Kishuku Gakkou no Juliet

Kishuku Gakkou no Juliet

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld][Temari] Kishuku Gakkou no Juliet - 09
A Commentary by AnimeKhor
Temari :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2018-12-08
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 185 lines.

خوابگاه گربه های سفید

یه هفته تا تولد پر‏-‏چان مونده‏!‏

موندم چه جور کادویی باید بهش بدم‏.‏

حموم در اختیارته‏.‏ ‏-‏ایول‏!‏

خیلی سرحالی‏.‏

تو فکر این بودم که جشن تولدت چطور قراره بشه‏!‏

چی؟ تولد نمی خواد که‏.‏

راستش می خوام اون روز یه لطفی بهم کنی

هر کار بخوای می کنم‏!‏

می دونی‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏

دوستت دارم

اعتراف می کنم دوستت دارم‏‏،‏‏ قسم می خورم

فقط من و تو

نشونت می دم عشق واقعی چه حسی داره

با احساسات مخفیم از دور تماشات می کنم

می بینم که می درخشی

باد رو احساس کردم

و همون لحظه

تمام احساساتم رو بهت ابراز کردم

می تونم صدای تپش قلبم رو بشنوم

نمی تونم چشم بردارم

تصمیم گرفتم قوی تر بشم و دنیا رو عوض کنم

بنابراین می تونم ازت محافظت کنم

فراتر از دوران های درخشش

یک برخورد معجزه آسا هست

که ما دوتا رو به هم میرسونه

رویاهامون محدودیتی نداره

ما می تونیم بر این موانع با شجاعتمون غلبه کنیم

بی اینکه کسی بفهمه دل هامون با عزم راسخ به هم پیوند خورده

مدرسه شبانه روزی ژولیت

خوابگاه سگ های سیاه

پنج شنبه اول جولای

رومئو و چار و هدیه

فقط یه هفته دیگه تا تولدش مونده‏!‏

حالا چطوری باید برم براش یه کادو جور کنم؟

ایکاش فقط می تونستم بزنم بیرون‏.‏

تولد کیه؟

اوه‏،‏ پر‏.‏‏.‏‏.‏

فضولی موقوف‏!‏

چیکار داری می کنی؟ زخمیم کردی‏!‏

گفتم که نیا تو اتاقم‏!‏

اون یکی کجاست؟

تریا؟

از دیشب تا حالا زیر تختخوابه‏.‏

صبح بخیر آبجی

وقتی تریا از یکی خوشش میاد دور وبرش می گرده‏.‏

ولی اون تریاست پس مخفی میشه‏.‏

پس اون یه استالکره؟

باید بیشتر مراقب باشم‏.‏

حالا بیا بریم به خیابون داهلیا‏.‏

می خوای بری به خیابون داهلیا؟

این یه ماموریته‏.‏ حتی همه چی تموم ها هم نمی تونن دست خالی کارشون رو انجام بدن‏.‏

اونقدر سرمون شلوغه که بهتره جایی نریم‏.‏

درسته‏!‏

مجوز خروج

خیلی شانس آوردم که خرید رو سپردم به اونا‏.‏

وقتشه دنبال یه هدیه بگردم‏!‏

گفتن آسون تر از عمل کردنه‏.‏

یعنی پرشیا چی دوست داره؟

مطمئنم این پرشیا رو خوشحال می کنه‏!‏ ‏ -‏ مطمئنم این پرشیا رو خوشحال می کنه‏!‏

چار‏!‏ ‏-‏ تو اینجا چیکار می کنی اینوزوکا؟

منم می خوام همینو ازت بپرسم‏!‏

ولش کن‏.‏ من اول گرفتمش‏.‏

چی؟ من اول دیدمش‏.‏

داری پاره اش می کنی‏!‏ ‏-‏داری پاره اش می کنی‏!‏

بهتره پولش رو بدین‏!‏

لعنتی‏،‏ تو از همه بدتری‏.‏

من باید اینو بگم‏.‏

خیلی ناراحتم می کنی‏،‏ از جلوی چشمم دور نمی شی؟

ظاهرا از همیشه ناراحت تری‏.‏

خب البته چون ازت متنفرم‏.‏

باعث قوت قلبمه‏!‏

چون منم دل خوشی ازت ندارم‏!‏

هی‏،‏ با شما دوتام‏،‏ دعوا نکنین‏.‏

اوه‏،‏ پرنسس چار‏.‏

اینجا چیکار می کنین؟ مدرسه تون چی می شه؟

مشکلی پیش نمیاد‏.‏

معلم ها بهم اجازه دادن برم بیرون‏.‏

اون تو حالت گربه ایه‏.‏

الان یه سری عناصر بنیادی تووا تو این جزیره هستن‏.‏

لطفا برگردین مدرسه‏.‏

نگران من نباشین‏.‏

بدون یه نگهبان نمی تونم همچین اجازه ای بهتون بدم‏.‏

من باید از این وضعیت خارج شم‏.‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

