Sleeping with the Enemy

Sleeping with the Enemy

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sleeping With The Enemy 1991 Bluray 720
A Commentary by Farzad24
تنظیم زمانبندی و اصلاح دقیق غلط های املائی

Tags

BluRay
720
Published on: 2020-03-16
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

صبح بخير لورا

مثل مردي لباس پوشيدي که ميخواد صدف جمع کنه

کار

و توي تعطيلاتمون

منو ميبخشي؟

درباره اينا چي؟قشنگ نيستن؟

من به بلندچرد گفتم به پارتي احمقانشون ميريم

با اين همه کاري که داري, بهش زنگ ميزنم و کنسلش ميکنم

نه

ميتونم فردا تر و تازه هاش رو جمع کنم

صبح دلم برات تنگ شده بود

ببين چيکار کردم

مشکلي نيست

وقت براي عوض کردنش دارم

اين پيرهن قشنگيه

من به اين فکر نميکردم

فکر ميکردي بايد قرمز باشه؟

سياه در واقع خب اين خاکستريه براي امشب سرده

سلام مارتين خوبه که امشب ميبينمت ممنون

خوشحالم ميبينمت

سلام

معذرت ميخوام

به اندازه کافي تو اجتماع بودم؟

براي تمام فصل

گرسنه اي؟ آره

با من بيا

براي اين يه کم زود نيست؟

همه چيز اونجوريه که بايد باشه؟

نميدونم چرا فراموش کردم؟

خب, ما همه چيزهايي رو فراموش ميکنيم پس ياد آوري براي چيه؟

ممنون

براي شام چي داريم؟

بره با رز کوهي و ترشي هلو

سيب زميني تازه و نخود فرنگي به نظر عالي مياد

ميخوام برات از اون نوني که دوست داري درست کنم

من شديدا منتظرم

ايم رو از ديسکولز اجاره کردي؟ سلام

آره

جان فيشمن فکر کنم همسايه باشيم

مارتين برني ما اون بالا زندگي ميکنيم

پس اون همسرت بوده که من ديدم از اون پنجره ميدرخشيد

لورا تو مرد خوش شانسي هستي

من از خونت خيلي خوشم مياد توي اين خليج بهترينه

ممنون تو از بوستون هستي؟

من از مَس جنرال فرار کردم من متخصص اعصابم

ما هم اونجا زندگي ميکنيم من يه مشاور سرمايه گذاري هستم

اين قايق فوق العاده ايه قايق ها يکي از علايق من هستن

من معمولا زياد سوار نميشم

چه بد من هرگز نميذارم هيچ چيز منو از آب دور کنه

همسرم از سفر دريانوردي خوشش نمياد نميتونه شنا کنه

وقتي که بچه بوده يک بار نزديک بوده غرق بشه

من معمولا سعي ميکنم اونو يک بار در هر فصل سوار قايق کنم سخته ولي سعي ميکنم

خب, گوش کن من ميخوام يه دوري منار ساحل بزنم عصر

ماه کامله, فکر کنم اب و هوا خوب باشه

شايد خوش بگذره شايد

بزار باهاش صحبت کنم ميتونم به تدريج اين حسش رو از بين ببرم

باشه ممنون

مرد خوبيه, اون دکتر

دکتر؟ اون گفت من خونه قشنگي دارم

بهترين در اين ساحل

کي اون اينجا بود؟

ديروز وقتي من تو شهر بودم؟

مارتين, من اون دکتر رو نميشناسم البته که ميشناسي

جوون, خوش قيافه قايق بادبانيش پايين اينجاست

اون گفت تمام روز مثل ستاره براش از پشت پنجره ميدرخشيدي

اينقدر لذت ميبري از تحقير کردن من؟

تمومش کن

حالا قهر ميکني, نميکني؟ نه

چرا ميکني نميکنم

لب و لوچت رو آويزون ميکني و شاممون رو خراب ميکني

شام زيباي ما

فقط نون رو بو کن

من خيلي متاسفم لبخند ميزني؟

دوست دکترت, از ما دعوت کرده به قايق سواري بريم

فقط يه دور اطراف ساحل کمتر از يک ساعت

من اونجا خواهم بود, پرنسس درست کنار تو

من ميدونم چه احساسي داري اما با فرار کردن نميتونيم به ترس هامون غلبه کنيم

اينکارو ميکني؟براي من؟

فکر کنم ميرم شهر چيزي لازم داري؟

بر ميگردم

سلام, خانم

اينجا کاملا تنهايي؟

قشنگن

من خيلي متاسفم براي دعوامون

اگه ازش خوشت نمياد من ميتونم نه خوبه خوبه

خيلي زود نيست براي امروز؟

تو يه چيزي ميخواي من پرنسسم رو ميشناسم

منتظرم

خانم کلارک از کتابخونه زنگ زد

اون گفت ميتونن تمام وقت به من کار بدن تو قبلا سه روز ئر هفته کار ميکردي

و من تاييدش ميکردم چون ميدونستم تو عاشق کتاب ها هستي

ولي خونمون چي ميشه؟ خونمونو دوست نداري؟

تا حالا يه بار هم شامت دير روي ميز بوده؟

اوه, يادم مياد خيلي دير نشد ولي بازم تاخير داشت

دو روز

اون شش ماه پيش بود

مادرم همه چيزي بود که من داشتم, هرگز خودمو نميبخشم براي اينکه نياوردمش تا با ما زندگي کنه

