The first 200 lines.
«آنچـه گذشت...»
بدجوری اون یارو رو کتک زدم و بدترین قسمتِ داستان بومره
لعنتی
- بومر؟ - رفیق، یادته دربارهی سگم بومر بهت گفتم؟
گذاشتمش توی ماشینم. دو روزه اون توئه
اگه زنده نمونه... اگه بلایی سرش بیاد...
من دیوونه میشم، رفیق
من که نمیتونم از اینجا برم بیرون
الان توی ماشینته؟
ما سگت رو پیدا میکنیم، برادر. چیزی نیست
خودشه
واضحه که آمادهی این تعهد نیستی
میخوام بومـر استادت بشه
میخوام از این سگ درس بگیری
اگه بتونی بیشتر شبیه این سگ بشی
به نظرم اونوقت میتونی توی مسیر درست قرار بگیری
« ترجمـه از سحـر » Telegram: @ItsSaharFrb
سلام
- فرانک؟ - بله
باورم نمیشه. این همه راه رو از قاهره اومدی؟
خب، آره. بعد از بررسی حرفهات با اولین پرواز خودم رو رسوندم
عالیه، برادر. عالیه
کاش بهم خبر میدادی
- خودم برات بلیط میگرفتم - ممنون
البته به زودی پول رو بهت پس میدیم
- ردیفه - بیا تو. بیا تو
وقتی کارت ویزیتت رو توی پاکتِ خریدهام پیدا کردم، پیش خودم گفتم:
«این پیرمرد کیه که میخواد خودش رو بین من و کورن فلکسم قرار بده؟»
و بعد که فهمیدم مصری هستی...
میدونستم که میتونی به شرکتم کمک کنی
- واقعاً هم مصری هستم - میدونستی که...
مصر بیشترین پتانسیلِ انرژی خورشیدی استفادهنشده روی زمین رو داره؟
البته
ولی حقیقتش نمیدونستم
چون «بیگ سان» نمیخواست اینو بدونی
بیگ سان؟
شرکتهای خورشیدی،
شرکتهای چندملیتی که سالیانه میلیونها دلار پول خرج میکنن
تا مطمئن بشن امثالِ من و تو از تمامِ حقایق باخبر نشن
آره مثل بیگ فارما
دقیقاً!
آدمهای مثل ایلان رو خریدن
متقلبن
اونا فقط میخوان ستاره باشن
تنها ستارهای که برای من مهمه، خورشیـده
از اون لاشی متنفرم
نظرت چیه محصول رو بهت نشون بدم؟
- بله، لطفاً - بیا بریم
خب سایمون، چی این محصول رو انحصاری میکنه؟
خب، رفیق، چی انحصاریتر از خورشید؟
آره
اندازهش کاملاً مناسبه
میشه یکی از اینا رو روی سقف هر ماشینی گذاشت
- و روشنش کرد - امکان نداره
یعنی ماشینی داری که با این کار کنه؟
میشه ببینمش؟
نه، الان توی پارکینگه
و میدونی اونجا هم که خبری از نور خورشید نیست
بیا با یه چیز کوچیک شروع کنیم
- چه مدل گوشیای داری؟ - آیفون دارم
- عالیه - خیلیخب
حالا باید این کار رو بکنیم: این رو وصل میکنیم...
و میذاریم انرژی خورشید
کارش رو بکنه
حتماً به خاطر اینه که هوا ابریه
سلام
سلام
مصر چطور بود؟
و شرکتِ جدید خورشیدیت؟
خوب
چای میخوری؟
ممنون میشم
« رامـی »
اون دیگه چیه؟
پِرپ
حالا این «بِرِب» واسه چیه؟
واسه پیشگیری از... چهمیدونم
- اسمش پِرِپـه - بسه دیگه
برب، برب، برب، برب، عینِ کسخلها حرف میزنی
تبلیغش رو دیدم
ولی درست نگاه نکردم
- واسه چیه؟ - داروی ایدزه
چی؟ چی؟... چی؟ چی؟
- چی شد؟ تو ایدز داری؟ - من ایدز ندارم
واسه پیشگیری از ایدزه
لازم نیست حتماً کرونا داشته باشی تا واکسن کرونا بزنی
اصلاً نباید واکسن کرونا زد چون به اندازه کافی کارآزمایی بالینی نشده و تازه...
- عوارضِ جانبیش رو نمیدونیم! - واکسن نزدی؟
تو ایدز داری. تو ایدز داری، خب؟
تو دیگه به من مشاورهی پزشکی نده
- حالا منم ایدز گرفتم! - من ایدز ندارم
آخه تو چطوری گِی هستی و نمیدونی پِرِپ چیه؟
من گِی نیستم!
ببین، خیلیخب، من مثل تو نیستم. باشه؟
اینجوری نیست که یه روز از خواب پاشم و بگم:
«اِ! الان یه هزارهی جدیده! هورا! من گِی هستم» فهمیدی؟
خیلیخب دیگه کوتاه بیا، حرکتت مثل گِیها بود
من نه گِی هستم، نه ظاهرم مثل اوناست. فهمیدی؟
پس اگه کسی بویی ببره یعنی تو بهشون گفتی
اون ویدئوی تبلیغاتی که ساختی رو یادته؟
- اوهوم - گِیترین چیزیه که دیدم!
