The first 200 lines.
" حمله "
...اواخر جنگ جهاني دوم
آنتوان استينويک همراه با والدين ...و برادرش پيتر
در هارلم زندگي ميکردن...
الان ژانويه 1945 است ...تقريبا تمام اروپا آزاد شده
و در حال جشن و پايکوبي و عشق بازي هستن...
ولي اينجا در هارلم... هنوز جنگ جريان داره
و زمستان زمستان گرسنگي
اين همه کرم خاکي از کجا مياري؟ - از قبرستان پرنده هام -
هرچي پرنده مرده پيدا ميکنم خاک ميکنم
بازش کن دستم پُره
هرچي تو زمين بکاري حاصلشو ميگيري
چيزي از نرده ها باقي نمونده
تمام خونه داره از بين ميره
پدرم تمام کتابها رو ميريزه تو بخاري
سنگينها وزن بيشتري دارن
آنتوان، يادت نره بري سوپ بگيري - بذار يبارم که شده پيتر اينکارو بکنه -
پيتر نميتونه اينکارو بکنه فرض کن يه حمله ناگهاني پيش بياد
با همديگه ميريم، باشه؟ بالاخره منم بايد برم
شايد درحال انجام وظيفه نباشم ولي مردم رو تحت تاثير قرار ميده
سلام، آقاي آرتز سلام، خانم
کارين، توني ميشه صبر کنين منم بيام؟
خيلي تند راه ميرين
اشکالي نداره باهاتون بيام؟ - البته که نه -
اجازه بدين کيفتون رو بيارم
اونا آقا و خانم آرتز هستن
هميشه رفتار بدي باهاتون دارن - آره، يکمي -
حتما بخاطر اينکه توي بيمه ست توي جنگ چيزي دستشونو نميگيره
سلام آقاي آرتز، سلام خانم براي ژانويه هواي خوبيه
اول همش بزن ميخوام چندتا از اون تيکه هاي سفت برام بريزي
البته، پرستار
براي همسايه ام هم همينکارو بکن
کاش هرروز باهامون ميومدين
هي بچه ها، نکنه زده به سرتون؟
عوضيها
ديدي چطوري باهام سلام عليک کردن؟ باعث تاسفِ
هي، دوستت داره مياد
سلام، انتوان - سلام، فاکه -
اون حرومزاده رو ميشناسي؟
اون پلوگ خشن ترين قاتل اين منطقه ست
و تو باهاش سلام عليک ميکني، توني؟
من فقط با فاکه سلام دارم اون تو کلاسم ـه
بيسکويت ميخوري؟ - ممنون، آقاي بامر -
از آرد گندم درست شده
خوشت مياد؟
هنوز تو تعطيلات هستي؟ - مدرسه تعطيل ـه، بخاطر کمبود زغال سنگ -
مطمئنم از اين بابت مشکلي نداري
خداحافظ - خداحافظ -
توي نمايشگاه جهانيِ نيويورک ...يه محفظه رو دفن کردن
که حاويِ چکيده اي از تکنولوژيمون بوده...
مثلا دعاهايي که به خدا ميکنيم صحنه هاي انتخابي از فيلمها، کلاههاي زنانه مدل جديد
اون محفظه 5 هزار سال ديگه باز ميشه
يعني سال 6938
کاش هومر رو هم باهاش دفن ميکردن ترجمه هاي لعنتي
دوست ندارم از اين حرفا بزني
بنظرم منطقيِ
اونوقت مردم در سال 6938 قدر زمان خودشون رو ميدونن
کسايي که از گذشته شون خبر ندارن آينده رو هم درک نميکنن
اينو يادت باشه، توني
ميز آماده ست
اينقدر تند نخور اينطوري برات بهتره
چي شد، مامان؟
يه دکمه
حتي دکمه هاي توي سوپ هم جنسشون خوب نيست
طوريت شد، مامان؟
دندونم شکست
هيچ دندانپزشکي نميتونه کاريش بکنه
چيکار داري ميکني؟ - يه ميخک ميذارم روش -
دردش رو ساکت ميکنه اينو از مادربزرگم ياد گرفتم
به همين زودي خوب شد
اگه غذامون رو تمام کنيم ميتونيم بعدش بازي کنيم
فردا ميبينمت
همينجا، همين موقع، بدون هيچي
پيتر، ترجمه ات رو بيار
در آن هنگام، همه کساني ...که از مرگ نابهنگام رسته بود
از جنگ و دريا رهايي يافته... و در سرزمين خود بودند
با اين همه ميدانست چه مرگ هراس انگيزي در انتظار اوست
زيرا که ما ...وي را آگاه کرده بوديم
و ديرگاهي دور از سرزمين گراميِ خود نخواهد بود...
پيش از اين، هنگامي که آن مرد غايب هنوز در اين سرزمين بود اين خانه باشکوه و آراسته بود
اما خداياني که بدخواه ما هستن عزمي ديگر داشته اند
او اکنون ناپيداترين مردم شده است او را چنين کرده اند
زيباست - آره، خيلي -
بخصوص وقتي که يک ساعت و نيم روش کار کرده باشي
هنوز متوجه نشدي يک آموزش سنتي
تو تمام زندگي بدردت ميخوره
به استثناي چند مورد جزيي: عالي
Wie lacht niet, die de mens beziet.
منظورت چي بود؟ - هيچي -
Sunt pueri pueri pueri puerilia tractant.
