Godfather of Harlem - Third Season

Godfather of Harlem - Third Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Godfather of Harlem S03E01 720p x265-T0PAZ
Godfather Of Harlem S03E01 WEBRip x264-ION10/GGWP
A Commentary by TheCatalystIR
🅱️🅼🅱️ شهریار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

720p
720
x265
webrip
web
x264
BRip
Published on: 2023-01-17
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مردم عزیزم... ‫(آنچه گذشت...)

‫من می خوام با امضای خودم، موافقتم با لایحه حقوق مدنی سال 1964 رو نشون بدم.

‫شاید امروز لایحه حقوق مدنی...

‫تصویب شده باشه... ‫(تحت تعقیب به جرم قتل)

‫اما هم‌اکنون خیابونای هارلم در آتش می‌سوزن...

‫و اغتشاشات و دزدی‌های ناشی از قتل یه نوجوون سیاهپوست ناشناس به وسیله شلیک گلوله...

‫شدت گرفته‌ان.

‫این بخاطر تدیه.

‫ارنی و بنی با هم حال نمی‌کردن.

‫ارنی مغزش رو پاشیده بیرون.

‫می‌خوام بکشیش.

‫من و ارنی با هم ازدواج کردیم. من عاشقشم.

‫می‌خوام همونقدری که از من محافظت می‌کنی، ‫از اون هم محافظت کنی.

‫- باشه. ‫- رئیس، شما اینجا چیکار می‌کنی؟

‫- لمباردی کجاست؟ ‫- اوناهاش.

‫لمباردی، نه!

‫ارنی، من تلاشم رو کردم، خب؟

‫رئیس، مشکل چیه؟ ‫خودت این رو می‌خواستی.

‫باید بخاطر کاری که کرده ‫توی آتیش جهنم بسوزه.

‫نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم. ‫من از صمیم قلب دوستت دارم، خب؟

‫نگران نباش. ‫میارمت بیرون.

‫خواهر الیس، با من ازدواج می‌کنی؟

‫سروان عمار از دوستی تو با ما خبر نداره؟

‫خونه مالکوم اکس بودی؟

‫بله.

‫پس فورا از این مسجد برو.

‫تو یه آشغال بی‌ارزشی.

‫مالکوم امشب می‌میره.

‫عمار و هنری قراره بعد از مصاحبه مالکوم...

‫بهش حمله کنن.

‫کارمون با هم تموم نشده.

‫با بزرگترین محموله هروئین تاریخ.

‫سه هزار کیلو.

‫دیدم مغازه‌ها آتیش گرفته‌ان...

‫خیابونای لامصب پر از مامورن.

‫باید هروئین رو جا به جا کنیم.

‫فقط به همه چیز مسلط باش.

‫این هم از معامله فرانسوی کیری.

‫به همین راحتی. سوخت و خاکستر شد.

‫(جلوی پلیسای قاتل رو بگیرین!)

‫دستا بالا! ‫از ماشین بیا بیرون!

‫زانو بزنین کیریا. ‫زانو بزنین!

‫بشینین! بشینین!

‫ای گه توش!

‫وایسا ببینم!

‫کیفای کیری رو بنداز!

‫بخواب روی زمین...

‫وگرنه مغز کیریت رو می‌ترکونم.

‫«بامابین» تقدیم می‌کند

‫ترجمه از «شهریار» ‫"TheCatalystIR"

‫(دو روز قبل)

‫پس از سه روز پرآشوب، بالاخره شاهد کاهش شدت...

‫اغتشاشات هارلم هستیم.

‫همه چیز از شلیک ماموری که به مرخصی رفته بود...

‫به جیمز پاول، نوجوون سیاهپوست 15 ساله، شروع شد...

‫اتفاقی که همزمان با تصویب...

‫لایحه حقوق مدنی در واشنگتن...

‫موجی از نارضایتی رو در جامعه سیاهان ایجاد کرد.

‫صدها مامور گارد ملی به محل اعزام شدن...

‫و میلیون‌ها دلار خسارت به شهر وارد شده...

‫و بخشای بزرگی از اون با خاک یکسان شده.

‫هزاران نفر از معترضان به مامورین پلیس حمله کردن...

‫این درگیری به سرعت به غارت شرورانه منجر شد...

‫و خرابکاران ویترین دکان‌ها رو خراب کردن...

‫و خشونت مثل طاعون پخش شد.

‫جوری رفتار می‌کنن انگار خودمون ‫این بلا رو سر خودمون آوردیم.