نبايد خودتو سرزنش کني

تو هميشه با عشق با اون رفتار کردي

اون مرده, مارتين چرا من نبايد براي مراسم تدفين مي رفتم؟

اگه به من گفته بودي, من مي بردمت اين شانس رو بهم ميدادي تا آخرين احترامم رو بهش نشون بدم

اما تو بدون هيچ توضيحي اونو پنهان کردي

من پنهان نکردم

لازمه که بهت يادآوري کنم چرا نگرانم؟ نه

به اندازه کافي بهم يادآوري کردي, شبي که برگشتم

داري ميگي که من از اون لذت بردم؟ اوه, خدايا, نه

اون تو رو يه هيولا ميکنه

اگه تو رو بهتر نميشناختم, فکر ميکردم داري يه دعوا راه مي ندازي تا

به قايق سواري امشب نياي

حالا, اين بحث مفيديه اما بهتره که تا بعد از قايق سواريمون عقب بيوفته

تو اين طور فکر نميکني؟

بله

به ماه عسلمون فکر ميکني؟

شبي که اينو بهت دادم؟ شبي که بهت رقصيدن ياد دادم

اون روزها بهترين روزهاي زندگيم بودن

ما هميشه با هم خواهيم بود

هيچ چيز نميتونه ما رو جدا کنه

وقت رفتنه

اي کاش ماه دوباره بر ميگشت

ما خوبيم

اه, لعنت خب اين بيشتر از گزارش هواشناسيه

تو گفتي هوا خوبه

آره نميدونم اين از کجا اومده

ما داريم بر ميگرديم آماده باش

آروم باش پرنسس چيزي براي نگراني نيست

اونجا اولين راهنماست ما تقريبا بايد خونه باشيم

!بادبان کوچيک رو محکم کن!بپيچش داخل

مارتين, برو سعي کن بياري پايين بادبان رو

طاقت بيار

!طاقت بيار!طاقت بيار

گرفتمش

!بکشش!بکشش

گرفتمش

پايين بمون, مارتين

!به اين چنگ بزن !طناب رو بگير!طناب رو بگير

گرفتم

اينجا, دستت رو بده به من دستت رو بده به من

بيا!طاقت بيار, من گرفتمت

گرفتمت

!لورا اوه, خدايا

اوه, خداي من !لورا

!اون نميتونه شنا کنه

!مراقب باش

!لورا, لورا لورا؟

!لورا!لورا !مراقب باش مارتين

!لورا

!لورا

!لورا

!لورا

!لورا

!لورا

!لورا

!لورا

ما يه قايق و هليکوپتر ديگه گرفتيم

!برگرد پشت راديو, لطفا !يه شي روي رادار ديده ميشه

يه چيزي اون بيرونه!ديدي؟ !يه چيزي اون بيرونه

بريم ميتوني ببيني اون چيه؟

!لورا

ما بار ديگر به اينجا آمديم در سايه عشق و توفيق خداوند

اين پيماني است که هر طور که زندگي ميکنيم و هر اعتقادي که داريم همگي خواهيم مرد

!لورا

!لورا

!لورا

اون شبي بود که مردم, و يکي ديگه نجات پيدا کرد

کسي که از آب ميترسيد اما شنا کردن رو ياد گرفت

!زود باش, لورا

کسي که ميدونست اونجا ممکنه دقيقه اي باشه که اون نگاهش نکنه

کسي که ميدونست تاريکي از شکستن نورها ميتونه راه رو نشون بده

صبح بخير

از سبز خوشت نمياد؟

از قرمزهاش باقي نمونده

بيا من زياد دارم

کسي رو اونجا داري که ببيني؟

مادرم در خانه سالمندان

اون نابيناست و نميتونه سمت چپش رو خوب حرکت بده

اون يه سکته داشت

متاسفم که اينو ميشنوم

در شرق زندگي ميکني؟

يه دوست قديمي رو ملاقات ميکردم

اون به من احتياج داشت

بيمار بود؟ البته, به من هيچ ربطي نداره

اون شوهرش رو ترک کرد

اون مرد وحشتناکي بود کتکش مي زد

!نه درست بعد از ماه عسلشون شروع شد

اولش اون فريبنده و بااحساس بود, ولي همش عوض شد

اون گفت که اگه ترکش کنه, مجازاتش ميکنه و واقعا ميکرد

مجازات اون وحشتناک بود

هيچوقت نميذاشت اون بره اون گفت ميتونه هر جايي پيداش کنه

نميتونست به پليس زنگ بزنه؟

خب, اون زنگ زد به اونا زنگ زد, همين طور به يه وکيل

اونا گفتن اون ميتونه يه کشور رو توقيف کنه و از دستورات جلوگيري کنه واقعا ناراحت کننده بود

خب, چطور اونو ترک کرد؟

اون همه چيزش رو در خطر انداخت

فرار کرد

يه زندگي جديد رو شروع کرد

دختر شجاع

اون فکر ميکنه يه ترسوئه

ترسو؟

نه دختري مثل اون

چند وقت با اون بودي؟

More Farsi Persian subtitles for Sleeping with the Enemy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left