The first 200 lines.
کاروانیستا هر کسی رو که اینجا زندگی میکرد رو با خودش برد، چرا این کار رو میکرد؟
هر لوپار یه انسان تعیین شده داره
من انسان تو نیستم
ما باید اونارو نجات بدیم قبل اینکه خیلی دیر بشه
از چی باید نجاتشون بدین؟
فلوکس فلوکس چیه؟
سرباز خدماتی استاینستون-وی ویندر هستم
که دارم پستمو ترک میکنم
اینا بی هدفن
ذهنت بهم میخوره
دوباره سلام دکتر تو کی هستی؟
مبارزه نهایی ما آغاز شده
پایان جهان هستی
همیشه فک می کردم چه حسی داره
پایان جهان
ولی ما هنوز اینجائیم
حالا هرجایی که هست
دکتر
یاز، دن با توئه؟
من اینجام
سر تا پام فقط سیاه شده
آخرین چیزی که یادمه
اینه که ما تو تاردیس بودیم و فلوکس داشت سمت ما میومد
و بعد... هیچی
منم، فک کنم
من اونجا رو زمین بودم حتما مارو بیرون انداخته
آره حتما، ما کجائیم؟
همیشه اینطوریه؟ کجاشو دیدی
اگه مجبور باشم باهاش ارتباط برقرار کنم باید برگردیم زمین
که یعنی سپر لوپاری کار کرده ولی تاردیس ضربه خورده
به نظر میاد وسط یه میدون نبردیم
که میتونه به این معنی باشـ هی ازش دور بشین
دستاتون رو بهم نشون بدین چی برداشتین؟ بهم نشون بدین
ما چیزی برنداشتیم
میدونم اینجا چه خبره
لاشخورایی که دارن جیب این مردای مرده رو خالی میکنن
شما...؟
شما کی هستین؟ اهل کجایین؟
من دکترم، این یازه، اینم دنه از آشنایی باهاتون خوشبختیم
دنبال نشونه ای از زندگی هستیم اینجا
مطمئنا دکتر برای مردا استفاده میشه
تغییر پذیره
گشت نگهبانی. همشون مردن
برای کمک های پزشکی خیلی دیر شده
...ولی
شما خیلی به اینجا نزدیکین و نمیتونین باشین خانم خوشگله
اون نباید اینقدر به سباستپول نزدیک باشه
چند وقته اینجایی؟
سباستوپل دهه 1850
گرفتم میدونم کجاییم
جنگ کریمه، 1855 تضعیف امپراتوری عثمانی
سربازان انگلیسی دارن با روس ها میجنگن
چی؟ ما وسط جنگ کریمه هستیم
ولی این باعث میشه تو مری سیکول باشی
خودتی؟ مگه نه؟ خودتی؟
من خانم سیکولم تو هم یه دکتر برای این کشته شده هایی
همه هیس هیس
گوش کنین
این سربازای دشمنه برگردین برگردین
برین
کجای نبرد هستیم؟
چنتا روسی دارن با بریتانیایی ها میجنگن؟
تو سباستوپل داره چه اتفاقی میفته؟
این کلمه ای که هی داری میگی چیه؟
روس ها اونا با روس ها نمیجنگن
دارن با سونتاران میجنگن
طعم پیروزی رو بچشید سربازان من
بین بوی گندیده دشمنان مغلوب شدمون نفس بکشید
رو به جلو، پیش به سوی سلطه
سونتار ها
سونتار ها سونتار ها سونتار ها سونتار ها
ترجمه اختصاصی از تیم دکتر هو فارسی
Telegram ID: @DrWho_Farsi
:قسمت دوم جنگ سونتاران
صدامو داری؟ میتونی تعمیر کنی؟
میتونم چیکار کنم؟ میتونی تعمیر کنی؟
کجا هستم؟ میتونی تعمیر کنی؟ جواب بده
من باید با سیاره خودم ارتباط برقرار کنم
یه انقراض دسته جمعی نزدیک محل استقرار من رخ داده
ما میدونیم
فلوکس روی معبد داخلی تاثیر گذاشته میتونی تعمیرش کنی؟
چیو تعمیر کنم؟
دنبالم کن دنبالم کن
این پیش بینی نشده بود
کشیش های سه گانه فقط نگهبانن
ما نگهبانی و خدمت میکنیم
تاثیر رویداد فلوکس خیلی عالی بود
معبد به خطر افتاده موری نباید به خطر بیفته
میبینی؟ میتونی موری رو ببینی؟
اه
از اینکه مارو به سلامت از اونجا خارج کردین ممنونیم خانم سیکول
من همه راه های ورود و خروج این جنگ رو میشناسم
اگه بخوام به سلامتی از این مردا پرستاری کنم باید زنده بمونم
شما پرستار ارتشین؟
اه نه من برای خودم کار میکنم من نزدیک ترین پرستار به جبهه هستم
