Specials

Release info

백일의 낭군님 100 Days My Prince E10 Per Sub (شوهر صد روزه)
A Commentary by EXO_Silver_Ocean_Team
@exo_persian_sub

Tags

other
Published on: 2018-10-10
Downloads: 53
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

داره بارون میاد

واقعا داره بارون میاد

!داره بارون میاد

!خدایا داره بارون میاد

فقط منم که راحت نیستم؟

چرا نیستی؟

میدونی از آخرین باری که بارون اومده چقدر گذشته؟

وای عاشقشم

از خیس شدن متنفرم

ببین! دیگه لازم نیست چاهو پر کنیم

!دیگه مجبور نیستیم پرش کنیم

!دیگه مجبور نیستیم پرش کنیم

دیگه مجبور نیستیم! زود باش

بیا اینجا ببینم

وای

...فقط اگه

طرفای چهار بعد از ظهر بارون میومد

وای- خدایا-

باورت میشه؟- نه نمیشه-

واای- وای خدایا-

باید میرفتیم خونه

فقط در دوتا از کوزه های آبو باز گذاشتم

بارون قطع نمیشه، نگران نباش

الان چیکار کنیم؟از خیس شدن بدت میومد که سرت اومد

...حتما ازین که

این همه راهو از هانیانگ پیاده برگشتی خسته شدی

حتما واسه توام سخت بوده

...پدرت بهم گفت

که چطور خونوادت، بعد از پاپوشی که واسشون دوختن به قتل رسیدن

واسه خیلی وقت پیشه

تو اون کودتا خیلیا مردن

...پدر منم

یکی از اونا بود

کودتا؟

...ازونجایی که حافظتو از دست دادی

احتمالا نمیدونی

همون موقعیه که تو و برادرت از هم جدا شدین؟

آره- ...از آخرین دفعه-

هنوز برنگشته؟

...راستش

برگشت

پس چرا باهم زندگی نمیکنین؟

یکم وقت نیاز داشتم

واسه چی؟

ما زندگیامون از هم جدا بوده

واسه همین واسه جمع و جور کردن اوضاع یکم وقت نیاز داشتم

میدونی که چجوریه

تو چی؟

تو سفرت به هانیانگ هیچ خاطره ای برنگشت؟

نه چیزی یادم نیومد

نمیدونستم هانیانگ اونقدر بزرگه

عجیب نیست که میگن نمیشه کسیو تو هانیانگ پیدا کرد

گم شدم و الکی وقتم هدر رفت

لازم نیست نگران باشی اون صحیح و سالم برمیگرده

فکر میکردم دفعه ی اولشه

ولی به نظر میومد مسیرو بلده

حتما نگران بودی که دیگه برنمیگردم

هانیانگ اونقدر خوب بود که به فکر موندن افتادم

ولی یه دلیل واسه برگشتن داشتم

به موک گو قول دادم دو پون بهش میدم

ولی هنوز پولشو ندادم

خیلی حس بدی واسش داشتم

خیلی خسته به نظر میای. زودباش باید بریم خونه

فکر نکنم حالا حالاها بند بیاد

چون کل سالو بارون نیومده

حتما میخواد جبرانش کنه

فقط تا وقتی که بارون بند بیاد

اعلیحضرت

اعلیحضرت

اعلیحضرت

چطور میتونم به همچین بارون ارزشمندی خوش آمد نگم؟

ممکنه به سلامتیتون آسیب برسونین- امکان نداره-

این بارون مثل رحمته

اعلیحضرت

فکر کنم باید به تالار ملکه برین

چه مشکلی پیش اومده؟

اعلیحضرت

بلند نشین

منتظر چی هستین؟

همین الان پزشک سلطنتی رو صدا کنین

مشکلی نیست

بهتره همینجوری بمیرم

منظورتون چیه؟

...وزیر اعظم کیم

...یه کاغذ با مهر سلطنتی واسم آورد

و تهدیدم کرد که من و شاهزاده سوون رو میکشه

چی؟

از وقتی این حرفو شنیدم

یه قطره آبم از گلوم پایین نرفته

...حتی میترسم

نفس بکشم

...وزیر کیم جوری با غرور رفتار میکرد که

انگار من، شاهزاده سوون و حتی شما زیر دستاشیم

اعلیحضرت

چرا مهر سلطنتیتون رو بهش دادین تا نگهش داره؟

واسه محافظت از شما و شاهزاده سوون بود

...واسه رسیدن به خواسته هام

چاره ای به جز عملی کردن خواسته هاش نداشتم

نه

اون تلاش میکنه تا به همه چیز برسه