‫انگار برای خاکستر شدن خونه‌هامون دلیل می‌خوایم.

‫وظیفه اخبار اینه که به پیرزنای سفید ریزه میزه القا کنه...

‫که وقتی ما از کنارشون رد می‌شیم کیفاشون رو بچسبن.

‫پسر یه نفر مرده.

‫یه مدته که بدجوری ساکتی‌ها.

‫میمی،‌ دیگه خسته شده‌ام.

‫معامله‌مون با فرانسوی‌ها.

‫هزاران کیلو زیر دست من بود.

‫ایتالیایی‌ها از من می‌خریدن.

‫من رئیس بودم.

‫خط مشی رو من دیکته می‌کردم.

‫ولی بعدش هارلم آتیش به صورتم تف کرد...

‫و همه چیز سوخت و خاکستر شد.

‫عزیزم، کسی نمی‌تونست این اغتشاشات ‫رو پیش‌بینی کنه.

‫حالا شبیه یه شوخی شده‌ام.

‫ملتمسانه با دفتر چکم می‌رم پیش ایتالیایی‌ها.

‫میلیون‌ها دلار به باد رفت.

‫قرار بود دیگه کلا من رئیسشون باشم.

‫ضربه خوردی و داری درد می‌کشی...

‫همونطور که هارلم از این اغتشاشات ضربه خورده...

‫ولی ما دوباره خودمون رو می‌سازیم...

‫و بهتر و قوی‌تر از همیشه برمی‌گردیم.

‫تو هم همینطور.

‫خواهی دید.

‫این اغتشاشات فقط توی هارلم نبودن.

‫عصبانیت سیاهپوستای همه شهرا داره به اوج می‌رسه.

‫دیروز سنگ پرت می‌کردن، امروز کوکتل مولوتوف پرت می‌کنن.

‫فردا نارنجک دستی پرت خواهند کرد.

‫من کسی رو دعوت به خشونت نمی‌کنم...

‫فقط هشدار می‌دم که وضعیت مثل یه بشکه باروت می‌مونه.

‫خواه پند بگیرین، خواه ملال.

‫ولی اگه حرفم رو نادیده بگیرین ‫یا مسخره‌اش کنین...

‫از همین الان ناقوس مرگتون به صدا دراومده.

‫تاریخ نشون می‌ده که هیچی...

‫هیچی بهتر از شکست...

‫مقامات دولتی در راه حفظ امنیت خیابون‌ها در برابر...

‫زورگوها و چپاول‌گرا راه رو برای ظلم و ستم هموار نمی‌کنه.

‫ای بی‌ناموس.

‫حالا...

‫گلدواتر داره تقصیر این شلوغیا رو کلا می‌اندازه گردن من.

‫کل سابقه‌ام رو زیر سوال می‌بره.

‫می‌گه من به جرم و جنایت و کمونیسم شل می‌گیرم.

‫حتی فکر می‌کنه انقدر شل و ولم ‫که نمی‌تونم یه بمب اتم کوفتی بزنم.

‫آقای رئیس جمهور، من بهتون اطمینان می‌دم...

‫که رای‌دهنده‌های سیاه همچین دیدگاهی ندارن.

‫من نگران رای‌دهنده‌های سیاه نیستم.

‫نگران سفیدام.

‫تا لایحه حقوق مدنی رو امضا کردم...

‫اغتشاشات شروع شدن.

‫اگه پای این قضیه به بقیه شهرا باز بشه...

‫گلدواتر لعنتی برنده انتخابات ریاست جمهوری می‌شه.

‫خب قربان، میلیون‌ها دلاری...

‫که به دلیل این ناآرامی‌ها به...

‫جوامع شهری کمک کردین...

‫کاری می‌کنه که سیاه‌ها مجددا به دولت ایمان بیارن.

‫اگه کسی که کوکتل مولوتوف دستشه...

‫داره برای حقوق مدنی می‌جنگه...

‫پس اعضای کوکلاکس کلن که پارچه روی سرشون ‫می‌کشن هم همینطورن.

‫جفتشون قانون‌شکن و مجرمن.

‫اگه اجازه بدین، به نظر من یه فرقی دارن.

‫یکیشون برای محافظت از داشته‌هاش آدم می‌کشه.

‫اون یکی برای درخواست چیزی که نداره.

‫دارم جمعش می‌کنم.

‫بذار ببینم چقدر درمیاد.

‫و این مجموع کل دارایی‌های منقول شماست.