و اینم بیمارستانته؟
این خیلی بیشتر از یه بیمارستانه بچه جون
این بریتیش هتل منه
خب بزارین ببینم چیشده
اون واقعا یه شخصیت واقعی تاریخیه؟
باهاش حرف زدی مگه نه؟
و اون چیزای دیگه سونتاران
اونا بخشی از تاریخ نیستن نه؟
نه اون باید اینجا باشه نه اینکه اونا اینجا باشن
میتونه این مربوط به فلوکس باشه؟
تاریخ داره بازنویسی میشه؟
دن حالت خوبه؟
شما هم اینو میبینین؟
بی حرکت بمون دن
چی داره سر من میاد؟
اه
دن
دکتر
داشت محو میشد
انرژی بین ورتکس و فلوکس بهم برخوردن
داری تو فضا و زمان سقوط میکنی
یاز آروم باش من پیدات میکنم
قول میدی؟
قول میدم
در کجاست؟ من درو نیازد دارم
اونجاس فرمانده صداشو میشنوم
یه سرباز دیگه منتظر بمونه اینجا پخش بشین
اجازه بده بیام داخل باید نجاتشون بدم
پخش شین و اون انسان کثافتو پیدا کنین
من تو خونم
جیم
جیم منم دن
بابت خونه متاسفم جیم میتونم بعدا توضیح بدم
یالا دای برش دار
چی؟
امکان نداره
این دیگه چه کوفتیه؟
نقض مقررات منع رفت و آمد منجر به اعدام فوری میشه
سربازان دستگیرش کنین تقسیم شین و همه مسیر های فرار رو ببندین
مامان بابا؟
کدوم گوری بودی؟
دکتر؟
دن؟
من به یه جی پی اس جهانی نیاز دارم
بعدش میدونم کجام اگه این اتفاقا بیفته
چون همش این اتفاق میفته
این غیر قابل تحمله
سلام من یازم
قراره چطوری کنار بیایم؟
با چی کنار بیایم آقا؟ با هرچی، با همه اینا
فقط... هی میخواد جابجا بشه
چرا همون اول منو ازش رد نکردی؟
همون اول؟ مسخرم میکنی خانم؟
همون اول؟
خیله خب
میتونی بهم بگی چه سالیه؟
چطور؟ مگه فک میکنی این موضوع مهمیه؟
شاید باشه
سال پروردگارمون، سال 1820
فک میکنی طور دیگه ای هستش؟
خیلی متفاوت
همه ترسامون به حقیقت پیوسته
همشون متخلخلن
همشون خرابن
باید دوباره دنبالش کنم
کارای زیادی برای انجام دادن هستش
منم باهات میام نه نه
اگه تجربم درست باشه فایده ای نداره
اه
این وضعیت گیج کننده ایه
میتونی تعمیر کنی؟ میتونم چیکار کنم؟
هر کمکی مورد نیازه میتونی تعمیر کنی؟
آره میتونم
دقیقا به همین دلیله که من اینحام
خانم سیکول، من به خودم کمک کردم که رام... برای برنامه ریزی منظورمه
میتونی بعدا هم انجامش بدی ژنرال
و هی اینکارو تکرار میکنی
عصر بخیر دوستات کجان؟
باهاشون کار داشتن
در حالی که ما فعلا اینجاییم
ظاهرا خب پس بیشتر به بریتیش هتل خوش اومدین
تازه وارده، خانم سیکول؟
اه آره تو میدان جنگ باهم آشنا شدیم
این ستوان لوگانه از بخش لایت
من دکترم اه
خانم سیکول مطمئنا میتونن کار هارو با تو پیش ببرن
پیشرفت فردای ما بدون ریسک کردن نیستش
لطفا بهم بگو که نمیخوای بری پیش سونتاران تو میدون جنگ
بخاطر همینه که ما اینجائیم
نمیفهمی من قبلا هم با سونتاران جنگیدم
یه جورایی بهش شک دارم
سونتاران برای جنگ زندگی میکنن اونا یه نژاد کلونن
این همون چیزیه که بخاطرش بزرگ شدن این کل تاریخشونه
و اونا تو این کار خیلی خیلی خوبن
اونا سلاح هایی فرای تصوراتت دارن
پس اگه حتی تعدادشون بیشترم باشه
توصیه میکنم به هر قیمتی که شده درگیر نشین
پس خوشبختانه من فرمانده این لشکر
ارتش اعلیحضرتم و شما نه
خانم من دارم کار میکنم
میدونم میتونم بوی رام رو حس کنم ازت
چه مدته که سونتاران اینجا هستن؟
خارج از سباستوپل؟
نه، روی زمین اونا همیشه اینجا بودن
بهم اعتماد کن، من تاریخ رو میدونم و این درست نیستش
No comments yet. Be the first to leave one.