- نظراتش رو دیدی؟ - کدوم نظرات؟
- کدومها؟ - حالا چه فرقی میکنه؟
تو باید خودت رو دوست داشته باشی
کون لقت! من که متولدِ ۲۰۰۷ نیستم
فکر کردی من چند سالمه؟
خیلیخب، باشه، تو گِی نیستی
آره، منم نیستم
من دیگه نیستم. دیگه تحمل ندارم
حوصلهی سر و کله زدن باهات رو ندارم
و محض اطلاعات هیچکدوممون ایدز نداریم
توی برنامه برات نقد بد مینویسم!
نظراتِ لعنتی...
(خرس در فرهنگ همجنس گرایان به معنای مرد درشت هیکل و پُرمو)
«ما از یه ملکهی هیکلی حمایت میکنیم»؟ لاشی رو ببینها!
«تاج بذار روی سرم، بابا»؟
چرا ارزشمندش نکنیم؟
جهانِ پیش از جهانِ آخرت
جهانِ پیش از جهانِ آخرت
اگه فقط یه مدتی قراره توی این دنیا بمونیم
چرا ارزشمندش نکنیم؟
من میم شدم، یه میمِ کوفتی
میزنم پدرش رو در میارم
چرا دربارهم پست گذاشته؟
نه
نه، نه، نه، نه. نه، نه
نـه
دینا هستم، الان سرم شلوغه
ولی به محض اینکه بتونم باهاتون تماس میگیرم. مرسی
لعنتی
دینا هستم. الان...
- رفیق! - شرمنده
- ندیدمتون - اشکالی نداره. مشکلی نیست
قصد نداشتم بهتون دست بزنم
باشه رفیق، سخت نگیر. ردیفه
سلام، من دنبالِ خواهرت میگردم
میدونی کجاست؟ باید باهاش حرف بزنم
- نه - ببین رامی، شوخی ندارم
جداً باید پیداش کنم
- کجاست؟ - واسه چی؟
- چی شده؟ - چیزی نشده
فقط دنبال دینا میگردم. فقط بگو کجا....
چیه؟ چرا اینجوری نگاهم میکنی؟ چرا؟
چیزی نشده. چطور مگه؟ چرا این رو ازم میپرسی؟ چرا؟
فکر میکنی... چرا این سوال رو ازم میپرسی؟
خب؟ متوجه نمیشم، خب؟
اگه بیام و ببینم مثل دختربچهها داری گریه میکنی
نگران میشم
من داییتم و ازت میپرسم: «هِی، خوبی؟»
بعد تو به من ربطش میدی؟ قضیه من نیستم
تویی. من خوبم. خوبِ خوب
یعنی خیلی خوبم، باشه؟
عادی و معمولیام. هیچ مشکلی هم نیست. حله؟
- باشه، باشه - آره، باشه، خوبه
آره، باشه. به نظر ردیفی
- به چی نگاه میکنی؟ - هوم؟ نه
همهش دور و برت رو نگاه میکنی. چی شده؟
دارن تعقیبم میکنن
خیلیخب، باشه
چهت شده؟
چرا قیافهت اینجوری شده؟
نکنه چون کلی پول درمیاری افسردگی گرفتی؟
سگم مُرده
اِ، فکر کردم با طلاق گرفتن از دست دادیش
در هر صورت سگها حرامن
حالا میگی دینا کجاست یا نه؟
ببین احتمالاً خونهست، خب؟
بابام تازه از مصر برگشته
امشب قراره باهم شام بخوریم، خب؟
پس توی نیوجرسیه، خیلیخب
همین رو بگو. اینقدر سخته؟
فقط میخوام بگم که خیلی بابتِ این گروه شکرگزارم
توی دینِ من جایی برای همچین مکالماتی وجود نداره
من «سیک» هستم
دادا، ما همه سیک(=مریض) هستیم!
نه رفیق. دینم رو میگم
من سیک هستم
آهان من عاشقِ گاندی و فلسفه و اینجوری چیزهای تأثیرگذارم
تعامل کلامی ممنوع. تعامل کلامی ممنوع
توی دینِ من گفته شده شهوت یکی از پنج گناهِ کبیرهست
که ما رو گمراه میکنه
یا باید شهوت رو انتخاب کرد یا خدا رو
و من هر روز شهوت رو انتخاب کردم
یه وقتهایی حتی چندبار در روز
یه وقتهایی دیگه زیادهروی میکردم
به خودم میگفتم: «حداقل از اون آدمهایی نیستم که
یه سوراخی توی جیبش درست کنه تا بتونه توی مترو
یا مطب دکتر بدون اینکه کسی ببینتش این کار رو بکنه»
بازم خیلی خجالت میکشیدم
یه وقتایی
بابت سکس پول هم میدم
با یه دختر جدید آشنا میشم. هتل رزرو میکنم و ....
و بعدش هم دختره میره
پیش خودم میگم: «یعنی اونم مثل من عذاب وجدان داره؟ به نظر که حالش خوبه، آرومه»
از دستِ دینم عصبانی شدم ولی نمیتونم این رو از سرم در بیارم
شدنی نیست
یه کار روتینه
یه چیزیه که نشونم میده روزم چطور پیش میره
هر روز...
با دقت...
No comments yet. Be the first to leave one.