The first 200 lines.
سومون شگفتانگیز
...وایسا و ببین
چه بلایی سر پدر و مادرت میاد
! نه
نه
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
بلند شو
پاشو
!بلند شو
!گفتم پاشو
جی چونگشین مُرده
...یعنی والدین سومون و چول جونگ هم
نه
نه امکان نداره
خانم چو
خانم چو، کمکم کن ! خانم چو
سومون
نبض نداره
سومون
نه! نمیشه
پاشو. باورم نمیشه
! همچین چیزی امکان نداره !پاشو میگم
!پاشو عوضی
!پاشو! پاشو لعنتی
...پاشو
...هی
!نه
!نه
!برین عقب! با همتونم میخواین این بچه بمیره؟
بچه رو ول کن - ! ولش کن بره -
نزدیک من نیاین! وگرنه همتونو میکشم
!گندش بزنن
...به چه جرئتی
با من همچین کاری میکنن؟
اینجا. اینجا جای مهمشه
آقای شین
معتقدم همه چیز زندگی وابسته به انتخابیه که میکنی
...به شدت کنجکاوم که بدونم
چه تصمیمی میگیرین
اشکالی نداره که همینطوری به بازجویی از شین میونگ هی ادامه بدیم؟
اگه تهش تو انتخابات برنده بشه سرِ ما چی میاد؟
واسه همینه که باید حقیقت رو افشا کنیم
نمیتونیم اجازه بدیم یه قاتل بشه رئیس جمهور مملکت
...میدونم ولی
بریم
هی، زنگ بزن آمبولانس
!بدو. سریع زنگ بزن - چشم قربان -
خدایا - چه وضعیه؟ -
... شما که گفتین
جاودانه شدن
...گفتین روحای سطح چهار
هیچوقت نمیمیرن
...احتمالا چون داخل دیوارهی دفاعی بود
...جاودانه بودنش
از کار افتاده بود
... سومون همونطور که میدونی
...وقتی میزبان بمیره
...هم روح شیطانی
هم تمام روحایی که اون داخل زندانی بودن همراهش میمیرن
نه
امکان نداره
ممکن نیست
...امکان نداره روح پدر و مادرم
اینطوری برای همیشه از بین بره
...میدونی
هنوز میتونم حسشون کنم
! مطمئنم هنوز یه جایی تو این دنیان
...متاسفم که
نتونستم سر قولم بمونم سومون
سومون
!سومون
ای تنبل خان! هنوز بیدار نشدی؟
!سومون پاشو پسرم
مامانبزرگت از صبح آشپزخونه رو گذاشته رو سرش که غذا بپزه
زود باش بلند شو
خیلی خسته ای؟
چطوره؟
مامان بزرگت هر چی هنر آشپزی داشته به خرج داده که غذاهای مورد علاقتو بپزه
خوشمزه ست؟
بله مامانبزرگ
خوبه. خیلی خوشمزه ست
... انقدر حواسم پرت عزاداری واسه مرگ دخترم بود
که نتونستم یه غذای درست و حسابی برای نوهـم بپزم
خیلی معذرت میخوام سومون
نه. اشکالی نداره مامانبزرگ
...دلیلی نداره که
معذرت بخوای
... مطمئنم مامانت تو بهشت منتظرمه
پس باید تا وقتی میرم پیشش از تو خوب مراقبت کنم
بیا. هرچقدر دلت میخواد بخور
خوشمزه ست
!چه تعطیلات زمستونی پر مشغلهای داشتی
فصل امتحانا نزدیکه
بعدا میبینمتون
باشه. موفق باشی ...حتما ناهار بخوری
با دوستات هم خوب باش
باشه
نمیخواد بزور لبخند بزنی
عذر میخوام
منظورم این نبود. ما مشکلی نداریم
بسیار خب
هممون یه روزی مثل اینا بودیم
بچههای یتیم خونه چطورن؟ حال همشون خوبه؟
بله البته
به بهترین نحو ازشون مراقبت میشه و خیلی خوب بزرگ میشن
باشه
ولی موندم بک هیانگ هی کجا رفته
مطمئنم اون دختره ی روانی دیر یا زود دردسر درست میکنه
سومون - ...من -
اینطوری تسلیم نمیشم
ممکنه بگین دیوونه شدم ولی واقعا میتونم حسشون کنم
هنوز میتونم حضور پدر و مادرم رو تو این دنیا حس کنم
بخاطر پدر بزرگ و مادر بزرگمم که شده باید تا تهش برم
سومون
...نه، فقط یکم
