The first 200 lines.
بردگي در دنياي مدرن به يک .تجارت بزرگ مبدّل گشته است
زماني کودکي را ديدم که براي .شش گلوله فروخته شد
.و من کاري نکردم
:با هنرمندي "جانکلود وندام"
شش گلوله
امشب ميخواي خوش بگذروني، ها؟
!بيا
چي مينوشي؟
.از اين طرف
.سلام
...تو
.جواندلِ 69 هستي...
رمز عبور؟
.خلوص
!خفه شو
.اين مشتري پول داده
.لطفاً بنشين
پول رو آوردي؟
.بله
ميشه اول "ساشا"ي شما رو ببينم؟
به من اعتماد نداري؟
.پول زيادي براي يک ساعت دارم ميدم
اولين بارِ که به کشور من اومدي؟
تو زياد حرف نميزني؟
.اين باعث ميشه کمي عصبي بشم
ميخواي من رو عصبي کني؟
!اُه، نه
.نه
.نه. اين خوبه
.نه - .نه -
!ساشا
.اون پسر خوبيه
.کمي انگليسي بلده
.فقط يک ساعت
...من دوستاني دارم
...دوستاني در همهي کشورها...
.حتي توي دهکدهي کوچک و آشغال اونا...
..."دوستم الان تماس گرفت و گفت که مادر "ساشا
...يه عموي ثروتمند در آمريکا داره که...
...پولش از پارو بالا ميره و...
.عموي اون مردي رو به خدمت گرفته...
...يک مرد خطرناک
.تا اين بچه رو برگردونه...
...اين تاثير بدي داره
نه فقط روي احساساتم، بلکه .بر روي اعتبار و تجارتم
.من فقط اون بچه رو ميخوام .حاضرم پول بيشتري بدم
من قمار کردن رو دوست دارم .ولي الان يه مشکلي داريم
.تو چهرهي ما رو ديدي - .من هم همين مشکل رو دارم -
.تو هم چهرهي منو ديدي
.چيزي نيست
.من بهت صدمهاي نميزنم
.مامانت من رو فرستاده
اسم اصليت "ويکتور"ـه، درسته؟
.من اينجام تا تو رو ببرم .ما ميريم خونه
.آمادهاي؟ بريم
.بيا. بجنب
.بشين
.يه مشکلي داريم. کسي نبايد خارج بشه
.يه مشکلي پيش اومده. کسي نبايد خارج بشه
از آتيشبازي خوشت مياد؟ - .آره -
!هي، اونجاست
الو؟
.ماشين پايين پلهها منتظرته .الان بيا اينجا
.تو به من بدهکاري - چي؟ -
.به خاطر تو توي موقعيتهاي بدي قرار گرفتم
.بهت اطلاعات دادم
.شغلم رو به خطر انداختم
.زندگي خانوادم رو به خطر انداختم
حالا تو اينطوري جبران ميکني؟
.جبران کردم. بچه رو نجات دادم
.خوبه
اين بچه چي؟
چهارده ساله بوده؟
و اين؟
.شايد 9 يا 10 ساله باشه
ميدوني اين آشغالا وقتي بهشون حمله ميشه، چيکار ميکنن؟
.اين دختربچهها رو بين ديوارها مخفي ميکنن
.حالا تو شب قبل اينجا رو منفجر کردي
...اولين کاري که کردن
.بچهها رو توي حفرهها انداختن...
.بعدش پارکينگ رو به جهنم تبديل کردي
!حالا حدس بزن چي شد
.آتيش پخش شده
.بيشتر اونا به دليل استنشاق دود جون دادن
.ميدونم قصد بدي نداشتي
.اما تو يک پليس نيستي
.تو يک سربازي
.و اينجا آفريقا و افغانستان نيست
شايد تو به کشتار جمعي عادت داشته باشي .ولي من ندارم
من رو دستگير ميکني؟
که چي بشه؟
تا موقع بررسي پرونده، شغلم رو از دست بدم؟
.يه نصيحت بهت ميکنم
.کار پليس رو به پليس واگذار کن
.همين قدر که ميدوني کافيه .به مغازت برگرد
منظورم اينه که تا چند وقت پيش .مولدووا اصلاً يک کشور نبوده
.بخشي از اتحاد جماهير شوروي بوده
پس اينجا زبوني به اسم مولدووايي دارن؟
رسماً آره ولي تا جايي که من خوندم .يک لهجهي رومانيايي دارن
.واضحه که اکثر مردم هم روسي صحبت ميکنن
.خب اميدوار بودم کمي انگليسي هم صحبت کنن
اين واسه ماست؟ - .بهترينها رو واسه دخترم فراهم ميکنم -
.خوبه. حالا فقط يک عکاس هنري لازم داريم
.عکاس هنري ميخواي؟ صبر کن شاهزادهي من .الان برات عکاس هنري ميشم
.اينطوري. اينطوري. خوبه .اينم يکي ديگه
.اُه، آره، از اين حالت خوشم اومد - .کافيه ديگه -
.آره، تو استعداد ذاتي داري
