The first 200 lines.
این عشق بود؟
چی شده؟ اعتماد به نفسش رو نداری؟
...اگه این نیست
پس باهام کار کن
اگه ردم نکردی، پس منو بکش بالا
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
"قسمت چهارم"
این دیگه چی بود؟- از سر تا پام کاملا خیس شدم-
لعنتی
اه
نونا
یون وو؟
اینجا چی کار میکنی؟
برای یه کاری اومده بودم و الان دارم میرم خونه
لباس هات چی شدن؟
باید برم تمیز کنم خودمو
!چی؟ هی صبر کن
چرا آبنما باید همون موقع و همون جا باز میشد؟
خاک بر سر
پس باهام کار کن
انگاری همیشه وقتی نزدیک آب باشه حرفای مهمو میزنه
مامان
باید جوابشو بدی. انگار تلفن مهمیه
موردی نیست
پس گفتی باهاش کار میکنی. کارگردان فیلمی؟
نه، من نویسنده ام
احتمالا وقتی اسممو بشنوی بشناسی ام
...پس- درسته-
...میتونی اسممو آنلاین سرچ کنی، اون وقت سایت
آقای چون اوک من؟
شما همون نویسنده ای هستین که موافقت کردید توی مدرسه راهنمایی هانباک حرف بزنید
چی؟ مدرسه چی؟
من معلمی ام که تدارکش رو دیده و خیلی هم ممنونم
با تشکر از ا جونگ، میتونیم حرفاتون رو بشنویم
ا جونگ اینو گفته؟
حتما صمیمی هستید
که اینطوری با هم حرف میزنید
میبینم که خبر نداری
خب، رابطه مون خیلی قدیمیه
فکر نکنم خودمو معرفی کرده باشم
اسمم اوه یون وو عه و با نونا زندگی می کنم
با ا جونگ زندگی می کنی؟
از آشنایی تون خوشبختم، آقای چون
بله، منم از دیدن شما خوشبختم
ببخشید
خیلی طولش دادم، مگه نه؟
نه اصلا. فقط دست دادیم و سلام کردیم
واقعا؟
به هر حال، پس من میرم
چی؟ صبر کن. هنوز حرفامون تموم نشده
چش بود این؟
پسرم
میتونم غذای اصلی رو بیارم؟
بله، البته
وای، برام یه پیام فرستاده
!ای وای
مادر خانم مدیر مدرسه شون فوت شده
میدونستم. پسرم اینطوری نیست که کسی رو قال بذاره
پسرم توی مدرسه ای کار میکنه که بنیادمون اونو میچرخونه
پس فکر کنم نمیشه به مراسم ختم نرم
چطوره بعدا من برای غذا دعوتتون کنم خونه مون؟
...شاید جناب نماینده بتونن به ما ملحق بشن
شایعاتی درباره این وجود داره که
شما نمی تونید به خوبی پسرتون رو کنترل کنید
فکر کنم حقیقت دارن
ببخشید؟- بابتش متاسف نباشید-
قصد ندارم
پیش شوهرم از شرکت سرگرمی چونمیونگ بد بگم
همیشه همینطوریه. حرفشو میزنه و میره
چطور میتونه همینطوری ولم کنه وقتی به عنوان تهیه کننده کلی کار برای انجام دادن دارم؟
شاید باید می رفت جایی
راه نداره. از اون مدل آدمایی نیست که منطقی برخورد کنه
هر طوری بتونه با مردم بازی میکنه
از وقتی میشناسمش
...عین چی رو مخ بوده- نونا-
حتما شما دو تا بهم نزدیکید
چی؟
همین الان گفتی از "وقتی که می شناسمش"
یعنی، از همون اولی که دیدمش اینطوری بود
تازه گفت شما دو تا خیلی وقته همدیگه رو می شناسید
چی؟
اینو گفت؟
درباره ی سخنرانی اش به عنوان مهمان صحبت کردیم،منم ازش تشکر کردم
درسته، سخنرانیش
اونو یادم رفته بود
...خب
یون وو، میدونم خیلی پرروییه که اینو بگم
اما میشه یکی دیگه رو برای مهمون سخنرانی تون پیدا کنی؟
همونطور که خودت الان دیدی، میتونه خیلی بی ادب باشه
کسی که اونقدر بی ادبه نباید جلوی بچه ها حرف بزنه
وقتی اینقدر بد اخلاقه شُهرتش چه فایده ای داره؟
مطمئنی دلیلش اینه؟
البته
باشه. اگه اینقدر اذیت میشی پیدا میکنم
واقعا؟ پیدا میکنی؟
آره، معلومه
ممنون یون وو
خیلی ممنونم- چی؟-
با هم میاید خونه؟- !مامان-