...من و شاهزاده سوون رو میکشه

و حتی به تخت پادشاهیم طمع پیدا میکنه

...واقعا نمیدونین، یه حیوون موذیه

که دنبال یه فرصته تا صاحبشو بکشه؟

باید یه کاری کنین

اگه کاری نکنین

من و شاهزاده سوون مطمئنا کشته خواهیم شد

همچین چیزی هرگز اتفاق نمیفته

...من

هرطور شده از شما دو نفر محافظت خواهم کرد

اعلیحضرت

پر آب کردم. برو خودتو بشور

تو باید اول حموم کنی

یکم پیش انگار داشتی از سرما میلرزیدی

اگه سرد بمونی مریض میشی

نه، تو باید اول بری

حتما از سفر طولانیت خسته ای

گفتم اول تو باید حموم کنی

گفتم که من خوبم

زود برو خودتو بشور و بخواب. وگرنه سرما میخوری

پس نمیشه کاریش کرد

هیچکدوممون حاضر نیستیم جلوی هم کوتاه بیایم

پس چاره ای به جز باهم حموم کردن نداریم

ولش کن. من میرم زود میام

تو باید بدونی من کیم

جوابمو بده. من کیم؟

از یجایی تورو یادم میاد

چرا میخوای منو بکشی؟

من کیم؟

تو همین الانشم مُردی

تو همین الانم تو خاطره ی بقیه مردی

پس تلاش نکن که بدونی

وقتی زنده بودنت فاش بشه خیلیا کشته میشن

چرا؟

اشتباه خودت بود که تو همچین وضعیتی تعقیبم کردی

به چی داری اینجوری فکر میکنی؟

...داشتم فکر میکردم

چرا زنم یه حموم رفتنو انقدر طولش داده

طبق گفته ی طبیب، تو شرایط بحرانی ایه

دوباره کسی بهش حمله کرده؟

اینطور به نظر میومد ولی با شمشیر بهش حمله نشده

...کوهِ کنار شهر

...آخه چرا

با اون وضعیت اونجا رفته؟

چیو دارین ازم پنهان میکنین؟

منظورتون چیه؟

چرا باید چیزیو از سرورمون پنهان کنیم؟

...بوم تو انگار

میخوای یه چیزی بهم بگی

لطفا منو بکشین سرورم

در حقیقت من به مو یون تیراندازی کردم

اینکارو کردم چون نمیخواستم از طرفِ شما کنار برم

میخواستم دستش رو نشونه بگیرم

فکر کردم حین درمان، نظرشو عوض میکنه

اما تیرم خطا رفت

تو انبار زندونیش کن

...حتی یه قطره آبم بهش نمیدی

تا دستور بعدیو بدم

...نگرانم

بچه ی تو شکمت تحت تاثیر اتفاقات استرس آور قرار بگیره

فردا صبح به قصر برگرد

دور کردن ارواح پلید واسه از بین بردن بدشانسی هنوز تموم نشده

بهشون گفتم سریع انجامش بدن

این لباسا بهت میان

من هرچی بپوشم بهم میاد

کلی زحمت کشیدم تا اینارو واست آماده کنم

اونوقت عوض تشکر داری پز میدی

چرا آستین راستش ازون یکی کوتاه تره؟

معنی خاصی داره؟

حتما دست راستت از دست چپت دراز تره

من مثل هم دوختمشون

امکان نداره

دیدی؟دست راستت دراز تره

پاهات خوبن؟

تاول نزدن؟

قرمز شدنو ورم کردن، ولی قابل تحمله

تو راه چیزی خوردی؟گشنه نیستی؟

برم یه چیزی درست کنم بخوری؟

اشتها ندارم

بخاریو روشن کنم؟

هوا بخاطر بارون سرد شده

مشکلی نیست چون این پتوی پنبه ای گرمو دارم

آره؟

...پس

هونگ شیم

بله؟

میفهمم چه حسی داری

منی که شوهرت باشم چهار روز خونه نبودم

حتما خیلی دلت واسم تنگ شده

...حتما میخواستی

منو ببینی، لمسم کنی

باهام حرف بزنی، پیشم بمونی همه اینارو درک میکنم

ولی اگه نمیخوای اینجا بخوابی

بهتره همین الان بری اتاق خودت

میخواستم برم

به هرحال میخواستم برم

شب بخیر. حتما خیلی خسته ای پس بگیر تخت بخواب

خوب بخوابی

:مترجمان Bahar Mahyeol Shaghayegh-CB Zahralovejj

برای اطلاع از وضعیت زیرنویس به کانال تلگرام زیر سر بزنین @exo_persian_sub

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left