The first 200 lines.
معلوم هست چهخبر شده؟
این احمق قرار هست تحویل بده یا نه؟ !یه ساعت گذشته
!آروم باش. چیزی نیست
یه ساعت گذشته، ریموند
آدمت میاد یا نه؟
همونطور که گفتم، توی مرز یه تأخیر کوچیک بوجود اومده
بله، گفتی
اگه بخواد سرم شیره بماله میکشمش
من اینجا دارم ریسک سنگینی میکنم - ظاهراً سلام بدخلقی میکنه -
.شایده گرسنهاش شده خدا میدونه که من یکی گشنمه
،داریم چه غلطی میکنیم
چرا توی این انباری ول میچرخیم؟
،بریم یه غذایی بخوریم یهکم عرق بخوریم
،وقتی محموله برسه کارمون رو تموم میکنیم
ماشین نمیادش، نه؟
منظورت چیه؟
.شایعات رو شنیدم، ریموند همه شنیدیم
مردم پچپچ میکنن
چی پچپچ میکنن؟
بهش بگو دیگه منتظر نمیمونم
میگه قبضها پرداخت نمیشن
آره، منابع عیب دارن
مردم حرف میزنن، ریموند
موشها دارن از کشتی فرار میکنن
اگه دروغ گفته باشه یه گلوله میزنم وسط مغزش
،سلام... سلام توی زمین جنگ آدم داره
با سلاح منتظرن - ما به اون سلاحها نیاز داریم -
،اگه طبق قولت تأمین نشن میمیرن
ماشین میرسه
پسرهام سلاح لازم دارن
جون پسرهام به تو بستگی داره
خون اونها گردنِ توئه
آروم بگیر. آروم باش
،راینهارت، به مشتریت اطمینان بده
با اینکه از خودش و جنگ ،کوچیکش نفرت دارم
محمولهاش تو راهه
و بالأخره به اینجا میرسه
،گرچه، اگه انتظار داره تحویلش بگیره
باید تفنگش رو برگردونه تو شلوارش
،اگه اون ماشین پیداش نشه همهمون میمیریم. فهمیدی؟
میمیریم
بهش بگو تفنگ رو بذاره کنار
دیدی چیرشد؟
،به محض اینکه تونستم اومدم
ولی وضعیت توی مرز کمترین مشکلیه که داریم
چیشده؟ - تأمینکننده پیداش نشد -
یه آدم فرستادن که بهمون بگه هزینههاتون نرسیده
،خلی داد و بیداد شد بعدش گفت خانوادهی بک
دیگه با آقای ردینگتون کار نمیکنه
بعدش رفت
...خون پسرهام رو دستهای
،واقعاً، موشها دارن فرار میکنن دمبه
،اگه پرداختی صورت نگرفته
بخاطر اینهکه کاپلان داره یه کاری با بانک انجام میده
.با ایب تماس بگیر بیا بفهمیم جریان از چه قراره
« متـرجــم : امیــرعـلـی ، حسـامالـدین » « Nora , illusion »
« آقای کاپلان » شمارهی 4
لیویو، معامله صورت میگیره
اوضاع اونقدری که فکرمیکنی بد نیست
نه. نه
،نه، جادهی لاتویان از بین رفته که مشکلی... نداره
من منابع دیگهای دارم
نه، باید اون هزینهها رو دریافت میکردی
حدود 24 ساعت پیش ارسالشون کردیم
حرفی زد؟ به بریملی زنگ بزن
چی؟ بله، البته
همین الان تأییدش میکنم
چه بلایی سر بانک راینفلدن اومده؟
تأیید انتقال هزینهها
،باید بگم که میتونم بهت اطمینان بدم
از طرف ما هیچگونه رخنهی امنیتیای نبوده
...در این موضوع آقای ردینگتون مایله تجدیدنظر کنه
.اون تجدیدنظر نمیکنه ممنون
،بله. بله. وان هاسر رفته ،که باعث تأسفه
ولی معنای خاصی نداره
بهت اطمینان میدم مسیر امنه
و اسناد پاک هستن
.رایس رو پشتخط دارم ...اون
تنها ریسکت الان اینه که بیای بیرون و مشتریهات
،جنس نامرغوب تحویل بگیرن یا بدتر، آخرش دستگیر بشن
باشه
قطع کرد
خب، چیگفت؟ - سفارش رو کنسل کرد -
ظاهراً حسابهای فرانکفورت و باگان
جفتشون از بین رفتن
فکرمیکردم کاپلان از حساب حذف شده باشه
،لابد داره از جانب تو معامله میکنه
و میگه هنوزم نمایندهی توئه
آدم حالش جا میاد
واقعاً حس میکنم که بدنم اندروفینها رو دفع میکنه
همهش 15 دقیقه روی تردمیل بودی
آهسته قدم میزدی
سریع قدم میزدم
یه ورزش المپیکیـه
دیدی، واسه همین خیلی برام خوبی
هیچوقت تا اینحد ورزش نمیکنم
حس میکنم عالیام
انگار کاملاً استرسم از بین رفته
آرام مجتبی؟
بله؟
شما احضار شدین تا
