Carl Weber's The Family Business

Carl Weber's The Family Business

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Carl Webers The Family Business S06E08 One Life to Live 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 8 The Family Business 2018 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

خب، اینجا چه خبره؟

باید هرچی هست رو دربیاری

از قربانی‌مون

اگه منظورمو می‌فهمی. مارگارتو دوست داشتی؟

یه زمانی، جونمو براش می‌دادم

دروغگوی، خیانتکارِ حرومزاده

عزیزم، گوش کن، اون چیزی نیست که فکر می‌کنی

چون به نظر میاد قشنگ مچتو گرفته بود

سر بزنگاه در حال بیرون اومدن از فاحشه‌خونه

تو همین الان منو رد کردی

حالا داری ازم لطف می‌خوای؟

لازمه با برادر الیاس حرف بزنی

همینجا بودن خودش بی‌احترامیه، بابا

من فقط به خاطر تو اینجام

خب، میگن برادرزاده‌م داره می‌میره

و اونطوری که فهمیدم، شنیدم تو تنها کسی هستی

که می‌تونی نجاتش بدی

این قراره جواب بده؟

همه چی خوب میشه

باید بشه

هی بچه‌ها، تقریباً وقتشه

همین الان میرسن

خوبه، چون این انتظار داره دیوونه‌م می‌کنه

آره، فقط امیدوارم همون کسی باشه که فکر می‌کنیم به دردمون می‌خوره

آره، حتماً. اون همون کسیه که به دردمون می‌خوره

می‌دونم، عزیزم

وقتی رسید، بلافاصله خونشو آزمایش می‌کنیم

و مطمئن میشیم که مطابقت داره

مطابقت برای چی؟

ژنای ماس قویه

ببین، من وقتی بچه بودم دقیقاً همین شکلی بودم

ممنون که اومدی

آره، شنیدم بی‌دردسر نبوده

نیاز شدید خواهرم، اینه

قیمتش به خاطر اینه که اونم بچه‌ی توئه

دکتر لوماکس، قدم بعدی چیه؟

خب، همونطور که قبلاً گفتم

باید چند نمونه از خون آقای ماس بگیریم

و یه سری آزمایش انجام بدیم

اجازه بدید پرستارم شما رو به اتاقتون ببره

جایی که می‌تونید راحت‌تر باشید

اتاقم؟ اوهوم

دنبال من بیاین. بله، خانم پرستار

خوشم میاد از این

دارم میام پیشت، پرستار

باورم نمیشه داره این اتفاق میفته

می‌دونم

قراره رندی ماس اون کسی باشه

که زندگی پسرمو نجات میده؟

احساس می‌کنم خوابم برد

و تو یه برنامه واقعی بد بیدار شدم

آره عزیزم، این واقعیته

و فردا همین موقع

وینسنت در مسیر

بهبودی کامل خواهد بود

کامل

ببخشید

باید هر طور شده دیشب از اونجا می‌اومدم بیرون

عمو لری داشت حسابی رو مخم راه می‌رفت

آره خب، عمو لری همیشه همین کارو می‌کنه

مردم رو حسابی روانی می‌کنه

این دیگه چه کوفتیه؟

ممکن نیست داره این اتفاق میفته

آره، بجنب، بجنب. حرکت کن، حرکت کن، حرکت کن

تغییر جهت. چپ، جاخالی، یه کم دفاع

برای همین این کارو می‌کنیم. درست همین جایی که ما

!بریم

!دقیقاً همون چیزی که در موردش حرف زدیم

بزن اون... اوه، اون مشت رو

بریم. چی شده؟

اون یه ماشین تمام‌عیاره

مثلاً، بعد از هرچیزی که از سر گذرونده

فکر می‌کردم الان دیگه داغون شده بود

نگاه کن

لعنتی

خیلی خب بابی، این همون چیزیه که دارم میگم

حالا نمی‌تونی وایسی. رفیق

هی، ببین، بابی به مربی گوش نمیکنه، رفیق

زیاده‌روی کرد؟

نه، گوش نمیکنه چون اون بابی نیست

اون هیولاست. برگشته

اون مثل یه دیوونه تمرین می‌کنه

دلم برای اونی که قراره باهاش بجنگه می‌سوزه

