Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E15 Iron Box The 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 15 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 137 lines.

استودیوی والت دیزنی تقدیم می‌کند: زورو

با بازی گای ویلیامز

پول مالیات برای گروهبان گارسیا

مالیات‌های دی لا وگا

به اندازه اون کیسه نگاه کن

هزار و پانصد پزو

همین مقدار درسته، دن دیه‌گو. ممنون.

خواهش می‌کنم، گروهبان.

اوه، ممنون، کوچولو.

ممنون.

اوه، کوچولو، چه دزدی می‌شدی تو!

اوه، گروهبان.

حالا که حرف دزدها شد، فکر می‌کنید ممکنه...

که ما اون صندوق آهنی فوق‌العاده رو ببینیم؟

همونی که هر دزدی رو با دیدنش فراری میده.

البته، دن دیه‌گو.

اون توی دکان سالویو، آهنگر، هست.

دوست دارید الان ببینیدش؟ عالیه!

اوخنیو، کجا میری؟

روز تموم شد.

این جواب نیست. می‌خوام بدونم کجا میری.

میرم خونه لباسامو عوض کنم.

داری میری مهمانخونه اون زن رو ببینی، مگه نه؟

خب، اگه دارم میرم که چی؟

اون به درد تو نمی‌خوره.

ببین بابا، نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

تو هیچی راجع بهش نمی‌دونی.

دوست دارم بدونم.

تو فقط یه پسربچه‌ای. اون یه زن بالغه‌ست.

چی توی تو می‌بینه؟

اون به من اهمیت میده!

اینقدر سخته فهمیدن اینکه یکی می‌تونه منو دوست داشته باشه؟

مهمون داریم. بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

اینجا میمونی و رفتارتو درست می‌کنی. فهمیدی؟

بله.

سالویو!

عصر بخیر، دن دیه‌گو.

در خدمت شما هستم.

سالویو، دن دیه‌گو مایلند صندوق آهنی رو ببینند.

البته، دن دیه‌گو، فوراً!

بفرمایید تو.

اوخنیو.

این؟ صبر کنید تا ببینیدش، دن دیه‌گو.

بازش کنید. لطفاً، دن دیه‌گو.

شما به این چیز عظیم میگید صندوق آهنی؟

چون اسم بهتری براش نیست.

وزنش بالای هزار پونده.

به راحتی باورم میشه.

آخه، دیوارهاش دو اینچ ضخامت داره.

اونقدر ضخیمه که کسی نمیتونه بشکندش، حتی اگه یک هفته هم روش بکوبه.

من واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم.

نامه‌ای به فرماندار می‌نویسم.

بهش میگم چقدر خوب از دستوراتش پیروی کردی.

ممنون، دن دیه‌گو، اما سالویو ساختش.

آها. اما شما نظارت کردید.

بله، درسته، من نظارت کردم.

سالویو، تو تنها آهنگر کالیفرنیا هستی.

که میتونست اینو بسازه. میتونی به خودت افتخار کنی.

اوخنیو، پسرم، اونم با من روش کار کرد.

میتونید به اونم افتخار کنید. بله.

فکر می‌کنم پول تو این امنه، شما اینطور فکر نمی‌کنید، دن دیه‌گو؟

تازه، مجبور نیستم پادگان رو ضعیف کنم.

با فرستادن یه اسکورت کامل از سربازها.

فکر می‌کنم فقط دیدن این، یه راهزن رو فراری میده.

اوه، راستی، چطور محکمش می‌کنید؟

اینطوری جعبه رو محکم می‌کنیم، دن دیه‌گو.

خب، به نظر میاد از پس کار برمیاد.

اوه، حتماً. حتماً.

با چکش روش کوبیدم. حتی نتونستم یه خش روش بندازم.

این کلید، خیلی چشمگیره.

بله، دن دیه‌گو. من باید کلید رو برای فرماندار مونتری بفرستم.

بعد، وقتی کلید سالم دست فرماندار رسید.

صندوق رو میفرستیم. این ایده عالیه، گروهبان.

وقتی صندوق قفل بشه.

هیچکس جز فرماندار نمیتونه بازش کنه. دقیقاً، دن دیه‌گو.

میشه کلید رو بدید، لطفاً؟

قرار بود اینو فردا با درشکه بفرستم.

اما از اونجایی که جمع‌آوری مالیات تقریباً تموم شده.

فکر می‌کنم امشب با پیک ویژه بفرستمش.

عجله دارید از شر اون پول خلاص بشید؟

بله، دن دیه‌گو، مسئولیت بزرگیه.

اوه، بفرمایید، گروهبان، بهتره قفل رو هم الان ببرید.

خب، سالویو.

به محض اینکه از فرماندار خبر دریافت کنم.

تعدادی از نیزه‌دارانم رو می‌فرستم تا صندوق رو به میدان منتقل کنند.

آماده میشه. خوبه.

به من خبر بده کی می‌فرستیش

می‌خوام تو مراسم‌ها حضور داشته باشم. البته، دن دیه‌گو، من...

مراسم؟ چه مراسمی؟

خب، قراره سخنرانی کنی، مگه نه؟

سخنرانی؟ عه، من به سخنرانی فکر نکرده بودم...

خب، شاید یه سخنرانی کوچولو، هوم؟

یک بار دیگه، سالویو، این صندوقچه واقعاً یه شاهکاره.

ممنون، دن دیه‌گو.

داری می‌ری؟ با اجازه شما، پدر.

قرار دارم.

اوخنیو!

ازش دور بمون.

برای خودت یه دختر خوب هم‌سن و سال خودت پیدا کن قبل از اینکه اتفاقی بیفته.

شب بخیر، پدر، و منتظر من نمونید.

آهنگر جوونت امشب دیر کرده.

میاد.

بهتره که بیاد.

کلید فردا بیرون میره.

این آخرین فرصتمونه تا ازش قالب بگیریم.

می‌دونم.

ایناهاش.

اوه، نتا.

دیر کردی.

می‌دونم. یه کم مشکل داشتم.

اوه، من با انتظار مشکلی ندارم.

اوه، خوبه.

نمی‌تونم ببرمت قفل و کلید رو ببینی. اوه؟ چی شده؟

بدون پدرت اجازه نداری وارد مغازه بشی؟

خب، معلومه که دارم.

فقط کلید رو از قبل فرستادن و گروهبان گارسیا هم قفل رو برده.

خب، شاید دفعه دیگه.

یه کم دیگه شراب برام بیار، اوخنیو.

البته، مونیتا.

حالا چیکار کنیم؟

نمی‌دونم.

کلید رو گم کردیم.

یه فکری می‌کنم.

خب، این آخریش بود.

شهروندان لس آنجلس!

شما دیدید که پول مالیاتتون توی این صندوق آهنی گذاشته شد!

و شما می‌دونید...

شما می‌دونید که کلیدی که این قفل رو باز می‌کنه...

با اطمینان در دست‌های فرماندار در مونتریه.

تنها کلید!

پس حالا، وقتی قفل رو می‌بندم، من...

کارت عالی بود، سالویو.

برای شما، گروهبان. اوه، لطفاً نه، سالویو.

من به خودم اعتماد ندارم.

تو و اوخنیو تنها دو مرد در کالیفرنیا هستید...

که می‌تونستید این قفل رو باز کنید. ما ساختیمش.

پس فکر می‌کنم شما باید افتخار قرار دادنش روی صندوقچه رو داشته باشید.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left