وای بهم نگو شما دو تا سر قرار بودین
داری میری حموم؟
داشتی بدون من می رفتی سونا؟
امکان نداره مامان. منم با خودت ببر
بیا بریم. منم باهات میام- چی؟ ها حتما-
بدو. بیا بریم
هانی، چی شده؟
چرا شما دوتا باهمید؟- چی؟-
باید اینو دو درصد در نظر بگیرم؟
دو درصد؟
هیچی آقای اوه. شب بخیر
منتظرم بمون- این دیگه چی بود؟-
امروز روز تعطیلی ات نبود؟
آره، اومدم اینجا ریلکس کنم
برگردید سر کارتون، بچه ها- هانی، مامان بزرگ برگشته-
بفرما- همه چی عالی به نظر میرسه-
هانی، اینم مال تو
ا جونگ ،وقتی که چون از یون وو خواسته بودم
بیاد با ما زندگی کنه،نزدیک بود کله مو بکنی
خودمو سرزنش کردم که غیرمعقول رفتار کرده بودم
اما چیزی که امروز دیدم منو از یه چیزی مطمئن کرد
مامان اگه میخوای حرف الکی بزن برو یه شیفت بردار
میرم داخل عرق کنم
باشه- باشه-
زیاد نمونی که خسته بشی
میگی از چی مطمئنم؟
مطمئنم بهترین تصمیم رو گرفتم
مامان باید بس کنی. داری معذبش میکنی
جدا؟ از کی من مردمو معذب می کنم؟
امروز ساعت 5:27 عصر
سلام. ریو جینم
...سلام؟ سلام
این باید شماره آقای اوه باشه
سرچ: ریو جین
صبرکن، پس این ریو جین بود که تلفن رو جواب داد؟
اگه این همون ریو جین معروف باشه
!مامانم چه روابط و ضوابط خفنی داره
مامان بزرگت داره منو میکشه، میدونی؟
مامان
بله؟
تا حالا با کسی رابطه داشتی؟
چی؟
جشن گرفتن صد روزگی، دویست روزگی
سینما رفتن و دست همو گرفتن
قبلا این کارو کردی؟
البته که داشتم
واقعا؟ با کی؟
یکی که از خودت جوون تره؟
وایسا
...تو
دوست پسر داری، مگه نه؟
چی؟
اولین کاری که توی مدرسه جدیدت کردی این بوده که دوست پسر پیدا کردی؟
از خودت کوچیک تره؟
اینطوری نیست، مامان
اگه ازت کوچیک تره یعنی ابتداییه؟
درسته؟
می خوام اسمش، شماره اش، غذای مورد علاقه اش و شماره خواهر برادرهاشو بدونم
این بهم میگه به دردت میخوره یا نه. میدونی که چقدر حدسام خوبن
راستش توی شناختن آدما افتضاحی
واقعا؟ میخوای اینطوری بگی؟
باشه
پس بیا. با غلغلک ازت حرف میکشم
نه، نکن. وایسا
بهم بگو- نکن ، میشه؟ -
...خب پس
یه خورده بیشترش میکنم
کیه؟- !نکن مامان-
اما دارم میمیرم که بدونم- ! بس کن -
یا شایدم نه
خانم نو ا جونگ رو می شناسی؟
من دخترش هانی ام
شروع میکنیم بچه ها- !باشه-
داریم میریم روی آنتن
سه، دو، یک
شروع
به قسمت سوم برنامه ی خوشامدگوبی عصرِ هونگ یون هوا خوش اومدید
زمان استاد رتبه بندیه و مهمون امروز مون
کسی نیست جز پسر شیرین وطن
به زودی به خارج میره تا هالیوود رو هم فتح کنه
!لطفا به ریو جین خوش آمد بگین
سلام
الان یه سالی میشه که میخواستیم شما رو به برنامه دعوت کنیم
چی شد که انقدر طول کشید؟- ببخشید-
زمان بندی اش از این بهتر نمیشد
چون وقتی برید هالیوود سرتون از اینم شلوغ تر میشه
به هر حال، به خاطر همینه که الان اومدنشون به اینجا انقدر ارزشمنده
پس امروز یه قسمت ویژه آماده کردیم
!عالیه
احسنت! بزرگ و پرشور مثل هالیوود
!واو- !واو-
خیلی خب
عالی بود. ممنون که تشویق کردید
قبل از اینکه بخش رو شروع کنیم بیاید به یه آهنگ گوش بدیم
بزرگ و پرشور، درسته؟
ممنون
ممنون. اینم از متن امروز
رتبه بندی امروز چطور بود؟
پنج موضوعی که مرد ها رو میترسونه
به نظر جالب میاد
سه: رودررو شدن با بچه ای که نمیدونستم دارم
No comments yet. Be the first to leave one.