلوت قبر شده باشه
بعد ازینکه الی بیرون کشیده شد
قبل ازینکه اون مردها بیان زُل بزنن
وسیمان بکشن
حالا هرچی ... هنوز به این معنیه
که یه دختری یه جایی گم شده
و اون دختر همون موقعی گم شده ، که الی گم شده بود
پس ، بفهمیم واقعاً کی اون تو بوده
و ارتباطش بدیم به کسی که میشناسیم
و اینجوری همه چیز حل میشه
آره ، اما اون جسدی که توی اون جعبه بود
مشخص شد که الیه
اون اتفاق چجوری افتاد ؟
- نمیدونم چجوری ، اما اتفاق افتاد - خب ، چرا ؟
چون واسه یه نفر مهم بوده که ما فکر کنیم الی مُرده
راست میگی .. این واقعاً نظریه بود
! عذر خواهی پذیرفته شد
کی اونجاست ؟
هنوز ملافه ها رو عوض میکنی ؟
تازه کردنش باعث میشه اتاقش کپک نزنه
راجبِ جیسون چی میخواستی ازم بپرسی ؟
سعی کردم بهش زنگ بزنم
اما پیغامگیرش همیشه پُره
میدونی کجاست ؟
هرکسی استرس ش رو یه جور نشون میده
مطمینم متوجه میشی که چرا جیسون میخواد توی خودش باشه
البته
بهم گفت میخواد کشور گردی کنه
شاید توی " مُنتانا " توقف کنه و بعضی از دوستاش رو ببینه
برنامه ی مشخصی نداشت
اما اگه خیلی واجبه میتونم بهش دسترسی پیدا کنم
ضروریه ؟
نه ، نه خانم
فقط اگه زنگ زد ، سلام منو برسون
قطعاً
فکر کنم وقتشه این رو تختی رو عوض کنم
تو چی میگی ؟
آره ، حدس میزنم
نه ، متوجه م
اما مصاحبه قبلاً مشخص شده
چرا در هر صورت نیام ؟
نه ، به هیچ وجه ناخوشایند نیست
نه
تشکر میکنم
مرسی زنگ زدین
خدافظ
فکر میکنی مردم به بانک میگن تورو استخدام نکنن ؟
مجبور نیستن . مردم اخبار نگاه میکنن
روزنامه میخونن
مامان ، تو ویلدن رو نکشتی
تو بی گناهی
خب مردم بین
بی گناهی " و " گناهکار نبودن " فرق میذارن"
نگران نباش ، شغل های زیادی هست که
منو مخرب روابط جامعه در نظر نمیگیرن
به بابات زنگ بزن . اون جواب میخواد
من با اون و ایزابل جایی نمیرم
خیلی خوش میگذره ها
استرالیا راه خیلی دوریه
که میتونه اتفاقاتِ اینجارو به دست فراموشی بسپاره
خب ، ایزابل فکر میکنه اگه منو زیر خط استوا ببره
! از نفوذ تو آزاد میشم
هیچ شانسی واسه این نیست
در ضمن ، آبِ استارلیا بهداشتی نیست
و من با این قضیه کنار نمیام
هنوز ملافه های تختِ الی رو عوض میکنه ؟
این یه بُعدِ جدیدی از دیوونگیشه ؟
بهت نگفت جیسون کجاست ؟
گفت میخواد یکم تنها باشه
پس تفاوتِ بین مخفی شدن و تنها بودن چی میشه ؟
آره ، اون از چی مخفی میشه ؟
منم میخوام همینو ازش بپرسم
خانم " دی " گفت اگه خیلی واجبه باهاش تماس میگیره
یه نفر باید بدونه اون کجاست
آره ، اما ما بعد از اون شب دیگه چیزی ازش نشنیدیم
از کی ؟ ای یا الی ؟
! انتخاب کن
... نه ، من فقط میگم که
سکوت منو یکمی نگران میکنه
سلام
سلام
فکر کنم الان باید جلوی منو بگیری
در غیر اینصورت منفجر میشم
بعدش باید به نگهبان ها جواب پس بدی
دیگه نباید اینقدر طولانی ترکم کنی
فقط یه هفته بود
نه ، بیشتر از دو هفته برام گذشت
درباره ی مامانت به نتایجی رسیدی ؟
یه چیزایی . اما کافی نبود
یه موقعی بود که مونا ترجیه میداد مارو زیر کنه
! باید پیشرفت کرده باشه
آره ، داره روی هدفش کار میکنه
موانع رو با قدرت پشت سر گذاشتم
شرمنده
شرمنده واسه چی ؟
صحبت کردن راجبِ شنا
منم که باید شرمنده باشم
فکرم جای دیگه بود
فهمیدم
راجبِ چی فکر میکنی ؟
چیزی نیست که نگرانش باشی
از نگران بودن خوشم میاد . توش استادم
مشکلی نیست . نمیخواد دلداریم بدی
دلداریت نمیدم . فقط میخوام حالتو بهتر کنم
فقط بذار هر احساسی که دارم ، داشته باشم
خب ؟
خیلی خب
سلام ، غریبه
مونا
فکر میکردم دیگه نظرت راجبم عوض شده
پیروزی بر اسبِ وحشیِ جنا
که دیگه نیازی بهش نداره
یه جورایی عجیبه ، اینجوری فکر نمیکنی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.