!اُه، نه، نه. عکس نگير! عکس نگير
.اين بانو خيلي اعتراض ميکنه
.ادامه بده
.درسته، درسته، عاليه .يکي ديگه توي همين حالت
.خوبه ديگه. بريم
.اندرو" من 20 ساعته که نخوابيدم"
.خب ديگه شاهزاده خانم بريم. ماماني خسته است - !بابايي هم يه کلّهخره -
.ولي اون کلّهخر ما هستش
...ميدوني شايد اگه گوشيت رو کنار بذاري
...و با چشمات به شهر نگاه کني
.نماي بهتري ببيني
هفتهي قبل، "لاري پرکينز" عکسهايي .از پاريس برام فرستاد
.فکر کنم بتونم خاص بودن اينجا رو بهش ثابت کنم .با اينکه احتمالاً به عظمت اونجا نيست
.قبول کن که افراد مسن با تکنولوژي مشکل دارن
.من ترتيب اين مبارزه رو دادم .مطمئن باش بزودي نوبت به پاريس هم ميرسه
.بهتره فعلاً به پاريس فکر نکنيم
.بيايد فقط به پيروزي توي اين مبارزه فکر کنيم
.چشم، خانم
قصابي تاسيس 1959 برش گوشت تازه: گاو، خوک، بره، مرغ
!لعنتي
با اون بايد مبارزه کني؟
.اون سفيدپوسته
.کارش خوبه
.مثل غول ميمونه
عزيزم، چي شده؟
...ميدوني
من مطمئنم که تو بعنوان مربي هم .ميتوني پول خوبي در بياري
.اُه، "بکي"، من به کارم واردم
.بيا اينجا تا يه چيزي بهت نشون بدم
اين يارو رو ميبيني؟
.ببين چقدر علاقه داره که به يک طرف ضربه بزنه
.پاي راست، ضربهي راست. بوم، بوم، بوم
.اين ضعفش رو حريفش متوجه نشده
.اون نميتونه زياد دووم بياره
و تو ميتوني؟
.باهات شرط ميبندم
...من رو با اين يارو بنداز توي رينگ
.من به راحتي در دو راند پيروز ميشم
.تا حد مرگ غلغلکش ميدم - .باشه. فهميدم، فهميدم -
.تو يک حرفهاي هستي
.واسه مبارزت آمادهاي
.ميتوني شرط ببندي
.باشه
آقاي اَبَرقدرت حالا ميتوني با زورت يه جوري سيگنال اينترنت وايرلس رو درست کني؟
ميخوام اين عکسها رو آپلود کنم .ولي سيگنال، مرتب قطع ميشه
.بابا
.آرو برو توي بالکن .احتمالاً اونجا بهتر سيگنال بده
.باشه
.خب ديگه. من ميرم يه دوش بگيرم
...اگه تا موقع بيرون اومدنم درست نشده بود
.بهشون ميگم که جاي ما رو عوض کنن
.خوبه
.راستي، يخ لازم داريم
مامان گفته بود که مياره ولي .مثل ميت افتاده
.خوبه بذار کمي بخوابه
بعداً ميريم از طبقهي پايين مياريم، باشه؟
.باشه
.سيگنال اينجا افتضاحه - .آره واقعاً -
.طبقهي دوم کنار دستگاه يخساز بهتر سيگنال ميده
.ببخشيد باعث شدم شوکه بشي .من "آماليا" هستم
.من "بکي" هستم. خوشوقتم
.ـ واسه تعطيلات اومدين .يه جورايي -
.پدرم واسه يک سفر کاري اومده - .بذار حدس بزنم -
اون وکيله؟
.MMA در واقع اون يک مبارز هستش. ورزش
.شوخي ميکني
.ميدوني خيلي باحاله
.آره خوبياي خودش رو داره
شازده خانم، مشکلت با اينترنت رفع شد؟
بکي"؟"
بکي"؟"
."بکي"
."بکي"
رفتم دنبال يخ :) !تا ساعت 5 بر ميگردم
چي شده؟
تو بهش اجازه دادي تنهايي بره بيرون؟
!چي؟ نه
.شما با "بکي" تماس گرفتهايد .يه حرف خوب بزنيد
بکي" ميشه لطفاً به اتاقت برگردي؟"
به موبايلم زنگ بزن تا بدونم .پيامم رو دريافت کردي
از کِي رفته؟ - .نميدونم. من رفته بودم دوش بگيرم -
کمتر از 10 دقيقه. اون ميدونه .که نبايد اين کار رو بکنه
.زود برميگرده توي اين طبقه دستگاه يخساز هست؟
.نميدونم. ميرم دنبالش
.اگه برگشت به من زنگ بزن تا بيام بکشمش
ببخشيد، من دنبال يک دختر 14 سالهي .بلوند با اين قد ميگردم
شما اون رو نديدين؟ - .نه -
مشکلي پيش اومده؟
.آره اون دخترمه .از اتاق رفته بيرون
گم شده؟
.نه، نه، اينطور نيست
.سلام - .سلام -
.من مسافر اتاق 846 هستم
No comments yet. Be the first to leave one.