هدیه‏-‏ غرور

هدیه

ولی یه نگهبان همراهمه‏!‏

یه نگهبان فوق العاده قوی غربی‏!‏

چی؟ کجا‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏،‏ بیا بریم‏.‏

بیا ببینم‏.‏

هی‏!‏ لباسم رو ول کن‏!‏

نه‏!‏ وایستا‏،‏ لطفا‏!‏

این آدم نگهبان منه‏.‏

من کی‏.‏‏.‏‏.‏؟

‏-‏این فقط اون دانش آموزه‏.‏‏.‏‏.‏‏-‏ کدوم دانش آموز؟

منظورت چیه؟

چرا باید نگهبانت بشم؟ دیگه گول این تغییر شکلت رو نمی خورم‏.‏

فکر می کنی دارم حالش رو می برم؟

تو تنها گزینه ام بودی مجبور شدم

واسم مهم نیست‏.‏ هیچ دلم نمی خواد اسمم روت باشه‏.‏

اگه می خوای لطفی بهت بکنم‏،‏ بهتره خم بشی‏.‏

صبر کن‏!‏

مگه نیومده بودی اینجا که واسه پر یه هدیه بخری؟

خب می دونم‏.‏‏.‏‏.‏

پر چی دلش می خواد‏.‏

پرشیا واقعا چی دلش می خواد؟

خوشحال می شم این اطلاعاتم رو با نگهبانم در میون بذارم‏.‏

می خوام بدونم‏!‏

نه‏!‏ بهتره خودم یه چیزی براش انتخاب کنم‏.‏

هر چی براش بگیرم ذوق می کنه‏!‏

مطمئنی؟

اولین هدیه اش از طرف عاشقش‏.‏

حتما انتظاراتش سر به فلک می کشه‏.‏

تصور کن بهش یه چیز معمولی بدی‏.‏

بفرما‏!‏ یه فیگور عینکی و عضلانی‏!‏

وایی‏،‏ ممنون‏.‏‏.‏‏.‏

ممکنه این به قیمت پایان رابطه تون تموم بشه‏!‏

نه‏!‏

میشه اینقدر بهم نچسبی؟

اگه خودت نخوای بهت نمی چسبم‏.‏

گفته باشم اگه حرفای عجیب بزنی دیگه نگهبانت نمی مونم‏.‏

‏-‏چه هوای خوبی‏.‏ ‏-‏ گوشت با منه؟

این اولین فروشگاه مون‏.‏

نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏.‏ نمی تونم اینکار رو کنم‏.‏ خیلی خجالت آوره‏!‏

بچه ای؟

نمی تونی خودت تنها بعدا دنبال لباس زیرت بگردی؟

من که کاری از دستم برنمیاد‏.‏

چه پررو‏.‏

بغل سینه ام رو فرمه‏.‏

البته این برای پر یه هدیه اس‏!‏

رنگ سیاه واسه عروسک مشکیم عالی میشه‏.‏

لباس زیر پرشیا؟

می دونی من دیگه بچه نیستم؟

هی‏!‏ این که در اصل فقط بنده‏!‏ فراموشش کن‏!‏

باز شروع کردی به حرفای عجیب زدن‏.‏ایش

اینا براش خوبه تا سردش نشه‏.‏

حتی اگه باد بزنه زیر دامنش جای هیچ نگرانی نیست‏!‏

چه ضایع‏!‏

نه‏،‏ فکرش رو که می کنم می بینم جواب میده‏.‏

خیلی گرمه‏!‏

ولی نمی تونم بیخیال این بندلکی بشم‏!‏

ای اسکول‏!‏ این توری نرم تابلوئه از اون بهتره‏!‏

یهو سردم شد‏.‏

هوا سرده؟

من پرستارتم‏،‏ 24/7‏،‏ 365‏!‏

این چطوره؟

حرف نداره‏!‏ سفید رنگ مورد علاقه شه‏.‏

می گم‏!‏ چشمت بهش بود‏.‏

من که نظرت رو نپرسیدم‏.‏

ولی تو بودی که سوال کردی‏.‏

باهام حرف نزن‏.‏

باشه‏.‏

هه‏،‏ مشکلش چیه؟

البته باید سفید و لایه ای باشه‏.‏

نمی تونم تصمیم بگیرم‏.‏

قراره کل روز خیابون متر کنیم؟

شرط می بندم تو حتی نمی دونی پرشیا چی می خواد‏.‏

فقط حرف می زنی‏.‏ چطور عاشقش نمی دونه اون چی دوست داره؟

واقعا می تونی بگی دوستش داری؟

خب کاریش نمی تونم بکنم‏!‏

پرشیا زیاد در مورد خودش حرف نمی زنه‏.‏

پس چطور می تونی اسم خودت رو عاشق بذاری؟

باهاش بهم بزن‏،‏ آره‏!‏

باهاش بهم بزن‏،‏ آره‏!‏ ‏-‏ تو‏،‏ خفه شو‏!‏

باهاش بهم بزن‏!‏

کولاک شد‏!‏

خیلی سرد شد‏!‏

خب کردیم فرستادیمش ماموریتمون رو انجام بده‏.‏

ولی نمی دونم اون تو خیابان داهلیا چیکار می کرده‏.‏

‏-‏خرید می کرده؟ ‏-‏ کی می دونه؟

یکم کنجکاو شدم‏.‏

بحث کنجکاوی شد‏،‏ راستی اون تسبیح چی شد؟

اون یه گربه سفید نیست‏.‏

پس واسه چی اون پیشش بود؟

چی دارین می گین؟

مدرسه شبانه روزی ژولیت

باید صبر کنیم تا بارون بند بیاد‏.‏

هوا داره بدتر میشه‏.‏

کار آدم با تو به جایی نمی رسه‏.‏

ساکت‏.‏

بدش ببینم‏.‏

درست حسابی نچروندیش‏.‏

می تونم صدای شکافته شدن درزهاش رو بشنوم‏!‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left