در مقابل هیئتمنصفهی فدرالی حضور پیدا کنید
فردا. ظهر
همهچیز توی نامه هست
موضوع دربارهی نیروی ضربتـه؟
همه از اینها گرفتن؟
غیرقانونیه که به یه شاهد تحقیقات بگی
برای شهادت دادن احضار شده
به کسی نگو
!تَق، تَق
.بریملی بالأخره، یه چهرهی دوستانه
اینجا. اینجا
دوتا خرگوش
یه زن توی یه اتاق دیگهاست
میخوام کاری کنه بگه
اسم و آدرس رانندهی جدید کاپلان چیه
ورقبازی با سالتمنها رو رد کردم
...تا این رو تو روت بگم
دیگه نیستم
خواهش میکنم، میتونیم بعداً دربارهاش حرف بزنیم
چندساله باهات بودم... 19 سال؟
،حرف درست شده یه سری جسد پیداشده تحقیقات تشکیل دادن
میخوام کمکت کنم، ولی بدجوری ،تحتنظر قرار داری
،و نمیتونم ریسک کنم یه کار دیگه انجام بدم نه حتی برای تو
نیازت دارم، تدی
بتسی بهترین کاریه که از دستم برات برمیاد
میدونی اونبار توی لومپاک چیکار کرد
.نه مایت غبار خانگی بود نه بالشت هیپوآلرژنیک
،بزور تونستم و اون قبل از کاهش اکسیژن بافتیم بود
،هر اطلاعاتی که ازش میخوای
بتسی از زیرزبونش میکشه بیرون
و بعدش، شام خرگوش کبابی میخوره
کبابی نه. زندهزنده
دوستداره یهکم گلوش رو قلقلک بدی
...آقای ردینگتون، هر موضوعی که جریان داره
نمیخوام بدونم - حسابها -
تکتکشون رو بررسی کردم - خب؟ -
داره پاکتون میکنه
خیلی وحشیانهاست
آره، پزشکی قانونی میگه
بعد از مرگش، سرش رو بریدن
فکرمیکنی چرا ردینگتون همچین کاری بکنه؟
خب، شاید بهعنوان مدرک به کسی داده باشه
میدونی، واسه هشدار دادن به یه دشمن
ببین، من فکرمیکنم اینو داده به یه دوست
بهعنوان... یه کادو
مثل پیشکش
دونالد، میخوام بدونی
که میدونم چه حسی داری
از طرف آقای ردینگتون
تونستی شناساییش کنی؟ - آره -
جسد رو شناسایی کردم و تونستم دوستش رو هم شناسایی کنم
میدونی کجا پیداشون کنی؟ - پیداشون کردم -
درست جلوم وایساده
این ماکو تانیدا ـه
چندتا از بهترین مردها و زنهای اداره رو کشته
بعدش ردینگتون میره و میکشتش
چرا ردینگتون اینکارو بکنه؟
در عوض محافظتِ تو
تا جنگل تعقیبت کردم
تو و کین رو با ردینگتون دیدم
اشتباه میکردم
کین به ردینگتون اطلاع نمیداد
،ردینگتون داشته با تو اطلاعات میداده به اداره
بعد از اونهمه تلاشمون برای تعقیب و دستگیرکردن ردینگتون
بعد از تمام کارهایی که ردینگتون انجام داده
تحتتعقیبترین مرد آمریکا
تو باهاش معامله کردی - نه -
نه، جولیان. من معامله نکردم، باشه؟
...دادگستری معامله کرد، و ،وقتی من فهمیدم
،همین حسی که الان داری دقیقاً احساسی بود که داشتم
پس بعدش چیشد؟
،ردینگتون سر تانیدا رو قطع کرد
،و تو فکرکردی
وای، بدک نیست یه قاتل رو" "سمت خودت داشته باشی؟
.نه. نه، خودت سوابق رو بررسی کردی اسسیآی7 رو خوندی
میدونی چه کارهای خوبی انجام دادیم
الان میخوای توجیه کنی... واسه من؟
به مدت چهارسال، تنهایی تونستیم از تمام بخشهای دیگه
افراد ردهبالای بیشتری رو دستگیر کنیم
آره. باشه
ردینگتون یه قاتل بزرگه
اگه بتونم ثابت کنم تو یا هرکسی دیگه توی نیروی ضربت
چشمش رو بسته وقتی ردینگتون ،همچین آدمهایی رو کشته
کارتون رو میسازم
آره. کار همه رو میسازم
الان تهدیدم کردی؟ - یه قولـه -
دان حولیو
ریموند
حالت چطوره؟
دلم واسه آلونیسس تنگ شده
،بدون پول، کلبهای در ساحل رؤیاهای ننگین
خیلی وقت پیش بود
خیلیخیلی وقت پیش
گفتی سؤال داری
اگه اینطوره، باید ازت بخوام سریع بپرسی
دان حولیو، نمیدونستم آدم ،بیادبی باشی
خصوصاً در زمان غذاخوردن
یه حرفهایی شنیدم، ریموند
،و شنیدم که همکارت، آقای کاپلان
No comments yet. Be the first to leave one.