ببین، بابی دخلشو میاره

می‌دونی، یه عالمه پول دادم به کنسولا

که کلاب هلفایر رو تعطیل کنه

فقط برای اینکه گیر بیفته

خب، پس بهتره پولتو پس بگیری

چون معلومه که هیچ فایده‌ای نداره

آره. نمی‌فهمم

فکر کردم بعد اینکه اون و کارین بهم زدن

تا الان دیگه تمرکزشو از دست داده

نه بابا

برای بیشتر مردا، آره ولی مردهای مثل اون

اونا اینطوری نیستن

اونا سختی‌هاشونو تبدیل به خشم می‌کنن

و تو فقط اونو بیشتر روی دور انداختی

حالا تمام انرژیشو گذاشته برای ناکار کردن تایتان

اون عوضی هیچی نمی‌بره

این با من. خودش میبینه

!اووف، اون شکم ورزیده‌ش

تو یه دانکنی

اون توپو بده به من. ببین اینجا

باید به اون توپ قوس بدی

شوتش کن

دستتو همینطوری بالا نگه دار

و اون لعنتی رو محکم بنداز تو

جوری بهش نگاه کن که انگار نباید بیاد بیرون

و وقتی افتاد تو

به همه اینجوری نگاه کن

گمشین بیرون

!گمشین بیرون. آها، اینه

قصد نداشتم بترسونمت

آها

ولی گفتم بیام و یه خداحافظی درست و حسابی باهات بکنم

چون نتونستم یه استقبال درست و حسابی ازت بکنم

ببخشید

خب، چطوره؟

چی چطور باشه؟ دانکن بودن رو

فکر کنم دارم کم‌کم جا می‌افتم

فکر می‌کنی؟

همه باور ندارن که من دانکنم

!بابا ولشون کن، گور بابای اونا و اعتقاداتشون

به فکت نگاه کن، اون سر مستطیلیت

!ای بابا، تو یه دانکن تمام عیاری

انگار ال‌سی تو رو تف کرده بیرون

تنها فرقش اینه که یه کم روشن‌تری

مثل عمو لری‌ت

ممنون از حمایتت

جز حمایت، کاری از دستم برنمیاد

فقط حیف که نتونستیم بزرگ شدنتو ببینیم

ولی، ای بابا، حالا که اینجایی و از خانواده‌ای

پس اینم از این

ولی بذار یه چیزایی رو بهت بگم

بعضی از این عوضیای اینجا

می‌خوان سعی کنن قانعت کنن که من

دیوونه‌ام

شوخی می‌کنم باهات

ولی حقیقت اینه که اون عوضیا راست میگن

ولی تو برادرزاده‌ی منی

چاره‌ای جز دوست داشتنت ندارم

اون گوشی توئه؟

اوه، آره

می‌دونم گاهی اوقات تطبیق پیدا کردن سخته

تو یه موقعیت جدید، ولی اگه حس کردی که

نیاز داری با کسی حرف بزنی

راجع به هر کوفتی، هر کجا

به عمو لری‌ت زنگ بزن

ممنون و یادم میمونه

خواهش می‌کنم

ممنون، عمو لری

!ممنون، عمو لری. آها، اینه

واقعا. آره، حواسم بهت هست

برو بترکون

همینطور ادامه بده، کوچولو

!یه دانکن لعنتی دیگه

و زندگی ادامه داره

بشین

کجا، رو تخت؟ آره

تنها؟

می‌خوای بیای پیشم؟

بیا پیشم

خوب به نظر میای، می‌دونی. سکسی

ممنون. اسمت چیه؟

جزی. جاسمین

جزی، پرستار جزی

خوشم میاد

جوری نگاهم می‌کنی انگار می‌خوایش

سکسی

ممنون

آره، زیادی سکسی

!جدی

تا حالا کسی بهت نگفته چقدر سکسی هستی؟

اوم... سگ کوچولوم، کوکو

هر روز بهم میگه

.سگ کوچولو داری؟ من دارم

یه سگ بزرگ‌تر می‌خوای؟

.چیزی که من می‌خوام بازوی توئه

.باید خون بگیرم

.ولی جدی می‌گم

.تو جذاب‌ترین زنی هستی که مدت‌هاست دیدم

خب، با این اوضاع، شاید من تنها زنی باشم

.که مدت‌هاست دیدی

.نه بابا، اونقدرام تو حبس نبودم که

.اوهوم. جدی می‌گم، می‌دونی که

.تو خیلی جذابی، جزی

.پرستار یاسمین. بله

.خوشم اومد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left