‫شامل کلوپ گیچی هم می‌شه؟

‫سند گیچی به عنوان ضمانت در اختیار بانکه.

‫ارزش اولیه‌اش صرفا 200000 دلاره.

‫پول در جریان چقدر داریم؟

‫اگه پول واما و شرط‌بندی‌ها ‫رو جمع کنیم، گمونم نیم میلیون.

‫برین از هر کی بهمون بدهکاره ‫تا آخرین قرون پولمون رو بگیرین.

‫بامپ، ملت آه ندارن با ناله سودا کنن.

‫خون ندارن به پشه بدن.

‫داداش، ضرر دادی دیگه. ‫ایتالیایی‌ها هم باید ضرر بدن.

‫قول داده بودم که جنس تحویلشون می‌دم. ‫من پای حرفام می‌مونم.

‫بریزین توی خیابونا.

‫باشه.

‫خداحافظ ویلا خانم.

‫می‌دونی، روی سه میلیون دلار...

‫هفته‌ای 400000 دلار سود میاد.

‫وسعت به این حجم از بدهکاری نمی‌رسه.

‫آستینت چرا اونطوریه؟

‫- زغالی شده؟ ‫- اوه.

‫بچه جون، ساختمون رو سوزوندن.

‫آتش‌نشانی هم کلا نیومد.

‫- الان کجایی؟ ‫- پیش خواهرم.

‫اون که چهارتا طفل داره. ‫چرا بهم نگفتی؟

‫می‌خواستم بهت چی بگم؟

‫گوش کن،‌ تو مشکلات خودت رو داری.

‫چیکار می‌کنی؟ ‫نکن بابا.

‫هزار دلار تاثیر خاصی روی من نمی‌ذاره.

‫یه جایی واسه خودت پیدا کن.

‫ممنون.

‫من بدهی‌هام رو صاف می‌کنم.

‫شماها این رو می‌دونین.

‫کسی نمی‌تونست این اغتشاشات رو پیش‌بینی کنه.

‫بامپی، می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

‫بفرما.

‫می‌فهمم چرا سیاه‌ها انقدر عصبانی‌ان...

‫چون مامورا اون بچه رو کشتن...

‫ولی آخه سگ‌مصبا، چرا محله‌های خودتون رو به آتیش می‌کشین؟

‫ما که صاحب محله‌ها نیستیم.

‫اونا مال سفیدپوستان.

‫سرقت،‌ غارت...

‫اینا تصویر خیلی خوبی از مردمتون نشون نمی‌دن.

‫ما سرقت می‌کنیم...شما، من،‌ کل پنج خانواده.

‫مافیای آمریکایی برای این تشکیل شد...

‫که ایتالیایی‌ها نمی‌تونستن درست و حسابی اینجا کار کنن...

‫اونوقت یه سیاه چطوری می‌تونه این کار رو بکنه؟

‫دیگه درس تاریخ بسه، باشه؟

‫یکم مهلت می‌خوام.

‫می‌تونم بهاش رو هم به تک تکتون بپردازم.

‫باید بری پیش جو کولومبو.

‫اون عضو خانواده پروفاچی؟

‫الان دیگه اسمش خانواده کولومبوئه.

‫بعد از مرگ پروفاچی، اون رو رئیس خانواده کردیم.

‫یا بهتره بگم ‫که چین رئیسش کرد.

‫اگه بدهی مونده، طرف حسابت جو کولومبوئه.

‫خب...

‫تامی، امیدوارم اون هم مثل تو منطقی باشه.

‫دلت رو خوش نکن.

‫خودت می‌دونی که بچه‌‌های این دور و زمونه چطوری‌ان دیگه. افسارگسیخته‌ان.

‫سلام.

‫می‌دونم چین افتاده زندون و واسه همین هم تو رو فرستاده...

‫ولی تامی لوکیزی نمی‌تونست به خودش زحمت بده ‫که به دیدنم بیاد؟

‫مرتیکه کیری، من هم‌رده‌شم.

‫تامی می‌خواد بدونه که اون بامپی جانسون...

‫کاکاسیاه کی پولش رو پس می‌ده.

‫دارم روش کار می‌کنم.

‫جیو،‌ فقط چند روز گذشته.

‫واقعا نمی‌فهمم چین چرا می‌خواست این بچه سوسول کله روغنی...

‫بدهیاش رو جمع کنه.

‫چین بهش اعتماد داره.

‫- کیر توت بابا. ‫- اوه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left