بچه ها بچه هستن و کاراي بچگانه ميکنن
امشب زود ميخوابيم - هنوز که ساعت خاموشي نشده -
شمع زيادي نداريم - من با سبز بازي ميکنم -
فکر ميکني برات شانس مياره؟ - آره -
حالا بهت نشون ميدم
تاس ميندازيم ببينيم کي بازي رو شروع کنه
يه نفر تير خورده - پيتر، نرو بيرون -
فاکه پلوگِ توني از پنجره بيا اينطرف -
من که ميگم مرده - پلوگ؟ -
نگاه کنين
لعنتي - بهتره يکم آروم باشي -
حالا آلمانيها ميان سراغ ما
ما کاري نکرديم - اونا اهميتي نميدن -
ميخواي چيکار کني؟ - ميذارمش جلوي خونه بامر -
بهتره اون پيرزن رو بگيرن تا ما رو - چطور جرات ميکني؟ -
چرا بايد جلوي خونه ما بيفته؟ - ويلم، تو يه چيزي بگو -
فقط چند ثانيه طول ميکشه بعد از اون ديگه کاري به ما ندارن
آره، ولي موضوع اين نيست
اول جلوي خونه ما نبود پس به ما مربوط ميشه
ميرم بذارم سر جاي اولش - داري با جونت بازي ميکني -
من نه، شما
جايي نرو
همتون ديوانه شدين
تکون نخور...دستا بالا
چيه؟
دارن به پيتر شليک ميکنن؟
اون کجاست؟ - رفت پشت -
پيتر
پيتر، پسرم؟
حالا چيکار کنيم؟
شايد يه جايي مخفي شده باشه
چرا نميخواي يه کاري بکني؟
دارن به پيتر شليک ميکنن شايد تا الان تير خورده باشه
منو ببخش، تئا
منو ببخش
تا الان همه چي خوب پيش رفت ...ولي بالاخره
انتوان، کتت رو بپوش خداي من، يعني اون پسر کجاست؟
شايد کورتوگ باشه با اسلحه پلوگ به اونطرف فرار کرد
خودت اونو ديدي؟ - وقتي رفت بيرون اسلحه رو برداشت -
...يعني من ميرم کورتوگ
مواظب باش ممکنه به تو هم تيراندازي کنن
بيا تو، مامان
آره، بهتره درو ببندم
سريعا درو باز کنين
...اونا کليد دارن
سه نفر برن بالا بقيه پخش بشن
زودتر مدارکتون رو نشون بدين - ما ربطي به اين قضيه نداريم -
خفه شو
کتاب اخلاق، نوشته باروخ اسپينوزا
درسته؟ اينجا کتاب يهوديها خونده ميشه؟
...من - وقتي با من حرف ميزني کلاهتو بردار -
من منشيِ دادگاه هستم
خفه شو، يهودي
نفر چهارم کجاست؟
پسر 17 ساله ام ...از اين اتفاق وحشتناک ترسيد
و بدون خداحافظي از خونه زد بيرون...
از اونطرف رفت
مطمئنم همينطوره، منشيِ دادگاه درسته؟
يهو زد بيرون؟ واقعا؟
همينطوره - ببرينشون -
توني - مامان -
همينجا باش
بيا، اينو بگير
بريم
حالا ديگه بچه ها رو هم زنداني ميکنيم؟ - چرند نگو، درو باز کن -
پدر و مادرم هم آوردين اينجا؟ - اين به آلمانيها مربوط ميشه -
کجا بذارمش؟ همشون پُر هستن؟ - سلول شماره 6 -
گفتن کسي اونجا نره - اينجا من مسئولم -
سعي کن يکم بخوابي فقط همين امشبِ
آقا؟
چرا آوردنت اينجا؟ - ...خانم -
خونه مون رو آتيش زدن - کِي؟ تازگي؟ -
آره، يه مرد جلوي خونه مون تير خورد
...يعني جلوي خونه همسايه تير خورد، ولي - خداي من -
تو خونه تنها بودي؟ - ...نه، با پدر و مادرم -
و برادرم...فرار کرد
...اون ميخواست
حالا چي ميشه؟
بيا بشين کنارم
بهتر شد؟
...من اسمم - نه، نميخوام اسمتو بدونم -
منم اسممو بهت نميگم
ولي يه چيزي رو نبايد تا آخر عمرت فراموش کني
چي رو؟
يادت نره که آلمانيها خونه ات رو آتش زدن
کار اونا بود و نه کس ديگه اي
اينو ميدونم چون با دوتا چشماي خودم ديدم
آره، ولي بعدا ميگن کار خرابکارا بوده
ميدونن اگه همچين آدمي رو بکشي بعدا تلافي ميشه
اسم اونو ميدوني؟ - پلوگ -
آرومتر
فاکه پلوگ، يه حرومزاده با پليس بود، پسرش همکلاس من بود
اونو ديدي؟ واقعا مرده بود؟ - مطمئنم -
ميدوني ...اگه اونو نميکشتن
آدماي بيشتري رو ميکشت...
چرا داري گريه ميکني؟
خيلي وحشتناکِ
دنيا شده مثل جهنم
خوشحالم که بزودي تمام اين قضايا تمام ميشه
چي بزودي تمام ميشه؟ - معلومه، جنگ -
آمريکاييها وارد راين شدن روسيها هم توي شمال هستن
اين چيزا رو از کجا ميدوني؟
تاريکِ، نه؟
ميشه يه لحظه صورتتو لمس کنم؟
چي شد؟ - چيزي نيست -
درد داري؟ - چيزي نيست -
بهم اعتماد کن
تازگي جاهاي تاريکتر از اينم ديدم
واقعا؟ - آره -
بعد از ساعت خاموشي با يه دوست بودم
No comments yet. Be the first to leave one.