فقط یه مرخصی کوتاه از شغلم به عنوان یه شکارچی میخوام
قول میدم روح شیطانی ای که ناپدید شده رو پیدا کنم
سومون - سعی نکنین نظرمو عوض کنین -
...نونا من - اگه تو درست بگی -
...بعد از ترک کردن بدن جی چونگشین
یه بدن با نوسان مشابه پیدا کرده
پس یعنی وارد بدن یکی شده که به همون اندازه شرور بوده
هانا
سومون بیراه نمیگه
اون یه روح شیطانی سطح چهار بود
...ممکنه که روح شیطانی، میزبانش رو کشته باشه
و برای اینکه کامل بشه یه میزبان جدید برای خودش پیدا کرده باشه
...اگه همچین اتفاقی افتاده باشه
...باید میزبان جدید روح شیطانی رو پیدا کنیم
پس قلمرومون رو تو جایی که احتمال میدی پیداش بشه، احضار کن
منم سعی میکنم پیداش کنم
بسیار خب
حتی اگه شانسمون یک در میلیون هم باشه بازم انجامش میدیم
بیاین هرکاری از دستمون برمیاد بکنیم
باشه؟ - بله! معلومه که باید بکنیم -
خودمم همچین نقشه ای داشتم
باید قبلا میگفتی خب
دیگه دیر شده
واقعا دیر کردم؟
داری واقعا میگی؟
آره معلومه
گریه نکن
پشمک کوچولو، چرا داری گریه میکنی؟ - ای خدا -
...اگه گریه کنی، رنگین کمون
بسه دیگه
دیگه نشنوم حرف از رفتن بزنی
سلام من اومدم به آقای شین سر بزنم
bin :سرپرست مترجمین Moshkin, Farnoosh ,nooshin2kht , Farasot : مترجمین
چیشده؟
من جونتو نجات دادم
تو نجاتم دادی؟
یادت نیست؟
ازم خواستی نجاتت بدم
عاجزانه صدام کردی که نجاتت بدم
... حالا باید - ... حالا باید -
از همدیگه محافظت کنیم - از همدیگه محافظت کنیم -
برخی میگویند احتمالا شهردار شین
به دلیل اینکه نمیتوانست تحمل کند که به عنوان یک مجرم، مورد بازجویی قرار گیرد
دست به خودکشی زده است
!ای خدا
خیلی از جوری که به قائله فیصله دادیم ناراحت بودم
خیلی خوشحالم که دوباره تونستم ببینمتون جناب شهردار
گفتی شهر جونگجین رو میخوای
همیشه به جایگاه من طمع داشتی
میدمش بهت
الان که از مرگ برگشتی عقلتو از دست دادی؟
...ببین، متوجهی که
...تو ... تو چطور
اگه جلوم همینجوری دو زانو بمونی میذارم که داشته باشیش
بیا اول به مسائل ضروری برسیم
میخوای بخاطر قتل کیم یونگ نیم خودت رو تحویل بدی؟
بله، من کشتمش
کیم یونگ نیم
شهردار شین برامون یه مهره سوخته است
پس چرا باید این کار رو بکنم؟
هیچ نظری ندارم که چه اتفاقی براش افتاد
ولی اون قدرتی که جی چونگ شین داشت رو داره
ما گزینه دیگهای نداریم
وقتی زمانش برسه
رو با آزادی مشروط بیرون میارمت
اونقدری کافی هست که زندانیت کنه
نمیتونم اجازه بدم شهردار شین به اشتباه محکوم بشه
نو هان گیو از گروه ته شین خودش را به جرم قتلی که
هفت سال پیش اتفاق افتاد، تحویل داد
آقای نو بیان کرد که شهردار شین
هیچ ارتباطی با قتل ندارد و اعتراف کرد که
مقتول را خودش کشته و جسدش را رها کرده است
اگرچه شهردار شین نام خود را پاک کرد
وی قصد خود را برای استعفا اعلام کرده است
یکبار دیگه شین میونگ هی قصر در رفت
... شین میونگ هی
مطمئن میشم که اینبار
بخاطر مون بگیرمت
به به
... چی شده؟ نکنه
یه سطح یکی،کنار مرکز خرید
بریم - نه -
تو همینجا بمون. فقط یه سطح یکیه
الان دیگه همهی روحهای شیطانی صرف نظر از سطحشون تنم رو میلرزونن
بریم
No comments yet. Be the first to leave one.